فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

مؤمن باید به طور دائم روى خودش كار كند

مـاه رمـضـان فـرصـت خـوبـى بـراى خودسازى است . ما همان مادّه ى خام هستیم كه اگرروى خـودمـان كـاركـردیـم و تـوانـسـتـیـم ایـن مـادّه ى خـام رابـه شـكـلهـاى بـرتـر تـبـدیـل كـنـیـم ، آن كـار لازم را در زندگى انجام داده ایم . هدف حیات ، همین است . واى به حـال كـسـانـى كـه روى خـودشـان از لحـاظ عـلم و عـمل كارى نكنند و همان طور كه وارد دنیا شـدنـد، بـه اضـافـه ى پـوسـیـدگـیـهـا و ضـایـعـات و خـرابـیـهـا و فـسـادهـا كـه در طول زندگى براى انسان پیش مى آید، از این دنیا بروند. مؤمن باید به طور دائم روى خـودش كـار كـنـد، به طور دائم . نه این كه خیال كنید به طور دائم زیادى است ، یا نمى شـود؛ نه . هم مى شود، هم زیادى نیست . اگر كسى مراقب خود باشد، مواظب باشد كارهاى ممنوع و كارهایى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جدیت بپیماید، موفق مى شود. ایـن ، هـمـان خـودسـازى دائمى است و برنامه ى اسلام ، متناسب با همین خودسازى به طور دائم اسـت . این نماز پنجگانه ـ پنج وقت نماز خواندن ـ ذكر گفتن ، ((ایّاك نعبد و ایّاك نـسـتـعـیـن )) را تـكـرار كـردن ، ركـوع كـردن ، بـه خـاك افـتـادن ، خـداى مـتـعال را تسبیح و تحمید و تهلیل كردن ، براى چیست ؟ براى این است كه انسان به طور دائم مـشـغول خودسازى باشد. منتها گرفتاریها زیاد است و همه گرفتاریم . گرفتارى زنـدگـى ، گـرفـتـارى مـعـاش ، گـرفـتـارى امـور شـخـصـى ، گـرفـتـارى اهل و اولاد، و انواع گرفتاریها، مانع مى شود كه ما به خودمان ، آن چنان كه شایسته است ، برسیم . لذا یك ماه رمضان را كه خداى متعال قرار داده است ، فرصت مغتنمى است ؛ این ماه را از دسـت نـدهـیـد. مـقـصـودم ایـن اسـت كـه اگـر نـمـى تـوانـیـم بـه طـور دائم در حال مراقبت و ساخت وساز خودمان باشیم ، اقّلا ماه رمضان را مغتنم بشماریم . شرایط هم در ماه رمضان آماده است .(34)

بهترین كسى كه مى تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم

مـاه رمـضـان زمـینه ى خیلى خوبى است و خداى متعال این فرصت را به من و شما داده كه در این ماه ، چنین امكانى را براى خودسازى پیدا كنیم . علاوه براین كه ساعات این ماه ، بسیار با بركت است و خداى متعال ، از لحاظ طبیعى ، این لحظات و ساعات را این گونه قرار داده اسـت ، سـاعـات بـسیار مغتنمى هم هست . یك ركعت نماز شما، یك كلمه ذكر سبحان اللّه شما، مختصر صدقه دادن شما و یك صله ى رحم كوچكى كه در این ماه بكنید، مزیتى چند برابر بیشتر از همین امور، وقتى در غیر ماه رمضان انجام مى شود، دارد. این ، فرصت خیلى خوبى اسـت . زمـیـنـه ى خـوبـى اسـت كـه انـسـان در ایـن مـاه ، بـه خـودش بـرسـد. مثل طبیبى كه با فردى بیمار مواجه است و آن بیمار به امراض متعددى مبتلاست ؛ مرض قند دارد، فـشـار خـون دارد، چربى خون دارد، استخوان درد دارد، رماتیسم دارد، زخم معده دارد و خـلاصه انواع و اقسام مرض در او هست . طبیب حاذق كه امراض او را مى شناسد و راه علاجش را بـلد اسـت ، بـا ایـن بیمار چه كار مى كند؟ اول سعى مى كند بیماریهاى او را روى كاغذ بـیاورد و ببیند به چه امراضى مبتلاست . اگر طبیب ، بعضى از بیماریهاى او را نشناسد و بـراى عـلاج بیمارى دوایى بدهد كه با بیمارى دیگر ناسازگار باشد، ممكن است به جـاى ایـن كـه او را علاج كند، بیچاره را به بیماریهاى دیگرى هم مبتلا كند. مثلا نداند كه بـیـمـار زخـم مـعـده دارد، بـعـد بـراى علاج رماتیسم او آسپرین بدهد. خوب ؛ آسپرین علاج رمـاتـیـسـم اسـت ، امـا براى زخم معده بسیار مضر است . اگر طبیب ، این مرض را نشناسد و نـدانـد كـه بیمار این مرض را هم دارد، ممكن است به جاى این كه او را علاج كند، بیچاره را بـه خونریزى معده هم مبتلا كند. پس ، اول باید با دقت نگاه كند، دلسوزانه بیماریها را پـیـدا كـنـد و آنـهـا را بـنـویـسـد، بـعد ببیند كدام مهمتر است ، كدام فوتى تر است و كدام اصـولیتر است . فرض بفرمایید اگر كسى معده ى ناراحتى دارد، هر دوایى به او بدهند نـمـى تـوانـد بـه خـوبـى آن را جـذب كند. یا اگر روده ى خرابى دارد، هر غذاى مقوى اى بـدهـنـد و از آن بـهـره بـبـرد، نـمـى تـوانـد اسـتـفـاده كـنـد. راهـش ایـن اسـت كـه اول آن مرضى را كه از بقیه ى بیماریها تاءثیر منفى اش بیشتر است و اگر خوب بشود تاءثیر مثبت شفایش بیشتر است ، پیدا كنند.
شـمـا طـبـیـب خـودتـان بـشـویـد، بـرادر عـزیـز. هـیـچ كـس مثل خود انسان نمى تواند بیماریهاى خودش را بشناسد. برخى بیماریها در انسان هست كه اگر مثلا شما به من بگویید تو دچار این بیمارى هستى ، عصبانى مى شوم و بدم مى آید. بـگـویـنـد: آقـا، شـمـا مـرد حـسـودى هـسـتـیـد. مـگـر كـسـى تحمل مى كند كه به او بگویند حسود!؟ مى گوید: حسود خودت هستى ؛ چرا اهانت مى كنى ، چـرا بـیـخـود مـى گـویـى . از دیـگـرى حـاضـر نـیـسـتـیـم قـبـول كـنـیـم ؛ امـا بـه خـودمـان كـه مـراجـعه مى كنیم ، مى بینیم بله ، ما متاءسفانه از این بـیـماریها داریم . سر هركس را انسان كلاه بگذارد،از هركس كه پنهان كند، با خودش كه دیـگـر نـمـى تـواند. پس ، بهترین كسى كه مى تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هـسـتـیـم . بـیـاوریـد روى كـاغـذ، بـنـویـسـیـد: حـسـد. بـنـویـسـیـد: بـخـل . بـنـویـسید: بدخواهى براى دیگران ـ وقتى كسى به خیرى مى رسد، ما ناراحت مى شـویـم ـ بـنـویـسـیـد: تـنـبـلى در كـار. بـنـویـسـید: روح بدبینى به نیكان و صالحان . بـنـویسید: بى اعتنایى به وظایف . بنویسید: علاقه ى به خود؛ یعنى شدیدا به خودمان علاقه داریم .(35)

هلاكت معنوى ، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهى شدن

اگـر بـیـمـاریـهاى ما اینهاست ، اینها را روى كاغذ بیاوریم . ماه رمضان فرصتى است كه یـكى یكى این بیماریها را، تا آن جایى كه بشود، برطرف كنیم . اگر برطرف نكنیم ، ایـن بـیـمـاریـهـا مـهـلك خـواهـد شد؛ هلاك معنوى و واقعى . هلاك جسمى كه چیزى نیست . اگر بیمارى مهلكى در ما باشد یا احتمالش را بدهند، چقدر دستپاچه مى شویم !؟ شب خوابمان نـمـى بـرد. بـهـترین دكترها را پیدا مى كنیم ، مى گوییم : نكند این غده اى كه در بدن من است ، در دست من است ، زیر پوست من است ، سرطان باشد؟ از تصورش كلى وحشت مى كنیم . آخـرش چـه ؟ آخـرش مـردن اسـت . حـالا نـشـد، یـك سـال دیـگـر اسـت ، دو سـال دیـگـر اسـت ، ده سـال دیـگـر اسـت . بـه قول نظامى گنجوى :
ددد اگـر صـد سـال مـانـى ور یـكـى روز ـــــــــ بـبـایـد رفـت ازایـن كـاخ دل افروز دددد
ماندنى كه نیستیم . چند صباحى ، كمى این ور، كمى آن ور، تمام خواهد شد. هلاكت جسمانى ایـن اسـت و ایـن قـدر از آن مـى تـرسیم . هلاكت معنوى ، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهـى شدن . یعنى در زندگى جاودان ابدى ، از همه ى نعمتها و لذتها و چشم روشنیهایى كـه خـداونـد بـراى مـن و شما معیّن و مقرر كرده ، محروم ماندن . انسان به قیامت نگاه كند و ببیند خداى متعال به بعضى از بندگانش ـ همین افرادى كه با آنها معاشریم و آنها را در كـوچـه و مـحـله مـى بـیـنـیـم ـ بـه هـمـكـار ادارى ، بـه دوسـت دوران تـحـصـیـل ، یـا بـه یـك رفیقِ بگو بشنو، براى برخى كارها و مجاهداتى كه در این دنیا داشته اند، مقامات عالى مى دهد، آنها را به بهشت مى برد، از عذاب دور مى دارد و آنها را از عقبات قیامت ، نجات مى دهد، و ما به خاطر تنبلى ، به خاطر نرسیدن به خود و به خاطر یـك لحظه غفلت ، از همه ى آنها محروم مانده ایم . آن وقت است كه حسرت گریبان انسان را مـى گـیـرد ـ ((وانـذرهـم یوم الحسرة اذ قضى الامر(36» ـ كار هم دیگر از كار گذشته است و حسرت هم فایده اى ندارد. این ، هلاكت معنوى است .(37)