فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

عاقبت به‌خیری در بیهودگی؟

معضلاتی که اشاره شد امروز در کل جهان چهره گشوده و ما نیز در متن این مشکلات هستیم. اگر با شروع انقلاب اسلامی هوای ادامه‌ی زندگی در سر داریم و می‌خواهیم با تحقق تمدن اسلامی در آینده‌ی این تاریخ حضوری خاص داشته باشیم باید با تشخیص درستِ جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و رویکردی که باید به تمدن اسلامی داشت مسیر خود را از ادامه‌ی زندگی مدرن تغییر دهیم و این با قیافه‌ی صلح‌طلبی و ماندن در زیر سایه‌ی فرهنگ غربی عملی نمی‌شود و این یک نوع دهن‌کجی تاریخی است به مشیت الهی که بنا دارد فکر و فرهنگ غربی را از تاریخ بیرون بیندازد. این یک نوع به مردگی زدن شعور باطنی خودمان است که عاقبت به خیری را در بیهودگی جستجو می‌کنیم.
انسان عاقل و زمان‌شناس به‌خوبی می‌فهمد که امروز، روز صلح با جهان استکباری نیست، در پیشانی انسان عاقل - همچون حضرت روح اللّه خمینی(ره)- می‌توان خواند که به اذن الهی چگونه همچون شیری جوان و سرزنده به میدان آمده تا با فرهنگ استکباری غرب که دیگر هیچ چیزی برای دفاع از خود ندارد و نهایتاً دست به تحریم رقیب خود می‌زند که آن مسخره‌ترین نوع دفاع است، مقابله کند و از این جهت هرگز حضرت روح اللّه از شعار صلح‌طلبی تمدن غربی فریب نخورد و فرمود جنگ تا رفع فتنه باید ادامه یابد، جنگی که با انقلاب اسلامی شروع شد و به‌عنوان جنگ بین مستضعف و مستکبر و جنگ بین فقر و غنا تا قیام قیامت ادامه خواهد یافت.

آن‌گاه که دایره‌ی تصرف دجّال تنگ می‌شود

تمدنی که بنا دارد از تمدن تکنیکی عبور کند و ماوراء آن تاریخ آینده را تغذیه نماید، باید در بستری غیر از فرهنگ لیبرال دموکراسی ظهور کند زیرا غایتی ماوراء برآوردن اهواء نفسانی -که مانع رسیدن بشر به امت واحده است- مدّ نظر دارد.
در مدینه‌ای که غایت بشر در آن مدینه، تمتع دنیایی باشد، خواه ناخواه کینه‌توزی و بهره‌کشی و بی‌عدالتی و دروغ و بیگانگی از همدیگر، از اصول آن به‌شمار می‌آید، در فضای چنین فرهنگی مردم به آرمان‌شهری می‌اندیشند که برای برآورده‌شدن اهواء نفسانی خود با توهّمات خود ساخته‌اند و مثل سایر توهّمات هرگز بدان دست نمی‌یابند و این برعکسِ وعده‌ای است که پیامبران به بشر داده‌اند تا در زیر سایه‌ی تقوا در افق انتظار به آرمان واقعی، نظر داشته باشند. در این رابطه است که: «بر عاشقان فریضه بود جستجوی دوست»، چون این دوست زندگی ما را به ساحتی ماوراء وضع موجود می‌برد و معنای زندگی زمینی و مجاهده به معنای واقعی را با سختی‌هایی که به همراه دارد بر ما می‌چشاند و رستاخیزی در عقل‌های بشر فراهم می‌آورد که هرگز با ادامه‌ی مدرنیته محقق نمی‌شود. شروع دیگری را باید مدّ نظر قرار داد که آن شروع؛ دایره‌ی تصرف هیچ دجّالی نباشد و انقلاب اسلامی همان شروعی است که باید بدان نظر کرد و آن را شروعی دانست که بستر مجاهدات متعالی انسان‌ها را فراهم کرده تا شخصیت‌های دیگری ساخته شوند و به ظهور آیند و تمدن مورد نظر موحدین عالم را شکل دهند.

مهلتی نداریم تا خسته باشیم

برای حضور در چنین محشری که حضرت روح اللّه به اذن الهی راه انداخت، پرورشی اساسی لازم است تا سربازان این جبهه حقیقتاً هیچ و پوچ‌بودن خانه‌ی عنکبوتی جهان مدرن را با چشم قلب بنگرند. به پرورشی نیازمندیم که از نمونه‌های زنده و فعّال تاریخ‌مان - مثل سرداران بصیر دفاع مقدس- سرچشمه گرفته باشد تا استعدادهای نهفته‌ی این ملت را بیدار کند و خصال عارفان شب و مجاهدان روز را به ما برگرداند و ما را متوجه کند مهلتی نداریم تا خسته باشیم همچنان که حق نداریم کوچک‌ترین یأس و ناامیدی به خود راه دهیم. شرایط فوق‌العاده آماده است. دیگر آن زمان گذشت که در مقابل غرب و قدرت استکباری سراسر وجود ما را هول و هراس فرا می‌گرفت، اکنون به اذن الهی نیرومند شده‌ایم و روح اسرارآمیز مستضعفان جهان به جنبش افتاده و آماده‌اند تا به‌پا خیزند، چیزی که ما به خواب هم نمی‌دیدیم، اگر دیر بجنبیم ما از تاریخی که شروع کرده‌ایم بیرون می‌افتیم. مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «طرفداران نظام جمهوری اسلامی در منطقه، عمق راهبردی ما هستند، ضمن آن‌که در آمریکای لاتین و قسمت‌های مهمی از آسیا نیز عمق راهبردی داریم».(139) شگفتی‌های تاریخ ما با چنین افرادی به فعلیت خود می‌رسد، چیزی که در دفاع پنجاه روزه‌ی مردم غزه ملاحظه کردید و به‌خوبی معلوم شد به نظم نوینی ورود پیدا کرده‌ایم و قدرت تأثیرگذاری بر جهان را داریم. زیرا شکستِ اسرائیل که نماینده‌ی نظام سلطه در غرب آسیا است، شکستِ نظام سلطه بود و نشان داد خون جدیدی در رگ‌های مردم جهان به جریان افتاده که دیگر اسلحه‌های جهان استکباری که ممکن بود قدرت ادامه‌ی آن را در آینده به آن می‌داد، تأثیری ندارند و دیگر جهان استکباری امکان تمام‌کردن حادثه‌های این عصر را آن‌طور که خودش می‌خواهد از دست داده است. این یعنی جهان، منتظر رهبری ملتی است که قاطع‌ترین تصمیم را در راستای هدفِ بزرگ تحقق نظامی مبتنی بر دیانت و ارزش‌های خدامحوری در سایه‌ی مقاومت، در مقابل نظام استکباری به صحنه آورده و چیزی نمانده تا طلسم افسانه‌ای قدرت حاکم جهانی را بشکند و شما به سرعت با جهانی دیگر روبه‌رو شوید. به گفته‌ی مولوی وقتی آن مرد در آن مسجد مهمان‌کُش ترس بر خود راه نداد و در مقابل صداهای مهیب، خود را نباخت و با فریادی بلندتر جواب آن صدا را در تاریکی داد:
در زمان بشكست ز آوازش طلسم

زَرهمى ریزید هر سو قِسْم قِسْم

بل زر مضروبِ ضرب ایزدى

كو نگردد كاسد، آمد سرمدى

وقتى تهدیدهای وَهمی را به چیزى نگرفت، پرده‌ها در مقابلش فرو ریخت و حقایق عالَم و آدم برایش آشكار شد و دیگر روحیه‌ى تنگ دنیادوستى و محدودكردن خود در حدّ دنیا در او نماند، زرهاى بصیرت و روشنگرى جان او را فراگرفت.
آن زرى كه دل از او گردد غنى

غالب آید بر قمر در روشنى

شمع بود آن مسجد و پروانه او

خویشتن درباخت آن پروانه جو

وقتی روح مقاومت در ملّتی احیاء شد و از مرگ نهراسید عملاً به روشناییِ برتر نظر کرده تا با فرهنگی دیگر زندگی کند. تمدن غربی طوری مقاصد انسان‌ها را پوچ و بی‌محتوا کرده که انسان از سایه‌اش هم می‌ترسد، کافی است شما نظر خود را به افق‌های برتر معطوف کنید تا تمدن مطلوبی که مدّ نظر انقلاب اسلامی است طلوع کند و همه‌ی مقصد همین است.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»