فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

روزه یكى از پایه هاى اصلى تكامل انسان و تعالى معنوى اوست

نـمـاز و زكـات ، مـخـصـوص امـت اسـلام نـبـوده اسـت ، بـلكـه پـیـامـبـران قـبـل از رسول اكرم اسلام (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ) در صدر احكام خود، نماز و زكات را داشـتـه انـد. ((و اوصـانـى بـالصـلوة و الزكـوة مـا دمـت حـیّا(101» از قول حضرت عیسى (علیه السّلام ) است كه به مخاطبان خود مى فرماید: خدا من را به نماز و زكات وصیت كرده است . از آیات دیگر قرآن هم این معنا استفاده مى شود. آیه ى اولى كه تـلاوت كـردم (102)، مـى فـرمـایـد: ((روزه هـم مـثـل نـمـاز و زكـات ، در شمار احكامى است كه مخصوص امت اسلام نیست ، بلكه امم سابق و پیامبران گذشته هم ماءمور به روزه بوده اند.))
ایـن ، نـشـان دهنده ى این حقیقت است كه در بناى زندگى معنوى انسانها در هر زمان ، همچنان كـه نـمـاز لازم اسـت و ایـن نماز، رابطه ى معنوى میان انسان و خداست ، و همچنان كه زكات لازم است و این زكات ، تزكیه ى مالى انسان مى باشد، روزه هم واجب و ضرورى است و این یـكـى از پـایـه هـاى اصـلى تـكـامـل انـسـان و تـعـالى مـعـنـوى اوسـت ؛ والاّ در طول زمان و با تغییر ادیان مختلف ، این خط، ثابت و مستمر نمى ماند.
البـتـه روزه ، در ادیـان مـخـتـلف و زمانهاى گوناگون و به شكلهاى دیگر وجود دارد؛ اما گـرسـنـگـى كـشـیـدن و انـدرون را از طعام خالى داشتن و لب و زبان و دهان را در ساعات معیّنى بر روى تمتعات جسمانى بستن ، خصوصیتى است كه در روزه ى ادیان مختلف وجود دارد. پـس ، روزه یـك ركـن اسـاسـى در تـعـالى مـعـنـوى و تكامل روحى و هدایت و تربیت انسانى است .(103)

بزرگترین هدف روزه ى ماه رمضان یابه یك معنا تمام هدف ، تقواست

از بـزرگـتـریـن اهـداف روزه ى مـاه رمضان ـ یا شاید بشود به یك معنا گفت : تمام هدف ـ تـقـواسـت ؛ ((لعـلّكـم تـتـّقـون (104» و ایـن ، دسـت مـاست . مردم باید هركدام خـودشان ، و اگر بتوانند دیگران را، اصلاح كنند. این ، مخصوص ‍ معممین نیست ؛ لكن علما و روحـانـیـون و خـطـبـا و وعـاظ آمـادگـى دارنـد. خـداى مـتعال به آنها این بیان ، این امكان ، این ذهن ، این موقعیت اجتماعى و این لباس را داده است ، و ما باید از آن استفاده كنیم .(105)

تقواى الهى ، یكى از بزرگترین دستاوردهاى ماه مبارك رمضان

هـدف از روزه ، تـقواى الهى است و یكى از بزرگترین دستاوردهاى ماه مبارك رمضان است . امیدوارم من و شما بتوانیم به بركت این ماه ، در رفتار خود، در گفتار خود، در احساسات و انـدیـشـه هـاى خـود، تـقـواى الهـى و آن مـراقـبـت عـظـیـم را حـاكم كنیم و خود را یك قدم به كـمـال انـسانى نزدیك سازیم . بعد هم صحبت كوتاهى درباره ى روزه است ، كه وظیفه ى عمده در این ماه مبارك مى باشد.
خـداى متعال ، بشر را طورى آفریده است كه به تربیت احتیاج دارد. هم از بیرون باید او را تـربـیـت كـنـنـد، هـم از درون ، خـودش بـایـد خـودش را تـربـیـت كـنـد. در مـقـوله ى مـسـائل مـعـنـوى ، ایـن تـربـیـت ، یـكـى تـربـیـت فـكـر و قـواى عـقـلانـى اوسـت ، كـه محل این تربیت ، تعلیم است ، و یكى تربیت نفس و قواى روحى و قوه ى غضبیه و شهویه ى اوست ، كه نام این تربیت ، تزكیه است .
اگر انسان تعلیم درست و تزكیه درست بشود، همان ماده ى مستعدى است كه در كارخانه ى مـنـاسـبـى شـكل مطلوب خود را پیدا كرده و به كمال رسیده است . هم در این نشئه ، وجود او منشاء بركت و خیر و مایه ى آبادى جهان و آبادى دلهاى انسانهاست ، هم وقتى وارد نشئه ى دیـگـر شـد و بـه عـالم آخـرت قـدم گـذارد، سـرنوشت او همان سرنوشتى است كه همه ى انـسـانـها از اول تا امروز مشتاق آن بوده اند؛ یعنى نجات ، زندگى ابدى سعادتمندانه و بـهـشـت . لذا انـبیاء از اول تا نبى مكرمِ خاتم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم )، هدف خود را تـعـلیـم و تـزكـیـه مـعـیـّن كـرده انـد؛ ((یـُزَكِّیـهـِمْ وَ یـُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ(106 ». انسانها را، هم تربیت عقلانى و تربیت فكرى مى كنند، و هم تربیت روحى .
تـمـام عـبـادات و تـكـالیف شرعى اى كه من و شما را امر كرده اند تا انجام بدهیم ، درحقیقت ابـزارهـاى هـمـیـن تـزكـیـه یـا هـمـیـن تـربـیـت اسـت ؛ بـراى ایـن اسـت كـه مـا كامل بشویم ؛ ورزش است . همچنان كه اگر ورزش نكنید، جسم شما ناتوان ، بى قدرت و آسـیـب پـذیر خواهد شد و اگر بخواهید جسم را به قدرت ، به زیبایى ، به توانایى ، بـه بـروز قـدرتـها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید. نماز، ورزش است ؛ روزه ، ورزش است ؛ انفاق ، ورزش است ؛ اجتناب از گناهان ، ورزش است ؛ دروغ نگفتن ، ورزش اسـت ؛ خیرخواهى براى انسانها، ورزش است . با این ورزشها، روح ، زیبا و قوى و كـامل مى شود. اگر این ورزشها انجام نگیرد، ممكن است به ظاهر خیلى پسندیده به نظر بیاییم ، اما باطنمان ، یك باطن ناقص و نحیف و حقیر و آسیب پذیر خواهد بود. روزه ، یكى از این ورزشهاست .
روزه فـقـط ایـن نیست كه انسان نخورد و نیاشامد. این نخوردن و نیاشامیدن ، باید از روى نـیـت بـاشـد، والاّ اگـر شـمـا یـك روز بـه خـاطـر گـرفـتـارى و یـا اشـتـغـال بـه كار، دوازده ساعت ، پانزده ساعت فرصت نكنید چیزى بخورید، هیچ ثوابى بـه شـمـا نـخـواهـنـد داد. امـا هـمـیـن امـسـاك را وقـتـى بـا نیّت انجام دادید ـ اجعلنا ممّن نوى فعمل ))؛ نیت كند و به دنبال آن ، عمل انجام دهد ـ این همان گوهر درخشانى مى شود كه به شما ارزش مى بخشد و روح شما را قیمتى مى كند.
شـرط روزه ، نـیـّت اسـت . نـیـّت یـعـنـى چـه ؟ یـعـنـى ایـن عـمل را،این حركت را، این امساك و تمرین را، جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دسـتـور الهـى . ایـن اسـت كـه بـه هـر كـارى ارزش مـى بـخـشـد.لذا در دعـاى شـبـِ اول مـاه مـبارك مى خوانید كه : ((اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ نَوَى فَعَمِلَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِمَّنْ شَقِیَ فـَكـَسـِلَ .)) كسالت ، بى رغبتى و بى نشاطى براى كار ـ چه كار معنوى ، چه كار مادى ـ شقاوت است .
روزه ، یكى از بهترین كارهاست . با این كه به ظاهر اقدام نكردن است ؛ اما در باطن اقدام اسـت ، عـمـل اسـت ، كـار مـثـبـت اسـت . چون شما نیّت این كار را دارید؛ لذا از هنگامى كه وارد صـحنه روزه دارى مى شوید ـ یعنى از بعد از لحظه ى طلوع فجر ـ تا آخر روز به طور دائم بـه خـاطـر ایـن نـیـّت ، در حال عبادتید. اگر هم بخوابید، دارید عبادت مى كنید، همین طور راه بروید، دارید عبادت مى كنید.
ایـن كـه از قـول نـبـى اكـرم (عـلیـه و عـلى آله الصـّلاة والسـّلام ) نـقـل شـده اسـت كـه فـرمود: ((أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ ))؛ خـوابـیـدن و نـفـس كـشیدن شما عبادت است ، خواب چطور عبادت مى شود؟ نفس كشیدن چطور ((سـبـحـان اللّه )) گـفـتـن مـى شـود؟ ایـن بـه خـاطـر آن است كه شما بیكار هم كه بـاشـیـد، هـیـچ اقـدامـى هـم كـه نـكـنـید، چون با این نیّت وارد این وادى شده اید، یكسره در حال عبادتید.
در روایـت دیـگر مى فرماید: ((نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِیحٌ ))، سكوت هـم كـه مـى كـنـیـد، مـثـل ایـن اسـت كـه ((سـبـحـان اللّه )) مـى گـویـیـد. ((و عمله متقبل و دعائه مستجاب ))؛ عمل شما مقبول و دعایتان مستجاب است . سكوت شما عبادت است ، نـفس كشیدن شما عبادت است ، خوابیدن شما عبادت است . چرا؟ چون شما دارید این امساك و این دست كشیدن از بخشى از لذات جسمانى را، براى خدا در یك مدت سى روزه ـ ماه رمضان ـ تجربه مى كنید.
هـمـه ى ایـن عـبـادت و دیـگـر عـبـادات ، بـرگرد این محور مى گردد كه انسان با مشتهیات نـفـسـانـى و بـا لذایـذى كـه انـسـان را به پستى مى كشانند و برده مى كنند، مبارزه كند. افـسـار گسیخته كردن نفس انسانى ، هنر نیست . هر چه در توان دارى لذت ببرى ، براى انـسـان كـمال نیست ؛ این از مقوله ى حیوانیت است ـ انسان هم یك جنبه ى حیوانى دارد ـ تقویت جـنـبـه ى حـیـوانـى اسـت . البـتـه جنبه ى حیوانى هم جزو ماست و نخواسته اند كه ما آن را نـداشـتـه بـاشیم . خوردن ، آشامیدن ، استراحت كردن ، لذت مباح بردن ، جزو وجود ماست ، اشـكـال هم ندارد و كسى آنها را منع هم نكرده است . آنچه ممنوع است ، این است كه انسان در ایـن جـنـبـه غـرق شـود. مـادیـگرى ، انسان را به غرق شدن در این جنبه مى كشاند. ادیان و روشهاى عقلانى عالم ـ كه روش الهى ، مبتنى بر پایه هاى عقلانى است ـ جلوِ انسان را مى گـیـرد، تـا در این سراشیب لذت برى از لذایذ و مشتهیات زندگى ، اختیار خود را از دست نـدهد و فرو نغلتد. هر دعوتى كه انسان را به لجام گسیختگى در لذات بكشاند، دعوت بـه آتـش و دعـوت بـه بـدبـخـتى و هلاكت است . به طور كلى ، دعوت انبیاء، دعوت حكما، دعـوتـهـاى الهـى ، در جـهـت كـفّ نـفـس از ایـن لذایـذ اسـت ، كـه روزه هـم از ایـن قبیل است . به همین خاطر است كه در روایات ما، ماه رمضان ، یك صحنه ى مناسب شمرده شده است براى این كه انسان در این ماه تمرین كند و مجموعه گناهان را ترك گوید.
یـك روایـت از امـام صـادق (عـلیـه الصـّلاة والسّلام ) است كه خطاب به ((محمّدبن مُسلم )) مى فرماید:
((یـا مـحـمـّد! إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ لِسانُكَ وَ لَحْمُكَ وَ دَمُكَ وَ شَعْرُكَ وَ بـشـرُكَ.)) امـام صـادق بـه ایـن یار و شاگرد نزدیك خود مى فرماید كه وقتى روزه مـى گـیـرى ، بـاید شنوایى تو روزه گیر باشد، بینایى تو روزه بگیرد، زبان تـو روزه بـگـیـرد، گـوشـت و خـون و پـوست و موى و بشره ى تو روزه دار باشد؛ دروغ نـگـویـى ، انـسـانهاى مؤمن را دچار بلا نكنى ، دلهاى ساده را اغوا نكنى . براى برادران مـسـلمـان و جـامـعـه ى اسـلامـى توطئه درست نكنى ، بدخواهى نكنى ، بددلى نكنى ، تهمت نـزنى ، كم فروشى نكنى ، امانتدارى كنى . انسانى كه در ماه رمضان با كف نفس خود، از خـوردن و آشـامـیـدن و مشتهیات نفسانى و جنسى روزه مى گیرد، باید زبان خود، چشم خود، گـوش خـود، و هـمـه ى اعـضـا و جـوارح خـود را روزه دار بـدانـد و خـود را در مـحـضر خداى متعال و دورى گزیده از گناهان بینگارد. دنباله ى روایت مى فرماید:
((وَلایـَكـُونُ یـَوْمَ صـُوْمـِكَ كـَیـَوْمِ فـِطـْرِكَ ))؛ روز روزه ى تـو، مـثـل روز فـطـر تـو نـباشد؛ مثل روزهاى عادى باشد. روز ماه رمضان هم همان گونه رفتار كنى كه در روزهاى عادى رفتار كردى . باید به تربیت نفس توجه كنى و این فرصت را مغتنم بشمارى .
در یـك روایـت دیـگـر مـى فـرمـایـد: ((صـَوْمُ الْنَّفـْسِ اِمـْسـاكُ الْحـَواسِّ الْخـَمـْسِ عـَنـْ سـائِرِالمـَاءثـِمِ.)) از امـیـرالمـومـنـیـن (عـلیـه الصـّلاة والسـّلام ) نقل شده است كه روزه ى نفس ، غیر از روزه ى جسم و روزه ى شكم است . روزه ى نفسِ انسان ایـن اسـت كـه هـمـه ى حـواس پـنـجگانه ى او از گناهان امساك كنند. ((وَ خُلُوِّ الْقَلْبِ مِنْ جـَمـِیـْعِ اَسـْبـابِ الْشَّرِ ))؛ دل از همه ى موجبات و اسباب شر و فساد خالى شود. با خـداى مـتـعـال و بـا بـنـدگـان خـدا، دل را صاف و بى غلّ و غش كنیم . در این جهت ، روایات زیادى هست .