فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در معنای نیت

فرمود:
و رزقنی الله العود ثم العود ثم العود ثم العود أبدا
ما أبقانی ربی بنیة صادقة، و ایمان
و تقوی و اخبات
حقیقت نیت ایمان و کفری است که در دل می گذرد و شاکله قلب است. چه این که فرمود: کل یعمل علی شاکلته
و در کافی(1685) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: نیت بهتر از عمل است، آگاه باشید نیست همان عمل است. آنگاه آیه کل یعمل علی شاکلته(1686) را تلاوت فرمود. یعنی بر نیت خود عمل می کنند.
در کافی(1687) و عیاشی(1688) از آن حضرت روایت شده است که انما خلد أهل النار فی النار لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا و انما خلد أهل الجنة فی الجنة لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا فبالنیات خلد هولاء و هولاء ثم تلا قوله تعالی قل کل یعمل علی شاکلته؛ اهل آتش در آتش جاودانند، چه این که نیت ایشان این بود که اگر در دنیا جاودان باشند خداوند را نافرمانی نمایند. و اهل بهشت به این جهت در بهشت جاودانند که نیات ایشان این بود که اگر در دنیا بمانند پیوسته و برای همیشه خداوند را پیروی و اطاعت کنند. پس به واسطه نیت ها آن عده و این عده جاودان شده اند. آنگاه آیه شریفه کل یعمل علی شاکلته را تلاوت فرمود.
بیان روایت این است که عمل بدون نیت و به لحاظ خود عمل نه فرمانبرداری است و نه نافرمانی، بلکه هنگامی که به طور آگاهانه و ایمان قلبی به خدا انجام شود و بفهمد که خداوند مستحق است تا پیروی از اوامر و نواهی او شود، طاعت است.
و اگر عمل به طور آگاهانه از روی شک به خدا و یا شک در این که آیا خداوند مستحق پیروی از اوامر و نواهی است و یا ناشی از انکار ربوبیت خدا و استحقاق وی انجام شود، معصیت و نافرمانی است، مثلا اگر کسی شراب بخورد و اعتقاد داشته باشد که این آب است، هیچ گونه عتاب و عقابی ندارد، ولی اگر آب بنوشد و معتقد باشد که این شراب است نافرمانی و تجری کرده است. و اگر پیامبری را بکشد و معتقد باشد که وی مومن است، نافرمانی و عصیان کرده است. همین کشف می کند که مناط فرمانبرداری و نافرمانی انجام فعل نیست بلکه مناط در صدور فعل از نیست است، نیت است که انسان را وادار به انجام کاری می کند که عنوان طاعت و یا معصیت می گیرد.
به همین خاطر فقها اتفاق کرده اند که در جایی که علم نداشته باشد و یا فراموش نموده و یا اشتباه نموده و یا مضطر و مجبور بوده است، عتاب و عقابی ندارد. گرچه در همه این صور قصد به فعل داشته است. چه این که قصد در موارد فوق ناشی از نیتی نشده که کفر و یا ایمان باشد، پس حقیقت نیت شاکله قلب است، این شاکله ممکن است کفر و یا ایمان و غیره باشد.
اگر لباس قلب ایمان به خدا و وجوب فرمانبرداری و ترک مخالفت خدا باشد، قصدی که از چنین دلی بر می خیزد ثواب است. اگر چه آن فعل در خارج تحقق نیابد.
و اگر لباس قلب کفر و گمراهی باشد قصد به فعل بلکه فعلی که در پی آن می آید سودی ندارد بلکه معصیت است و بر آن عقاب می شود، چه این که در ملک مالک حقیقی بدون اجازه و رضایتش تصرف کرده است. و لذا امام (علیه السلام) فرمود: این عده دینی ندارند و آن عده عتابی بر ایشان نیست چنان که بیان شد و سر آن روشن گردید و روایات آن در ضمن فقره و عظمت النعمة و و بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة بیان شد.

در این که علت مخلد بودن اهل عذاب در عذاب چیست؟

و بعد از این بیان معلوم می شود که چرا اهل آتش در آتش جاودانی اند و اهل بهشت در بهشت مخلدند، و این که علت آن نیست است و معنای روایت به برهان معلوم می شود و سپاس گزار از خدا در این تحقیق هستیم همان طور که اهل آن است.
بنابراین روشن شد که مناط عقاب دائم شاکله قلب کافر است که همیشه در وی موجود است و مناط ثواب مومنین نیز برای همیشه در ایشان وجود دارد، چه این که شاکله و لباس ایمان بذر همه خیرات است و شاکله کفر و نفاق بذر همه شرور است. و ملکات و افعال زراعت و کشف آنهاست، و لذا اگر این دو بذر زراعت نشوند باز بذر ایمان و بذر کفر از حقیقت خود مبدل نمی شود.
و لذا آثار خود را در هر جا زمینه مناسب پیدا نمایند نشان می دهند، پس مراد از نیت درست شاکله ایمان و تقوی و اخبات است و این سه بیان نیت صادق هستند. چه این که در فقره الصادقون بیان کردیم که حقیقت صدق عبارت از واقع و خارج شی ء است و موجودیت و واقعیت عبد فنا و مرگ در قبضه مولی خویش است. بلکه وجود عبد جز سرابی بیش نیست و تشنه آن را آب می پندارد. چنانکه در فقره و ابواب الایمان و نیز و اعلام التقی حقیقت عبودیت و ایمان و تقوی را بیان کردیم.
اما حقیقت اخبات تسلیم است، زیرا خدای - تعالی - فرمود: فالهکم اله واحد فله أسلموا و بشر المخبتین الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و الصابرین علی ما أصابهم والمقیم الصلاة و مما رزقناهم ینفقون(1689) یعنی: خدای شما یگانه است، تسلیم او شوید و اسلام آورید و به کسانی که مخبت هستند بشارت دهید. ایشان کسانی هستند که هنگامی که خداوند یاد شود دلهای ایشان هراسان شود و شکیبایانی هستند به هنگامی که بر ایشان مصیبتی وارد شود و بر پا دارندگان نمازند، و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند. بنابراین صفات یاد شده از لوازم تسلیم بنده است همه امور خود را به مولی تسلیم نمایند.
و نیز دلیل آن سخن امام صادق (علیه السلام) می باشد که در روایت کافی(1690) به اسنادش به زید شحام از آن حضرت گفت: در بین ما مردی است که به او کلیب می گویند. هیچ چیز از شما نمی رسد مگر این که می گوید من تسلیم آن هستم. به گونه ای که ما نام او را کلیب تسلیم گذاشتیم. حضرت امام صادق (علیه السلام) بر او رحمت فرستاد، آنگاه فرمود: آیا می دانید تسلیم چیست؟
گفت: ما ساکت شدیم.
فرمود: به خدا سوگند تسلیم اخبات است، خدای - تعالی - فرمود: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات و أخبتوا الی ربهم(1691)

در رزق حلال

فرمود:
و رزق واسع حلال طیب
مراد از رزق حلال این است که روزی از راه خود به دست آید و راه درست تحصیل روزی آن است که مطابق شریعت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل طاهرین او باشد و طیب آن است که امام برای شیعیان خود حلال کرده باشد. و اما بر غیر شیعه همه دنیا حرام است، چه این که همه آنها از آن امام (علیه السلام) است و برای کسی که از آنها حلال نفرموده، بنابراین آن اموال غصب شده و در دست ایشان است.
چنان که در کافی(1692) به اسنادش از عمرو بن یزید روایت شده است که فرمود: من مسمع را در مدینه دیدم. در آن سال مالی را برای امام صادق (علیه السلام) آورده بود. حضرت آن اموال را برگردانید، از او پرسیدم چرا امام صادق (علیه السلام) آن را برگردانیده است؟ گفت: من به آن حضرت عرضه داشتم این اموال را از بابت اداره غواصی در بحرین به دست آوردم، چهارصد هزار درهم عایدی من بود، هشتاد هزار درهم را برای تو آوردم و دوست نداشتم که حقوق شما در نزد من باشد در حالی که خمس حق شماست که خداوند آن را در اموال ما قرار داده است.
امام پاسخ داد: آیا از زمین و آنچه خداوند از زمین بیرون می آورد فقط خمس آن از مال ماست؟ ای ابا سیار همه زمین از آن ماست، هر چه از زمین بیرون آورده شده از ماست.
به آن حضرت عرض کردم: بنابراین همه آن اموال را به خدمت شما می آورم.
پاسخ داد: ای ابا سیار همه آنها را بر تو پاک و پاکیزه و حلال کردیم، این اموال را به آنها ضمیمه کن و همه اموالی که از زمین است و در دست شیعیان ماست بر ایشان حلال است، تا قائم ما ظهور کند، آن حضرت مالیات آنها را می گیرد و زمین را در دست ایشان وا می گذارد، ولی اموالی که در دست غیر شیعه باشد، کسب آنها از زمین حرام است، تا قائم ما قیام کند و زمین را از دست ایشان بیرون آورد و ایشان را خوار و کوچک بیرون کند.
عمرو بن یزید گفت: ابو سیار به من گفت: من هیچیک از زمین داران و والیان را حلال خوار نمی دانم مگر خودم، و مگر کسانی که ائمه (علیهم السلام) برای ایشان حلال کرده اند.
فرمود: