فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

تشکیلات سیاسی و انقلاب اسلامی

باید مواظب بود در تمدنی که در راستای انقلاب اسلامی در پیش است آن نوع تشکیلات که عامل کینه‌ی افراد جامعه نسبت به همدیگر باشد در آن شکل نگیرد که خود به خود آن تشکیلات حجاب تحقق تمدن اسلامی خواهد بود و با تبلیغات زهرآگین، روح برادری را به حاشیه می‌برد. به یقین تشکیلاتی که بخواهد در جامعه جنگ طبقاتی راه اندازی کند با روح انقلاب اسلامی هماهنگی ندارد، بلکه وسیله‌ای است در دست سیاست‌بازان که هیچ تعهدی نسبت به تمدن اسلامی ندارند و تنها می‌خواهند غوغا راه بیندازند و افراد جامعه را از مسائل اصلی خود باز دارند و از مردمان دلسوز جامعه انتقام بگیرند.
آن‌هایی که نسبت به تحقق تمدن اسلامی متعهدند باید بدانند حزب‌‌بازی که معمولاً در فرهنگ مدرنیته مطرح است، با روح اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است، ناسازگار می‌باشد، زیرا انقلاب اسلامی روح انسانی را مهم‌تر از رأی انسان‌ها می‌داند و سعی در تعادل روح‌ها دارد تا در کثرت رأی‌ها. بعضی‌ها می‌خواهند دفتر حزب را جایگزین محراب عبادت کنند و انقلاب اسلامی در صدد است محراب‌های عبادت را تا متن زندگی اجتماعی افراد وسعت بخشد. این‌ها می‌خواهند اتحادیه‌ها با همان روحیه‌ی برتری طبقاتی به جای قداست سرداران بزرگ و بی‌ادعای ما بنشیند و سیاسی‌کاری جای خود را به تلاش‌های جدّی افرادی بدهد که نان خود را با عرق جبین به‌دست می‌آورند. احزاب سیاسی ترجیح می‌دهند نانی را که دیگران با عرق جبین به‌دست آورده‌اند با انواع رانت و امتیازات من‌درآوردی از دست‌شان به‌در آورند و ما این را در بعضی از مراحل انقلاب تجربه کردیم و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» تحت عنوان «ثروت‌های بادآورده» که این افراد برای خود دست و پا کردند، این انحراف را متذکر شدند.(137)
احزاب سیاسی و یا حزب‌های بازی خورده، طوری عمل می‌کنند که اگر مثل کارگر صنعت‌گری با پشتکار و ابتکارات خود صاحب کارخانه شد، مورد کینه‌ی بقیه قرار گیرد، زیرا به تمدن اسلامی فکر نمی‌کنند تنها به تشکیلات خود نظر دارند و هرکس غیر خود را رقیب قدرت خود می‌دانند.
خودپرستی فردی یا تشکیلاتی و جمعی از موانع بزرگ تحقق تمدن اسلامی است زیرا اینان زندگی اقتصادی دیگران را تنها مخزنی می‌دانند که آن‌ها با جدّیت کار کنند و اینان با انواع حیله‌ها حاصل کار آن‌ها را بربایند و آن‌هایی که مسئولیت تحقق تمدن اسلامی را در خود پرورانده‌اند باید از این موضوع ساده نگذرند زیرا صاحبان تشکیلاتِ حزبی چندان نگران از هم‌پاشیدن انقلاب اسلامی نیستند. شخصیت آن‌ها طوری است که به راحتی با فرهنگ غربی کنار می‌آیند و زندگی در آن دیار را برای خود آزاردهنده نمی‌دانند. هدف آن‌ها ساختن بنای تازه‌ی ماوراء تمدن غربی نیست، منظور جدّی تشکیلات، کودپاشیدن بر مزرعه‌ی احساسات مردم عادی است تا با رأی بیشتر رقیب خود را از صحنه بیرون کنند و از نظام اسلامی امتیاز بیشتر مطالبه نمایند. اینان می‌دانند که اگر بخواهند اعضای تشکیلات خود را متحد نگه دارند باید در روح و روان آن‌ها نسبت به رقیب‌شان کینه ایجاد نمایند، هرچند این کار موجب دوقطبی‌شدن جامعه و ایجاد تعارضات زندگی برانداز شود و کلّیت نظام را به خطر اندازد.
بی‌حساب نیست که مقام معظم رهبرى «حفظه الله» در جمع دانشجویان در كرمانشاه فرمودند: ما با تحزّب مطلقاً مخالفتى نداریم و معتقدیم تحزّب با وحدت جامعه منافاتى ندارد؛ به شرط آن كه با نگاه درست ایجاد شود. اگر حزبى براى كانال كشى وكادرسازى و هدایت فكرىِ جامعه در زمینه هاى سیاسى، دینى، عقیدتى و دیگر عرصه ها به وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، كارى خوب و مورد تأیید است كه البته اینگونه احزاب، اگر در رقابت هاى سیاسى هم وارد شوند، به طور طبیعى برنده مى شوند. براى نظام باشد و در هدایت فكرى و زمینه هاى سیاسى و عقیدتى فعالیت نمایید. ولى برخى احزاب مانند احزاب كنونىِ غرب در واقع باشگاه هایى براى كسب قدرت هستند و سعى مى كنند از هر طریق، از جمله زد و بند سیاسى به قدرت برسند كه ما این‌گونه تحزّب را تأیید نمى كنیم اما اگر كسانى با همین نگاه، دنبال تشكیل حزب باشند، جلوى آنها را نمى گیریم.(138)
زیرا حزب به آن معنا که در فرهنگ غرب مطرح است یعنی همراهی و هم‌قدمی گوسفندوار همه از دفتر تشکیلات، یعنی کمّیّت به جای کیفیّت، یعنی گله به جای چوپان. حزب بر اساس شعاری که اعضاء با آن تحریک شده تشکیل می‌شود و یک جمع ایدئولوژی‌زده است که امور کشور را از پایین و بر اساس منافع خود می‌نگرد در نتیجه مسائل را نیمه‌کاره و بر اساس گرایش گروهی خود حل می‌کند. معلوم است که تا ما مسائل خود را از بالا و بر اساس اهداف کلّی انقلاب اسلامی ننگریم، از دست مدرنیته و احزابِ آن‌چنانی رها نشده‌ایم و هنوز با تقلید از روش دشمن می‌خواهیم از دست دشمن رها شویم.

نجات از اکنون‌زدگی

کسی که نگران کلّیت نظام نیست و دغدغه‌ی تحقق اهداف آن را ندارد به‌راحتی جنس خود را تا آن‌جا که می‌تواند گران می‌فروشد، بدون آن‌که نگران نیروی خرید مصرف‌کنندگان باشد و آن‌قدر از کارکردن کم مایه‌می‌گذارد که هرچه کم‌تر بهتر، زیرا آن نوع آگاهی را که بتواند به فردای خود و به فردای نظامی که در آن زندگی می‌کند فکر کند، از دست داده در حالی‌که تنها با مدّ نظر قراردادن هدف‌های دور و متعالی می‌توان این افراد را از این نوع اکنون‌زدگی نجات داد. امروز روزی نیست که از این نکات غفلت شود، باید افراد جامعه را متذکر وسعتی کرد که می‌توانند در آن وارد شوند.

آثار سقوط غرب

عده‌ای هنوز باور نکرده‌اند که تاریخ فرهنگ مدرنیته و تمدن غربی مدتی است سپری شده است و آنچه می‌توانسته انجام دهد انجام داده، هرچند آنچه را می‌خواسته به‌دست نیاورده است و آن‌همه سختی و مرارت، لایق این نتیجه‌ی سراسر خطا و اشتباه نبوده، هرچند جرأت اقرار به اشتباه خود را ندارند.
غرب به دنبال قدرت بود که امروز آن قدرت از هم پاشیده و از تحرک لازم باز ایستاده و طبیعی است که همراه این بی‌تحرکی آن لاشه‌ای را که به‌دست آورد حشرات کوچکِ تاریخ ریزریز می‌کنند. لازمه‌ی درست‌دیدن غرب کمی دوراندیشی و از بالا نگاه‌کردن است. دیگر نویدهای بی‌اساس و دروغ‌های سرمایه‌داران، روحِ ناراضی انسان غربی را که توسط اقتصادِ سیاسی‌شده، چپاول شده، آرام نمی‌کند.
غرب یک زمانی از آینده‌ی درخشان بشر صحبت می‌کرد در حالی‌که حالا برای همگان روشن است هرجا غرب پا گذاشت استعداد صنعتی و کشاورزی و در یک کلمه استعداد تمدنی آن‌جا را از بین برد.
حرص و آز که علامت سیر نزولی یک تمدن است در غرب، به‌خصوص بر حاکمان مستولی شده و در مغز و فکر آن‌ها لانه کرده است، همه را مقصر می‌دانند و منافع خود را در کشورهای دیگر تعریف کرده‌اند بدون آن‌که خودشان برای خودشان کاری بکنند. در یک زندگی طبیعی وضع چنین است که هرکس بنا به تصمیم خود و با نظر به توانایی‌هایش کوشش می‌کند در مقابل مشکلاتی که پیش می‌آید مقاومت کند و با تجدید نظر در روش گذشته چاره‌ای بیندیشد. ولی در فرهنگ غرب دیگر چنین نیست، روح استکباری حاکم بر آن‌ها چنین تصمیماتی را از آن‌ها سلب کرده به طوری که همچون حیوان انتظار دارند دیگران به فکر آب و علف آن‌ها باشند. امروز شما آثار انحطاط این‌گونه فقدان مسئولیت را در غرب ملاحظه می‌کنید. به‌کلّی فراموش کرده‌اند خودشان باید تصمیم بگیرند و تحت فشار و اضطراب و نگرانی واقعیِ حیات باشند و این، سقوط غرب را مسلّم می‌کند و ما را نسبت به تمدن جایگزین آماده و مسئول می‌نماید.
تن‌پروری و سلب استقلال فکری و تنبلی ذهنی، تشکیل مراکز عیش و تفریح‌های همراه با چشم‌چرانی، آثار هر جامعه‌ای است که به غرب نزدیک شده و در نتیجه‌ چنین جوامعی نه‌تنها ثروت خود را، بلکه اوقات فراغت خود را در غیر جایی که باید مصرف کنند صرف می‌نمایند و امروز تنها با رجوع به تمدن اسلامی که انقلاب اسلامی بر آن تأکید دارد، می‌توان جامعه را از این بلایا خلاص کرد.