فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

مهمترین امورى كه باید در تبلیغ رعایت گردد

در اظهاراتى كه در منبرها مى شود، رعایت چند چیز را بكنید:
اول ، نـیـاز مـردم اسـت . امروز مردم چه چیزى را بیشتر احتیاج دارند، آن را پیدا كنید. امروز مردم به اخلاق و عمق تفكر انقلابى احتیاج دارند. این انقلابى كه به وجود آمد، بر پایه ى چـه مبانى اى استوار است ؟ این را مردم احتیاج دارند. باید روى این ، فكر كنید. بهترین مرجع هم ، كلمات و فرمایشهاى امام (رضوان اللّه تعالى علیه ) و بعضى از نوشته ها و گـفته هاى قِیَمى است كه در طول این یازده سال ، بحمداللّه ما بزرگانى داشته ایم كه آنـها بیان كرده اند. البته براى اهل تحقیق ، مراجعه ى به قرآن و حدیث در باب حاكمیت و جامعیت اسلام و این كه اسلام دین زندگى است ، پس به آن نیاز است ، ضرورى مى باشد.
دوم ، اعـتـدال را رعایت كنید. اعتدال ، یعنى در هیچ جهت دچار افراط نشوید. بعضى در منبرها دچـار افراط مى شوند، حالا یا در طرف جهات اخلاقى ، یا در طرف جهات سیاسى ؛ فرق نـمـى كـنـد. على اى حال ، افراط مذموم است ، مستحسن نیست . البته مردم به اخلاقیات خیلى احـتـیـاج دارنـد. مـا احـتیاج به یك انقلاب اخلاقى داریم ، براى این كه در خودمان و در آحاد مـردممان ، صفات رذیله را ریشه كن كنیم و اخلاق مُسلِم حقیقى را با همان خصوصیاتى كه در روایـات و آیـات كـریمه ى قرآن هست ، در مردم رشد بدهیم . اخلاق ، خیلى لازم است ؛ اما ایـن طـور نـباشد كه ما وقتى اخلاق مى گوییم ، یا براى مردم حدیث مى خوانیم ، بكلى از مـسائل روز، مسائل انقلاب ، مسائل جهان ، مسائل زندگى و تاریخچه ى این یازده سالِ پر از حـادثـه بـر كـنار باشیم . همان طور كه عرض كردم ، بعضى كه منبر مى روند، وقتى انـسـان پـاى مـنـبرشان مى نشیند، گویى در این كشور انقلابى رخ نداده ، گویى رهبرى مـثـل امـام راحـل (رضـوان اللّه عـلیـه ) ظهور نكرده ، گویى این جنگ اتفاق نیفتاده است ! این طور حرف مى زنند و بكلى از اوضاع بركنارند! این ، از آن طرف افراط است .
در جـهـت سـیـاسـى هـم افـراط خطاست . بعضى در منبر و سخنرانى خود، همه ى مطلب را من البـدوِ الى الختم ، مصروف به امور سیاسى مى كنند و یك كلمه اخلاق و نصیحت و تهذیب و احـكام ، در گفتارشان نیست ! حتى مثلا مى بینید كه آقا در فلان ده ، منبر رفته و درباره ى انـقـلاب نـیـكـاراگـوئه بحث مى كند و این كه چه طور شد ساندنیستها در نیكاراگوئه شـكـسـت خوردند! یا مثلا درباره ى علل پیدایش كشور نامیبیا و این كه سابقه اش چه بوده اسـت ، بـحـث مـى كند! حالا این بحثها چه اهمیتى دارد، او دیگر فكر نمى كند و توجه ندارد كـه ایـن مـباحث ، در رادیو، تلویزیون و روزنامه ها مطرح مى شود و همه آن را مى گویند. این هم از این طرف افراط است . افراط، از هیچ طرف مناسب نیست .
در مـاه رمـضـان ، مـنـبـر را بـیـن احـكـام دیـنـى ـ همین احكام عملى ، فردى و جمعى ـ نصایح و اخـلاقیاتِ متّخذه از آیات كریمه ى قرآن و احادیث شریفه و تكیه ى روى اینها و استفاده ى صـحـیح از آنها، و نیز بیان مسائل روز و تكالیف مردم در جنب انقلاب و كشور و شناساندن دوست و دشمن تقسیم كنید. پس ، اعتدال و عدم افراط هم ، یكى از آن شرایط است .
چیز دیگرى كه باید رعایت كنید، اقتضاى حال است . گاهى مطلبى صحیح است ، اما گفتن آن در بعضى از تریبونها مستحسن نیست و باور مستمع را جلب نخواهد كرد. ما حرف گفتنى خـیـلى داریـم . بعضى از نقلهاى ضعیف ، بعضى از روایات یا حكایات ضعیف و بعضى از استنتاجهاى ضعیف را مطرح نكنید. هرجا منبر مى روید، منبر باید قوى باشد؛ ولو در سطح پـایـیـن . مـن هـمـیـشـه مـثـال مـى زنـم ، مـى گـویـم : كـتـابـى كـه بـراى كـلاس اول یـا دوم دبـسـتان در باب یك مساءله ى ریاضى مى نویسند، همان مطلبى را مى گوید كـه كـتابى در باب ریاضیات استدلالىِ درجات بالاىِ این علم بیان مى كند؛ مطلبش یكى اسـت . ایـن جا هم مى گویند اگر دو عدد سیب را با دو عدد سیب دیگر جمع كردى ، چهار عدد مى شود. تا ده سال ، بیست سال بعد هم كه این كودك رشد مى كند و درس مى خواند، باز هـم همین است ، عوض نمى شود؛ ولو در این جا سطحى و با زبان ساده صحبت شده و در آن جا با سطح و زبان دیگرى بیان شده باشد. باید این طور باشد. ساده بگویید،اما غلط ابـدا. البـتـه ایـن جـلسـات مـنـبـرى كـه در سابق معمول بود، خیلى خوب است كه امروز هم باشد؛ براى این كه از لحاظ قالب و محتوا اصلاح بشود.(11)

گناه

كوشش كنیم از گناه فاصله بگیریم

یـك نـكـتـه را در زندگى عملىِ خودمان عرض مى كنم كه شاید ان شاءاللّه براى خود من و بـراى هـمـه ى شما برادران و خواهران ، وسیله اى براى تحرك بهتر و بیشتر باشد. آن نـكته این است كه براى نزدیكى به خدا، اصلِ قضیه ، ترك گناهان است . انجام مستحبات و نـوافـل و تـوسـلات و دعـا و بـقـیـه ى امـور، فـرع اسـت . اصـل قـضـیـه ، ایـن اسـت كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. این ، همان تـقـوا را مـى طـلبـد. تـقـوا و پرهیزكارى ، مهمترین یا بگوییم اوّلیترین مظهرى است كه وجود انسان باید داشته باشد. همین است كه مانع از گناه انسان مى شود.(12)