فهرست کتاب


امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه

اصغر طاهرزاده

حضور با نور عصمت امام معصوم

در جوامع روایی ما روایتی هست که به ما کمک می‌کند تا روشن شود چرا می‌گوئیم حالا که بنا است به انقلاب اسلامی - به عنوان تقدیر تاریخی ما که تقابل توحید و شرک است - رجوع نماییم باید به شخص امام خمینی(ره) رجوع کنیم؟ روایت از حضرت صادق(ع) است که می‌فرمایند: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بَعَثَ فِی أَقَالِیمِ الْأَرْضِ فِی كُلِّ إِقْلِیمٍ رَجُلًا یَقُولُ عَهْدُكَ فِی كَفِّكَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَیْكَ أَمْرٌ لَا تَفْهَمُهُ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فِیهِ فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ اعْمَلْ بِمَا فِیهَا»(51) وقتى قائم قیام كند به هر ناحیه از نواحى زمین، كسى را مى فرستد و مى گوید تعهد و پیمانت- دستورالعمل تو - در كف دست تو است، چون امر مهمى به تو روى آورد كه تو آن را ندانى و در انجام آن سرگردان شوى، به كف دستت بنگر و تصمیم خود را بگیر و عمل كن. حضرت صادق(ع) با توجه به این که تاریخ آینده را می‌شناسند و از قواعدش خبر دارند به ما خبر می دهند: وقتی وجود مقدس حضرت مهدی(عج) به صحنه آمدند و برنامه‌شان را پیاده کردند جهت رتق و فتق امور به هر شهری و اقلیمی کسی را می‌فرستند و به او می‌گویند: عهد تو در کف دست تو است هر وقت در مسئله‌ای وارد شدی که «لَا تَفْهَمُهُ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ»، تحلیل درستی از آن نداشتی و جایگاه آن را نمی‌دانستی، «فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ اعْمَلْ بِمَا فِیهَا» کف دستت را نگاه کن و طبق آن عمل کن. معلوم است که حضرت مهدی(عج) فرستاده‌ی خود را به امور وَهمی و غیر واقعی دعوت نمی‌کنند.
شما به راحتی از این روایت می‌فهمید مردانی در زمان حضرت مهدی(عج) هستند که در ذیل وجود مقدس آن حضرت می‌توانند مطابق نظر امام معصوم عمل کنند. یعنی آخر الزمان شرایط طوری است که عده‌ای ذیل وجود مقدس امام با نور عصمت امام رابطه دارند. این از جمله معارف خوب شیعه در رابطه با برکات حبّ اهل البیت(ع) است. فعلاً در اینجا می‌خواهم افق مطلب را نشان بدهم، تفصیلِ بحث در جای دیگر است. سؤال بنده از شما این است آیا همان نسبتی که یاران امام مهدی(عج) با حضرت مهدی(عج) خواهند داشت و به نور عصمت آن امام عمل می‌کنند، در این عصر همان نسبت بین حضرت امام خمینی(ره) با امام معصوم(عج) برقرار نشده است؟ و در همین راستا نسبت شما با حضرت امام خمینی(ره) نمی‌تواند همان نسبتی باشد که حضرت امام با امام معصوم داشتند؟ این را به عنوان یک دستگاه بگیرید تا موضوع به مرور خود را از اجمال به تفصیل نشان دهد. همین اندازه معلوم است که می‌شود در طول تاریخ و در ذیل وجود مقدس امام زمان(عج) انسان‌هایی باشند که به نور عصمت امام در زمان خود و در اقلیم خود با تصرفات ربّانی، در امت عمل کنند.

او راه حل‌های ملکوتی به میان آورد

اجازه دهید با همدیگر باز بر روی این موضوع تأمل بیشتر کنیم که برای حضور در تاریخی که شروع شده و برای نجات از بی‌فکریِ تاریخی باید مبادی فکر خود را در سیره و سلوک حضرت امام«رضوان‌الله‌تعلی‌علیه» قرار دهیم که در ذیل اسلام و تشیع، تاریخ جدیدی را مطابق آنچه امروز ما باید در مسلمانی خود انجام دهیم، به صحنه آورده است. آنچه بسیار مهم است و باید به صورتی جدّی به آن نظر کرد، رسیدن به این نکته است که وقتی مبادی خود را شخصیت حضرت امام(ره) قرار دادیم، فکر شروع می‌شود، فکری که منجر به تحقق جامعه‌ای می‌گردد که افراد آن جامعه زبان همدیگر را می‌فهمند، مشروط بر این‌که بدانیم ما در حال حاضر در تاریخِ بی‌تفاهمی قرار داریم و هیچ راهی برای برون‌رفت از این چندگانگی‌ها وجود ندارد مگر آن که مبانی مشترکی پیدا کنیم و آن مبانی مشترک در سیره‌ی شخصی که متعیَّن و قابل درک و قابل اشاره می‌باشد، قابل دریافت است.
کسی که روشنایی و تاریکی و شادی‌ها و رنج‌های دوران خود را با ملاک‌های آسمانی می‌بیند و ارزیابی می‌کند، اوست که منجی دوران معاصر ما است و امام خمینی(ره) نشان داد نسبت ما را با گذشته و آینده‌مان به‌خوبی می‌شناسد، بدون آن‌که همرنگ ظلمات زمانه شود، نشان داد در عین آن‌که همرنگ ظلمات زمانه نیست، منزوی و بی‌توجه به آنچه در جهان اسلام می‌گذرد هم نیست بلکه سخت خود را مسئول می‌داند. او بدون آن‌که مسئولیت را به گردن دیگران بیندازد، بار دوران خود را همچون رسولان به تنهایی بر دوش کشید چون زمان خود را می‌شناخت و مسئولیت را به جامعه‌ای که نسبت به وظیفه‌ی خود غافل شده بود، متذکر شد و اخلاق را به جهانی که گرفتار بی‌اخلاقی گشته بود، برگرداند.
برای آن‌که بدانیم در تاریخی که به سر می‌بریم چه کسی می‌تواند ما را به حیات توحیدی‌مان برگرداند باید به افعال افراد بزرگ توجه کنیم، به افعال کسانی که در زمانِ خودشان زندگی می‌کنند و تاریخ خود را می‌فهمند و شهامت حقیقت‌جویی و ایمان به قدرت خداوند در آن‌ها به رشد کامل رسیده و در این تاریخ مصداق چنین اوصافی را می‌توانید در حضرت امام خمینی(ره) بیابید. انسانی که فرزند زمان خویش بود و برای زندگی در این تاریخ راه‌ حل‌های ملکوتی به میان آورد، و چون به زمانه و مسائل آن فکر کرد خداوند راه اندیشیدن در آن مسائل را به او نمایاند و معلوم کرد تا وقتی اندیشه‌ی علماء دین برآمده از مسائل جامعه نباشد، دین، حقیقت خود را به جهانیان نمی‌نمایاند. حضرت امام خمینی(ره) اندیشه‌ی خود را به تمامه به سرنوشت زمانه‌ی خود گره زد و لذا شایسته‌ی اشراقی شد که راه حلّ تمام ابعاد جهان امروز در آن نهفته است و راز خوش‌بینی و امیدواری به راهی که با انقلاب اسلامی گشوده شده است در این نکته می‌باشد.

خدایی که ظهور کرده

می‌دانید که عرفای بزرگ همه به ملاقات حضرت حق نایل شده‌اند و هر کدام حق را درست می‌یابند و می‌نمایانند ولی از آن‌جایی که حضرت حق همیشه در ظرف زمان‌ها و تاریخ‌های مختلف مطابق آن تاریخ جلوه‌ی خاصی دارد، ما در جلوه‌هایی که آن بزرگان می‌نمایانند اختلاف می‌یابیم. آن‌ها همه درست می‌گویند و حقیقتاً همه به ملاقات خدا رفته‌اند و گزارش ملاقات خود را مطابق تاریخ و زمانه‌ی خویش به تاریخ بشریت تابانده‌اند. حال باید دید امروز ما در کدام بستر می‌توانیم به ملاقات خدا برویم و چگونه دوران خود را مطابق توحید الهی شکل دهیم تا خداوند نیز به ملاقات ما بیاید و خدایی را جستجو نکنیم که به ملاقات عرفای بزرگ در گذشته رفته است وگرنه تنها با مفهوم خدای آن‌ها به‌سر خواهیم برد.(52)
بحث در انوار مشترک ملاقات‌هایی نیست که عرفا داشته‌اند، در مورد پیامبران هم با همه‌ی تفاوتی که هر کدام در دوران خود داشته‌اند، می‌توانیم بگوئیم: «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه»(بقره/285) پس بحث در جلوه‌های خاص این دوران است تا سرمایه‌های مشترک توحیدی را در صحنه‌ی امروز تاریخ‌مان به ظهور آوریم.
اگر همه چیز با حضور حق سنجیده می‌شود باید ببینیم امروز حضرت حق در چه فضایی از تفکر و رویکرد، حضور می‌یابد و ظهور می‌کند؟ آیا همه‌ی شواهد نشان نمی‌دهد حضور توحید در این تاریخ در بستر شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی(ره) ‌به عالی‌ترین شکل ظهور کرده است؟(53)
عقل انتزاعی، موضوعات را غیر تاریخی می‌نگرد ولی با نظر به واقعیت تاریخی که در آن قرار داریم و با نظر به تقدیری که با حضور حضرت امام(ره) با آن روبه‌رو شدیم، در می‌یابیم امکان تاریخی ما آن چیزی است که ایشان متذکر آن هستند و ما می‌توانیم در آن قرار گیریم و با همه‌ی موانعِ تاریخی که در جلو خود داریم، چشم از آن برنداریم، از چیزی که ناگفتنی است ولی قابل شهود است و با نظر به آن به مرحله‌ی جدیدی از آگاهی و تفکر می‌رسیم.