فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و أعلی کعبی بموالاتکم، و شرفنی بطاعتکم، و أعزنی بهداکم

کعب به معنای شرف و علو است.
یعنی خداوند شرافت و علو مرا در بلندترین مراتب ایشان قرار دهد یعنی در بهشت قرار دهد و مرا به طاعت شما در دنیا شریف گرداند، و به هدایت شما مرا عزت دهد، مراد از عزّ غلبه است، یعنی خداوند هدایت مرا در بلندترین مرتبه آن قرار دهد تا هدایت من بلند و عالی و شامل همه مراتب آن گردد. مراتب هدایت در فقره القادة الهداة بیان شده است. گویا این دو فقره تفصیل آن فقره نخست بوده و اجمال آن را روشن می سازد.
فرمود:

و جعلنی ممن ینقلب مفلحا منجحا غانما سالما معافی غنیا فائزا برضوان الله و فضله و کفایته، بأفضل ما ینقلب به أحد من زوارکم و موالیکم، و محبیکم، و شیعتکم

فلاح رستگاری به سعادت های معنوی است و نجاح رستگاری به نعمت های معنوی است.

در معنای نیت

فرمود:
و رزقنی الله العود ثم العود ثم العود ثم العود أبدا
ما أبقانی ربی بنیة صادقة، و ایمان
و تقوی و اخبات
حقیقت نیت ایمان و کفری است که در دل می گذرد و شاکله قلب است. چه این که فرمود: کل یعمل علی شاکلته
و در کافی(1685) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: نیت بهتر از عمل است، آگاه باشید نیست همان عمل است. آنگاه آیه کل یعمل علی شاکلته(1686) را تلاوت فرمود. یعنی بر نیت خود عمل می کنند.
در کافی(1687) و عیاشی(1688) از آن حضرت روایت شده است که انما خلد أهل النار فی النار لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا و انما خلد أهل الجنة فی الجنة لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا فبالنیات خلد هولاء و هولاء ثم تلا قوله تعالی قل کل یعمل علی شاکلته؛ اهل آتش در آتش جاودانند، چه این که نیت ایشان این بود که اگر در دنیا جاودان باشند خداوند را نافرمانی نمایند. و اهل بهشت به این جهت در بهشت جاودانند که نیات ایشان این بود که اگر در دنیا بمانند پیوسته و برای همیشه خداوند را پیروی و اطاعت کنند. پس به واسطه نیت ها آن عده و این عده جاودان شده اند. آنگاه آیه شریفه کل یعمل علی شاکلته را تلاوت فرمود.
بیان روایت این است که عمل بدون نیت و به لحاظ خود عمل نه فرمانبرداری است و نه نافرمانی، بلکه هنگامی که به طور آگاهانه و ایمان قلبی به خدا انجام شود و بفهمد که خداوند مستحق است تا پیروی از اوامر و نواهی او شود، طاعت است.
و اگر عمل به طور آگاهانه از روی شک به خدا و یا شک در این که آیا خداوند مستحق پیروی از اوامر و نواهی است و یا ناشی از انکار ربوبیت خدا و استحقاق وی انجام شود، معصیت و نافرمانی است، مثلا اگر کسی شراب بخورد و اعتقاد داشته باشد که این آب است، هیچ گونه عتاب و عقابی ندارد، ولی اگر آب بنوشد و معتقد باشد که این شراب است نافرمانی و تجری کرده است. و اگر پیامبری را بکشد و معتقد باشد که وی مومن است، نافرمانی و عصیان کرده است. همین کشف می کند که مناط فرمانبرداری و نافرمانی انجام فعل نیست بلکه مناط در صدور فعل از نیست است، نیت است که انسان را وادار به انجام کاری می کند که عنوان طاعت و یا معصیت می گیرد.
به همین خاطر فقها اتفاق کرده اند که در جایی که علم نداشته باشد و یا فراموش نموده و یا اشتباه نموده و یا مضطر و مجبور بوده است، عتاب و عقابی ندارد. گرچه در همه این صور قصد به فعل داشته است. چه این که قصد در موارد فوق ناشی از نیتی نشده که کفر و یا ایمان باشد، پس حقیقت نیت شاکله قلب است، این شاکله ممکن است کفر و یا ایمان و غیره باشد.
اگر لباس قلب ایمان به خدا و وجوب فرمانبرداری و ترک مخالفت خدا باشد، قصدی که از چنین دلی بر می خیزد ثواب است. اگر چه آن فعل در خارج تحقق نیابد.
و اگر لباس قلب کفر و گمراهی باشد قصد به فعل بلکه فعلی که در پی آن می آید سودی ندارد بلکه معصیت است و بر آن عقاب می شود، چه این که در ملک مالک حقیقی بدون اجازه و رضایتش تصرف کرده است. و لذا امام (علیه السلام) فرمود: این عده دینی ندارند و آن عده عتابی بر ایشان نیست چنان که بیان شد و سر آن روشن گردید و روایات آن در ضمن فقره و عظمت النعمة و و بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة بیان شد.