فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

به اسم تساوی حقوق

به اسم تساوی حقوق - که سخن حقی است- جایگاه افراد به هم ریخت و آن کس‌که باید نقش ریشه را به‌عهده گیرد در جایگاه شاخه قرار گرفت و به جای یک نظام طبیعی، نظامی تصنّعی به‌پا شد و ساختمان اجتماع آشفته گشت و از واژه‌ی مقدس آزادی معنای بی‌قیدیِ فرهنگی و تمدنی و بی‌اعتنایی به هرگونه آداب قدسی ظهور نمود و تفاوت استعدادها و جایگاه‌افراد که با تمام متانت به جهت آموزه‌های دینی تحمل می‌شد، به حقارت یکی و آقایی دیگری تبدیل گشت. حال؛ انقلاب اسلامی با درک چنین مشکلاتی رویکرد تمدنی خود را شکل داده تا هر عضو از اعضای جامعه با کمال سکون و آرامش و عزت نفس و فداکاری در راه انجام وظیفه به صحنه آید، چیزی که ما در دفاع مقدس هشت‌ساله به‌خوبی با آن روبه‌رو بودیم و آن را تجربه کردیم.
در دفاع مقدس هشت‌ساله، عظمت در تحمل مقدّرات و مصائب، حسّ مسئولیت، کارآمدی و هزاران صفت برجسته‌ظهور کرد تا معلوم شود اگر هدفی مقدس در مقابل شیعه قرار گیرد ظرفیتِ به فعلیت‌رساندن این فضائل را به‌خوبی دارد. هرکس در هرکاری بود آن کار را بزرگ می‌داشت و بقیه نیز او را و کار او را بزرگ می‌دیدند زیرا هرکاری که در ذیل وظیفه‌ی الهی انجام شود بزرگ است و هرگز در میان رزمندگان این نوع هو و جنجال‌های حزبی و سیاسی نبود زیرا به چیزی ماوراء ملاک‌قراردادن افکار عمومی نظر داشتند. این است که باید در ادامه‌ی انقلاب اسلامی امیدوار به تمدنی بود که دارای لطائف خاص خود می‌باشد و انسان‌هایی را پرورش می‌دهد که قدرت درک لطائف آن تمدن را داشته باشند. آن‌ها با درک فطری خود، بود و نبود و هستی خود را صرف تحقق آن تمدن می‌نمایند همان کشش و درکی که هرکس نسبت به آثار متعالی دارد.
ما تمدنی در پیش داریم که زن و مردِ آن به صورتی همه‌جانبه و غیر قابل تصور تربیت شده‌اند، زندگانی ظریف، شخصیت‌های عاطفی و در عین حال جدّی، با سیماهایی جذّاب و قدسی و عفیف و با حیاء. اینان در عین آن‌که از ایام تعطیل خود جهت آسایش و آرامش روح خود استفاده می‌کنند، آرامش و طمأنینه و وقار دینی را از دست نمی‌دهند و به جای آن داد و فریاد راه نمی‌اندازند و به حرکات افراطی که حکایت از نوعی نیست‌انگاری است، دست نمی‌زنند.

کدام دارایی؟

یکی از عوامل ایجاد تمدن، پدیدآمدن امکاناتی است که مردم بتوانند با تحرک لازم، اهداف متعالی آن تمدن را فعلیت بخشند و این با کمّیّتِ دارایی‌ها تفاوت اساسی دارد و عموماً بین این دو خلط می‌شود. داشتن امکانات مالی برای یک تمدن همچون اسلحه‌هایی است که هر کشوری برای دفاع از خود بدان نیاز دارد و این نوع دارایی به‌کلّی با حرص و حبّ مال و ریخت و پاش‌هایی که تازه به دوران‌رسیده‌ها بدان مبتلا هستند، فرق می‌کند. متأسفانه انقلابیون عموماً بین آن نوع داراییِ تعریف‌شده که باید تجّار در یک تمدن بدان مجهز باشند با ثروتی که موجب تکبّر و بی‌عدالتی است، فرق نمی‌گذارند.
صحبت از آن نوع دارایی است که حامل سنن تمدنی است و اساس فرهنگ و تمدن‌های غیر دستوری را در متن جامعه پدید می‌آورد. آن نوع دارایی که با خردمندی همراه است و به اشیاء جان تازه‌ای می‌دهد و آن‌ها را به ثروت ملّی تبدیل می‌کند. این نوع دارایی را نباید با ارزش پول قیاس کرد وگرنه مفهوم ارزشمند دارایی را آلوده کرده‌ایم.
دارایی‌هایی که در زیر سایه‌ی تمدن اسلامی شکل می‌گیرد با تعهد آن شخصی که آن دارایی را به‌وجود آورده متحد است. اموال واقعی چیزهایی هستند که انسان‌های دارای آن اموال با آن‌ها زاییده و پرورش یافته‌اند و خود را در ذیل رسالتی که جهت استفاده‌ی درست از آن اموال به عهده گرفته‌اند معنا می‌کنند، مانند یک جنگجو که با اسلحه‌اش در موقعیت دفاع از انقلاب است و مانند یک دهقان که با قطعه زمین خود که پدران او نیز در آن کار می‌کردند، متعهد به تأمین نیاز جامعه‌است و مانند یک تاجر سنتی که پدران او و فرزندانش مشغول توزیع مایحتاج مردم شهر و کشور هستند. ارزش این نوع دارایی‌ها با پول قیاس نمی‌شود، بلکه این‌گونه دارایی‌ها با جان و روان یک تمدن به هم پیوسته است که اگر آن را به هم بزنیم زندگی یک جامعه را به هم زده‌ایم و از این لحاظ دارایی حقیقی به معنای واقعی آن همیشه غیر منقول است و با تمدن یک ملت به هم پیوسته است.
در منظر تمدن اسلامی دارایی عبارت از آن نوع ثروتی نیست که بتوان آن را به معنای کمّیّت گرفت، بلکه آن دارایی دارای وطن است در حالی‌که ثروت، بی‌وطن است و می‌توان آن را از جایی به جایی دیگر انتقال داد و از همین جا می‌توان تفاوت میان تمدن واقعی و تمدن ماشینی را روشن نمود.
پول صرفاً مقداری از ارزش است که فقط با حساب ریاضی می‌توان به آن نظر کرد و یگانه لطف و جاذبه‌ی آن در این است که می‌توان فوراً در اختیار افراد گذاشت و آن را بدون زحمت از خود جدا کرد و خرج نمود و این نوع ثروت برای انسان‌های تازه به‌دوران‌رسیده‌، چشم‌پرکن است. این قبیل افراد دارای فرهنگ و تمدنی نیستند، بلکه در فضای فرهنگ لیبرالیسم تنها به دنبال لذّات سطحی و زودگذرند و مخالف فرهنگ و تمدن واقعی می‌باشند.
یک تمدن واقعی همیشه عامل وفور نعمت و ثروت است ولی نه آن نوع ثروتی که در بالا عرض شد که زندگی را گرفتار تجمل و تبختر نماید و از هنر و زیبایی‌های واقعی که صاحب‌دلان و اهل بصیرت به دنبال آن‌هستند محروم نماید. دارایی که در دست علاقمندان به تمدن حقیقی است همیشه عامل پرورش نسل‌های متعهد و برجسته و لایقی بوده که در تولید ثروت ملّی پیش‌قدم بوده‌اند، بدون آن‌که زندگی‌های ساده و همراه با قناعت را برای اهلش تلخ کنند، آن‌ها طوری عمل می‌کنند که صاحبان زندگانی ساده از رونق آن نوع دارایی‌ها برای صاحبانش اظهار مسرت می‌کنند و طوری تقسیم کار شده که صاحبان زندگی ساده احساس می‌کنند هرگاه آن‌ها را از آن وضعی که دارند بیرون آورند خوشبخت نخواهند بود، زیرا هرکه بامش بیش‌تر است، برفش بیشتر خواهد بود و از این جهت در فضایی که تمدن اسلامی ایجاد می‌کند و در آن فضا هرکس بر اساس توانایی و امکاناتی که دارد با آن تمدن عهدی بسته است، اختلافی میان «چیزدار» و «بی‌چیز» نخواهد بود تا آن‌که جنگی میان آن‌ها ایجاد شود.
این است یک وجه از وجوهی که در رابطه با تمدن اسلامی باید از نظر دور نداشت تا آن تمدن طلوع کند و پایدار بماند و این یکی از حساس‌ترین نکاتی است که باید دوستان انقلاب از نظر دور ندارند تا به جامعه‌ای با ساختار طبیعی نزدیک شویم که نه پول‌دارانِ تازه به دوران‌رسیده‌، که از کار و فعالیت شانه خالی می‌کردند و با رانت ثروتمند شده‌اند، جامعه را آلوده کنند و نه از ترس پول‌داران، امکان فعالیت آن‌هایی که با جدّیت و دارایی خود موجب ثروت ملی می‌شوند به حاشیه روند.

تشکیلات سیاسی و انقلاب اسلامی

باید مواظب بود در تمدنی که در راستای انقلاب اسلامی در پیش است آن نوع تشکیلات که عامل کینه‌ی افراد جامعه نسبت به همدیگر باشد در آن شکل نگیرد که خود به خود آن تشکیلات حجاب تحقق تمدن اسلامی خواهد بود و با تبلیغات زهرآگین، روح برادری را به حاشیه می‌برد. به یقین تشکیلاتی که بخواهد در جامعه جنگ طبقاتی راه اندازی کند با روح انقلاب اسلامی هماهنگی ندارد، بلکه وسیله‌ای است در دست سیاست‌بازان که هیچ تعهدی نسبت به تمدن اسلامی ندارند و تنها می‌خواهند غوغا راه بیندازند و افراد جامعه را از مسائل اصلی خود باز دارند و از مردمان دلسوز جامعه انتقام بگیرند.
آن‌هایی که نسبت به تحقق تمدن اسلامی متعهدند باید بدانند حزب‌‌بازی که معمولاً در فرهنگ مدرنیته مطرح است، با روح اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است، ناسازگار می‌باشد، زیرا انقلاب اسلامی روح انسانی را مهم‌تر از رأی انسان‌ها می‌داند و سعی در تعادل روح‌ها دارد تا در کثرت رأی‌ها. بعضی‌ها می‌خواهند دفتر حزب را جایگزین محراب عبادت کنند و انقلاب اسلامی در صدد است محراب‌های عبادت را تا متن زندگی اجتماعی افراد وسعت بخشد. این‌ها می‌خواهند اتحادیه‌ها با همان روحیه‌ی برتری طبقاتی به جای قداست سرداران بزرگ و بی‌ادعای ما بنشیند و سیاسی‌کاری جای خود را به تلاش‌های جدّی افرادی بدهد که نان خود را با عرق جبین به‌دست می‌آورند. احزاب سیاسی ترجیح می‌دهند نانی را که دیگران با عرق جبین به‌دست آورده‌اند با انواع رانت و امتیازات من‌درآوردی از دست‌شان به‌در آورند و ما این را در بعضی از مراحل انقلاب تجربه کردیم و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» تحت عنوان «ثروت‌های بادآورده» که این افراد برای خود دست و پا کردند، این انحراف را متذکر شدند.(137)
احزاب سیاسی و یا حزب‌های بازی خورده، طوری عمل می‌کنند که اگر مثل کارگر صنعت‌گری با پشتکار و ابتکارات خود صاحب کارخانه شد، مورد کینه‌ی بقیه قرار گیرد، زیرا به تمدن اسلامی فکر نمی‌کنند تنها به تشکیلات خود نظر دارند و هرکس غیر خود را رقیب قدرت خود می‌دانند.
خودپرستی فردی یا تشکیلاتی و جمعی از موانع بزرگ تحقق تمدن اسلامی است زیرا اینان زندگی اقتصادی دیگران را تنها مخزنی می‌دانند که آن‌ها با جدّیت کار کنند و اینان با انواع حیله‌ها حاصل کار آن‌ها را بربایند و آن‌هایی که مسئولیت تحقق تمدن اسلامی را در خود پرورانده‌اند باید از این موضوع ساده نگذرند زیرا صاحبان تشکیلاتِ حزبی چندان نگران از هم‌پاشیدن انقلاب اسلامی نیستند. شخصیت آن‌ها طوری است که به راحتی با فرهنگ غربی کنار می‌آیند و زندگی در آن دیار را برای خود آزاردهنده نمی‌دانند. هدف آن‌ها ساختن بنای تازه‌ی ماوراء تمدن غربی نیست، منظور جدّی تشکیلات، کودپاشیدن بر مزرعه‌ی احساسات مردم عادی است تا با رأی بیشتر رقیب خود را از صحنه بیرون کنند و از نظام اسلامی امتیاز بیشتر مطالبه نمایند. اینان می‌دانند که اگر بخواهند اعضای تشکیلات خود را متحد نگه دارند باید در روح و روان آن‌ها نسبت به رقیب‌شان کینه ایجاد نمایند، هرچند این کار موجب دوقطبی‌شدن جامعه و ایجاد تعارضات زندگی برانداز شود و کلّیت نظام را به خطر اندازد.
بی‌حساب نیست که مقام معظم رهبرى «حفظه الله» در جمع دانشجویان در كرمانشاه فرمودند: ما با تحزّب مطلقاً مخالفتى نداریم و معتقدیم تحزّب با وحدت جامعه منافاتى ندارد؛ به شرط آن كه با نگاه درست ایجاد شود. اگر حزبى براى كانال كشى وكادرسازى و هدایت فكرىِ جامعه در زمینه هاى سیاسى، دینى، عقیدتى و دیگر عرصه ها به وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، كارى خوب و مورد تأیید است كه البته اینگونه احزاب، اگر در رقابت هاى سیاسى هم وارد شوند، به طور طبیعى برنده مى شوند. براى نظام باشد و در هدایت فكرى و زمینه هاى سیاسى و عقیدتى فعالیت نمایید. ولى برخى احزاب مانند احزاب كنونىِ غرب در واقع باشگاه هایى براى كسب قدرت هستند و سعى مى كنند از هر طریق، از جمله زد و بند سیاسى به قدرت برسند كه ما این‌گونه تحزّب را تأیید نمى كنیم اما اگر كسانى با همین نگاه، دنبال تشكیل حزب باشند، جلوى آنها را نمى گیریم.(138)
زیرا حزب به آن معنا که در فرهنگ غرب مطرح است یعنی همراهی و هم‌قدمی گوسفندوار همه از دفتر تشکیلات، یعنی کمّیّت به جای کیفیّت، یعنی گله به جای چوپان. حزب بر اساس شعاری که اعضاء با آن تحریک شده تشکیل می‌شود و یک جمع ایدئولوژی‌زده است که امور کشور را از پایین و بر اساس منافع خود می‌نگرد در نتیجه مسائل را نیمه‌کاره و بر اساس گرایش گروهی خود حل می‌کند. معلوم است که تا ما مسائل خود را از بالا و بر اساس اهداف کلّی انقلاب اسلامی ننگریم، از دست مدرنیته و احزابِ آن‌چنانی رها نشده‌ایم و هنوز با تقلید از روش دشمن می‌خواهیم از دست دشمن رها شویم.