فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

تقواى الهى ، یكى از بزرگترین دستاوردهاى ماه مبارك رمضان

هـدف از روزه ، تـقواى الهى است و یكى از بزرگترین دستاوردهاى ماه مبارك رمضان است . امیدوارم من و شما بتوانیم به بركت این ماه ، در رفتار خود، در گفتار خود، در احساسات و انـدیـشـه هـاى خـود، تـقـواى الهـى و آن مـراقـبـت عـظـیـم را حـاكم كنیم و خود را یك قدم به كـمـال انـسانى نزدیك سازیم . بعد هم صحبت كوتاهى درباره ى روزه است ، كه وظیفه ى عمده در این ماه مبارك مى باشد.
خـداى متعال ، بشر را طورى آفریده است كه به تربیت احتیاج دارد. هم از بیرون باید او را تـربـیـت كـنـنـد، هـم از درون ، خـودش بـایـد خـودش را تـربـیـت كـنـد. در مـقـوله ى مـسـائل مـعـنـوى ، ایـن تـربـیـت ، یـكـى تـربـیـت فـكـر و قـواى عـقـلانـى اوسـت ، كـه محل این تربیت ، تعلیم است ، و یكى تربیت نفس و قواى روحى و قوه ى غضبیه و شهویه ى اوست ، كه نام این تربیت ، تزكیه است .
اگر انسان تعلیم درست و تزكیه درست بشود، همان ماده ى مستعدى است كه در كارخانه ى مـنـاسـبـى شـكل مطلوب خود را پیدا كرده و به كمال رسیده است . هم در این نشئه ، وجود او منشاء بركت و خیر و مایه ى آبادى جهان و آبادى دلهاى انسانهاست ، هم وقتى وارد نشئه ى دیـگـر شـد و بـه عـالم آخـرت قـدم گـذارد، سـرنوشت او همان سرنوشتى است كه همه ى انـسـانـها از اول تا امروز مشتاق آن بوده اند؛ یعنى نجات ، زندگى ابدى سعادتمندانه و بـهـشـت . لذا انـبیاء از اول تا نبى مكرمِ خاتم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم )، هدف خود را تـعـلیـم و تـزكـیـه مـعـیـّن كـرده انـد؛ ((یـُزَكِّیـهـِمْ وَ یـُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ(106 ». انسانها را، هم تربیت عقلانى و تربیت فكرى مى كنند، و هم تربیت روحى .
تـمـام عـبـادات و تـكـالیف شرعى اى كه من و شما را امر كرده اند تا انجام بدهیم ، درحقیقت ابـزارهـاى هـمـیـن تـزكـیـه یـا هـمـیـن تـربـیـت اسـت ؛ بـراى ایـن اسـت كـه مـا كامل بشویم ؛ ورزش است . همچنان كه اگر ورزش نكنید، جسم شما ناتوان ، بى قدرت و آسـیـب پـذیر خواهد شد و اگر بخواهید جسم را به قدرت ، به زیبایى ، به توانایى ، بـه بـروز قـدرتـها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید. نماز، ورزش است ؛ روزه ، ورزش است ؛ انفاق ، ورزش است ؛ اجتناب از گناهان ، ورزش است ؛ دروغ نگفتن ، ورزش اسـت ؛ خیرخواهى براى انسانها، ورزش است . با این ورزشها، روح ، زیبا و قوى و كـامل مى شود. اگر این ورزشها انجام نگیرد، ممكن است به ظاهر خیلى پسندیده به نظر بیاییم ، اما باطنمان ، یك باطن ناقص و نحیف و حقیر و آسیب پذیر خواهد بود. روزه ، یكى از این ورزشهاست .
روزه فـقـط ایـن نیست كه انسان نخورد و نیاشامد. این نخوردن و نیاشامیدن ، باید از روى نـیـت بـاشـد، والاّ اگـر شـمـا یـك روز بـه خـاطـر گـرفـتـارى و یـا اشـتـغـال بـه كار، دوازده ساعت ، پانزده ساعت فرصت نكنید چیزى بخورید، هیچ ثوابى بـه شـمـا نـخـواهـنـد داد. امـا هـمـیـن امـسـاك را وقـتـى بـا نیّت انجام دادید ـ اجعلنا ممّن نوى فعمل ))؛ نیت كند و به دنبال آن ، عمل انجام دهد ـ این همان گوهر درخشانى مى شود كه به شما ارزش مى بخشد و روح شما را قیمتى مى كند.
شـرط روزه ، نـیـّت اسـت . نـیـّت یـعـنـى چـه ؟ یـعـنـى ایـن عـمل را،این حركت را، این امساك و تمرین را، جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دسـتـور الهـى . ایـن اسـت كـه بـه هـر كـارى ارزش مـى بـخـشـد.لذا در دعـاى شـبـِ اول مـاه مـبارك مى خوانید كه : ((اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ نَوَى فَعَمِلَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِمَّنْ شَقِیَ فـَكـَسـِلَ .)) كسالت ، بى رغبتى و بى نشاطى براى كار ـ چه كار معنوى ، چه كار مادى ـ شقاوت است .
روزه ، یكى از بهترین كارهاست . با این كه به ظاهر اقدام نكردن است ؛ اما در باطن اقدام اسـت ، عـمـل اسـت ، كـار مـثـبـت اسـت . چون شما نیّت این كار را دارید؛ لذا از هنگامى كه وارد صـحنه روزه دارى مى شوید ـ یعنى از بعد از لحظه ى طلوع فجر ـ تا آخر روز به طور دائم بـه خـاطـر ایـن نـیـّت ، در حال عبادتید. اگر هم بخوابید، دارید عبادت مى كنید، همین طور راه بروید، دارید عبادت مى كنید.
ایـن كـه از قـول نـبـى اكـرم (عـلیـه و عـلى آله الصـّلاة والسـّلام ) نـقـل شـده اسـت كـه فـرمود: ((أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ ))؛ خـوابـیـدن و نـفـس كـشیدن شما عبادت است ، خواب چطور عبادت مى شود؟ نفس كشیدن چطور ((سـبـحـان اللّه )) گـفـتـن مـى شـود؟ ایـن بـه خـاطـر آن است كه شما بیكار هم كه بـاشـیـد، هـیـچ اقـدامـى هـم كـه نـكـنـید، چون با این نیّت وارد این وادى شده اید، یكسره در حال عبادتید.
در روایـت دیـگر مى فرماید: ((نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِیحٌ ))، سكوت هـم كـه مـى كـنـیـد، مـثـل ایـن اسـت كـه ((سـبـحـان اللّه )) مـى گـویـیـد. ((و عمله متقبل و دعائه مستجاب ))؛ عمل شما مقبول و دعایتان مستجاب است . سكوت شما عبادت است ، نـفس كشیدن شما عبادت است ، خوابیدن شما عبادت است . چرا؟ چون شما دارید این امساك و این دست كشیدن از بخشى از لذات جسمانى را، براى خدا در یك مدت سى روزه ـ ماه رمضان ـ تجربه مى كنید.
هـمـه ى ایـن عـبـادت و دیـگـر عـبـادات ، بـرگرد این محور مى گردد كه انسان با مشتهیات نـفـسـانـى و بـا لذایـذى كـه انـسـان را به پستى مى كشانند و برده مى كنند، مبارزه كند. افـسـار گسیخته كردن نفس انسانى ، هنر نیست . هر چه در توان دارى لذت ببرى ، براى انـسـان كـمال نیست ؛ این از مقوله ى حیوانیت است ـ انسان هم یك جنبه ى حیوانى دارد ـ تقویت جـنـبـه ى حـیـوانـى اسـت . البـتـه جنبه ى حیوانى هم جزو ماست و نخواسته اند كه ما آن را نـداشـتـه بـاشیم . خوردن ، آشامیدن ، استراحت كردن ، لذت مباح بردن ، جزو وجود ماست ، اشـكـال هم ندارد و كسى آنها را منع هم نكرده است . آنچه ممنوع است ، این است كه انسان در ایـن جـنـبـه غـرق شـود. مـادیـگرى ، انسان را به غرق شدن در این جنبه مى كشاند. ادیان و روشهاى عقلانى عالم ـ كه روش الهى ، مبتنى بر پایه هاى عقلانى است ـ جلوِ انسان را مى گـیـرد، تـا در این سراشیب لذت برى از لذایذ و مشتهیات زندگى ، اختیار خود را از دست نـدهد و فرو نغلتد. هر دعوتى كه انسان را به لجام گسیختگى در لذات بكشاند، دعوت بـه آتـش و دعـوت بـه بـدبـخـتى و هلاكت است . به طور كلى ، دعوت انبیاء، دعوت حكما، دعـوتـهـاى الهـى ، در جـهـت كـفّ نـفـس از ایـن لذایـذ اسـت ، كـه روزه هـم از ایـن قبیل است . به همین خاطر است كه در روایات ما، ماه رمضان ، یك صحنه ى مناسب شمرده شده است براى این كه انسان در این ماه تمرین كند و مجموعه گناهان را ترك گوید.
یـك روایـت از امـام صـادق (عـلیـه الصـّلاة والسّلام ) است كه خطاب به ((محمّدبن مُسلم )) مى فرماید:
((یـا مـحـمـّد! إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ لِسانُكَ وَ لَحْمُكَ وَ دَمُكَ وَ شَعْرُكَ وَ بـشـرُكَ.)) امـام صـادق بـه ایـن یار و شاگرد نزدیك خود مى فرماید كه وقتى روزه مـى گـیـرى ، بـاید شنوایى تو روزه گیر باشد، بینایى تو روزه بگیرد، زبان تـو روزه بـگـیـرد، گـوشـت و خـون و پـوست و موى و بشره ى تو روزه دار باشد؛ دروغ نـگـویـى ، انـسـانهاى مؤمن را دچار بلا نكنى ، دلهاى ساده را اغوا نكنى . براى برادران مـسـلمـان و جـامـعـه ى اسـلامـى توطئه درست نكنى ، بدخواهى نكنى ، بددلى نكنى ، تهمت نـزنى ، كم فروشى نكنى ، امانتدارى كنى . انسانى كه در ماه رمضان با كف نفس خود، از خـوردن و آشـامـیـدن و مشتهیات نفسانى و جنسى روزه مى گیرد، باید زبان خود، چشم خود، گـوش خـود، و هـمـه ى اعـضـا و جـوارح خـود را روزه دار بـدانـد و خـود را در مـحـضر خداى متعال و دورى گزیده از گناهان بینگارد. دنباله ى روایت مى فرماید:
((وَلایـَكـُونُ یـَوْمَ صـُوْمـِكَ كـَیـَوْمِ فـِطـْرِكَ ))؛ روز روزه ى تـو، مـثـل روز فـطـر تـو نـباشد؛ مثل روزهاى عادى باشد. روز ماه رمضان هم همان گونه رفتار كنى كه در روزهاى عادى رفتار كردى . باید به تربیت نفس توجه كنى و این فرصت را مغتنم بشمارى .
در یـك روایـت دیـگـر مـى فـرمـایـد: ((صـَوْمُ الْنَّفـْسِ اِمـْسـاكُ الْحـَواسِّ الْخـَمـْسِ عـَنـْ سـائِرِالمـَاءثـِمِ.)) از امـیـرالمـومـنـیـن (عـلیـه الصـّلاة والسـّلام ) نقل شده است كه روزه ى نفس ، غیر از روزه ى جسم و روزه ى شكم است . روزه ى نفسِ انسان ایـن اسـت كـه هـمـه ى حـواس پـنـجگانه ى او از گناهان امساك كنند. ((وَ خُلُوِّ الْقَلْبِ مِنْ جـَمـِیـْعِ اَسـْبـابِ الْشَّرِ ))؛ دل از همه ى موجبات و اسباب شر و فساد خالى شود. با خـداى مـتـعـال و بـا بـنـدگـان خـدا، دل را صاف و بى غلّ و غش كنیم . در این جهت ، روایات زیادى هست .

روزه به ما كمك مى كند تا با تقوا شویم

((لعـلّكم تتّقون ))؛ یعنى روزه به ما كمك مى كند تا باتقوا شویم . تقوا یعنى مـراقبت از خود. البته مصادیق تقوا را در روایات معیّن كرده اند؛ انجام واجبات ، فرایض و ترك محرّمات . مفهوم تقوا این است كه انسان مراقب خود باشد؛ یعنى مراقب مشى و جهتگیرى و حـركـات و واردات ذهـنـى و ایـمـان خود. انسان باید مراقب خود باشد كه چه بشود و چه نشود؛ چون معمولا مراقبت با این هدف است كه چیزى اتفاق بیفتد و چیزى اتفاق نیفتد. چیزى كه مراقبت مى كنیم تا اتفاق بیفتد، سلوك در صراط مستقیم است . از خود مراقبت كنیم تا در صـراط مـسـتـقـیـم الهـى و در جـهـت هـدفى كه آفرینش ما براى آن است و اسلام آن را به ما مـعرفى كرده است ، حركت كنیم . مراقبت كنیم براى این كه دچار انحراف و لغزش نشویم . طبیعت بشر، لغزش پذیر است . عوامل لغزش و انحراف در درون خود ماست . غرایز ما اگر هدایت و كنترل نشود، هر كدام مى تواند مجرا و منفذى باشد براى سقوط و نیز خروج ما از صـراط مـستقیم . مهمترین این غرایز، حبّ نفس و خوددوستى انسان است . البته این غریزه ى لازمى براى وجود انسان است . همین خوددوستى است كه انسان را به حركت تكاملى به سمت قـله هـاى عـروج انـسـانـى وادار مـى كـنـد. امـا اگر همین خوددوستى و حبّ نفس هدایت نشود، از انـحـرافـات بـزرگ سـر بـر مى آورد. ثروت اندوزى ، قدرت طلبى ، كامجویى ، زیاده طلبى و انحصارطلبى انسان و انحرافات بزرگى كه در تاریخ بشر اتفاق مى افتد و ظـلمـهـاى بـزرگـى كـه شـده اسـت و مـى شود، همه ى اینها به غریزه ى حبّ نفسى بر مى گـردد كـه بـعـضـیـهـا به آن میدان داده اند و براى خاطر آن ، مرتكب این خطاها و خیانتها و فـجـایع بزرگ شده اند. حبّ نفس از جمله ى همین غرایزى است كه اگر مراقبت و دقت نشود، سركشیهایى كه از این طریق به وجود مى آید، همه ى آرمانهاى والاى انسانى و آسمانى را از بین مى برد و لگد كوب مى كند و همه ى حقوق را در زیر پاى ظلم و طغیان و سركشىِ انـسـانِ هـدایـت نـشـده و مـراقـبـت نـشـده ، نـابـود مـى كـنـد. عـوامـل گـونـاگونى مى تواند این هدایت را در وجود ما تضمین كند؛ اما از همه مهمتر تقواى خـود مـاسـت . ما باید مراقب و مواظب خود باشیم و از عیوب خود اغماض ‍ نكنیم . حبّ نفس موجب مـى شود انسان بسیارى از عیوبى را كه در دیگران مى بیند و پیشانى در هم مى كشد، در خـود بـبـیـند، اما از آن چشم پوشى كند. بسیارى از خطاهایى كه ما در دیگران آنها را زشت مـى شـمـاریم و گاهى علنى از آنها بدگویى مى كنیم ، وقتى در خود ما به وجود بیاید، با چشم اغماض به آنها نگاه مى كنیم . این بر اثر بى مراقبتى است ؛ یعنى از گناه و عیب و اشكالى كه در وجود ما هست ، سطحى عبور مى كنیم . وقتى نگاه مراقبِ تیزبینِ عیبجو كه بـایـد انـسـان هـمـیـشـه بـه خود توجه داشته باشد، نبود، این اشكالات به وجود مى آید. بنابراین تقوا این قدر مهم است .
شـمـا مـلاحـظـه كنید، شهید بزرگ این ماه ـ امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة والسّلام ) ـ یكى از مـهـمـتـریـن فـصـولى كـه بـیـانـات خـود را بـه آن مـتـوجـه و در آن مـتـمـركـز كـرده است ، فـصـل تـقـواسـت . سرتاسر نهج البلاغه ، تقواست . در نامه ها، دعوت به تقواست . در خـطـبه ها، دعوت به تقواست . تقوا پایه ى رستگارى انسان و جامعه است ؛ ما نباید آن را دسـت كـم بـگـیـریـم . تـقـوا را هـم نـمـى شـود بـر كـسـى تحمیل كرد. خود ما باید به خود هشدار و تذكر بدهیم و ذكر خدا و توجه به خدا و توجه بـه وظـیـفـه و صـادق بودن را به خود تلقین كنیم ؛ خودمان را به عدم انحراف از صراط مستقیم وادار نماییم . روزه در این راه به ما كمك مى كند.
مـاه رمـضـان فـرصـتـى اسـت بـراى رعایت بیشتر تقوا. چرا؟ چون ماه رمضان ، ماه كفّنفس و خـویـشـتـندارى است . حداقل آن ، خویشتندارى از خوردن و آشامیدن و لذایذ جسمانى است ؛ اما حداكثر آن ، خویشتندارى از گناهان و خطاهاى اخلاقى و رفتارى است ؛ آن هم در معناى صوم و وظـایـف مـاه صیام هست و ما را به آن وادار و تحریض ‍ كرده اند. اگر روزه بگیریم ، این خویشتندارى اى كه در این ماه تمرین مى كنیم ، ما را به همان تقوا و مراقبت نزدیك مى كند؛ چـون از خـود مراقبت مى كنیم تا از صراط مستقیم تخطى نكنیم . این خویشتندارى هم تمرین همین مراقبت است ؛ یعنى تخطى نكردن . وظیفه ى ما در فضاى ماه مبارك رمضان این است .
خـداى مـتـعـال بـركـات و رحمت خود را در ماه رمضان براى بندگان خود مقدر و مقرر كرده است . در روایت داریـم كه درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است ؛(107) یعنى رابطه ى قلبى انسان بـا خـدا در ایـن مـاه آسـانـتـر از هـمیشه است . در روایت داریم كه درهاى بهشت در ماه رمضان گـشـوده اسـت (108)؛ یـعنى به بركت روزه و توجه و خشوعى كه لازمه ى روزه است ، فـرصـت و تـوفـیـق كـار نیك براى انسان وجود دارد. البته فرصت به معناى تحقق آنچه انـسـان از آن فـرصت جستجو مى كند، نیست ؛ اراده و دنبالگیرى و خواست و حركتِ ما را لازم دارد. در هـر حـال ایـن فـرصـت وجـود دارد و ما مى توانیم از آن بهره ببریم و استفاده كنیم .(109)

روزه ، پلّكانى به سمت تقوا

روزه ، پـلّكـانـى بـه سـمـت تـقـوا و وسـیـله اى بـراى تـاءمـیـن آن در وجـود و دل و جـان شـمـاسـت . تـقـوا ایـن اسـت كـه انـسـان در هـمـه ى اعمال و رفتار خود مراقب باشد كه آیا این كار مطابق رضاى خدا و امر الهى است ، یا نه ؟ این حالت مراقبت و پرهیز و برحذر بودن دائمى ، اسمش تقواست .
نقطه ى مقابلِ تقوا، غفلت و بى توجهى و حركت بدون بصیرت است . خدا، ناهوشیارى مؤمـن را در امـور زنـدگـى نـمـى پـسـنـدد. مـؤمـن بـایـد در همه ى امور زندگى ، چشم باز و دل بیدار داشته باشد. این چشم باز و دل بیدار و هوشیار در همه ى امور زندگى ، براى انـسـان مـؤمن این اثر و فایده را دارد كه متوجه باشد كارى كه مى كند، برخلاف خواست خـدا و طـریـقـه و مـمـشـاى دیـن نـباشد. وقتى این مراقبت در انسان به وجود آمد كه گفتار و عـمـل و سـكـوت و قـیـام و قـعـود و هـر اقدام و تصرف او، برطبق خط مشى اى است كه خداى مـتـعـال مـعـیـن كـرده ، اسـم ایـن حـالت هوشیارى و توجه و تنبه در انسان تقواست ، كه در فارسى به پرهیزگارى ترجمه شده و مقصود از پرهیزگارى این است كه حالت پرهیز و برحذر بودن ، همیشه در انسان زنده باشد. فایده ى روزه این است .(110)