فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

هلاكت معنوى ، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهى شدن

اگـر بـیـمـاریـهاى ما اینهاست ، اینها را روى كاغذ بیاوریم . ماه رمضان فرصتى است كه یـكى یكى این بیماریها را، تا آن جایى كه بشود، برطرف كنیم . اگر برطرف نكنیم ، ایـن بـیـمـاریـهـا مـهـلك خـواهـد شد؛ هلاك معنوى و واقعى . هلاك جسمى كه چیزى نیست . اگر بیمارى مهلكى در ما باشد یا احتمالش را بدهند، چقدر دستپاچه مى شویم !؟ شب خوابمان نـمـى بـرد. بـهـترین دكترها را پیدا مى كنیم ، مى گوییم : نكند این غده اى كه در بدن من است ، در دست من است ، زیر پوست من است ، سرطان باشد؟ از تصورش كلى وحشت مى كنیم . آخـرش چـه ؟ آخـرش مـردن اسـت . حـالا نـشـد، یـك سـال دیـگـر اسـت ، دو سـال دیـگـر اسـت ، ده سـال دیـگـر اسـت . بـه قول نظامى گنجوى :
ددد اگـر صـد سـال مـانـى ور یـكـى روز ـــــــــ بـبـایـد رفـت ازایـن كـاخ دل افروز دددد
ماندنى كه نیستیم . چند صباحى ، كمى این ور، كمى آن ور، تمام خواهد شد. هلاكت جسمانى ایـن اسـت و ایـن قـدر از آن مـى تـرسیم . هلاكت معنوى ، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهـى شدن . یعنى در زندگى جاودان ابدى ، از همه ى نعمتها و لذتها و چشم روشنیهایى كـه خـداونـد بـراى مـن و شما معیّن و مقرر كرده ، محروم ماندن . انسان به قیامت نگاه كند و ببیند خداى متعال به بعضى از بندگانش ـ همین افرادى كه با آنها معاشریم و آنها را در كـوچـه و مـحـله مـى بـیـنـیـم ـ بـه هـمـكـار ادارى ، بـه دوسـت دوران تـحـصـیـل ، یـا بـه یـك رفیقِ بگو بشنو، براى برخى كارها و مجاهداتى كه در این دنیا داشته اند، مقامات عالى مى دهد، آنها را به بهشت مى برد، از عذاب دور مى دارد و آنها را از عقبات قیامت ، نجات مى دهد، و ما به خاطر تنبلى ، به خاطر نرسیدن به خود و به خاطر یـك لحظه غفلت ، از همه ى آنها محروم مانده ایم . آن وقت است كه حسرت گریبان انسان را مـى گـیـرد ـ ((وانـذرهـم یوم الحسرة اذ قضى الامر(36» ـ كار هم دیگر از كار گذشته است و حسرت هم فایده اى ندارد. این ، هلاكت معنوى است .(37)

بدبختى و روسیاهى ، ثمره ى عدم خودسازى

بـرادران و خـواهـران ! اگـر به خودمان نرسیم ، بدبختى است ، روسیاهى است ، محرومیت اسـت ، از چـشـم خدا افتادن است ، از مقامات معنوى دور ماندن و از نعیم ابدى الهى ، تهیدست مـانـدن اسـت . پـس ، بـایـد به خودمان برسیم . ماه رمضان فرصت خوبى است . كتابهاى اخـلاق هـم خـوشـبـخـتانه در اختیار هست . لكن آن چیزى كه آدم از مجموع مى فهمد و آنچه مهم اسـت ، ایـن اسـت كـه انـسـان بـتـوانـد هـوى و هـوس خـود را كنترل و مهار كند. این ، اساس قضیه است .(38)

اخلاص ، یكى از ویژگیهاى بسیار مهم براى خود سازى

یـكى از ویژگیها كه بسیار مهم است تا براى خودسازى به آن توجه كنیم و شاید جنبه ى تقدمى هم داشته باشد، اخلاص است . اخلاص عبارت است از كار را خالص انجام دادن ، و ایـن كـه كـارى را مغشوش انجام ندهیم . گاهى هست كه كسى عبادت نمى كند و گاهى عبادت مـى كـنـد؛ امـا مـغـشوش و ناخالص . این هم مثل آن است . خالص بودن عبادت و خالص بودن عـمـل ، ایـن اسـت كـه بـراى خدا باشد. در بین مردم ، متاءسفانه خیلى رایج است كه كارهاى خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند. كاءنّه توجه ندارند كه نباید كار نیك را بـه زبـان آورد و گـفـت كـه مـا مـى خـواهـیم این كار را بكنیم ، یا ما این كارها را مى كنیم . البـتـه برخى جاها استثناست . در جاهایى ، بعضى از كارها باید در علن انجام گیرد. در روایـات در باب صدقه ، آمده است كه صدقه ى سرِ این ثواب رادارد و صدقه ى علانیه این ثواب را. یا مثلا عبادات گروهى ، جلوى چشم مردم انجام مى گیرد و باید انجام گیرد، و ایـن از شـعـائر الهـى اسـت ؛ اما بسیارى از عبادات یا اغلب عبادات و آن روابطى كه بین خـود انـسـان و خـداسـت ـ ذكـر، تـوجـه ، دعـا، نافله ، شب زنده دارى ، سحرخیزى ، احسان ، كـارهـاى نـیـك ـ بـایـد بـیـن خـود انـسان و خدا بماند. مبادا انسان به خاطر این كه دیگران بـبـیـنـنـد، كـارى را انـجـام دهـد. كارى كه انسان به خاطر توجه دیگران به خودش انجام بدهد، از نكردن آن كار بدتر است ؛ زیرا نكردن كار، یعنى انسان كارى را انجام نمى دهد. كـارى كـه انـسان براى جلب توجه دیگران نسبت به خودش انجام داده ، كاءنّه انجام نداده اسـت . البـتـه بـدتـر بـودنـش هـم از ایـن جـهـت اسـت كـه عـمـل شـرك آلودى انـجـام داده و ایـن عـمـل شـرك آلود، فـعـل حـرام اسـت و دور كـنـنده است . بنابراین همه مان در هرجا و در هر موقعیتى كه هستیم ، باید خیلى تلاش كنیم كه كار را خالص انجام دهیم . اگر كار براى خدا انجام گیرد و نیت بـراى خـدا خالص باشد، اشكالاتى كه معمولا در كارها مشاهده مى شود، پیش نخواهد آمد.ما وقـتـى مـصـالح واقـعـى را فـداى حرفِ این وآن مى كنیم كه بخواهیم كار را براى این وآن انـجـام دهـیـم . انـسان وقتى كار را براى خدا مى خواهد انجام بدهد، فقط نگاه مى كند ببیند تـكـلیـفش چیست . نگاه نمى كند كه یكى خوشش مى آید، یكى بدش ‍ مى آید، پیش چه كسى آبـرو پـیدا مى كند و پیش دیگرى از آبرو مى افتد. امروز در جمهورى اسلامى ، در همه ى شؤون ، كار براى خدا سارى و جارى است . هركس در این كشور و این نظام ، هر كارى كه انجام مى دهد، مى تواند آن را براى خدا انجام دهد و از آن ، اجر و ثواب و بهره ى معنوى را ببرد و پیش خدا، خودش را روسفید كند.(39)