فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

راز تقابل تمام قد نظام استکباری با ما

بعضاً ملاحظه می‌کنید نیروهای مذهبی نمی‌دانند‌چه کار کنند و دست و دلشان در کارها جلو نمی‌رود، این به جهت آن است که جایگاه تاریخی انقلاب را نمی‌شناسند تا استعدادهای نهفته‌ی آن را دریابند. اگر شما در صدر اسلام در جنگ احزاب حاضر بودید و می‌دیدید دشمن با تمام قدرتش آمده تا شما را محاصره کند و از بین ببرد و از این طرف هم در داخل جبهه، یهود بنی‌قریظه از پشت به شما حمله می‌کرد و از طرف دیگر منافقین در حال تبلیغات مسموم بودند، چه می‌کردید؟ به طور کلّی مسلمانان در آن جنگ سه هزار نفر بودند و باید در دو جبهه‌ی داخلی و خارجی می‌جنگیدند. ظاهر قضیه این است که با وجود چنین شرایطی ما شکست می‌خوریم، ولی چرا آن گروهی که عرض شد، این‌قدر به تحقق پیروزی امیدوارند؟ جز این است که متوجه استعداد زمانه‌ی خود شده‌اند و در نتیجه نه هیبت احزاب و نه خیانت بنی‌قریظه و نه جوّسازی‌های منافقین داخلی و ضعیف‌الایمان‌ها، هیچ‌کدام هیچ تأثیری بر روحیه‌ی آن‌ها نگذاشت؟ این است معجزه‌ی شناخت زمانه، و شما در تاریخی که انقلاب اسلامی ظهور کرد از طریق حضرت امام(ره) معجزه‌ی شناخت زمانه را ملاحظه کردید.
در همین رابطه حضرت امیرالمؤمنین(ع) در حدیث بعدی روشن می‌کنند چگونه آن‌هایی که از همه بیشتر به زمانه‌ی خود و اراده‌ای که در آن زمان مقدّر شده است آگاه‌اند و از حوادثِ به ظاهر غیر قابل پیش‌بینی جا نمی‌خورند، به طوری که هیچ حادثه‌ای آن‌ها را به تعجب وا نمی‌دارد، چه حمله‌ی صدام به ایران باشد و چه حمله‌ی جریان های تکفیری به سوریه و عراق، و چه حمله‌ی اسرائیل به غزه، چون می‌دانند استکبار باید همه‌ی چهره‌های خود را در زیر هر عنوانی که باشد، بنمایاند تا به تمامیت برسد لذا منتظرند تمام امکانات استکبار بر ضد ما به صحنه بیاید تا همه‌ی ناتوانی‌اش ظهور کند پس حتماً بانک مرکزی ما را نیز بایکوت می‌کنند تا همه‌ی امکانات نظام استکباری به صحنه آید و ناتوانی آن در مقابل جبهه‌ی توحید از همه‌ی ابعاد ظهور کند. و در رابطه با همین بصیرت است که رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» می‌فرمایند:
«وجود چالش، انسان‌های آگاه و بصیر و شجاع را نگران نمی‌کند؛ وجود چالش، انسان‌های متعهد را به نگاه به ظرفیت‌های موجود و احیاناً معطل‌مانده وادار می‌کند، این چالش‌ها بر اثر این است که در نظام جمهوری اسلامی، توان پیشرفت، توان استحکام، توان اقتدارِ روزافزون بسیار است».(128)
شما چالش‌هایی را که روبه‌روی این انقلاب ایجاد می‌شود به اراده‌ی الهیه برگردانید. از آن جهت که حضرت حق می‌بیند در این زمان این انقلاب می‌تواند در یک حضورِ برینی، توانایی‌های توحیدی خود را ظاهر کند، لذا شرایطی فراهم می‌کند تا کمالات انقلاب ظهور کند. در نتیجه درست وقتی ما بعد از انقلاب خواستیم به شهرهایمان سر و سامان بدهیم و به اقتصادمان رونق ببخشیم تا جبران عقب‌ماندگی‌های گذشته بشود، انواع درگیری‌ها را در کردستان با ضد انقلاب و در جنوب با صدام ایجاد می‌کند در حالی‌که به ظاهر مایل بودیم این درگیری‌ها ایجاد نشود ولی بعد می‌بینید با پشت سرگذاشتنِ آن مزاحمت‌ها، با حضوری بسیار شدیدتر وارد تاریخ شدیم و به جای این‌که یک کشور عادی در کنار سایر کشورها باشیم، مدیریت تاریخ زمانه‌ی خود را در دست گرفتیم. حضرت مولی الموحدین(ع) می‌فرمایند: آگاه ترین مردم به زمان آن‌هایی‌اند که از حادثه‌هایی که برایشان پیش می‌آید تعجب نمی‌کنند. زیرا می‌فهمند وجود آن چالش‌ها به معنای حرکت به سمت جلو است و وجود چالش‌ها انسان‌های متعهد را به نگاه به ظرفیت‌های موجود و احیاناً معطل‌مانده، وادار می‌کند.
دوباره به روایت بعدی نظر کنید که چگونه حضرت بین جایگاه حادثه‌ها و تقدیر زمانه رابطه برقرار می‌کنند و این‌که در این دیدگاه دیگر هیچ حادثه ای- حتی تهاجم نظامی صدام- بی‌حساب نیست و عاقل کسی است که نسبت به تقدیرهایی که پیش می‌آید اعتراضی ندارد، زیرا در دل آن مقادیر است که ظرفیت‌هایی برای آن تاریخ ظهور می‌کند. در حال حاضر خودتان را در نظر نگیرید، اگر قبل از این‌که جنگِ ما با عراق شروع می‌شد بودید و متوجه چنین روایاتی نبودید و یک‌مرتبه با آن حمله‌ی همه‌جانبه‌ی صدام از زمین و هوا و دریا روبه‌رو می‌شدید، چه می‌کردید؟ بنده صادقانه عرض می‌کنم در آن شرایط که می‌خواستیم کشورمان را بسازیم و دغدغه‌ی عدالتخواهی داشتیم و در صدد بودیم مسائل آموزشی کشور را در راستای انقلاب سر و سامان بدهیم، وقتی با حمله‌ی صدام روبه‌رو شدم فکر کردم همه چیز از دست رفت، در حالی‌که وقتی امروز موضوع را بازخوانی می‌کنم معتقدم ما می‌خواستیم ایران را در حدّ یک جزیره به سر و سامان برسانیم و حالا در زیر سایه‌ی دفاع مقدسِ هشت ساله، ایران در قامت یک ابر قدرت در تاریخ حاضر شده و می‌رود تمام معادلات جهان را به نفع مستضعفین و بر علیه استکبار تغییر دهد. لذا حالا می‌فهمم چه رازی در سخن امام معصوم هست که می‌فرمایند: عاقل کسی است که مقادیر و تقدیرها را در یک حیات فعّال الهی بنگرد و متوجه باشد همه‌ی آن‌ها روی حساب است و سعی کند جایگاه حادثه‌ها را که قرارگرفتن آن‌ها در جای خودشان است، بنگرد و این دیگر یک توصیه‌ی اخلاقی نیست، این یک بصیرت است. سخنان مقام معظم رهبری را نیز در راستای این بصیرت معنا کنید که چرا با این‌همه چالش که در اطراف ما وجود دارد می‌فرمایند: «ما تردید نداریم که آینده‌ی روشنی داریم». پس به جای جاخوردن نسبت به این چالش‌ها باید صبر و مقاومت پیشه کرد تا نتیجه‌ی کامل را بگیریم و مأجور باشیم.

بهترین نگاه به انقلاب اسلامی

3- شواهد زیادی به چشم می‌خورند حاکی از آن‌که انقلاب اسلامی به عنوان یک حقیقت قدسی وارد تاریخ ما شده است و بدین لحاظ باید همواره منتظر ظهور چهره‌های عمیق‌ترِ حقیقت قدسی انقلاب باشیم و افق را برای تحقق تمدن نوین اسلامی به معنای خاص آن که حضرت امام بر آن تأکید داشتند، فراهم نماییم(129) و شاید این جلسه بتواند کمک کند که ما چگونه به انقلاب اسلامی نظر نماییم تا مثل سایر حقایق قدسی که با غفلت ملت‌ها در حجاب می‌رود، انقلاب اسلامی با غفلت ما به حجاب نرود. و به همین جهت است که می‌گوییم اگر تعریف درستی از انقلاب اسلامی در راستای آرمان‌هایش داشته باشیم دیگر نسبت به جریان‌های مختلفی که انقلاب اسلامی را پذیرفته‌اند نگرانی نخواهیم داشت و احساس خطری نسبت به حضور آن‌ها در مراکز تصمیم‌گیری پیش نمی‌آید زیرا ما نسبت آن‌ها را با اهداف انقلاب تعریف می‌کنیم و نه با خودمان.
اگر ملاحظه بفرمایید بنده در این قسمت و در قسمت‌های بعدی می‌خواهم روشن کنم اولاً: چرا می‌گوییم انقلاب اسلامی یک حقیقت قدسی است. ثانیاً: چرا باید منتظر چهره‌های مختلف حقیقت قدسی انقلاب بود. ثالثاً: یعنی چه که می‌گوییم انقلاب اسلامی به تمدن نوین اسلامی ختم می شود؟ و این تمدن نوین اسلامی چیست و چه خصوصیاتی دارد؟ در پاورقی همین قسمت تعریفی از اهداف انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی شده است، این‌جا نمی‌توانیم به آن بپردازیم ولی انتظار این است که عزیزان بر روی آن بحث کنند. عرض شده تمدن نوین اسلامی سه شاخصه‌ی مهم دارد یکی عبور از مجاز به حقیقت، و دیگر عبور از اخلاق به سلوک با رویکرد وحدت وجودی و سوم ایجاد انسانی که ماورای تمام ساختارهای تمدن غربی بتواند در تاریخ حضور پیدا کند.
ما در این جلسه گرد هم آمده‌ایم تا بفهمیم چگونه به انقلاب اسلامی نظر کنیم، زیرا به نظر می‌رسد اگر درست به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، می‌پذیریم این انقلاب بسیار جدّی‌تر از این‌هاست که ما آن را یک اتفاق تاریخی بدانیم و عرض بنده با شما عزیزان نیز در این رابطه است که اگر رسیدید به این که انقلاب اسلامی یک حقیقت قدسی است، باید با همان دیدی که سایر حقایق قدسی را می‌بینیم به آن نظر کنیم.
در نظر بگیرید اگر از کسی که هیچ تصور درستی از خداوند ندارد بپرسیم خدا هست یا نیست؟ جواب او چه مثبت باشد و چه منفی بسیار فرق می‌کند با جواب کسی که متوجه‌ی خدایی است که انبیاء و اولیاء معرفی می‌کنند، خدایی که انبیاء معرفی می‌کنند خصوصیاتش طوری است که تنها اگر انسان روحش را آماده کند برایش ظهور می‌کند و اگر پرخوری کند و یا نسبت به مؤمنین کینه داشته باشد، غیبت می‌نماید، و از این جهت سخن از بودن یا نبودن خدا خیلی مهم نیست، بلکه سخن در ظهور و خفای خدا است، خدایی که شما در درس معارفِ رسمی دانشگاه وجودش را اثبات می‌کنید چندان در زندگی و رفتار شما تغییر ایجاد نمی‌کند. باید مشخص شود خدا یک حقیقت است، مثل لیوان نیست که ماهیت داشته باشد و شما بخواهید آن را تعریف کنید بلکه باید بتوانید به آن نظر کنید. خداوند به عنوان یک حقیقت، طوری در عالم حضور دارد که با توجه به شخصیت و عقاید و اخلاق ما، نسبت خود را با ما تعیین می‌کند و بر اساس حضور ما در محضرش، خود را به ما می‌نمایاند و به همین صورت در عالم و در حادثه‌ها می‌توان متوجه ظهور او بود. وقتی روشن شد خداوند یک حقیقت وجودی است و نسبت به انسان ظهور و خفا دارد، می‌فهمیم چطور باید به خداوند نظر کرد. عرض بنده آن است که انقلاب اسلامی نیز به‌عنوان مظهر اراده‌ی الهی در این عصر، یک حقیقت وجودی است و همان طور که اراده‌ی الهی یک حقیقت تشکیکی است و دارای شدت و ضعف و ظهور و خفا است؛ انقلاب اسلامی نیز همین طور است. آیا انقلاب اسلامی یک حادثه‌ی عادی در تاریخ است یا یک حقیقت است که در تاریخ ما ظهور کرده، از جنس همان حقیقتی که انبیاء الهی در زمان خودشان به ظهور رساندند؟ اگر این انقلاب از جنس اراده‌ی الهی در عالم است، باید به همان صورتی که به اراده‌ی الهی نظر می‌کنید به آن نظر کنید. شما اگر بخواهید به حضور اراده‌ی الهی به آن صورت خاصی که در هر دوره از تاریخ در عالم ظهور می‌کند نظر کنید باید از منظر وجودی به مظاهر آن اراده نظر نمایید و به حقیقت آن منتقل شوید و اگر کسی متوجه «وجود» در عالم نباشد و تنها ماهیات در منظر او باشد و به ماهیات اصالت بدهد، نمی‌تواند معنای حضور اراده‌ی الهی را در عالم بفهمد. ابتدا باید مشکل او را حل کنیم تا به اراده‌ی الهی به عنوان یک حقیقت وجودی نظر کند و متوجه تشکیکی‌بودن آن نیز بشود و دیگر این‌که بداند تشکیکی‌بودن اراده‌ی الهی نسبت به ما است، چون ما در نظر به حضور اراده‌ی الهی در عالم، همواره در یک حالت نیستیم.
این‌که عرض کردم شاید این جلسه بتواند کمک کند تا ما آن‌طور که باید به انقلاب اسلامی نظر نماییم، از آن جهت است که وقتی می‌بینیم نسبت ما با انقلاب اسلامی بعضاً شدید و بعضاً ضعیف است، می‌فهمیم انقلاب اسلامی مثل سایر حقایق قدسی که بعضاً با غفلت ملت‌ها در حجاب می‌رود، خود را از بعضی‌ها پنهان می‌کند و آن‌ها را از حضور شایسته‌ای که باید در محضر نورانی انقلاب اسلامی، به عنوان حضور در زیر سایه اراده‌ی خاص الهی در این زمان داشته باشند، محروم می‌کند. این به جهت آن است که آن‌ها تحت تأثیر حجاب‌های ظلمانی این روزگار قرار گرفته‌اند و در همین رابطه می‌گوییم اگر تعریف درستی از انقلاب اسلامی در راستای آرمان هایش داشته باشیم دیگر نسبت به فعالیت جریان‌های مختلفی که انقلاب را پذیرفته‌اند نگرانی نخواهیم داشت و احساس خطری نسبت به حضور آن‌ها در مراکز تصمیم‌گیری نمی‌کنیم زیرا می‌توانیم بین جریان‌هایی که حجاب انقلاب هستند با جریان‌هایی که در عین تفاوت سلیقه‌ای که با ما دارند، حجاب انقلاب نیستند، تفکیک کنیم.

وظیفه‌ی بسیار حساس نیروهای انقلاب

یکی از وظایف اصلی نیروهای انقلاب در حال حاضر این است که باید از انقلاب اسلامی درک درستی داشته باشند تا آن را در مظاهر مختلف بشناسند. گفت:
دیده آن باشد که باشد شه شناس

تا شناسد شاه را در هر لباس

وقتی روشن شود که انقلاب اسلامی به عنوان مظهر اراده‌ی الهی، یک حقیقت وجودی است و مثل سایر حقایق در مظاهر مختلف ظهورات مختلف دارد، ولی همه‌ی آن مظاهر به یک حقیقت اشاره دارند، دیگر تعارض بین نیروهای اصیل انقلاب پیش نمی‌آید، حال چه آن نیروها به عنوان مظاهر انقلاب، اصول‌گراها باشند و چه اصلاح طلبان و چه هر جریانی که خود را منسوب به انقلاب می‌داند. همان‌طور که سالک إلی اللّه اسم ربّ را در مظاهر مختلف می‌شناسد و به همان شکلی که در رزقِ خود حضرت ربّ را حاضر می‌بیند، در مصائبِ خود نیز نور اسم ربّ را می‌بیند و می‌گوید:
در بلا هم می چشم الطاف او

مات اویم، مات اویم، مات او

کسی که نگاه وجودی به انقلاب اسلامی داشته باشد و آن را یک حقیقت وجودی بداند، تعریف درستی از آن خواهد داشت و در هرجا اثری از آن دید آن را در آن اثر می‌شناسد و دیگر به اشتباه نمی‌افتد که اگر جریانی متفاوت با سلیقه‌ی او در انقلاب حاضر است، آن را بیرون از انقلاب قلمداد کند. جریان‌ها را با حقیقت انقلاب و با نسبتی که با اهداف انقلاب دارند، می‌سنجد و نه با برداشتی که خودش از انقلاب دارد و نه با وظیفه‌ای که خودش نسبت به انقلاب برای خود تعریف کرده است. چنین فردی به خوبی بین حجاب‌های انقلاب و مظاهر انقلاب فرق می‌گذارد و این وظیفه‌ی بسیار حساسی است برای نیروهای انقلاب و در این رابطه کارهای زمین‌مانده‌ی بسیاری داریم تا نیروهای انقلاب به عنوان جریان‌های فکری متفاوت، مسیر خود را از جریان‌هایی که حجاب انقلاب‌اند و به غرب اصالت می‌دهند، جدا کنند و هر گروه تنها برداشت خود از انقلاب را حقیقت انقلاب نداند، بلکه برعکس بگوید:
با صد هزار جلوه برون آمدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

ما اگر مشخص کنیم انقلاب اسلامی چیست معلوم می‌شود چرا با بعضی از جریان‌ها، انقلاب در حجاب می‌رود و با بعضی از جریان‌های فکری به ظهور می‌آید و با کدام دولت به حجاب می‌رود و با کدام دولت به ظهور می‌آید و یا اجمال آن به تفصیل در می‌آید و کدام جریان نسبت به انقلاب بی‌تفاوت است و نمی‌تواند خود را در تاریخی که انقلاب شروع کرده است حاضر کند و هنوز در گذشته‌ی خود زندگی می‌کند. عین آن نگاهی که در توحید از جهت ظهور و خفای انوار الهی باید داشته باشید باید به انقلاب اسلامی داشت. وقتی از حقیقتِ وجودی انقلاب غفلت کنیم گرفتار خط‌بازی و حزب‌بازی می‌شویم و یک جریان فکری سیاسی را که با مواضع حزبی ما هماهنگ نیست دشمن انقلاب می‌پنداریم، در حالی‌که درست است بعضی از جریان‌ها نمی‌توانند تفصیل انقلاب باشند ولی حجاب انقلاب هم نیستند. وقتی نظر به حقیقت وجودی انقلاب داشتیم و متوجه شدیم انقلاب می‌تواند از پنجره‌ی جریان‌های مختلف ظاهر شود، می‌توانیم بفهمیم کدام جریان وَجهی از انقلابمان را نشان می‌دهد و نه همه‌ی انقلاب را و در عین آن‌که وَجهی از انقلاب را نشان می‌دهد می‌توانیم آن را با آن جریانی که به‌کلّی نمی‌تواند از هیچ جهت تابلوی انقلاب باشد، متفاوت بنگریم.
یکی از مشکلات امروز ما در هویت‌شناسی نیروهای انقلاب است که بر مبنای شناخت حقیقت انقلاب باید در این موضوع وارد شویم. درست است که این موضوع احتیاج به بحث دارد ولی حداقل تلاش کنید در این وادی فکر کنید. زیرا اگر انقلاب اسلامی به دلیلی که عرض شد مظهر خاص اراده‌ی الهی در این عصر است حتماً باید نگاهمان را نسبت به شناخت انقلاب در همین راستا قرار دهیم وگرنه از یک طرف همچنان با ریزش‌های انقلاب روبه‌رو می‌شویم زیرا نتوانسته‌ایم هویت اصلی انقلاب را به نسل جدید بشناسانیم و از طرف دیگر نمی‌توانیم از تعارضاتی که بین نیروهای انقلاب پیش می‌آید عبور کنیم.