فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

انسان‌های کامل، اصول پایدار انسانیت

وقتی احساسات به جای حکمت و شریعت به میدان آمد، ساختن و ایجادکردن به معنای خراب‌کردن است و منجر به ساختن جامعه‌ی بسیار بد قباره‌ای می‌شود که اعضاء آن هیچ تجانسی با هم ندارند زیرا بر هیچ شخصیت مقدسی تکیه نکرده‌اند تا در زیر سایه‌ی آن شخص در آرامش به‌سر برند. اصول پایدار انسانیتِ انسان‌ها، انسان‌های کامل‌اند، آن‌ها باید در منظر ما قرار گیرند تا احترام و خضوع به معنای حقیقی پیدا شود. آدمک‌های دارای احساسات، جای انسان‌های قدسی می‌نشینند و خشونت را نهادینه می‌کنند و با انواع بدبینی همدیگر را تحقیر می‌نمایند و در نتیجه گرفتار زندگی بسیار خسته‌کننده‌ای خواهند شد. معنای عبور از فرهنگ ظلمانی دوران با نظر به انسان‌های قدسی یعنی رسول خدا و اهل‌بیت(ع) تحقق می‌یابد و فهم این نکته یکی از مسئولیت‌های ما در این دوران است.

دیگر بشر نمی‌خواهد در بستر بزدلی استراحت کند

اگر ملاک‌های الهی در میان نباشد و انسان‌ها نتوانند خود را درست تعریف کنند، هرکس که باشد در تشخیص اوضاع جهان به اشتباه می‌افتد و آشتی‌های همراه با بی‌فکری و رفاهِ همراه با بی‌هدفی را زندگی می‌پندارد و این اساس بشریت را متزلزل می‌کند و از او توانایی تحمل مصائب را سلب می‌نماید و هیچ‌کس نمی‌تواند در طولانی‌مدت آن را تحمل کند زیرا همه‌با انسان‌های بدعادت و نادان روبه‌رو هستند که هرکدام به تلف‌کردن قوای دیگران مشغول‌اند و از این‌جاست که باید منتظر موفقیت راهی شد که انقلاب اسلامی به بشر عرضه کرده، راهی که به چنین وضعی پشت کرده است و جهان را آبستن مقدّراتی دیگر می‌بیند که بر فراز مدرنیته به وقوع می‌پیوندد. کیست که وقتی فهمید انقلاب اسلامی چه می‌گوید از آن استقبال نکند؟ با فروریختن تبلیغات دروغ جهان ظلمانی منتظر دنیای دیگری باشید. دیگر بشر نمی‌خواهد در بستر بزدلی استراحت کند بدون آن‌که به چیزی اطمینان داشته باشد. زندگیِ جدّی بی‌خطر نیست ولی واقعی و اطمینان‌بخش است و طلوع آن به جدّی‌گرفتن آن زندگی است.

نقشه‌ی راه

انقلاب اسلامی از طریق حضرت امام(ره) نشان داد؛ امروز روز کسی است که برای اهداف مقدس، خود را به خطر می‌اندازد. امروز روز کسی است که جرأت دارد استکبار را در زیر لعاب مدرنیته آن‌طور ببیند که واقعاً هست. به زمانی نزدیک می‌شویم که دیگر برای آرمان‌های ضعیف و دل‌های ترسو جایی نمی‌ماند، زمانی که آرمان‌های ضعیف به چشم حقارت نگریسته می‌شوند. روح‌های خسته و ترسوی گرفتار رفاه غربی، جرأت درکِ آینده‌ای را که با رنجِ گذار همراه است ندارند و این‌جا است که گوهر روح‌های توانا از ناتوان تفکیک می‌شود. چرا فراموش کرده‌ایم زندگی تنها در جایی جریان دارد که روحیه‌ی مقاومت و خطرکردن برای متدینین در میدان بوده است. دست تقدیر الهی برای خلق حوادث تاریخی بزرگ، تنها چنین انسان‌هایی را برمی‌گزیند و از این جهت حضرت روح اللّه(ره) در آخرین روزهای عمر نقشه‌ی راه را چنین به ما هدیه کردند و فرمودند: « مگر بیش از این است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مى خوریم و نابود مى شویم؟ مگر بیش از این است كه ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفى مى كنند؟».(133) آری چابکی ما در آینده‌ی تاریخ به اندازه‌ی توجه به این نقشه‌ی راه است که سرچشمه‌ی سعادت ما است. باید تا انتهای خطرکردن جلو رفت تا اهداف مقدس طلوع کند.