فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

تمدنی که ما مدّ نظر داریم

در تمدنی که ما در ادامه‌ی انقلاب اسلامی مدّ نظر داریم، هر فرد پیرو اندیشه و روش خود نیست، بلکه مسئول جامعه‌ی خود است و همه مسئول روش و اندیشه‌ی واحدی هستند که آن جامعه‌ی قدسی اقتضای آن را دارد. اساس و جوهر چنین جامعه‌ای از تعهد معنوی انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد و تعهدی که افراد نسبت به همدیگر دارند. در چنین جامعه‌ای عدم شرافت مربوط به کسانی است که تنها به خود می‌اندیشند. هر کسی به جهت تعلقی که به آن جامعه دارد شرافت دارد، مگر آن‌کسی که به شرافت دیگران توجه نمی‌کند که خود به ‌خود به او به عنوان انسانی فرومایه نگاه می‌شود. در تمدن الهی تنها چنین افرادی فرومایه‌اند وگرنه ثروتمندنبودن، مغایرِ شرافت نیست. انسان‌های حسودِ امروزی که در فرهنگ غربی تنفس می‌کنند تصور می‌کنند ناداری یک نوع عدم شرافت است، زیرا این‌ها به زندگی شریف حساس نیستند و کشش طبیعی آن‌ها از شرافت واقعی منحرف شده است.

این همان جدایی از نیستان است

ایران شیعه قبل از ورود فرهنگ غرب فارغ از آنچه در دربار شاهان می‌گذشت، به عنوان یک دولت نامرئی نسبت به دولت رسمی، مناسباتی را بر اساس آموزه‌های دینی بین افراد جامعه‌ی خود ایجاد کرده بود و امروز می‌توان گفت در آن شرایط و با آن محدودیت‌ها یک تمدن قدسی به حساب می‌آمد ولی متأسفانه به جای آن‌که ادامه یابد و تمدنی مقابل تمدن غرب شود، حاکمان خودباخته و تازه به دوران رسیده‌ی قاجار با شیفتگی نسبت به غرب، مانع ادامه‌ی آن شدند. همین امر موجب شد امروز شما با شرایطی روبه‌باشید که نه‌تنها هیچ‌کس در جای خود نباشد، بلکه ارزش و شرافت انسان‌ها بر محور ثروت و مقام اداری و اجتماعی آن‌ها بنا شده باشد. این همان جدایی از نیستان است که صدای آن از گذشته‌ی تاریخ ما به گوش می‌رسد، این دردِ هجران از آن روح ظریفی است که زمانی ما را به هم پیوند داده بود و زمینه‌ی ریزش الطاف الهی را بر جامعه‌‌ی ما فراهم می‌کرد و هرکس نسبت به جای‌جای آن جامعه احساس مسئولیت می‌نمود. با ورود فرهنگ مدرنیته و طرح آرمان‌های فرومایه‌ی دنیایی، آن پیوند به حاشیه رفت و ما امروز در ادامه‌ی گذشته‌ی توحیدی خود قرار نداریم، باید در راهی که صدساله‌ی اخیر طی کرده‌ایم، تجدید نظر کنیم. زندگی آینده‌ی ما مدیریت زمین است از طریق آسمان با نفی خودخواهی‌هایی که باید آن‌ها را زیر پا گذارد. اکنون آن زمان فرا رسیده که ما به آنچه می‌توانیم باشیم نظر کنیم و تصمیم نهایی را اَخذ کنیم و پای در راهی بس طولانی گذاریم که تنها راه سعادت ما است.

به اسم تساوی حقوق

به اسم تساوی حقوق - که سخن حقی است- جایگاه افراد به هم ریخت و آن کس‌که باید نقش ریشه را به‌عهده گیرد در جایگاه شاخه قرار گرفت و به جای یک نظام طبیعی، نظامی تصنّعی به‌پا شد و ساختمان اجتماع آشفته گشت و از واژه‌ی مقدس آزادی معنای بی‌قیدیِ فرهنگی و تمدنی و بی‌اعتنایی به هرگونه آداب قدسی ظهور نمود و تفاوت استعدادها و جایگاه‌افراد که با تمام متانت به جهت آموزه‌های دینی تحمل می‌شد، به حقارت یکی و آقایی دیگری تبدیل گشت. حال؛ انقلاب اسلامی با درک چنین مشکلاتی رویکرد تمدنی خود را شکل داده تا هر عضو از اعضای جامعه با کمال سکون و آرامش و عزت نفس و فداکاری در راه انجام وظیفه به صحنه آید، چیزی که ما در دفاع مقدس هشت‌ساله به‌خوبی با آن روبه‌رو بودیم و آن را تجربه کردیم.
در دفاع مقدس هشت‌ساله، عظمت در تحمل مقدّرات و مصائب، حسّ مسئولیت، کارآمدی و هزاران صفت برجسته‌ظهور کرد تا معلوم شود اگر هدفی مقدس در مقابل شیعه قرار گیرد ظرفیتِ به فعلیت‌رساندن این فضائل را به‌خوبی دارد. هرکس در هرکاری بود آن کار را بزرگ می‌داشت و بقیه نیز او را و کار او را بزرگ می‌دیدند زیرا هرکاری که در ذیل وظیفه‌ی الهی انجام شود بزرگ است و هرگز در میان رزمندگان این نوع هو و جنجال‌های حزبی و سیاسی نبود زیرا به چیزی ماوراء ملاک‌قراردادن افکار عمومی نظر داشتند. این است که باید در ادامه‌ی انقلاب اسلامی امیدوار به تمدنی بود که دارای لطائف خاص خود می‌باشد و انسان‌هایی را پرورش می‌دهد که قدرت درک لطائف آن تمدن را داشته باشند. آن‌ها با درک فطری خود، بود و نبود و هستی خود را صرف تحقق آن تمدن می‌نمایند همان کشش و درکی که هرکس نسبت به آثار متعالی دارد.
ما تمدنی در پیش داریم که زن و مردِ آن به صورتی همه‌جانبه و غیر قابل تصور تربیت شده‌اند، زندگانی ظریف، شخصیت‌های عاطفی و در عین حال جدّی، با سیماهایی جذّاب و قدسی و عفیف و با حیاء. اینان در عین آن‌که از ایام تعطیل خود جهت آسایش و آرامش روح خود استفاده می‌کنند، آرامش و طمأنینه و وقار دینی را از دست نمی‌دهند و به جای آن داد و فریاد راه نمی‌اندازند و به حرکات افراطی که حکایت از نوعی نیست‌انگاری است، دست نمی‌زنند.