فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

1ـ رؤیت

یكى از راههاى اثبات اول ماه رؤیت است . البته به شرط این كه جاى ماه را بدانید و وارد باشید؛ یك مقدار آشنایى لازم دارد.
یـكـى از عـلمـاى تـهـران ـ كـه خـداوند رحمتش كند ـ مى گفت : روى پشت بامِ مدرسه بزرگ آخوند در نجف ، روز آخر ماه رمضان طلبه ها استهلال مى كردند. مرد مسنى هم نشسته بود و بـسـاط افـطـارش را پـهن كرده بود؛ ولى او استهلال نمى كرد. طلبه هاى جوان یك طرف ایـسـتاده بودند و به گوشه اى نگاه مى كردند؛ بعد هم ماه را دیدند و به همدیگر نشان دادنـد. وقـتى كه خواستند از پشت بام پایین بروند، از كنار آن مرد مسن عبور كردند. یكى گـفـت كـه ـ مـثلا ـ آشیخ محمد! تو نیامدى استهلال بكنى ؟ گفت : شما ماه را دیدید؟ گفتند: بـله . گـفت : كجا بود؟ گفتند: آن جا. پیرمرد سرى تكان داد و گفت : حالا آن طرف را نگاه كـنید. وقتى كه طلبه ها نگاه كردند، دیدند كه ماه آن جاست ! جالب است كه همه نیم ساعت خودشان را سرگرم كرده بودند، چیزى هم دیده بودند، به همدیگر هم نشان داده بودند و باورشان هم آمده بود كه ماهِ خیلى بلند و خوب و روشن و بى غبارى را دیده اند!
غـرض ؛ یـكـى رؤیـتِ خـود انـسـان است كه ماه را ببیند و یقین كند كه ماه را دیده است . حتى اگـر حـكـم حـاكـم هـم بـرخـلاف ایـن بـود، انـسـان بـایـسـتـى بـه عـلم خـودش عمل كند؛ یعنى همان چیزى كه خودش دیده ، ملاك است .

2ـ تواتر یا شیاعى كه براى انسان یقین بیاورد

دوم ایـن اسـت كه تواتر یا شیاعى باشد كه براى انسان یقین بیاورد؛ یعنى معروف شده بـاشـد كـه امـشـب اولِ مـاه اسـت . هـمـه مـى گـویـنـد، افـراد زیـادى دیـده انـد، هـمـه نقل مى كنند، انسان اینها را از هر كسى مى شنود، تا این كه اطمینان و یقین پیدا مى كند.

3ـ شهادت دو نفر شاهد عادل

سـوم ایـن كـه دو نـفـر شـاهـد عـادل شـهـادت دهـنـد. مـورد وثـوق ، كـافـى نـیـسـت ؛ بـایـد عـادل بـاشـد. دیـشب كه ما از نقاط مختلف كشور تفحص مى كردیم ، بعضى جاها مى گفتند كـه یـك نـفـر پیش آقایى آمده و گفته است كه من دیده ام . دو، سه جا چنین چیزى گفته شد؛ لیـكـن از لحـاظ شـرعـى ، هـیـچ كدام معتبر نیست ؛ زیرا كه خبر دهندگان ، متصف به عدالت نبودند و كسى نمى دانست كه اینها عادلند.
ایـن ، امـر كـوچـكـى نـیـسـت ؛ روز عـیـد مـسـلمـیـن اسـت . وقـتـى كـه انـسـان بـخـواهـد طـبـق آن عمل كند، یا حاكم بخواهد حكم بدهد، نمى شود پا را جایى بگذارد كه لغزان و لرزان است و اطـمـیـنـانـى نـیـسـت ؛ نـه . بـایـد عـادل بـاشـد، آن هـم نـه یـك نفر، بلكه دو نفر انسان عـادل و البته با اطلاع كه به هیچ وجه دروغ و خلاف نمى گویند. باید آدمهایى باشند كه ماه را بشناسند و از حرفهایشان بشود فهمید كه اینها درست فهمیده اند.
گاهى افراد، روى پشت بام مى روند و ماه را مى بینند؛ ولى اشتباه مى كنند. من سابق دیده بـودم كـه آدمـهـاى خـبـره ، شـهـود مـى خـواستند و از افراد مى پرسیدند، ماه را كه دیدى ، چـگـونـه بـود؟ مـثـلا مـى گـفت ، ماه این گونه بود؛ یعنى دو طرف ماه ، طرف پایین بود. مـعـلوم بـود كـه او مـاه را نـدیـده اسـت . مـاه شـبِ اول كـه ایـن طـورى نـیـسـت . در شـبـِ اول ، دو طـرف مـاه ، بـه طـرف بـالاسـت . پـس ، اگـر كـسـى عـادل هـم اسـت ، امـا آمـد و گـفـت كـه مـن مـاه را دیـده ام ، ایـن طـورى بـود ـ دو طـرف هـلال را بـه سـمـت پایین نشان داد ـ روشن است كه دروغ نمى گوید؛ اما اشتباه كرده است . این هم مورد قبول نیست . باید دو شاهد عادلى باشند كه اشتباه نمى كنند.