فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

جلسه‌ی ششم، هویتِ ما در تاریخی که شروع شده

بسم الله الرحمن الرحیم

فهم شئون تاریخی

وظیفه دارم توجه مخاطبان خود را به زوایای مختلف مطلبی جلب کنم که در راستای نظر به آن مطلب، به هوشیاری لازمی که امروز و در این عصر و زمان نیاز است دست یابیم و آن این است که اولاً: عزیزان بیابند تاریخی با خصوصیات خاص خود و در راستای اهدافی بسیار متعالی شروع شده است. ثانیاً: انسان می‌تواند مطابق شئون تاریخی خود مقدمه‌ی رسیدن به آن اهداف را فراهم کند.
در عین آن‌که می‌دانم فهم و درک شئون تاریخی کار آسانی نیست، ولی اگر کسی به آن درجه از هوشیاری رسید که وقتی خداوند اراده کرده است تاریخ دیگری را ظهور دهد، می‌توان یک تنه همچون پیامبران در مقابل جاهلیتِ دوران خود ایستاد و حتماً پیروز شد، خود به خود به یک ابر قدرت تبدیل می‌گردد به طوری‌که تمام این عالم را - به جهت رویکرد کفرآمیز آن- نادیده می‌گیرد. به گفته‌ی مولوی:
هر که از خورشید باشد پشت‌گرم

سخت‌رو باشد، نه بیم او را، نه شرم

هر پیمبر سخت‌رو بُد در جهان

یک‌سواره کوفت بر جیش شهان

رو نگردانید از ترس و غمی

یک‌تنه تنها بزد بر عالمی

با توجه به بحث گذشته به نظر می‌آید توجه عزیزان تا اندازه‌ای به چند نکته معطوف گشت؛ یکی آن‌که تاریخی با هویتی خاص شروع شده و باید راه‌کارِ بهره‌مندشدن از آن تاریخ را بدانیم تا نه‌تنها آرام‌آرام آن تاریخ را به فعلیت خودش نزدیک کنیم بلکه بتوانیم آن را از وابستگی‌هایی که نسبت به تمدن غربی در این زمان دارد، آزاد نماییم. اگر در این موضوع دقت لازم را نداشته باشیم نمی‌توانیم از فرهنگ مدرنیته درست عبور کنیم و به عنوان یک جریان افراطی زمینه‌ی دفن خود را فراهم می‌کنیم. مثل کاری که فرقه‌ی اسماعیلیه در مقابل خلفاء انجام دادند. اسماعیلیه از نظر فکری به‌خصوص در امور باطنی، مطالب خوبی را فهمیده بودند و از نظر توجه به امامان معصوم، تا امام صادق(ع) را پذیرفته‌اند ولی با روشی که پیشه کردند و برخوردهای تندی که داشتند نه‌تنها نتوانستند اندیشه‌ی خود را در آن زمان درست نشان دهند بلکه امروز به عنوان بازیچه‌ی دست انگلستان گرفتار انجام برنامه‌هایی هستند که هیچ نسبتی با پایه‌گذاران آن ندارد و به معنای یک حضور فعّال در تاریخ هیچ اثری ندارند.(102) در حالی‌که شیعه در زیر سایه‌ی حضرت صادق(ع) روز به روز چهره‌ای از نورِ منشورِ وجود خود را به صحنه می‌آورد و بدین لحاظ با اندک تحقیق در سیره‌ی اهل‌البیت(ع) از یک طرف و با دقت در وضع موجود جهان از طرف دیگر می‌توان به این نتیجه رسید که یقیناً آینده از آنِ فرهنگ اهل‌البیت(ع) است و هرکس در گذشته هم متوجه این مطلب بوده و آینده‌‌ی تشیع را می‌فهمیده، عملاً در آن تاریخ درست زندگی کرده و گرفتار روزمرّگی دوران نشده است. پس اولاً: باید نسبت به نحوه‌ی حضور تاریخی که شروع شده با همدیگر صحبت کنیم تا معلوم شود راه‌کارِ برخوردِ درست این تاریخ با جهان چگونه باید باشد و ما با تاریخی که شروع شده چگونه باید برخورد کنیم. ثانیاً: متوجه باشیم اگر در ساختن این تاریخ و به یک معنا در به فعلیت‌آوردن استعدادهای آن، خود را سهیم نکنیم گرفتار بی‌هویتی جانکاهی می‌شویم. ما یا باید این تاریخ را به عقب بکشانیم - کاری که امثال سلطنت‌طلب‌ها در سر دارند- و یا باید با درک و فهمی مناسب وارد آن بشویم که این هم کار ساده‌ای نیست و نمونه‌هایی از افرادی که ابتدا وارد انقلاب شدند ولی ریزش کردند جلو چشم ما است.

راز ریزش‌ها

اگر راز ریزش‌ها از انقلاب اسلامی برای ما درست روشن نشود معلوم نیست ما سرنوشتی جدای از آن‌ها داشته باشیم. موضوع ریزش‌ها و راز آن‌ها یک نکته‌ی عمیق معرفتی است و نه یک موضوع سیاسی. کسانی که متوجه جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی نشدند و برکات سهیم‌شدن در تحقق اهداف انقلاب را نفهمیدند و در صدد بر نیامدند که با ورود در زیر سایه‌ی انقلاب، خود را از بی‌هویتی دوران نجات دهند، در زمره‌ی ریزش‌های انقلاب قرار گرفتند.
حقیقتاً فهم حضور در تاریخ این دوران، کار آسانی نیست، نیاز دارد به نگاهی وجودی به تقدیری که خداوند اراده کرده است. برای همین تأکید بنده این است که عزیزان بدانند شروع تاریخ جدید برای هرکس محسوس نیست هرچند اگر افراد بخواهند می‌توانند شواهدی را پیدا کنند که نشان می‌دهد باید خبری در عالم به وقوع پیوسته باشد که می‌بینند تمدن غربی مانند قبل اموراتش نمی‌گذرد و «واقعیات جامعه‌ی جهانی بر طبق خواسته‌ها و نیاز آمریکا به پیش نمی‌رود».(103) آیا نمی‌توان به این موضوع فکر کرد که واقعیات جدیدی در معادلات سیاسی در حال وقوع است بی‌رابطه با نظام عالم تکوین نیست و خبر از آن می‌دهد که بستر اراده‌ای خاص از طرف حضرت حق در حال تحقق است؟
در سوره‌ی جن آمده است که جنّیان با بعثت نبی اکرم(ص) به همدیگر می‌گویند: نمی‌دانیم در عالم چه واقعه‌ای رخ داده است؟ آیا خدا اراده‌ی خیری برای اهل زمین پیش آورده یا اراده‌ی شرّی؟ «وَأَنَّا لَا نَدْرِی أَشَرٌّ أُرِیدَ بِمَن فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا»(104) می‌گویند قبلاً می‌رفتیم در آسمان - مراتب پایین عالم غیب - خبر می‌گرفتیم ولی حالا با نگهبانانی سرسخت و شهاب‌هایی روبه‌رو هستیم که مانع ما می‌شوند، «وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا»(105) جنّیان می‌رفتند خبرهایی را که هنوز زمینه‌ی ظهورش در زمین واقع نشده بود برای جادوگران می‌آوردند و بساط کاهنان و جادوگران را رونقی داده بودند به طوری که مردم برای کاهنان و ساحران جایگاه انبیاء الهی را قائل بودند و عملاً جهانِ آن روز را کاهنان مدیریت می‌کردند. ولی با ظهور نور نبوتِ حضرت محمد(ص)، نظام تکوینی عالم طوری تغییر کرد که وقتی جنّیان می‌خواستند برای خبرگیری به آسمان صعود کنند فرشتگان آن‌ها را با شهاب می‌زدند. می‌گویند: «وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا»(106) ما قبلاً در محل‌های شنیدن خبر مستقر می‌شدیم و خبر می‌گرفتیم ولی حالا هرکس بخواهد خبری بشنود، با شهاب‌هایی که در کمین است روبه‌رو می‌شود. شهاب به معنای شهابی که ما شب‌ها در آسمان می‌بینیم نیست بلکه تجلیاتی است از طرف فرشتگان که مانع نفوذ جنّیان به عالم معنا می‌شوند.(107) این چند آیه را شاهد آوردم تا روشن شود وقتی تاریخی آغاز می‌گردد چگونه در نظام تکوین نیز شرایط جدیدی در راستای تحقق آن تاریخ پیدا می‌شود، در آن حدّ که شیاطین نتوانستند مثل قبل فعالیت کنند، امروز نیز میدان مانور شیاطین در عالم تنگ شده است هرچند آن‌ها نمی‌توانند بپذیرند و نهایت تلاش خود را می‌کنند که اوضاع را به حالت قبل برگردانند.
روایت داریم که امیر المؤمنین(ع) می‌فرمایند: «وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْی عَلَیهِ(ص)» و من صدای ناله‌ی شیطان را وقتی كه وحی بر پیامبر اكرم(ص) نازل شد شنیدم، «فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟» گفتم ای رسول خدا این صدای ناله چه بود؟ پیامبر(ص) فرمودند: «هَذَا الشَّیطَانُ قَدْ أَیسَ مِنْ عِبَادَتِهِ» این صدای ناله‌ی شیطان بود و مأیوس شد از این كه مردم او را پیروی كنند - زیرا با گرویدن مردم به اسلام، مردم از اطاعت شیطان دور می‎شوند- سپس پیامبر(ص) فرمودند: «إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَی مَا أَرَی» تو می‎شنوی آنچه را من می‎شنوم، و می‎بینی آنچه را كه من می‎بینم.(108) یعنی با آمدن توحیدِ محمدی(ص) در عالم از آن به بعد با عالَمی روبه‌رو خواهید بود که شیطان مثل گذشته نقش‌آفرین نیست.
همین‌قدر می‌خواستم با تذکر به آیات فوق استفاده کنم که در تاریخ جدیدِ توحیدی، نظام تکوین نیز به مدد شما می‌آید و به همین جهت نظام استکباری در حیله‌هایش با ناکامی‌های زیادی روبه‌رو خواهد شد.
باز تأکید می‌کنم وقتی بخواهیم به تاریخ جدیدِ توحیدی بنگریم، در حالی‌که عادت کرده‌ایم با نگاه فرهنگ و تمدن حاکم به همه‌چیز نظر کنیم، به‌راحتی حضور آن‌ را احساس نمی‌کنیم، مگر با نگاهی ماوراء نگاه فرهنگ حاکم. آقای دکتر طه حسین(109) در کتاب «علی و ابنائه» می‌گوید: چه کسی باور می‌کرد وقتی آن نوجوان 11 ساله - منظورش حضرت علی(ع) است- با پیغمبر بیعت کرد و دست‌های خود را در دست آن مرد چهل‌ساله گذاشت، تاریخ جدیدی شروع خواهد شد؟ این مسئله‌ای است که باید در شناخت تاریخ جدیدِ توحیدی جدّی گرفته شود. اصلاً بحث شیعه و سنی مطرح نیست بلکه نظرانداختن به افقی مطرح است که ایمان به مرور دارد جای فرهنگ سکولار را می‌گیرد و اراده‌ی معطوف به قدرت برای برآوردن هواهای نفس امّاره، جای خود را به اراده‌ی معطوف به حق، برای برآوردن اهداف فطری انسان‌ها می‌دهد و به وضوح پایان ابرقدرتی فرهنگ مدرنیته ظهور خواهد کرد. بدین لحاظ باید منتظر باشید که چهره‌ی عالم تغییرات اساسی بکند و قدرت تفکر به عالم برگردد.
اگر ما و شما در آن صحنه‌ای که حضرت علی(ع) با رسول خدا(ص) بیعت کردند حاضر بودیم، چه می‌دیدیم؟ اگر ظاهر صحنه را ببینیم که یک نوجوان 10 یا 11 ساله با یک مرد 40 ساله اولین بیعت را انجام می‌دهد، معلوم نبود حضوری جدّی برای آن دو در آینده‌ی تاریخ قائل می‌بودیم ولی اگر متوجه تقدیر جدیدی ‌بودیم که حضرت حق اراده کرده و این بیعت ظهور آن تقدیر است و قلب این دو بزرگوار مملوّ از عزمِ تحقق آن تقدیر است، صحنه را طور دیگری تحلیل می‌کردیم و در دل این بیعت سقوط ایران و روم را می‌یافتیم، چیزی که رسول خدا(ص) در جریان جنگ احزاب گوشزد فرمودند.