فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

روزه براى خاضع كردن و مهار كردن روح بهیمیّت در آدمى است

... عزیزان من ! روزه براى خاضع كردن و مهار كردن همین روح بهیمیّت در آدمى است . نماز بـراى خـاضـع كـردن انـسـان اسـت . هـمـه ى حـركـات و سـكـنـات و عمل و سكون و اقدام و هر آنچه در اسلام است ، براى این است كه ما بر نفس ‍ خودمان تسلط پـیـدا كـنـیم . بتوانیم بر سر این فیل وحشى كه در درون و در وجود ماست ، چكش نصیحت و موعظه و ذكر و تكالیف الهى را بكوبیم و آن را رام كنیم .(83)

خصوصیت روزه عبارت است از كفِّ نفس . روزه ، مظهر كفِّ نفس است

حـدیـث صـحـیح معتبر از پیغمبر اكرم (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ) این است : ((اَلصَّوْمُ جـُنَّةٌ مـِنَ النَّار (84»؛ روزه ، سـپـر آتـش اسـت . از طـرق اهـل سـنـت هم همین مضمون با الفاظ مختلف نقل شده است ؛ از جمله این لفظ: ((وَ الصِّیَامُ جُنَّةُ الْعَبْدِ الْمُؤْمِنِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَمَا یَقِی أَحَدَكُمْ سِلَاحُهُ فِی الدُّنْیَا (85»؛ همچنان كـه شـمـا در دنـیـا با سلاح و وسیله ى دفاعىِ خودتان از خود دفاع مى كنید، در آخرت هم به وسیله ى روزه از خودتان در مقابل تعرض آتش دوزخ دفاع مى كنید.
خـصـوصـیـت روزه چیست كه تعبیر ((جُنَّةٌ مِنَ النَّار )) درباره ى آن بیان شده است ؟ خصوصیت روزه عبارت است از كفّ نفس . روزه ، مظهر كفّ نفس است ؛ ((وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهـَوَى (86». مـظـهـر صـبر در مقابل گناه و غلبه ى مشتهیات ، روزه است . لذا در روایـات ، ذیـل آیـه ى شـریـفه ى ((وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ (87»، صـبـر را بـه روزه تـعـبـیر كرده اند. روزه ، مظهر گذشت از خواسته هاست . اگرچه زمانِ روزه مـحـدود اسـت ـ چـنـد سـاعـت در روز، آن هـم چـنـد روز در سـال ـ لیـكـن بـه صورت نمادین ، یك حركت اساسى براى انسان است . چرا؟ چون هواهاى نـفـسانى و هوسها و مشتهیات و خواستهاى نفس ، همان مسیرى است كه انسان را به گناه مى رسـانـد. ایـن طـور نـیـست كه مشتهیات نفسانى با گناه ملازم و از یكدیگر اجتناب ناپذیر بـاشـنـد؛ نـه ، بـعـضى از مشتهیات نفسانى هم حلال است . اما این كه انسان دهنه ى نفس را بـردارد، نفس خود را بى مهار و بى دهنه رها كند و اسیر مشتهیات آن شود، همان چیزى است كه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة والسّلام ) در نهج البلاغه فرمودند: ((حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا (88»؛ او را روى اسـب سـركـشى انداخته اند كه دهنه ى آن دست این شخص نیست و اسب سركش هم او را مى برد به پرتگاه پرتاب مى كند. هواى نفسانى انسان را به سمت گناهان مى كِشد.
گـنـاهـان ، صـورت مُلكى عذاب الهى هستند؛ صورت دنیایىِ عذاب الهى هم همین گناهانند. ایـن كـه در آیـه ى شـریـفـه مـى فرماید: ((إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یـَأْكـُلُونَ فـِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیرا (89» معنایش همین است ؛ یعنى شـمـا وقـتى كسى را كه مال یتیم مى خورد، نگاه مى كنید، ظاهر قضیه این است كه مالى را بلعید و حرامى به كیسه ى خود زد؛ اما باطن قضیه این است كه او دارد در درونِ خودش آتش تـعـبیه مى كند. این همان آتش جهنم است . كسى كه لذت حرامى را در این جا آزمایش مى كند، ایـن لذت ، صـورت ظـاهـر قضیه است . باطن قضیه در آن حیات واقعى آشكار مى شود؛ آن جـایـى كـه پـرده هـاى اوهـام از جـلوِ چـشـم انـسـان فـرو مـى افـتـد و حـقـایـق در مقابل او آشكار مى شود؛ ((هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ (90». آن روز هـمـیـن لذتِ این جایى و دنیایى عبارت است از یك عذاب و شكنجه ى دوزخى . آن روز، روزى اسـت كـه واقـعـیـات و حـقـایـق ، خـود را آشـكار مى كنند ـ ((هنالك تبلوا كلّ نفسٍ ما اسلفت )) ـ و آنـچـه را كه انسان انجام داده است ، حقایق و بطون و ملكاتش در آن جا آشكار مى شـود. روح مـا، مـلكـات مـا و حـقـایـق وجـودى مـا هم در آن جا خود را نشان مى دهند. مولوى مى گوید:
ددد اى دریده پوستین یوسفان ـــــ گرگ برخیزى از این خواب گران دددد
پنجه ى درنده اى كه یوسفها را در این جا مى درد و انسانهاى مظلوم را زیر پا له مى كند، بـاطـنـش گـرگ اسـت ؛ انـسـان نـیـست . این باطن در آن جا خودش را نشان مى دهد و ظاهر مى شود.(91)

روزه و مراحل مختلف آن

روزه كـه از آن بـه عـنـوان تـكـلیف الهى یاد مى كنیم ، در حقیقت یك تشریف الهى است ؛ یك نـعـمـت خـداسـت ؛ یـك فـرصـت بـسیار ذى قیمت براى كسانى است كه موفق مى شوند روزه بـگـیـرنـد. البـتـه سـختیهایى هم دارد. همه ى كارهاى مبارك و مفید، از سختى خالى نیست . بـشـر بـدون تـحـمـل سـخـتـیـهـا بـه جـایـى نـمـى رسـد. ایـن مـقـدار سـخـتـى كـه در تـحـمـل روزه گـیـرى وجـود دارد، در مقابل آنچه كه از روزه عاید انسان مى شود، چیزِ كم و سـرمـایـه ى انـدكـى اسـت كه انسان مصرف مى كند و سود بسیارى را مى برد. سه مرحله بـراى روزه ذكـر كـرده انـد؛ هـر سـه مـرحـله هـم بـراى كـسـانـى كـه اهـل آن هستند، مفید است . یك مرحله ، همین مرحله ى عمومى روزه است ؛ یعنى پرهیز از خوردن و نوشیدن و سایر محرّمات . اگر تنها محتواى روزه ى ما همین امساك باشد، این منافع زیادى دارد. هم ما را مى آزماید و هم به ما مى آموزد؛ هم درس است ، هم آزمایش براى زندگى است . تـمـریـن و ورزش اسـت . یـك ورزش بـسیار بااهمیت تر از ورزش جسمانى در این كار وجود دارد. روایـاتـى از ائمـه (عـلیـهـم السّلام ) وارد شده است كه به همین مرحله از روزه توجّه دارد. یك روایت از امام صادق (علیه الصّلاة والسّلام ) است كه مى فرماید: ((لِیَسْتَوِیَ بـِهِ الْغـَنـِیُّ وَ الْفـَقـِیـر (92»؛ خـداى مـتـعـال روزه را واجب كرده است ، تا در این ساعات و روزها، فقیر و غنى با یكدیگر برابر شوند. انسانى كه تهیدست و فقیر است ، نمى تواند در طول روز هرچه هوس كرد، بخرد و بخورد و بیاشامد؛ اما آدمهاى غنى ، در طـول روز، هـرچـه كـه هـوس مـى كـنند و هرچه كه مى خواهند، برایشان فراهم است . غنى ، حال فقیر و گرسنگى فقیر و تهیدستى او را از به دست آوردن چیزهایى كه مورد اشتهاى اوسـت ، درك نـمى كند؛ اما در روزى كه روزه مى گیرد، همه یكسانند و با اختیار خودشان ، از مـشـتـهـیـات نـفـسـانـى مـحـرومـنـد. یـك روایـت دیـگـر از امـام رضـا(عـلیـه السـّلام ) نـقـل شـده اسـت كـه بـه نـكـتـه ى دیـگرى اشاره دارد. مى فرماید: ((لِكَیْ یَعْرِفُوا أَلَمَ الْجـُوعِ وَ الْعـَطـَش فـَیـَسـْتـَدِلُّوا عـَلَى فـَقـْرِ الاْخـِرَةِ (93).)) در ایـن روایت ، به تـهـیـدسـتـى و گـرسـنـگـى و تـشـنـگـى روز قیامت اشاره مى شود. در روز قیامت ، یكى از ابـتـلائات انـسـان ، تـشـنـگـى و گـرسـنـگـى اسـت كـه در آن حـالت ، انـسـان در مـقـابل مؤاخذه و سؤال و جواب الهى قرار مى گیرد. انسان باید در گرسنگى و تشنگى روز ماه رمضان ، به آن حالت روز قیامت توجه كند و به آن لحظه ى بسیار سخت و دشوار متنبه شود.
بـاز روایـت دیگرى از امام رضا(علیه السّلام ) است كه به بُعد دیگرى از ابعاد روزه در هـمـیـن مـرحـله ى گـرسـنـگى و تشنگى كشیدن توجه مى كند. آن ، این است كه مى فرماید: ((صـَابـِراً عَلَى مَا أَصَابَهُ مِنَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ (94»؛ قدرت صبر به انسان داده مـى شـود كـه بـتـوانـد گـرسـنـگـى و تـشـنـگـى را تـحـمـل كند. انسانهاى نازپرورده ـ كسانى كه معناى گرسنگى و تشنگى را نچشیده اند و نـفـهـمیده اند ـ قدرت صبر و تحمل هم ندارند، در بسیارى از میدانها، خیلى زود از پا درمى آیـنـد و امـتـحـانـهاى گوناگون زندگى ، آنها را درهم مى فشرد و له مى كند. انسانى كه گـرسـنـگـى و تـشـنـگـى را چـشـیـده اسـت ، مـعـنـاى ایـنـهـا را مـى دانـد و در مـقـابـل دشـواریـهـایـى كـه از ایـن راه مـمـكـن اسـت پـیـش بـیـایـد، قـدرت تـحـمل دارد. ماه رمضان ، این قدرت تحمل و این صبر را به همه مى دهد. یك روایت دیگر هم در هـمـیـن زمـیـنه عرض مى كنم كه آن هم از امام رضا(علیه الصّلاة والسّلام ) است ؛ گرچه شـاید این یكى دو مورد، فقره هاى یك حدیث باشد. ((وَ رَائِضاً لَهُمْ عَلَى أَدَاءِ مَا كَلَّفَهُمْ (95»؛ یـعـنـى تحمل گرسنگى و تشنگى و اجتناب از مشتهیات نفسانى در روز ماه رمـضان ، یك نوع ریاضت است كه انسان را بر اداء تكالیف گوناگون زندگى قادر مى سـازد. البـتـه مـنـظور، ریاضتهاى شرعى و ریاضتهاى الهى و ریاضتهاى اختیارى است . یـكـى از چـیـزهـایـى كـه انـسـان را قدرتمند مى كند و بر پیمودن راههاى دشوار زندگى تـوانـا مـى سـازد، ریـاضـت كـشـیدن است كه خیلیها به آن پناه مى برند. این یك ریاضت شـرعـى اسـت . بـنـابـراین ، در همین چند حدیثى كه خوانده شد، مى بینید كه همین مرحله از روزه ـ یـعنى مرحله ى تحمل گرسنگى و تشنگى ـ در اغنیا احساس ‍ همسانى با فقرا ایجاد مـى كـنـد؛ احـسـاس گـرسـنـگـى روز قـیـامـت را بـه انـسـان منتقل مى كند؛ صبر و تحمل در مقابل شدائد را به انسان مى بخشد؛ صبر بر اداء تكلیف را به عنوان یك ریاضت الهى به انسان اهداء مى كند؛ یعنى این همه فواید در همین مرحله است . عـلاوه بـر خـالى بـودن شـكـم از غـذا و اجـتـنـاب از كـارهـایـى كـه در حـال عـادى بـراى انـسـان مـبـاح اسـت ، نـورانـیت و صفا و لطافتى هم به انسان مى دهد كه بسیار مغتنم است .
مـرحـله ى دوم روزه ، پـرهـیـز از گـنـاه اسـت ؛ یـعـنـى نـگـاهـدارى گـوش و چـشم و زبان و دل ـ حتى طبق بعضى از روایات ـ نگاهدارى بشره ى انسان ، پوست بدن و موى بدن انسان از گـنـاه . از امیرالمؤمنین (علیه السّلام ) نقل شده است كه ((الصِّیَامُ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ كـَمـَا یـَمـْتـَنـِعُ الرَّجـُلُ مـِنَ الطَّعـَامِ وَ الشَّرَابِ (96»؛ هـمـان طورى كه از غذا و از آشـامـیـدنـى و از مـشتهیات نفسانى اجتناب مى كنید، از گناه هم اجتناب كنید. این یك مرحله ى بـالاتـر بـراى روزه اسـت . این فرصت ماه رمضان ، فرصت مغتنمى است كه انسان تمرین اجـتـنـاب از گناه كند. بعضى از جوانان در مراجعاتى كه دارند، به بنده التماس دعا كه مـى كـنـنـد، از جـمـله مـكـرر مى گویند: شما دعا كنید كه ما بتوانیم گناه نكنیم . البته دعا كـردن خـوب و لازم اسـت و مـى كـنیم ؛ اما گناه نكردن ، به اراده ى انسان احتیاج دارد. باید تـصـمـیـم بـگیرید كه گناه نكنید و وقتى تصمیم گرفتید، این كار بسیار آسانى خواهد شد. اجتناب از گناه ، چیزى است كه مثل یك كوه در چشم انسان جلوه مى كند؛ اما با تصمیم ، مثل یك زمینِ هموار مى شود. در ماه رمضان ، بهترین فرصت است كه همه این را تمرین كنند. روایـت دیـگـرى از فـاطـمـه ى زهـرا(سـلام اللّه عـلیـهـا) نقل شده است كه فرمود: ((مَا یَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِیَامِهِ إِذَا لَمْ یَصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بـَصـَرَهُ وَ جـَوَارِحـَهُ(97»؛ انـسـان از روزه چـه بـهره اى خواهد برد، اگر زبان و گـوش و چـشـم و جـوارح خـود را از گـنـاه بـاز نـدارد؟ در یـك روایـت نقل شده است كه زنى به خدمتكار خود اهانت كرد. ظاهرا آنها در همسایگى پیامبر، یا مثلا در سـفرى همراه آن حضرت بودند. پیامبر اكرم طعامى در دستشان بود، به او تعارف كردند و فـرمـودنـد: از ایـن بـخـور. آن زن گـفـت مـن روزه ام . نـقـل شـده اسـت كـه پـیـامـبـر بـه او ایـن طور فرمودند: ((كَیْفَ تَكُونِینَ صَائِمَةً وَ قَدْ سـَبَبْتِ جَارِیَتَكِ ))؛ چطور تو روزه اى ، در حالى كه به خدمتكار خودت دشنام داده اى ؟ ((إِنَّ الصَّوْمَ لَیْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ ))؛ روزه فقط این نیست كه از خوراك و نـوشـیـدنـى اجـتـناب كنید. ((وَ إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ ذَلِكِ حِجَاباً عَنْ سِوَاهُمَا مِنَ الْفَوَاحِشِ مِنَ الْفـِعـْلِ وَ الْقـَوْلِ ))(98)؛ خـدا خـواسـت كـه انـسـان روزه دار بـه سـراغ گناهان و آلودگـیـهـا نـرود؛ و از جـمـله ى ایـن گـنـاهـان ، گناهان زبان است ؛ بدگویى و اهانت به دیـگـران اسـت . از جـمـله ى ایـن گـناهان ، گناهان دل است ؛ دشمنى و كینه ى دیگران را در دل پـرورانـدن اسـت . بـعـضـى گـنـاهان به معناى اصطلاح شرعى است ؛ بعضى گناهان اخـلاقـى اسـت ؛ مـراتـب گوناگونى دارد. پس ، مرحله ى دوم روزه دارى این است كه انسان بـتـواند از گناهان ، خود را جدا كند و بخصوص شما جوانان عزیز از این فرصت استفاده كـنـیـد. شـمـا جـوانـیـد. جـوان ، هـم قـدرت و تـوانـایـى دارد و هـم صـافـىِ دل و نـورانـیـتِ دل بـراى او یـك فـرصـت اسـت . در طـول مـاه رمضان ، از این فرصت استفاده كنید و اجتناب از گناهان را ـ كه مرحله ى دوم روزه دارى است ـ تمرین نمایید.
مـرحـله ى سـوم از روزه دارى ، پـرهـیز از هرچیزى است كه ذهن و ضمیر انسان را از یاد خدا غـافـل كـند. این ، آن مرحله ى بالاى روزه دارى است كه در حدیث آن طور كه وارد شده است ، پـیـامـبـر بـه حـضرت پروردگار (جلّت عظمته ) عرض كرد: ((قَالَ یَا رَبِّ وَ مَا مِیرَاثُ الصَّوْمِ ))؛ دستاورد روزه چیست ؟ ذات اقدس ربوبى فرمود: ((قَالَ یُورِثُ الحِكْمَةَ وَ الحـِكـْمـَةُ تـُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْیَقِینَ فَإِذَا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لَا یُبَالِی كـَیـْفَ أَصـْبـَحَ بـِعـُسـْرٍ أَمْ بـِیـُسـْرٍ (99»؛ روزه سـرچـشـمـه هـاى حـكـمـت را در دل مـى جـوشاند. وقتى كه حكمت بر دل حاكم شد، آن معرفت نورانى و روشن به وجود مى آیـد. مـعـرفـت كـه بـه وجـود آمد، همان یقینى به وجود مى آید كه حضرت ابراهیم از خداى مـتـعال آن را مى خواست و در دعاهاى این ماه مرتب درخواست شده است . وقتى كسى داراى یقین بود، همه ى دشواریهاى زندگى بر او آسان مى شود و انسان ، شكست ناپذیر از حوادث مى گردد. ببینید چقدر اهمیت دارد. این انسانى كه مى خواهد در مدت سالهاى عمر خود، یك راه تعالى و تكامل را بپیماید، در مقابل مشكلات و حوادث زندگى و موانع راه ، شكست ناپذیر مـى شـود. یـقین ، چنین حالتى به انسان مى دهد. اینها ناشى از روزه است . وقتى كه روزه یـاد خـدا را در دل زنـده كـرد و فـروغ مـعـرفـت خـدا را در دل بـه وجـود آورد و دل را روشن نمود، اینها به دنبالش مى آید. هر چیزى كه انسان روزه دار را از یاد خدا غافل كند، براى این مرحله مضرّ است .(100)