فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

خدای مطلوب عرفا

همان‌طور که می‌دانید وجود مقدس حضرت صاحب‌الأمر(عج) یک حقیقت‌اند در جمال یک شخص. حضرت مانند یک دانشمند و یا یک فیلسوف نیستند که در عین آن‌که ممکن است آن فیلسوف افکار بلندی داشته باشد، معلوم نباشد شخصیت او هم شخصیت بزرگی است و اعمالش منطبق بر افکارش باشد. ولی از آن‌جایی که قلب حضرت حجت(عج) محل همه‌ی حقایق عالم است، شخصیت ایشان عین همه‌ی حقایق است و به همین جهت شما امام خود را مظهر کامل آن حقایق می‌دانید.(130) در رابطه با یگانگی شخصیت حضرت امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی نیز قضیه از همین قرار است و به همین جهت اگر توانستیم با شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی(ره) و از طریق ملکوت ایشان، ارتباط وجودی برقرار کنیم با حقیقت انقلاب ارتباط برقرار کرده‌ایم و از آن طریق متوجه اراده‌ی خاص الهی در این عصر و در این عالم می‌شویم و با خدایی که در عالم ظهور کرده است ارتباط برقرار کرده‌ایم و این است آن خدایی که مطلوب همه‌ی عرفا و اولیاء الهی است.
تذکر بسیار مهمی که در ادامه‌ی متن شماره‌ی 6 هست، موضوع تعلق‌یافتن به انقلاب اسلامی است و نه در تملک خود قراردادن آن. از آن‌جایی که تنها راه ارتباط ما با حقایقِ وجودی، تعلق‌داشتن به آن‌ها است وگرنه با ذهنیات خود ارتباط برقرار کرده‌ایم و نه با حقایق، در رابطه با انقلاب اسلامی هم باید این قاعده را رعایت کرد و حریم انقلاب اسلامی را پاس داشت وگرنه مثل سیاسی‌کارهایی که گمان کردند می‌توانند به عنوان مالکان انقلاب هر تصمیمی برای انقلاب بگیرند و انقلاب آن‌ها را از تاریخ خود بیرون انداخت، از انقلاب اسلامی یعنی از راه اُنس با خدا در این عصر، بیرون می افتیم. آری باید در حضور انقلاب قرار گرفت و آماده بود تا از طریق انقلاب اسلامی در این عصر راه ارتباط با خدا برای ما گشوده شود. هنر ما باید آن باشد که مواظب باشیم ارتباط ما با انقلاب به هم نخورد. البته اگر جایگاه وجودی انقلاب اسلامی برایمان روشن نشود موضوعِ تعلق به انقلاب معنای حقیقی پیدا نمی‌کند تا در حضور انقلاب قرارگرفتن معنای خود را آشکار کند. شما نسبتِ بین مردم با انقلاب را در مراسمی مثل روز 22 بهمن مشاهده می‌کنید که چگونه مردم در آن روز و یا در 14 خرداد یعنی روز رحلت حضرت امام، با انقلاب و امام به عنوان حقایقی زنده تجدید عهد می‌کنند و چون متوجه انقلاب اسلامی و حضرت امام در این عصر و زمانه هستند، در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند. مثل آن‌که در زیارت امامان معصوم(ع) در حرم‌آن‌ها در محضر آن‌ها قرار می‌گیرند و رابطه‌ی وجودی با امام معصوم برقرار می‌کنند و با شعوری کامل با امام درد و دل می‌نمایند.
همان‌طور که حرم حضرت رضا(ع) مظهر نوری از انوار الهی است که در جمال آن حضرت ظهور کرده، در این زمان و در محدوده‌ی این عصر، انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) مظهر نوری از انوار الهی است و خداوند افراد شایسته را از آن بهره‌مند می‌کند و عقوبت بعضی از افراد همین است که از این تعلق و این حضور محرومند.

نظر به انقلاب اسلامی با کدام عقل؟

7- عقلی که برای حضور در تاریخ توحیدی و برای اُنس با خدا در این عصر نیاز است، نه عقل ریاضی کمیت‌گرا است و نه عقل انتزاعی و مفهوم‌گرا. به عقلی نیازمندیم که تقدیرات الهی و اسماء حسنای او را احساس کند. این عقل با رجوع به شخصیت اشراقی و متعین حضرت امام خمینی(ره) به میان می‌آید، این عقل از جنس عقلِ نظر به حضرت مهدی(عج) است همان انسانی که شخصیتش عین اُنسِ با حقیقت است.
از نکته‌های مهمی که متأسفانه با عالم‌گیرشدن فرهنگ مدرنیته مورد غفلت قرار گرفته، نظر به عقلی است که غیر از عقل کمیت‌گرا و یا عقل مفهوم‌گرا است. عقل کمیت‌گرا، عقلی است که در ریاضیات و علوم تجربی با آن سر و کار دارید و در آن میدان با ابعاد مختلف آن عقل روبه‌رو می‌شوید و عقل مفهوم‌گرا بیشتر در علوم انسانی و به‌خصوص در مباحث فلسفی به میدان می‌آید و ما را از واقعیات غیر محسوسِ سنت‌های جاری در عالم آگاه می‌کند. ولی ما در قرآن علاوه بر این عقل‌ها متوجه عقلی هستیم که می‌تواند ما را در متن تاریخ و در حرکات و سکنات انسان‌ها متوجه حقایق وجودی کند. به عنوان مثال آن‌جا که در آیات 45 و 46 سوره‌ی حج نظر ما را به آثار باقی‌مانده از ملت‌هایی می‌اندازد که همه نابود شده‌اند، می‌خواهد ما با قلب‌هایی آن حادثه‌ها را تعقل کنیم که متوجه وجود سنت‌های جاری در این عالم می‌شود به طوری که آثار باقی‌مانده‌ی اقوامِ به هلاکت رسیده را مظهر حقیقت وجودی آن سنت‌ها ببینیم. می‌فرماید: «فَكَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِیَ ظالِمَةٌ فَهِیَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشیدٍ( أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ». چه بسیار از اقوام و تمدن‌هایی که ما هلاک کردیم در حالی‌که ظالم بودند پس سقف خانه‌های آن‌ها فرو افتاد و چاه‌های رهاشده و قصرهای تو در تو همه حکایت از حضور سنت خدا در آن صحنه‌ها دارد. آیا ای پیامبر! این منکرانِ دوران تو در زمین سیر نمی‌کنند تا برایشان قلب‌هایی ظهور کند که از طریق آن‌ها تعقل کنند یا گوش‌هایی که از طریق آن گوش‌ها بتوانند سخن حق را بشنوند؟ حقیقت این است که چشم آن‌ها نابینا نیست لکن قلب‌های آن‌ها که در سینه‌هایشان هست و با آن می‌توانند حقایق را در مناظر مختلف بنگرند، نابینا است.
منظور عرضم از آوردن این آیات آن است که ملاحظه کنید عقلی هست که می‌تواند در مظاهری خاص متوجه حقایقی خاص گردد. این عقل است که متوجه حضور حضرت مهدی(عج) در عالم می‌شود و می‌فهمد شخصیتی در این عالم هست که شخصیتش عین اُنس با حقیقت است و قلبش چیزی جز حقیقت عالم نیست همان‌طور که آیات 45 و 46 سوره‌ی احزاب در وصف رسول خدا چنین جایگاهی قائل است. زیرا می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً ( وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً»؛ ای پیامبر خدا! ما تو را فرستادیم به سوی مردم در حالی‌که نمونه‌ی کامل حقیقت دین هستی و به نتایج دینداری بشارت می‌دهی و از خطرات جداشدن از دین انذار می‌نمایی و در عین آن‌که به اذن الهی دعوت‌کننده به خداوند هستی، خودت همانند چراغی روشن می‌باشی که همه‌ی شخصیت‌ات نمونه‌ی کامل دین است.
وقتی روشن شد می‌توان با عقلی خاص حقایق عالم را در شخصیت اولیاء معصوم دید، در همین رابطه با چنین عقلی می‌توان به حقیقت انقلاب اسلامی در شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی(ره) نظر کرد.
مردم ما انقلاب را با قلب خود در کلمات حضرت امام یافتند و با انقلاب اسلامی عهدی قلبی و حضوری بستند. ولی وقتی متفکران ما خواستند آن را تبیین کنند با علم رسمی زمانه‌ای تبیین کردند که سخت حصولی و بی‌روح بود و لذا انقلاب در مراکز آکادمیک ما در حجاب رفت در نتیجه ما باید متوجه باشیم برای ارائه‌ی چهره‌ی حقیقی انقلاب وظیفه داریم به همان روحی برگردیم که در کلمات حضرت امام(ره) بود. ما هنوز قالب مناسبِ آن حضور را در یافتِ حصولی علمِ خود نساخته‌ایم و برای چنین علمی به عقل خاصی نیازمندیم.

بهترین نگاه به انقلاب اسلامی

8- ما بر «وجود» مسلط نیستیم و «وجود» از آن جهت که در ذات خود تشکیکی و دارای شدت و ضعف است، گاهی خود را بر ما آشکار می‌کند و گاهی از ما پنهان می‌شود و تنها به اندازه‌ای که برای ما در مظاهری خاص ظهور می‌کند ما آن را احساس می‌کنیم و از آن‌جایی که «وجود» تنها در مظاهر و در اسماء حُسنای الهی خود را می‌نمایاند، حضرت امام خمینی(ره) مظهر متعینِ انقلاب اسلامی شد و هر اندازه به ملکوت آن مرد الهی نزدیک شویم به حقیقت انقلاب اسلامی که همان ظهور اراده‌ی الهی به صورت توحید خاصِ این دوران است، نزدیک شده‌ایم.
ملکوت حضرت امام خمینی(ره) محل تجلی اراده‌ی الهی جهت تحقق تاریخ توحیدی این عصر است و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» به عنوان کسی که متوجه این امر می‌باشند می‌فرمایند: «واقعاً امام(ره) انسان عجیبى بود، اصلاً پیدایش و وجود این انسان با آن ابعاد، هیچ قابل تحلیل نیست جز این كه بگوییم تفضل الهى بود براى این كه چرخشى در تاریخ و در حركت قافله ى عظیم بشرى به وجود آورد، دستى باید از غیب ظاهر مى شد، خداى متعال این دست را ظاهر كرد»(1/3/69).
در رابطه با بهترین نگاه به انقلاب اسلامی باید قواعد نگاه صحیح به «وجود» را بدانیم و متوجه باشیم معنای تشکیکی‌بودنِ وجود یعنی چه. به‌خصوص که «وجود» در ذات خود تشکیکی است و شدید و ضعیف‌بودن آن مربوط به خودش است و نه آن‌که عاملی خارجی آن را شدت و ضعف بخشد. وقتی شدت و ضعف در ذات وجود نهفته است پس این خاصیت وجود است که گاهی خود را برای ما آشکار می‌کند و گاهی از ما پنهان می‌شود و در همین رابطه ما ظهور آن را در مظاهرش می‌یابیم. و از آن‌جایی که شخصیت امام خمینی(ره) مظهر حقیقت انقلاب اسلامی است می‌توانیم انقلاب اسلامی را در شخصیت حضرت امام به تماشا بنشینیم، همان‌طور که خدا را در مظاهرش به‌خصوص در مظاهر کاملش مثل انسان‌های کامل، به تماشا می نشینیم. بی‌حساب نیست که مقام معظم رهبری در وصف حضرت امام(ره) می‌فرمایند: «امام عزیزِ ما آن مرد عظیمى كه بلا شك خداوند لمعه اى و لمحه اى از انوار طیبه ى نبوت ها را در وجود او قرار داده بود».(131)به نظر بنده این عمیق‌ترین و دقیق‌ترین نگاهی است که به امام انداخته شده است، زیرا همان‌طور که در نبوت، شریعت الهی به قلب نبیّ الله تجلی می‌کند و شخصیت نبی ّالله عین آن شریعت می‌گردد، وقتی لمعه وانوار طیّبه نبوت بر قلب حضرت امام(ره) متجلّی گردد با نظر به سیره‌ی او، متوجه آن نوری می‌شویم که در قلب او تابیده و او مظهر آن نور خواهد بود.