فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

فبحق من ائتمنکم علی سره واسترعاکم أمر خلقه

در فقره و حفظة سر الله بیان شد که سرّ بر دو قسم است: سری که افشای آن برای دیگران جایز نیست. دیگر سری که اظهار آن برای دوستان که به منزلت خود وی هستند که برخی از اسرار را آگاه هستند جایز است. این مطلب به طور تفصیل بیان شد، پس با فقره نخست به اول و به فقره دوم به سر به معنای دوم اشاره کرد. بنابراین فبحق فاء برای تفریع و باء برای قسم است، یعنی بعد از این که خداوند بر شما منت گذاشت و شما را بر همه خلایق برتری داد و نعمت هایی داد که به احدی نداد و شما را شفیع همه خلایق نمود، پس از شما خواهانم به حق آن کسی که شما را مؤتمن بر سرش قرار داد و کار مردم را به شما واگذار کرده و فرمود: هذا عطاؤنا فامنن أو أمسک بغیر حساب(1650) و فرمود: انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما (أراک الله)(1651) و فرمود: و ما آتاکم الرسول...(1652)
قمی(1653) به اسنادش به موسی بن اشیم روایت کرد که گفت: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم، مردی از آیه ای از کتاب خدا خبر داد، آن حضرت از آن پاسخ گفت، آنگاه مردی دیگر وارد شد و از همان آیه پرسید، آن حضرت بر خلاف پاسخ من به او پاسخ داد، وقتی چنین دیدم در دلم آشوبی بر پا شد. گویا دلم را با کارد پاره پاره می کردند و با خود می گفتم: در شام ابا قتاده را رها کردی، کسی که در واو قرآن و امثال آن اشتباه نمی کرد و به نزد این مرد آمدی که چنین اشتباهات فاحشی می کند، در همین هنگام مردی دیگر آمد و از همین آیه پرسید، باز حضرت پاسخ سومی داد که غیر از آن دو پاسخ بود که به من و آن مرد داده بود. در این هنگام آرام شدم و دانستم که آن حضرت برای تقیه چنین کرده است. آنگاه متوجه من شد و فرمود: ای پسر اشیم، خداوند به سلیمان بن داود تفویض کرد و فرمود: هذا عطاونا فامنن أو أمسک بغیر حساب(1654) و به پیامبرش تفویض کرد و فرمود: و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فاتهوا(1655) و هر چه به پیامبرش تفویض کرده به ما واگذار نمود.
مرحوم کلینی در کافی(1656) بابی در این معنا باز کرده و اخباری در این باره نقل نموده است. و در ابواب قبلی از آن سخن به میان آمده است.
فرمود:

و قرن طاعتکم بطاعته

یعنی در آیه شریفه: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم(1657)
و فرمود:

لما استوهبتم ذنوبی و کنتم شفعائی

یعنی با تحمل آن گناهان و یا طلب بخشش و مغفرت از خدا... همه این مطالب را قبلا بیان کردیم. لما به معنی الا است و نظیر آن در آیات و دعاها فراوان است.
و از جمله آیه شریفه ان کل نفس لما علیها حافظ(1658) و و ان کل لما جمیع لدینا محضرون(1659) و جایز است که به تخفیف لما باشد، تا لام برای زیاده باشد و نیز ما برای زیادت تأکید می باشد.
فرمود: