فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

بأبی أنتم و أمی و نفسی و مالی و أهلی اجعلونی فی همکم و صیرونی فی حزبکم، و أدخلونی فی شفاعتکم و اذکرونی عند ربکم

چون با اظهار فقر و این که نواقص او جز با کرم پروردگار قابل جبران نیست به خداوند تقرب جست و لذا حاجت خویش را به نزد خداوند برده و از جمله حاجات وی تقرب به خدا و ائمه اطهار (علیهم السلام) است. لذا روی سوال را به امام برگردانید تا بفهماند که هر چه از خدا می خواهد باید از کانال شفاعت ایشان باشد، چه این که ایشان خلفای خدا بر روی زمین بوده و امین سر او و خزانه دار دانش و معادن رحمت و اولیای او در زمین و آسمان هستند، لذا همه دارایی های خود را فدای ایشان کرده و آنچه را که از خدا می خواست از ایشان خواست و گفت: اجعلونی فی همی یعنی مرا مورد توجه خود قرار دهید، چه این که همت و توجه ایشان تزکیه مردم و رساندن ایشان به مرتبه کتاب و حکمت است که عبارت از مرتبه نبوت و ولایت باشد. که این نیز سر محمد و آل طاهرین او (علیهم السلام) هست و مصدر همه درخواست هایی که از خدا کرده می باشد. پس از آن این اجمال را باز کرده و گفت: مرا در حزب خود وارد کنید و در شفاعت خود داخل نمایید و به نزد پروردگارتان یاد نمایید.
فرمود:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و أبلغ أرواحهم و أجسادهم منی السلام

این التفات از خطاب به غیبت است، ابتدا از ایشان به خدا متوجه شد و از او خواست که بر ایشان درود بفرستد و سلام وی را به ایشان برساند.
و مراد از ارواح و اجساد ایشان در فقره و ارواحکم فی الارواح در جزوه دوم بیان شد.
و مراد از سلام در اینجا به معنای تحیت است که در ابتدای کتاب بیان شد.

در معنای صلوات

و فرمود:
و صلی الله علی محمد و آله
الطاهرین و سلم تسلیما کثیرا
بدان که حقیقت صلوة دعاست و دعا عبارت از قول و یا فعلی است که باعث می شود که مدعو به داعی توجه کند، مثل این که آتش برای کلیم در طور سینا شعله ور شد.
دعا با فرود آمدن نیایش گر به مرتبه مناسب مدعو ممکن می شود، فرود در جایی معنا می دهد که دعا از عالی انجام شود، و یا داعی و نیایش گر به مرتبه مناسب مدعو بالا رود، اگر نیایش و دعا از ناحیه پایین باشد.
در ابتدای کتاب در معنای نبوت بان شد که نور محمدی اولین نوری است که خداوند آن را از نور ذات خود آفریده و او صادر اول و قاب قوسین در عالم وجود است که امکان تنزل آن نور ذاتی به عالم خلق نیست مگر این که ابتدا به نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تنزل کند. و نیز خلایق نمی توانند به آن نور صعود کنند مگر بعد از این که به نور محمد صعود پیدا کردند، اکنون اگر آن حضرت به چنین مرتبه ای رسیده است چگونه متصور است که مردم بر او درود بفرستند، پس اگر صلوة به معنای این باشد که مردم از خدا بخواهند که خدا بر وی درود فرستد با مقدمه فوق نمی سازد، چه این که درود خدا و فرشتگانش قبل از درود و صلوة مردم بر آن حضرت واقع شده، چنان که در روایتی که مرحوم مجلسی(1698) به اسنادش از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده و آن صلوة کبیرة است. از آن جمله این است:
667
اللَّهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً ص کَمَا وَصَفْتَهُ فِی کِتَابِکَ حَیْثُ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ فَأَشْهَدُ أَنَّهُ کَذَلِکَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَأْمُرْنَا بِالصَّلَاةِ عَلَیْهِ إِلَّا بَعْدَ أَنْ صَلَّیْتَ عَلَیْهِ أَنْتَ وَ مَلَائِکَتُکَ فَأَنْزَلْتَ فِی فُرْقَانِکَ الْحَکِیمِ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً لَا لِحَاجَةٍ بِهِ إِلَی صَلَاةِ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ عَلَیْهِ بَعْدَ صَلَوَاتِکَ وَ لَا إِلَی تَزْکِیَةٍ لَهُ بَعْدَ تَزْکِیَتِکَ بَلِ الْخَلْقُ جَمِیعاً کُلُّهُمُ الْمُحْتَاجُونَ إِلَی ذَلِکَ إِلَّا أَنَّکَ جَعَلْتَهُ بَابَکَ الَّذِی لَا تَقْبَلُ إِلَّا مِمَّنْ أَتَاکَ مِنْهُ وَ جَعَلْتَ الصَّلَاةَ عَلَیْهِ قُرْبَةً مِنْکَ وَ وَسِیلَةً إِلَیْکَ وَ زُلْفَةً عِنْدَکَ وَ دَلَلْتَ عَلَیْهِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَیْهِ لِیَزْدَادُوا بِذَلِکَ کَرَامَةً عَلَیْکَ
خدایا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همان گونه که در کتابت او را ستودی فرمودی و گفتار تو حق است که لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم(1699) پیامبری به شما فرستاده شد که از خودتان می باشد. و نپذیرفتن شما بر او گران است، و برای هدایت شما بسیار مشتاق و حریص است و به مومنین رأفت و مهربانی دارد. من گواهی می دهم که آن حضرت این چنین بوده است، و شهادت می دهم که تو دستور به درود فرستادن بر او ندادی مگر این که خود و فرشتگانت قبلا بر او درود فرستاده اید و در فرقان حکیم فرمودی: ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا أیها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما(1700) نه این که او نیازی به درود احدی از آفریده هایت داشته باشد و نه این که بعد از تزکیه تو نیازی به تزکیه کسی داشته باشد، بلکه همه مردم نیازمند آنند، چه این که تو او را باب خویش قرار دادی که هیچ چیزی را نمی پذیری مگر این که از این باب عبور کند و درود و صلوة بر او را وسیله قرب و وسیله نزدیکی به خودت قرار داده ای و مومنین را بدان راه نمودی، و به ایشان فرمان دادی که بر او درود فرستند تا با آن به کرامت دست پیدا کنند. پایان
مثل چنین صلوة و درودی را مرحوم کفعمی(1701) با اندک اختلافی در الفاظ از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده و ظاهر این است که آنها دو روایتند، گرچه مضمون آنها یکی است. در ثواب الاعمال از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده که انه سأل ما معنی صلوات الله... و صلوات المومن دعاء منهم له (صلی الله علیه و آله و سلم) معنای صلوات خدا و فرشتگان و صلوات مومنین چیست؟ فرمود: صلوات خدا رحمت خدا و صلوات فرشتگان تزکیه آنها نسبت به آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) است و صلوات مومنین بر آن حضرت دعا برای آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
در معانی(1702) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از سخن ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا أیها الذیبن آمنوا صلوات علیه و سلموا تسلیما پرسیدند: فرمود: الصلوة من الله عزوجل رحمة و من الملائکة تزکیه صلوات از خدا رحمت است و از فرشتگان تزکیه و از مردم دعاست. درباره حقیقت رحمت بحث کردیم، و این که رحمت به معنای نبوت است چه این که خدای - تعالی - فرمود: أهم یقسمون رحمة ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم... و رحمة ربک خیر مما یجمعون(1703) یعنی: آیا ایشان رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟ ما معاش مردم را بین آن ها تقسیم کردیم... و رحمت پروردگارت بهتر از اموالی است که گرد می آورند. پس مراد از آن نبوت است چنان که در فقره و معدن الرحمة بیان شد، و گفتیم که مراد از آن مرتبه وجود مطلق از حقیقت نبوت است.