فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

باران رحمت بر فضاى زندگى

مـاه رمـضـان مـثـل بـاران رحـمـتـى بـر فـضـاى زنـدگـى مـا مى بارد؛ آلودگیها، زیادیها، زنـگـارگـرفتگیها و كثافتهایى را كه به دست خود ما در محیط زندگى و در جان و دلمان پدید آمده است ، مى شوید و فضا را مصفا و دلها را نورانى مى كند.(63)

محتویات سفره ى ضیافت الهى

ایـن كـه مـى گـویـند ماه رمضان ، ماه ضیافت الهى است و سفره ى ضیافت الهى پهن است ، مـحتویات این سفره چه چیزهایى است ؟ محتویات این سفره كه من و شما باید از آن استفاده كنیم ، یكى اش روزه است ؛ یكى اش فضیلت قرآن است ـ قرآن را گذاشتند در این سفره ى با فضیلتِ زیاد، بیش از ایام دیگر. و به ما گفتند كه تلاوت قرآن كنید ـ یكى اش ‍ همین دعاهایى است كه مى خوانیم : ((یا عَلِىُّ یا عَظِیْمُ ))، دعاى افتتاح ، دعاى ابوحمزه . اینها همان مائده هایى است كه سرِ این سفره گذاشته شده . بعضى هستند كه وقتى از كنار سفره رد مى شوند، آن قدر حواسشان پرت است و متوجه ى جاهاى دیگرند كه اصلا سفره را نـمـى بـینند. داریم كسانى را كه اصلا سفره ى ماه رمضان را نمى بینند؛ یادشان نیست كـه مـاه رمـضـانـى آمـد و رفـت . بـعـضـى هـسـتـنـد كه سفره را مى بینند؛ اما به خاطر همان سـرگرمیها و اشتغال ، وقت ندارند سرِ این سفره بنشینند؛ مى خواهند سراغ یك سرگرمى بـرونـد؛ كـار دیـگـرى دارنـد ـ دنـبـال دكـان ، دنـبـال كـار، دنـبـال دنـیـا، دنـبـال شـهـوات ـ مـجـال ایـن كه سرِ این سفره بنشینند و از آن بهره ببرند، ندارند. بعضى دیگر هم هستند كه نه ؛ سرِ سفره مى نشینند، سفره را مى بینند، قدرش را هـم مـى دانند؛ لیكن آدمهاى خیلى قانعى اند، به كم قناعت مى كنند، لقمه اى برمى دارند و مـى روند. نمى نشینند پاى سفره ، خودشان را بهره مند و سیراب كنند و از آنچه در سفره هـسـت ، خـود را مـحـظـوظ كنند؛ لقمه ى مختصرى برمى دارند و مى روند. بعضى هستند كه احـسـاس بـى مـیـلى مـى كـنـند؛ یعنى اشتهایشان تحریك نمى شود؛ به خاطر این كه غذاى پـوچِ بـیـهـوده اى را خـورده انـد و پاى سفره ى ضیافتى كه رنگین و جذاب و مقوّى است ، اصـلا اشـتـها ندارند. بعضى هم هستند كه نه ؛ در حد اشتها ـ كه اشتهایشان هم زیاد است ـ از ایـن سـفـره اسـتـفـاده مى كنند و واقعا سیر نمى شوند؛ چون مائده ، مائده ى معنوى است . تـمـتـع به این مائده ، فضیلت است ؛ چون فتوح و انفتاح و تعالى روح انسانى است . هر چـه انـسـان از این مائده بیشتر استفاده كند، روح انسان تعالى بیشترى پیدا مى كند و به هدف خلقت نزدیكتر مى شود. این ، غیر از موائد جسمانى است . مائده ى جسمانى براى رفع نـیـازى است كه بشود انسان بدن را راه ببرد. زیاده روى در آن ، یك اشتباه و خطاست ؛ یك غـلط اسـت . در مـائده ى روحـى و مـعـنـوى ایـن طـور نیست ؛ چون اصلا خلقت ما براى تعالى مـعـنـوى و تـعـالى روحـى اسـت . مائده ى روحى چیزى است كه این تعالى را براى ما امكان پذیر، تسهیل و محقق مى كند. بنابراین هر چه بیشتر بتوانیم استفاده كنیم ، باید بكنیم . بـنـدگـان مـؤمـن و مـخـلصى كه ما اسمهاى اینها را شنیده ایم ، حتى وقتى كارهاى اینها را براى ما نقل مى كنند، براى ما درست مفهوم نیست ؛ اما واقعا شگفت آور است . دو سه ساعت به اذان صـبـح بـیـدار شـونـد و شـبـهـاى مـاه رمـضـان اشـك بـریـزنـد. نـقـل مـى كنند مرحوم ((آمیرزا جواد آقاى ملكى )) وقتى بیدار مى شد، سرِ حوض آب مى نشست تا وضو بگیرد، به آب نگاه مى كرد، دعا مى خواند و گریه مى كرد و تضرع مـى كـرد؛ آب بـرمى داشت روى صورتش مى ریخت ، گریه و تضرع مى كرد؛ به آسمان نـگـاه مـى كـرد، دعـا مـى خواند، گریه و تضرع مى كرد؛ تا وقتى كه بیاید سر سجاده بـایستد و آن نماز شب و آن تهجّد پُرفیض و پُرحال و پُرطراوت را با عشق و شور انجام بـدهـد. مـرحـوم ((حاج میرزا على آقاى قاضى )) هم همین طور بود. از ماه رمضانش ، روزه اش ، تـوجـهـش ، تـذكـرش ، نـمـازش ، حـكـایـتـهـایـى نقل مى كنند. این چیزها براى ما واقعا درست مفهوم نیست ؛ منتها خط روشنى را به ما نشان مى دهد و ما باید حداكثر استفاده را بكنیم .
دوسـتـان سـعـى كـنـنـد در هـمه ى اوقات ـ بخصوص در ماه رمضان ـ تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگى تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتما داشته باشید؛ هر چه ممكن است . تلاوت قرآن هم با تاءمل و تدبر اثر مى بخشد. تلاوت عجله اى كه همین طور انـسان بخواند و برود و معانى را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست . نه این كه بى فایده باشد؛ بالا خره انسان همین كه توجه دارد این كلام خداست ، نفس این ، یـك تـعـلق و رشـتـه ى ارتباطى است و خود همین هم مغتنم است و نباید كسى را از این طور قرآن خواندن منع كرد؛ لیكن تلاوت قرآنى كه مطلوب و مرغوب و ماءمورٌبه است ، نیست . تـلاوت قـرآنـى مطلوب است كه انسان با تدبر بخواند و كلمات الهى را بفهمد، كه به نـظـر ما مى شود فهمید. اگر انسان لغت عربى را بلد باشد و آنچه را هم كه بلد نیست ، بـه تـرجـمـه مـراجعه كند و در همان تدبر كند؛ دو بار، سه بار، پنج بار كه بخواند، فـهـم و انـشـراح ذهـنـى نـسـبـت بـه مـضـمـون آیـه پـیـدا مـى كـنـد كـه بـا بـیـان دیـگـرى حـاصـل نـمـى شود. بیشتر با تدبر حاصل مى شود؛ این را تجربه كنید. لذا انسان بار اول وقـتـى مثلا ده آیه ى مرتبط به هم را مى خواند، یك احساس و یك انتباه دارد؛ بار دوم ، پنجم ، دهم كه همین را با توجه مى خواند، انتباه دیگرى دارد؛ یعنى انسان انشراح ذهن پیدا مى كند. هرچه انسان بیشتر انس و غور پیدا كند، بیشتر مى فهمد و ما به این احتیاج داریم .(64)

مـاهـهـاى رجـب ، شـعـبـان و رمـضـان ؛ مـاهـهـاى مـناجات و تضرع به حضرت ربّالارباب

مـاه رجـب و ماه شعبان و ماه رمضان ، عید بندگان صالح خدا و اولیاءاللّه محسوب مى شود؛ چون وقتِ مناجات و تضرع و توجه به حضرت ربّالارباب است . بشر در هر برهه اى از زمان و در هر شاءنى از شؤون اجتماعى كه باشد، به ارتباط با خداوند و دعا و توجه و تـضـرع نـیـاز دارد. این نیاز، یك نیاز اساسى است . بدون ارتباط با خدا، انسان در درون خـود تـهـى اسـت ؛ بـى مغز و بى معنا و بى محتواست . توجه به خداوند و ارتباط با او، روحى است در كالبد انسان واقعى و حقیقى . هر فرصتى را براى استحكام رابطه ى بین ((عبد)) و ((رب )) باید مغتنم شمرد و فرصت ماه رجب ، از این فرصتهاست .
دعاهایى كه در این ماه وارد شده ، درسهاى تربیت است . دعا را باید شناخت . دعا در عین این كه دلِ انسان را با خدا متصل و جان آدمى را سرشار از صفا و معنویت مى كند، فكر و ذهن او را هـم هـدایـت مـى نـمـایـد. ایـن دعـاهـا درس اسـت . اگـر در مـعـانـى ایـن دعـاها تدبر كنیم ، بـزرگـتـریـن هـدیـه هـاى مـعـنـوى الهـى را در ایـنـهـا خـواهیم یافت . انسان به این درسها كمال احتیاج را دارد.(65)