فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

روزه به ما كمك مى كند تا با تقوا شویم

((لعـلّكم تتّقون ))؛ یعنى روزه به ما كمك مى كند تا باتقوا شویم . تقوا یعنى مـراقبت از خود. البته مصادیق تقوا را در روایات معیّن كرده اند؛ انجام واجبات ، فرایض و ترك محرّمات . مفهوم تقوا این است كه انسان مراقب خود باشد؛ یعنى مراقب مشى و جهتگیرى و حـركـات و واردات ذهـنـى و ایـمـان خود. انسان باید مراقب خود باشد كه چه بشود و چه نشود؛ چون معمولا مراقبت با این هدف است كه چیزى اتفاق بیفتد و چیزى اتفاق نیفتد. چیزى كه مراقبت مى كنیم تا اتفاق بیفتد، سلوك در صراط مستقیم است . از خود مراقبت كنیم تا در صـراط مـسـتـقـیـم الهـى و در جـهـت هـدفى كه آفرینش ما براى آن است و اسلام آن را به ما مـعرفى كرده است ، حركت كنیم . مراقبت كنیم براى این كه دچار انحراف و لغزش نشویم . طبیعت بشر، لغزش پذیر است . عوامل لغزش و انحراف در درون خود ماست . غرایز ما اگر هدایت و كنترل نشود، هر كدام مى تواند مجرا و منفذى باشد براى سقوط و نیز خروج ما از صـراط مـستقیم . مهمترین این غرایز، حبّ نفس و خوددوستى انسان است . البته این غریزه ى لازمى براى وجود انسان است . همین خوددوستى است كه انسان را به حركت تكاملى به سمت قـله هـاى عـروج انـسـانـى وادار مـى كـنـد. امـا اگر همین خوددوستى و حبّ نفس هدایت نشود، از انـحـرافـات بـزرگ سـر بـر مى آورد. ثروت اندوزى ، قدرت طلبى ، كامجویى ، زیاده طلبى و انحصارطلبى انسان و انحرافات بزرگى كه در تاریخ بشر اتفاق مى افتد و ظـلمـهـاى بـزرگـى كـه شـده اسـت و مـى شود، همه ى اینها به غریزه ى حبّ نفسى بر مى گـردد كـه بـعـضـیـهـا به آن میدان داده اند و براى خاطر آن ، مرتكب این خطاها و خیانتها و فـجـایع بزرگ شده اند. حبّ نفس از جمله ى همین غرایزى است كه اگر مراقبت و دقت نشود، سركشیهایى كه از این طریق به وجود مى آید، همه ى آرمانهاى والاى انسانى و آسمانى را از بین مى برد و لگد كوب مى كند و همه ى حقوق را در زیر پاى ظلم و طغیان و سركشىِ انـسـانِ هـدایـت نـشـده و مـراقـبـت نـشـده ، نـابـود مـى كـنـد. عـوامـل گـونـاگونى مى تواند این هدایت را در وجود ما تضمین كند؛ اما از همه مهمتر تقواى خـود مـاسـت . ما باید مراقب و مواظب خود باشیم و از عیوب خود اغماض ‍ نكنیم . حبّ نفس موجب مـى شود انسان بسیارى از عیوبى را كه در دیگران مى بیند و پیشانى در هم مى كشد، در خـود بـبـیـند، اما از آن چشم پوشى كند. بسیارى از خطاهایى كه ما در دیگران آنها را زشت مـى شـمـاریم و گاهى علنى از آنها بدگویى مى كنیم ، وقتى در خود ما به وجود بیاید، با چشم اغماض به آنها نگاه مى كنیم . این بر اثر بى مراقبتى است ؛ یعنى از گناه و عیب و اشكالى كه در وجود ما هست ، سطحى عبور مى كنیم . وقتى نگاه مراقبِ تیزبینِ عیبجو كه بـایـد انـسـان هـمـیـشـه بـه خود توجه داشته باشد، نبود، این اشكالات به وجود مى آید. بنابراین تقوا این قدر مهم است .
شـمـا مـلاحـظـه كنید، شهید بزرگ این ماه ـ امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة والسّلام ) ـ یكى از مـهـمـتـریـن فـصـولى كـه بـیـانـات خـود را بـه آن مـتـوجـه و در آن مـتـمـركـز كـرده است ، فـصـل تـقـواسـت . سرتاسر نهج البلاغه ، تقواست . در نامه ها، دعوت به تقواست . در خـطـبه ها، دعوت به تقواست . تقوا پایه ى رستگارى انسان و جامعه است ؛ ما نباید آن را دسـت كـم بـگـیـریـم . تـقـوا را هـم نـمـى شـود بـر كـسـى تحمیل كرد. خود ما باید به خود هشدار و تذكر بدهیم و ذكر خدا و توجه به خدا و توجه بـه وظـیـفـه و صـادق بودن را به خود تلقین كنیم ؛ خودمان را به عدم انحراف از صراط مستقیم وادار نماییم . روزه در این راه به ما كمك مى كند.
مـاه رمـضـان فـرصـتـى اسـت بـراى رعایت بیشتر تقوا. چرا؟ چون ماه رمضان ، ماه كفّنفس و خـویـشـتـندارى است . حداقل آن ، خویشتندارى از خوردن و آشامیدن و لذایذ جسمانى است ؛ اما حداكثر آن ، خویشتندارى از گناهان و خطاهاى اخلاقى و رفتارى است ؛ آن هم در معناى صوم و وظـایـف مـاه صیام هست و ما را به آن وادار و تحریض ‍ كرده اند. اگر روزه بگیریم ، این خویشتندارى اى كه در این ماه تمرین مى كنیم ، ما را به همان تقوا و مراقبت نزدیك مى كند؛ چـون از خـود مراقبت مى كنیم تا از صراط مستقیم تخطى نكنیم . این خویشتندارى هم تمرین همین مراقبت است ؛ یعنى تخطى نكردن . وظیفه ى ما در فضاى ماه مبارك رمضان این است .
خـداى مـتـعـال بـركـات و رحمت خود را در ماه رمضان براى بندگان خود مقدر و مقرر كرده است . در روایت داریـم كه درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است ؛(107) یعنى رابطه ى قلبى انسان بـا خـدا در ایـن مـاه آسـانـتـر از هـمیشه است . در روایت داریم كه درهاى بهشت در ماه رمضان گـشـوده اسـت (108)؛ یـعنى به بركت روزه و توجه و خشوعى كه لازمه ى روزه است ، فـرصـت و تـوفـیـق كـار نیك براى انسان وجود دارد. البته فرصت به معناى تحقق آنچه انـسـان از آن فـرصت جستجو مى كند، نیست ؛ اراده و دنبالگیرى و خواست و حركتِ ما را لازم دارد. در هـر حـال ایـن فـرصـت وجـود دارد و ما مى توانیم از آن بهره ببریم و استفاده كنیم .(109)

روزه ، پلّكانى به سمت تقوا

روزه ، پـلّكـانـى بـه سـمـت تـقـوا و وسـیـله اى بـراى تـاءمـیـن آن در وجـود و دل و جـان شـمـاسـت . تـقـوا ایـن اسـت كـه انـسـان در هـمـه ى اعمال و رفتار خود مراقب باشد كه آیا این كار مطابق رضاى خدا و امر الهى است ، یا نه ؟ این حالت مراقبت و پرهیز و برحذر بودن دائمى ، اسمش تقواست .
نقطه ى مقابلِ تقوا، غفلت و بى توجهى و حركت بدون بصیرت است . خدا، ناهوشیارى مؤمـن را در امـور زنـدگـى نـمـى پـسـنـدد. مـؤمـن بـایـد در همه ى امور زندگى ، چشم باز و دل بیدار داشته باشد. این چشم باز و دل بیدار و هوشیار در همه ى امور زندگى ، براى انـسـان مـؤمن این اثر و فایده را دارد كه متوجه باشد كارى كه مى كند، برخلاف خواست خـدا و طـریـقـه و مـمـشـاى دیـن نـباشد. وقتى این مراقبت در انسان به وجود آمد كه گفتار و عـمـل و سـكـوت و قـیـام و قـعـود و هـر اقدام و تصرف او، برطبق خط مشى اى است كه خداى مـتـعـال مـعـیـن كـرده ، اسـم ایـن حـالت هوشیارى و توجه و تنبه در انسان تقواست ، كه در فارسى به پرهیزگارى ترجمه شده و مقصود از پرهیزگارى این است كه حالت پرهیز و برحذر بودن ، همیشه در انسان زنده باشد. فایده ى روزه این است .(110)

تـقـوا یـعـنـى مـواظـب رفـتـار خـودتـان بـاشـیـد كـه خـلاف امـر و نـهـى خـدا رفـتـار نكنید

مـواظـب بـاشید از امتحان ، سربلند بیرون بیایید. راهش هم این است كه تقوا را درخودتان ذخیره كنید. تقوا یعنى همین كه مواظب رفتار خودتان باشید كه خلاف امر و نهى خدا رفتار نـكـنید. این ، معناى تقواست . یك وقت ممكن است سررشته از دست انسان خارج شود و گناهى هم از او سر بزند. مهم این است كه شما مراقب باشید و بنا داشته باشید كه گناه نكنید. این ، آن روحیه ى تقواست . این روحیه ى هشیارى است ، كه وقتى شما هشیار خودت بودى ، هـشـیـار دشمنت هم هستى . وقتى مواظب شیطان درون خودت بودى ، مراقب شیطان بیرونى هم خـواهـى بـود. وقـتـى شـیـطان درون ما نتواند به ما آسیب برساند، شیطان بیرون هم به آسانى نخواهد توانست ما را محكوم كند و ضربه وارد سازد. این ، آن پیام ماه رمضان است :
((كـُتـِبَ عـَلَیـْكُمُ الْصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون .(111 »
این مقدمه ى تقواست ، و تقوا، غایت است .(112)