فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

استهلال ، یك كار مثبت و لازم

حـسـاسـتـرین هلالهاى دوازده ماه ، همین هلال ماه شوال است . البته این را برادران و خواهران بـدانـنـد كـه در جـستجوى هلال برآمدن و اول ماه را معلوم كردن ، در همه ى ماهها و در همه ى شـرایـط، یـك كـار مـثـبـت ، بلكه لازم است ؛ چون همه ى محاسبات شرعى و اسلامى ما، بر اسـاس هـمـیـن مـحاسبه ى ماههاى قمرى است . فرض بفرمایید، اگر شما بخواهید فضیلت ایـام مـتـبـرك اول رجـب ، سـیـزدهـم رجـب ، بـیـسـت وهفتم رجب و نیمه ى شعبان را ـ كه هر كدام اعمال مستحبه اى دارد ـ درك كنید، باید آن روز را بشناسید؛ آن هم نمى شود، مگر با دانستن هلال آن ماه . از طرف دیگر، اعمال واجبى مثل همین روزه ى ماه رمضان ، ایام حج ، روز عرفه ، روز قـربـان و واجـبـات مـتـعـدد دیـگـرى وجـود دارد كـه مـتـوقـف بـر این است كه شما ماه را بشناسید.
امـا مساءله ى ماه شوال ، از این جهت بیش از ماههاى دیگر اهمیت دارد كه امر دایر بین وجوب و حـرمـت اسـت ؛ یـعـنـى اگر شما دیشب هلال را دیده بودید، روزه ى امروز حرام بود؛ حالا كه نـدیـده ایـد، روزه ى امروز واجب است . پس ، دَوَران امر در روز عید فطر، بین وجوب و حرمت اسـت . بـنـابـرایـن ، اسـتـهـلال ـ یـعـنـى در جـسـتـجـوى هـلال بـرآمـدن و تـلاش كـردن بـراى دیـدن مـاهِ شـب اول ـ واجب است ، مگر این كه شما بدانید دیگرانى هستند كه مى بینند.
در حـال حـاضـر، مـتـاءسـفـانـه خـیـلى كـم مـعـمـول اسـت كـه اسـتـهـلال كـنـنـد؛ سـابـق بـیـشـتـر بـود. بـخـصـوص مـن در مـشـهـد مـى دیـدم كـه اسـتـهـلال خـیـلى رایـج بـود. مـعـمـول بـود كـه در شـب مـظـنـون بـه اول شـوال ، مـردم دسـتـه دسـتـه در گـذرهـا، در خـیـابانها، سر بازارها، روى پشت بامها، مـخـصـوصا پشت بام مساجد جمع مى شدند، تا ماه را ببینند. پس ، یادتان باشد كه باید ایـن عـادت را در خـودمـان بـه وجود بیاوریم كه همه ى ماهها، بخصوص این ماههاى حساس ـ مـثـل مـاه شـوال ، مـاه رمـضـان و مـاه ذیـحـجـه ـ را مـواظـب بـاشـیـم و اول ماه را به دست بیاوریم .
البـتـه مـن پـارسـال ایـن نـكـتـه را گـفـتـم و امـسـال هـم بـحـمـداللّه تـاحـدود زیـادى عـمـل شـد؛ لیكن كافى نیست . ما دستگاهى لازم داریم ، براى این كه در همه ى ماهها، آدمهاى مـتـخـصـص ، بـا دسـتـگـاهـهـاى فـنـى و چـشـمـهـاى مـسـلح ، در مـظـان پـیـدا كـردن هـلال بـرونـد، جـسـتـجـو كـنـند و پیدا نمایند و به ما بگویند، ما هم به مردم بگوییم كه اول ماه ، كدام روز است .
تـكـلیـف شـرعـى ، بـر اسـاس مـاهـهـاى قـمـرى اسـت . یـعـنـى دخـتـر، وقـتـى كـه نـه سـال قـمـرى اش تـمـام شـد، مـكـلف اسـت . پـسـر هـم وقـتـى كـه پـانـزده سـال قـمـرى اش تـمـام شـد، مـكـلف است . بعضیها سنِ شرعى فرزندان خود را به حساب ماههاى شمسى حساب مى كنند. شهریور به دنیا آمده ، محاسبه مى كنند كه تا شهریورِ نُه سـال یـا پانزده سال بعد، فرزندشان به سن تكلیف مى رسد. نه ، باید ببینید كه در كدام روز از كدام ماه قمرى به دنیا آمده است ، آن را مبداء قرار بدهید و حساب كنید، تا معلوم بشود.(1)

راههاى اثبات اول ماه

اول ماه براى انسان چگونه ثابت مى شود؟
در این خصوص چند راه ذكر كرده اند:

1ـ رؤیت

یكى از راههاى اثبات اول ماه رؤیت است . البته به شرط این كه جاى ماه را بدانید و وارد باشید؛ یك مقدار آشنایى لازم دارد.
یـكـى از عـلمـاى تـهـران ـ كـه خـداوند رحمتش كند ـ مى گفت : روى پشت بامِ مدرسه بزرگ آخوند در نجف ، روز آخر ماه رمضان طلبه ها استهلال مى كردند. مرد مسنى هم نشسته بود و بـسـاط افـطـارش را پـهن كرده بود؛ ولى او استهلال نمى كرد. طلبه هاى جوان یك طرف ایـسـتاده بودند و به گوشه اى نگاه مى كردند؛ بعد هم ماه را دیدند و به همدیگر نشان دادنـد. وقـتى كه خواستند از پشت بام پایین بروند، از كنار آن مرد مسن عبور كردند. یكى گـفـت كـه ـ مـثلا ـ آشیخ محمد! تو نیامدى استهلال بكنى ؟ گفت : شما ماه را دیدید؟ گفتند: بـله . گـفت : كجا بود؟ گفتند: آن جا. پیرمرد سرى تكان داد و گفت : حالا آن طرف را نگاه كـنید. وقتى كه طلبه ها نگاه كردند، دیدند كه ماه آن جاست ! جالب است كه همه نیم ساعت خودشان را سرگرم كرده بودند، چیزى هم دیده بودند، به همدیگر هم نشان داده بودند و باورشان هم آمده بود كه ماهِ خیلى بلند و خوب و روشن و بى غبارى را دیده اند!
غـرض ؛ یـكـى رؤیـتِ خـود انـسـان است كه ماه را ببیند و یقین كند كه ماه را دیده است . حتى اگـر حـكـم حـاكـم هـم بـرخـلاف ایـن بـود، انـسـان بـایـسـتـى بـه عـلم خـودش عمل كند؛ یعنى همان چیزى كه خودش دیده ، ملاك است .