فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

بزرگترین درس ماه رمضان ، خودسازى است

آنـچـه كه من به مردم عزیزمان در این خطبه عرض مى كنم ، این است كه بزرگترین درس مـاه رمضان ، خودسازى است . اولین و مهمترین قدمِ خودسازى هم این است كه انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر انتقادى نگاه كند؛ عیوب خود را با روشنى و دقت ببیند و سـعـى در بـرطرف كردن آنها داشته باشد. این از عهده ى خود ما برمى آید و این تكلیفى بر دوش ماست .(47)

رمضان ، یك صحنه ى مناسب براى تمرین ترك مجموعه ى گناهان

... تـمـام عـبـادات و تكالیف شرعى اى كه من و شما را امر كرده اند تا انجام دهیم ، درحقیقت ابـزارهـاى هـمـیـن تـزكـیـه یـا هـمـیـن تـربـیـت اسـت ؛ بـراى ایـن اسـت كـه مـا كـامـل شویم ؛ ورزش است . همچنان كه اگر ورزش نكنید، جسم شما ناتوان ، بى قدرت و آسـیـب پـذیر خواهد شد و اگر بخواهید جسم را به قدرت ، به زیبایى ، به توانایى ، بـه بـروز قـدرتـها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید. نماز، ورزش است ؛ روزه ، ورزش است ؛ انفاق ، ورزش است ؛ اجتناب از گناهان ، ورزش است ؛ دروغ نگفتن ، ورزش اسـت ؛ خیرخواهى براى انسانها، ورزش است . با این ورزشها، روح ، زیبا و قوى و كـامل مى شود. اگر این ورزشها انجام نگیرد، ممكن است به ظاهر خیلى پسندیده به نظر بـیـاییم ؛ اما باطنمان یك باطن ناقص و نحیف و حقیر و آسیب پذیر خواهد بود. روزه ، یكى از این ورزشهاست .
روزه فـقـط ایـن نیست كه انسان نخورد و نیاشامد. این نخوردن و نیاشامیدن ، باید از روى نـیـّت بـاشـد، والاّ اگـر شـمـا یـك روز بـه خـاطـر گـرفـتـارى و یـا اشـتـغـال بـه كار، دوازده ساعت ، پانزده ساعت فرصت نكنید چیزى بخورید، هیچ ثوابى بـه شـمـا نـخـواهـنـد داد. اما همین امساك را وقتى با نیّت انجام دادید ـ ((اجعلنا ممّن نوى فـعـمـل ))؛ نیّت كند و به دنبال آن ، عمل انجام دهد ـ این همان گوهر درخشانى مى شود كه به شما ارزش مى بخشد و روحتان را قیمتى مى كند.
شـرط روزه ، نـیـّت اسـت . نـیـّت یـعـنـى چـه ؟ یـعـنـى ایـن عـمل را،این حركت را، این امساك و تمرین را، جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دسـتـور الهـى . ایـن اسـت كـه بـه هـر كـارى ارزش مـى بـخـشـد.لذا در دعـاى شـبـِاوّل مـاه مـبـارك مـى خـوانـید كه : ((اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ نَوَى فَعَمِلَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِمَّنْ شـَقـِیَ فـَكـَسـِلَ (48» كـسـالت ، بـى رغـبتى و بى نشاطى براى كار ـچه كار معنوى و چه كار مادى ـ شقاوت است .
روزه ، یكى از بهترین كارهاست . با این كه به ظاهر اقدام نكردن است ؛ اما در باطن اقدام اسـت ، عـمـل اسـت ، كـار مـثـبـت اسـت . چون شما نیّت این كار را دارید؛ لذا از هنگامى كه وارد صـحـنـه ى روزه دارى مـى شـوید ـ یعنى از بعد از لحظه ى طلوع فجر ـ تا آخر روز به طـور دائم بـه خـاطـر ایـن نیّت ، در حال عبادتید. اگر هم بخوابید، دارید عبادت مى كنید. همین طور راه بروید، دارید عبادت مى كنید.
ایـن كـه از قـول نـبـى اكـرم (عـلیـه و عـلى آله الصـّلاة والسـّلام ) نـقـل شـده اسـت كـه فـرمـود: ((أَنـْفـَاسـُكـُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ (49 »؛ خوابیدن و نفس كشیدن شما عبادت است ، خواب چطور عبادت مى شود؟ نفس كشیدن چـطور ((سبحان اللّه )) گفتن مى شود؟ این به خاطر آن است كه شما بیكار هم كه بـاشـیـد، هـیـچ اقـدامـى هـم كـه نـكـنـید، چون با این نیّت وارد این وادى شده اید، یكسره در حال عبادتید.
در روایـت دیـگر مى فرماید: ((نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِیحٌ (50»؛ سـكوت هم كه مى كنید، مثل این است كه ((سبحان اللّه )) مى گویید. و ((وَ عَمَلُهُ مـُتـَقـَبَّلٌ وَ دُعـَاؤُهُ مـُسـْتـَجـَابٌ (51»؛ عـمـل شـمـا مـقـبـول و دعـایـتـان مـسـتـجـاب اسـت . سكوت شما عبادت است ، نفس كشیدن شما عبادت است ، خـوابـیـدن شـما عبادت است . چرا؟ چون شما دارید این امساك و این دست كشیدن از بخشى از لذات جسمانى را، براى خدا در یك مدت سى روزه ـ ماه رمضان ـ تجربه مى كنید.
هـمـه ى ایـن عـبـادت و دیـگـر عـبـادات ، بـرگرد این محور مى گردد كه انسان با مشتهیات نـفـسـانـى و بـا لذایـذى كـه انـسـان را به پستى مى كشانند و برده مى كنند، مبارزه كند. افـسـار گسیخته كردن نفس انسانى ، هنر نیست . هر چه در توان دارى لذت ببرى ، براى انسان كمال نیست ؛ این از مقوله ى حیوانیت است ـ انسان هم یك جنبه ى حیوانى دارد ـ و تقویت جـنـبـه ى حـیـوانـى اسـت . البـتـه جنبه ى حیوانى هم جزو ماست و نخواسته اند كه ما آن را نـداشـتـه بـاشیم . خوردن ، آشامیدن ، استراحت كردن ، لذت مباح بردن ، جزو وجود ماست ، اشـكـال هم ندارد و كسى آنها را منع هم نكرده است . آنچه ممنوع است ، این است كه انسان در ایـن جـنـبـه غـرق شـود. مـادیـگرى ، انسان را به غرق شدن در این جنبه مى كشاند. ادیان و روشهاى عقلانى عالم ـ كه روش الهى ، مبتنى بر پایه هاى عقلانى است ـ جلوِ انسان را مى گـیـرد، تـا در این سراشیب لذت برى از لذایذ و مشتهیات زندگى ، اختیار خود را از دست نـدهد و فرو نغلتد. هر دعوتى كه انسان را به لجام گسیختگى در لذات بكشاند، دعوت بـه آتـش و دعـوت بـه بـدبختى و هلاكت است . به طور كلى ، دعوت انبیاء، دعوت حكماء، دعـوتـهـاى الهـى ، در جـهـت كـفـِنـفـس از ایـن لذایـذ اسـت ، كـه روزه هـم از ایـن قـبیل است . به همین خاطر است كه در روایات ما، ماه رمضان یك صحنه ى مناسب شمرده شده است ، براى این كه انسان در این ماه تمرین كند و مجموعه ى گناهان را ترك گوید.
یـك روایـت از امـام صـادق (عـلیـه الصـّلاة والسّلام ) است كه خطاب به ((محمّدبن مُسلم )) مـى فرماید: ((إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ لِسانُكَ وَ لَحْمُكَ وَ دَمُكَ وَ شـَعْرُكَ وَ بشرُكَ (52).)) امام صادق به این یار و شاگرد نزدیك خود مى فرماید كـه وقـتـى روزه مـى گـیـرى ، بـایـد شـنـوایـى تـو روزه گیر باشد، بینایى تو روزه بـگـیـرد، زبـان تـو روزه بـگیرد، گوشت و خون و پوست و موى و بشره ى تو روزه دار بـاشـد؛ دروغ نـگـویـى ، انـسـانـهـاى مؤمن را دچار بلا نكنى ، دلهاى ساده را اغوا نكنى ، بـراى بـرادران مـسـلمان و جامعه ى اسلامى توطئه درست نكنى ، بدخواهى نكنى ، بددلى نـكـنـى ، تـهـمت نزنى ، كم فروشى نكنى ، امانتدارى كنى . انسانى كه در ماه رمضان با كـفِّنـفـس خـود، از خوردن و آشامیدن و مشتهیات نفسانى و جنسى روزه مى گیرد، باید زبان خـود، چـشـم خـود، گـوش خـود و هـمـه ى اعـضا و جوارح خود را روزه دار بداند و خود را در مـحـضـر خـداى مـتـعـال و دورى گـزیـده از گـنـاهـان بـیـنگارد. دنباله ى روایت مى فرماید: ((وَلایـَكـُونُ یـَوْمَ صـُوْمـِكَ كـَیـَوْمِ فـِطـْرِكَ ))؛ روز روزه ى تـو، مـثـل روز فـطـر تـو نـباشد؛ مثل روزهاى عادى باشد. روز ماه رمضان هم همان گونه رفتار كنى كه در روزهاى عادى رفتار كردى . باید به تربیت نفس توجه كنى و این فرصت را مغتنم بشمارى .
در یـك روایـت دیـگـر مـى فـرمـایـد: ((صـَوْمُ الْنَّفـْسِ اِمـْسـاكُ الْحـَواسِّ الْخـَمـْسِ عـَنـْ سـائِرِالمـَاءثـِمِ (53).)) از امـیـرالمـؤمـنـیـن (عـلیـه الصـّلاة والسـّلام ) نقل شده است كه روزه ى نفس ، غیر از روزه ى جسم و روزه ى شكم است . روزه ى نفسِ انسان ایـن اسـت كـه هـمـه ى حـواس پـنـجگانه ى او از گناهان امساك كنند. ((وَ خُلُوِّ الْقَلْبِ مِنْ جـَمـِیـْعِ اَسـْبـابِ الْشَّرِ ))؛ دل از همه ى موجبات و اسباب شر و فساد خالى شود. با خـداى مـتـعـال و بـا بـنـدگـان خـدا، دل را صاف و بى غلّ و غش كنیم . در این جهت ، روایات زیادى هست .
برادران و خواهران عزیز! از این فرصت استفاده كنیم . ماه رمضان یك فرصت بسیار مغتنم اسـت بـراى ایـن كـه خـودمـان را بـه خـدا نـزدیـك كـنـیـم ، بـه كمال نزدیك كنیم ، از مفاسد دور كنیم ، از گناهان پاك كنیم . این دعاهایى كه در این ماه هست ، ایـن اسـتـغـفـارى كـه در ایـن مـاه مستحب است ، همه فرصت است ؛ مبادا این فرصتها از دست بـرود. این ماه رمضان به زودى تمام خواهد شد. اگر تا ماه رمضان دیگر زنده بمانید، آن هـم مـثل برق و باد خواهد گذشت . این فرصتهاى ذى قیمت از دست خواهد رفت ؛ از هر روز و سـاعـتـش بـایـد اسـتـفـاده كـنید. من به شما برادران و خواهران نمازگزار؛ بخصوص به جوانان توصیه مى كنم كه از این بهار رحمت الهى استفاده كنید، استغفار كنید، درِ خانه ى خـدا بروید، از گناهان تن و گناهان روح و گناهان فكر و قلب استغفار كنید. آن جامعه اى كـه این طور محل استغفار الهى و توبه ى الى اللّه باشد، جامعه ى نورانى خواهد بود و بـه بـركـت آن نـورانـیـت ، پـروردگـار مـتـعـال خـیـرات را بـر جـامـعـه نازل خواهد كرد.(54)

امام خمینى (ره ) و بهره گیرى معنوى از ماه رمضان

مـعـمـولا امـام در مـاه رمضان ، دیدار نداشتند. البته ما گاهى بین ماه رمضان مى رفتیم و با ایـشان ملاقات مى كردیم ـ افطارى ، یا به دلیل دیگرى پهلوى ایشان بودیم ؛ یك بار یـا دو بـار ـ امـا غـالبـا مـردم ایـشـان را نـمـى دیـدنـد؛ مـا هـم كـمـتـر از مـعـمـول مى دیدیم . بعد از ماه رمضان كه انسان ایشان را مى دید ـ در یك دیدار و ملاقاتى كه با مردم حرف مى زدند ـ به طور محسوس مى فهمید كه ایشان در این یك ماه ، نورانیتر شده اند؛ آدم ، این را حس مى كرد. پیرمرد هشتاد و چند ساله ـ نزدیك نود ساله ـ این یك ماهه حـركـت مـى كـردنـد و پـیش مى رفتند! همیشه در حال حركت بودند؛ اما ماه رمضان ، بیشتر و جدیتر؛ چون میدان ، میدان مناسبترى است .(55)
... مؤمن ...لحظه به لحظه در حال پیشرفت است . امام (رحمة اللّه علیه ) نیز عینا همین طور بودند و ما آن را ـ مخصوصا در مواقع خاص ـ احساس مى كردیم . مثلا در ماه رمضان ، ایشان مـعـمـولا هـیـچ مـلاقـاتى نداشتند و بیشتر به خودشان مى پرداختند. بعد از ماه رمضان كه انـسـان بـا ایـشـان مـلاقـات مـى كـرد، مـحسوس بود كه نورانیتر و معنویتر شده اند. یقینا بسیارى از موفقیتهاى انقلاب و این ملت ، ناشى از همان كانون جوشان منور بود.(56)
اعـتـقـادم ایـن اسـت كـه اگـر امـام بزرگوار بى نظیر ما ـ كه واقعا در میان مردم این زمان ، نـظـیـرى بـراى ایـشان نمى شناسیم و بعد از ائمه ى هدى و اولیاءاللّه (علیهم السّلام ) نـظـیـر ایـشـان را بـسـیـار كـم سراغ داریم ـ با این مفاهیم ماءنوس نبود و با مناجات و دعا سـروكـار نـداشـت و اهـل تـضـرع و اسـتـغـفـار و اسـتـغـاثـه و گـریـه و تـوسل نبود، بسیار بعید بود كه خداى متعال این همه توفیق را به ایشان ارزانى بدارد. مـوفـقـیـتـهـاى این بزرگوار، به میزان زیادى مرهون همین ارتباط با خدا و باز بودن راه دل او بـا درگـاه الهى و استغاثه و مناجات و دعا بود. انسان ، پیشرفت لحظه به لحظه ى این مرد معنوى و الهى را در طى سالهاى اخیر احساس مى كرد. هر ماه رمضانى كه بر این بـزرگـوار مـى گـذشـت ، انـسـان مـى دیـد كـه نـورانـیـتـر شـده و خـداى متعال او را هدایت مى كرده است .(57)
... خدا شاهد است كه بعد از هر ماه رمضان ، گاهى كه خدمت امام مى رسیدم ، برایم محسوس بـود كـه در ایـن مـاه رمـضان ، امام نسبت به گذشته بالاتر رفته ، پرواز كرده و از ماده دورتـر شـده اسـت . روزبه روز جلوتر مى رفت و خودش را كاملتر مى كرد. انسانِ مؤمن ، ایـن اسـت . ((مـن سـاوى یـومـاه فـهـو مـغـبـون (58»؛ اگـر دو روزمـان مثل هم باشد، سرمان كلاه رفته است . مغبون ، یعنى فریب خورده ، سركلاه رفته . و كسى كه فردایش از امروزش بدتر باشد، ((فهو ملعون (59»؛ یعنى طرد شده است .(60)