فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

مواظب باش عقب نمانی

وقتی که در متن انقلاب اسلامی انسان‌هایی متولد شدند که زندگی را تنها ماندن و خوردن نمی‌دانند باید از خود پرسید در آینده، ‌یک کشور بزرگ با چنین انسان‌هایی چگونه باید باشد؟ اسلحه و رفاه برای کسانی ساخته می‌شود که ماندن و خوردن را زندگی پنداشته‌اند. برای مردانی که ماوراء خوردن و ماندن، ظهور کرده‌اند آینده نمی‌تواند ادامه‌ی وضع موجود باشد و تدبیرهای پیمان‌کارگونه برای ایجاد حُسن تفاهم‌های رنگ و رو رفته نمی‌تواند قابل اعتماد باشد. این‌انسان‌ها کسانی نیستند که فرهنگ غربی بتواند آن‌ها را فریب داده و عادت کرده باشد تا بی‌معنایی زندگی را تحمل نمایند. این‌ها بنا دارند از طریق انقلاب اسلامی به زندگی معنای دیگری ببخشند تا دیگر سایه‌ی سیاه بیکاری مردان و بی‌ثمری دختران و حرص ثروتمندشدن بر روح جامعه غالب نباشد. این اراده‌ای است که متولد شده و هر روز بیش از پیش جای خود را در این تاریخ باز می‌کند. مواظب باش عقب نمانی و مواظب باش با حُسن تفاهمی رنگ و رو رفته و غیر جهادی و انقلابی با این انسان‌ها رفتار نکنی.

تغییر مفهوم نظام بین‌المللی

سیاست‌مداران واژگون که موقعیت تاریخی انقلاب اسلامی را نمی‌شناسند، بخواهند و یا نخواهند خود را به حوادثی می‌سپارند که فرهنگ غربی ساخته و پرداخته و لذا آن امر بزرگی که باید با انقلاب اسلامی به وقوع بپیوندد، واقع نمی‌شود و از این جهت بی‌اعتباری ما ادامه می‌یابد مگر آن‌که تولدی دیگر صورت گیرد و آداب و سنن دیگری به میدان آید و جهان در پرتو انقلاب اسلامی شکل تازه‌ای به خود بگیرد، بدان شکل که ماوراء نهادهای بین‌المللی اراده‌ی خود را به صحنه آورده و تصمیم بگیریم و کاری کنیم تا ملت‌ها و دولت‌ها روحاً به جای دیگری نظر کنند و در نتیجه مفهوم نظام بین‌المللی که امروز چیزی جز آنارشی‌گری نیست، تغییر کند. این آن روحی است که انقلاب اسلامی آرام‌آرام بر کالبد نظام بین‌المللی خواهد دمید.

ظهور جنبه‌ی یمینی انسان‌ها

امروز خلأ رهبری در جهانِ بی‌رهبر، کار را به هرج و مرج کشیده و مردم به این هرج و مرج که با حاکمیت ابرقدرت‌ها شکل گرفته، عادت کرده‌اند. زیرا آن دولتی را که در ذیل قوانین قدسی و انسان‌های مقید به دستورات الهی تحقق می‌یابد، در منظر خود نمی‌یابند تا بدان امیدوار باشند و ما نیز ایده‌ی مبهمی از دولت ایدآلی که می‌تواند روحاً رهبری جهان را به عهده گیرد، از خود نشان داده‌ایم. مسئولیت تاریخی ما تلاش برای شکل‌دادن و به فعلیت‌رساندن نظامی است که در ذیل قوانین قدسی، جامعه‌ای بسازد که جنبه‌ی یمین انسان‌ها در آن ظهور کند تا از این‌همه شرایط سخت‌گیرانه در اداره‌ی نظام اجتماعی رهایی یابیم و جامعه‌ی حقیقی در منظر بشر قرار گیرد.
یک کشور واقعی مانند هر موجود زنده‌ای دارای نظمی درونی و آلات و ابزار مختلف و اعضاء و جوارح بسیاری است و اگر در سایه‌ی رویکردی توحیدی اداره نشود، مانند موجود فلجی می‌شود که در عین زنده‌بودن هیچ‌کاری نمی‌تواند بکند. مسئولیت ما آن است که هرچه بیشتر نسبتِ اعضاء و نهادهای جامعه را با رویکردی توحیدی تقویت کنیم تا در دنیایی که همه‌ی جوامع در ناکارآمدی کامل در حال دست و پا زدنند، نمونه‌ای از کارآمدی جامعه‌ی توحیدی را به نمایش بگذاریم.