فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

فطریه

چگونگى پرداخت فطریه

واجـب اسـت كـه هـر كس براى خود و هر یك از عایله اش ، تقریبا به قدر سه كیلو از قوت غـالب ادا كـنـد. قوت غالب ، یعنى آن چیزى كه مردم غالبا از آن براى تغذیه استفاده مى كنند؛ مثلا گندم .
در باب این كه آیا غیر از غلات اربع ، جنس دیگرى را مى شود داد یا نه ، یا كدام ترجیح دارد، نـظـرات مـخـتـلفـى هـسـت . چـون در وضـع كـنـونـى مـردم ایـران ، تـقـریـبـا ایـن مـسائل تفاوتى ایجاد نمى كند، لذا اگر براى هر فطریه ، به قدر سه كیلو گندم ، یا قـیـمـت آن را درنظر بگیرید، قطعا مجزى است . این واجب ، از غروب روز آخر ماه ـ یعنى شب عـیـد فـطـر ـ بـه عـهـده ى مـكـلف مـى آیـد و احـتـیـاط ایـن اسـت كـه آن را قبل از اداى نماز عید فطر براى كسى كه در نماز عید فطر شركت خواهد كرد و آن را بجا خـواهـد آورد، تـاءدیـه كـنـد. بـنـابـرایـن ، اگـر شما امشب حساب كنید كه چقدر به عهده ى شـمـاسـت و پـولش را كـنـار بـگـذاریـد و فـردا صـبـح قـبـل از آن كـه بـه نـمـاز عید بروید، آن را ادا كنید، بهترین وجه است . البته اگر در آن موقع ادا نكردید، بعد از نماز عید فطر هم ادا كنید، ایرادى ندارد.
احـتـیـاط ایـن اسـت كـه اهـل هـر شـهـر، زكات فطر خودشان را به فقراى همان شهر بدهند. دسـتـگـاهـهـایـى مـثـل كـمـیـته ى امداد، كه این پولها را از مردم مى گیرند و در موارد خودش مصرف مى كنند ـ كه كار مثبت و خوبى است ـ بهتر آن است كه این جهت را رعایت كنند؛ یعنى موافق احتیاط است .(6)

احكام مربوط به محاسبه و پرداخت فطریه

در خصوص پرداخت فطریه ، میهمان جزئى از عیالات شما در همان وعده میهمانى است . پس ، اگـر امـشـب قـبـل از غـروب آفـتـاب ، مـیهمانى بر شما وارد شد و تا وقت غروب آفتاب و حـلول شـب عـیـد مـانـد، فـطـریـه ى او هـم بـر شما واجب مى شود. آن كسى كه فطریه اش بـرگـردن دیـگـرى اسـت ، بـر خود او دیگر واجب نیست ؛ اما اگر بداند كه فطریه را آن كـسى كه باید مى داد، نداده ، احتیاط واجب این است كه خودش فطریه را بدهد. یعنى اگر شما امشب به جایى میهمانى رفتید و فطریه ى شما به گردن صاحب خانه قرار گرفت ، ولى فـهـمـیـدیـد كه صاحب خانه ملتفت نبود یا بى اهمیتى نشان داد و فطریه ى شما را نپرداخت ، احتیاط واجب این است كه آن فطریه را خود شما بدهید.
گفته اند كه فطریه قوت غالب است ؛ آن چیزى كه در هر جایى غالبا به عنوان قوت و غـذا مـصـرف مـى شـود؛ ولو قـوت مـنـحـصـر نباشد. مثلا در اغلب جاهاى كشور ما نان گندم مـصـرف مـى شـود؛ ولى مردم به نان گندم فقط اكتفا نمى كنند. احیانا چیز دیگرى هم با نـان مـى خـورند؛ لیكن قوت غالب همین نان گندم است . یا مثلا در بسیارى از مناطق كشور، قوت غالبِ بسیارى از خانواده ها برنج است . این طور فتوا مى دهند كه اگر به قدر سه كـیـلو گـنـدم یـا برنج یا قیمت آنها را بدهید، ان شاءاللّه كافى است . اگر كسى بتواند بیشتر هم بدهد، بهتر است .
بـهـتـر هم این است كه فطریه به فقراى همان شهر داده شود. این روزها از ما مى پرسند كـه چـطـور اسـت بـه آوارگـان یـا دیـگـران بـدهـیـم ؟ البته اگر كسى بداند كه برادر مـسـلمانش مستاءصل است ، واجب شرعى است كه باید كمك كند ـ در این كه شكى نیست ـ لیكن اگـر در شـهـرى كـه شـما در آن زندگى مى كنید، مستحقى هست ، خوب است كه فطریه را بـه او بـدهـیـد. هـمـیـن طورى هم كه شما نگاه مى كنید، كسانى از مستمندان و مستحقان را مى بینید كه اینها منتظر روز عید فطرند تا گشایشى در كارشان بشود؛ پولى به آنها داده شود؛ نباید اینها را هم ماءیوس كرد.(7)