فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

آینده‌ای پایدار

در عصر بی‌تاریخیِ حاکمیت فرهنگ مدرنیته که هرج و مرج و شرایط ناپایدار به حدّ اعلای خود رسیده، تمایلات و تغییر مسیر و نظر به آینده‌ای که ادامه‌ی فرهنگ مدرنیته نباشد در حال شکل‌گرفتن است و آثار آن نیز نمودار شده و از این جهت دست تقدیر الهی عالم را مستعد ساخته تا زمام امور جهان از دست افرادِ نالایق به‌در آید. در چنین شرایطی تنها یک جریان است که می‌تواند به معنای جهت‌دهنده به جهان، به صحنه آید، جریانی که در عمل نشان داده باشد دارای خط و مشی تعریف‌شده‌ی مشخصی است، خط و مشی‌ای جدای از آنچه در رنسانس به عنوان پرده‌ی نقاشی آینده‌ی جهان به بشر نشان دادند و بشر در مقابل «کمّیّت» زانو زد و بین دلار و نیروی حیات تفاوت قائل نشد.
جریانی که در عین داشتن خط مشی مشخص و جدا از فرهنگ مدرن، نظر به «کیفیّت» نیز دارد، تنها اسلامی است که شیعه متذکر آن است و نشان داده توانایی مقاومت در هر عصر و زمانی را در عین حفظ آرمان‌های الهی دارد. آیا غیر از فرهنگی که شیعه متذکر آن است، فرهنگ دیگری را می‌توان برای آینده‌ی پایدار جهان مدّ نظر قرار داد؟ آیا ما نباید در این راستا احساس مسئولیت بزرگی را در خود شکل دهیم؟

رقیب را با چشم رقیب ننگرید!

آینده‌ای که انقلاب اسلامی برای بشریت ترسیم کرده کاملاً معلوم است و از این جهت مقدمات آن نیز بدون هر ابهامی در جلو چشم ما است، مگر آن‌که تصور درستی از ذات انقلاب نداشته باشیم. زندگی آرمانی که انقلاب اسلامی برای بشر ترسیم کرده عدالتی است که رویکرد معنوی دارد، بنابراین بر آن نوع زندگی که به‌کلّی شکل اقتصادی دارد و انسان‌ها را به همان اندازه سطحی بار می‌آورد، تأکید نمی‌کند.
انقلاب اسلامی متوجه مقدّرات بزرگی است که خداوند برای بشر تقدیر کرده و در این راستا انسان‌هایی را پرورش می‌دهد که خود را آزاد از سنن الهی نمی‌دانند تا گرفتار زندگی آلوده به مُد باشند که هر لحظه آماده‌ی از بین‌رفتن است. غفلت از سنن الهی کار را برای انسان‌های خیانت‌پیشه آسان می‌کند، انسان‌هایی که تنها می‌خواهند به هر قیمتی گلیم خود را از آب بالا بکشند.
وظیفه‌ی ما است که متوجه جایگاه انقلاب اسلامی در آینده‌ی تاریخ بشریت باشیم و رقیب را با چشم رقیب ننگریم و بدانیم قدرت رقیب ما دیگر آن‌قدر نیست که از جلورفتن ما ممانعت کند، فرهنگ غرب اکنون فرهنگ فرتوت و خسته‌ای است، حسِّ اقدام در آن، در حال احتضار است. آن روحیه‌ی جوانی که تمدن غربی را به‌پا کرد به‌کلّی به پستی و سقوط گراییده و نسلی که جانشین این نسل می‌شود هیچ هویتی را برای خود نمی‌شناسد. ورزش را کار و شغل و زندگی گرفته و همچون «دون کیشوتِ» پیر، سرمایه‌ی طلای دنیا را جمع کرده و تا بُن دندان مجهز است، هر سلاحی که تصور کنید به خود آویخته و غلام و نوکرهای مسلّح نیز گِرد او ایستاده و خانه‌ی خود را نیز به صورت یک قلعه‌ی محکمی در آورده که به ظاهر نفوذناپذیر است. با این حال وقتی از دریچه‌ی قلعه به بیرون نگاه می‌کند از سایه‌ی هرکسی که حتی یک چماق هم به‌دست ندارد بر خود می‌لرزد و دیوانه‌وار داد و فریاد می‌کشد و رفقای دیروز خود را به کمک می‌طلبد. پایان کار ملّتی که در مقابل کمّیّت زانو زد جز این نیست. تمدن غربی با چنین روحیه‌ای، جای هیچ انتخابی برای خود باقی نگذارده است. ما در چنین فضایی باید مسئولیت خود را آزاد از نگاهی که غرب به ما تحمیل کرده، نسبت به آینده‌ی انقلاب اسلامی تعریف کنیم.

روحی در میان آمده!

در پشت پرده وقایعی که روبه‌روی ما است و در حال خودنمایی است، اراده‌ای از مردم در حال شکل‌گیری است که متوجه شده‌اند سعادت خود را نمی‌توانند با ادامه‌ی وضع موجود به‌دست آورند. این مردم با حضور انقلاب اسلامی در این عصر آرام‌‌آرام از ارتباط خود با یکدیگر آگاه می‌شوند و به اهداف مشترک خود آشنا می‌گردند و روحی در میان آن‌ها قوت می‌گیرد که آن‌ها را از بلا تکلیفی و سرگردانی رهایی می‌بخشد و لزوم تصمیم نهایی را که با نظر به تمدن اسلامی عملی است، پیش می‌آورد.
در فضایی که آن روح تازه به صحنه آمد برای مردم روشن می‌شود آن اصطلاحات معمولی که حوادث و مسائل تاریخی را در بستر ادامه‌ی وضع موجود تفسیر می‌کرد دیگر ناکافی است و این‌جا است که با اطمینان کامل می‌توان پیش‌بینی کرد دوران جاه‌طلبان سیاسی که با واژه‌های خاص، مردم را فریب می‌دهند و نسبت به ثروتِ بدون زحمت حریص‌اند، به‌سر آمده و اگر تا دیروز در نهادهای بین‌المللی در باب جنایات خود، خودشان قضاوت می‌کردند و یکدیگر را تبرئه می‌نمودند و در سایه‌ی حفظ منافع شخصی، اصلاحات اساسی و جدّی را نقش بر آب می‌کردند، امروز روحیه‌ای در حال شکل‌گرفتن است که متوجه این حیله‌ها شده و می‌فهمد نهادهای بین‌المللی به بهانه‌ی احترام به افکار عمومی، در حال تضعیف حقوق مردم‌اند و در این راستا است که حضرت روح اللّه(ره) فرمودند:
اعلامیه ى حقوق بشر را اینهایى امضا كرده اند كه سلب آزادى بشر را در همه ى دوره هایى كه كفیل بودند و دستشان به یك چیزى رسیده است، كرده اند. اینها مى گویند آزادند بشر! براى تخدیر توده ها، كه حالا دیگر نمى شود تخدیرش كرد. قضیه ى این چیزهایى كه مى گذرانند، كه یكى اش هم همین اعلامیه حقوق بشر است، این براى اغفال است نه این كه یك واقعیتى دارد. یك چیز خیلى خوش نماى با زَرْق و برقى را مى نویسند، سى ماده مى نویسند كه همه اش موادى است كه خوب به نفع بشر است و یكى اش را عمل نمى كنند! در مقام عمل، یكى اش عمل نمى شود. این اغفال است.(134)
یا مى فرمایند:
دستگاه هاى خارجى، از قبیل سازمان ملل و غیره، جز اشخاص دست نشانده نیستند كه براى مصالح ممالك بزرگ و اغفال ممالك كوچك ایجاد شده است و اشخاص سیاسى از ممالك اسلامى كه در خارج زندگى مى كنند، تماس با آنها به صلاح روحانیت و اسلام نیست.(135) همین سازمان ملل، همین جلساتى كه در خارج هست، شوراى امنیت، همه ى این ها در خدمت ابرقدرت ها هستند و براى بازى دادن سایر كشورهاست.(136)