فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

اللهم لا تجعله آخر العهد من زیارتهم و ذکرهم

در این جمله خواهان بازگشت برای تشرف به زیارت ایشان شده است. و ذکرهم عبارت از غفلت از عالم جسم و دیگر عوالم است تا به سر ایشان در عالمش که همان نور الله مکنون در خودش می باشد برسد، چه این که ذکر هر چیزی عبارت از احضار مذکور (و یاد شده) است و این در اینجا با آنچه بیان کردیم حاصل می شود. چه این که صورت و عکس امام برای کسی که او را مشاهده نکرده و شمائل او را نفهمیده نمی تواند در خیال او حاضر شود، علاوه این که یاد شمائل و عکس یاد خود او نیست.
فرمود:

والصلاة علیهم

معنی صلوة بر ایشان در فقره بعدی خواهد آمد.
فرمود:

و أوجب لی المغفرة والخیر و الرحمة والبرکة والفوز والنور و الایمان

حقیقت وجوب عبارت از رسیدن شی ء به مکانی است که پایان نمی پذیرد و تمام نمی شود. و معنای مغفرت را در واغفر ذنوبی بشفاعتکم معلوم شد که به معنای این است که خداوند تنزلات عبد به عالم وجود را بر عهده و ذمه خود حساب می کند. گویا عبد آنها را به عنوان آلی و حرفی و نه به عنوان استقلالی اسمی آورده است. و مراد از رحمت، رحمت نوشته شده برای مومنین است که در آیه شریفه عذابی أصیب به من أشاء و رحمتی وسعت کل شی ء فسأ کتبها للذین یتقون و یؤتون الزکاة والذین هم بأیاتنا یؤمنون(1693) یعنی: عذاب خود را به کسانی که بخواهم می فرستم و رحمت من همه اشیاء را در بر گرفته و به زودی آن را بر کسانی که تقوی پیشه کرده و زکات می دهند و کسانی که به آیات ما ایمان می آورند می نویسم.
و مراد از خیر فروع آن رحمت از بهشت و مراتب آن و نعمت ها و اصناف و غلامان و خیرات حسان و حواریان و قصرها و لباسهای زیبا و بالش ها و دیگر وعده هایی که خداوند به مومنین داده از قبیل طعام ها و شراب ها و میوه ها و تخت ها و غیره می باشد.
و مراد از برکت ریشه همه این خیرات است، و این از اسماء الهی است که از ارباب انواع این نعمت هاست.
و مراد از فوز همان است که در آیه بدان اشاره شده است که: وعد الله المومنین والمومنات جنات تجری من تحتها الأنهار فیها و مساکن طیبة فی جنات عدن و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظیم(1694) یعنی: مرتبه ای از رضوان خدا فوز است. و مراد از نور مرتبه اسم الله است که نور آسمان ها و زمین بوده و مظهر آن در هر مومن موجود است. چنان که در روایت یاد شده در فقره و مصابیح الدجی آمده است.
و مراد از ایمان وارد کردن بنده به عالم امن است، عالم امن عالم فنا فی الله و بقاء بالله است که در روایت کمیل(1695) از مولی امیرالمومنین (علیه السلام) در بیان نفوس آمده است.
از جمله آن این بود: از آن نفوس، نفس کلیه است، این نفس دارای پنج قوه است، 1. بقاء در فنا 2. نعیم در شقاء و دشواری 3. عزت در عین ذلت 4. فقره در عین غنا 5. شکیبایی در عین بلا
این نفس دو خاصیت دارد: 1. رضایت 2. تسلیم. مبدأ این نفس از خداست و به سوی او باز می گردد. و خدای - تعالی - فرمود: و نفخت فیه من روحی(1696) و فرمود: یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة(1697)
و فرمود: