فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا

این یادآوری و آگاهی به آیه شریفه (ادعونی أستجب لکم)(1646) و نیز آیه شریفه و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوة الداعی اذا دعانی(1647) یعنی: هنگامی که بندگانم درباره من از تو بپرسند، من به آنها نزدیکم و دعای نیایشگر را به هنگام دعا اجابت می نمایم. خدای - تعالی - خود را منزه کرده از این که دعای بنده را بدون پاسخ بگذارد و خلف وعده نماید، چه این که بنده در جایی که دعا نماید، خداوند او را اجابت می کند. لذا در اینجا این دعا قبلا بیان شد که فرمود: فثبثنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم بنابراین امام (علیه السلام) خواهان شده که وعده الهی تحقق پیدا کند. و فرمود: سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا(1648) بنابراین خداوند خود را پاکیزه تر از این دانست که خلف وعده نماید و با این بیان تحقق وعده را مورد تاکید قرار داد و فرمود: ان کان وعد ربنا لمفعولا چه این که کلمه ان مخفف از ان و لام در لمفعولا برای تاکید است.
آری، چگونه خداوند خلف وعده نماید در حالی که خداوند بی نیازی است که فقیر نمی شود و دانایی است که نادان نمی گردد و توانایی است که ناتوان نمی شود، آن ثروتمندی که فقیر می شود، خلف وعده می کند و آن کس که از امور آگاه نیست اشتباه می کند (و وعده می دهد) و یا اگر توانایی است که ناتوان می شود (خلف وعده می نماید و نمی تواند به وعده های خود جامه عمل بپوشاند) در حالی که خداوند برتر از آنهاست.

در این که تسلیم کامل بودن ائمه (علیهم السلام) شرط کامل شدن ایمان است

فرمود:
یا ولی الله ان بینی و بین الله عزوجل
ذنوبا لا یأتی علیها الا رضاکم
بدان که اگر بنده به ولایت اولیاء الهی تن دهد و معتقد شود که ایشان از خودش به او اولی هستند، خود را در معرض فنای در دست مولی قرار می دهد. و لذا گناهانش فعل مولی است و نه فعل عبد، بنابراین گناهانش بر عهده مولی است و نه بر عهده عبد، چه این که عبد همانند میت در دست غسال است، هنگامی که ائمه (علیهم السلام) رضایت دادند که کسی در تحت ولایت ایشان در آید، رضایت به گناهان او دادند، که جانم و و پدر و مادرم فدای ایشان باد. که خود متکفل شدند که ناهمواری ها را هموار و کمبودها را جبران کنند و همه اموری که ضایع گردد اصلاح نمایند، و لذا فرمود: یا ولی الله و اسم امام مورد زیارت را نبرد و یا کنیه را مورد خطاب قرار نداد. و اگر گناهان عبد بر عهده مولایش باشد خداوند آن گناهان را بر عهده او گذاشته و او را می آمرزد، چنان که در تفسیر آیه شریفه لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر(1649) چنانکه در نور سوم فقره المعصومون بیان شد.
بنابراین این فقره لا یأتی علیها الا رضاکم یعنی رضایت شما به وارد شدن در ولایت و حزب شما، این که فرمود: لا یأتی علیها یعنی گناهان را از بین نمی برد. و در فقره رضاکم ضمیر کم جمع است در حالی که در ندا یا ولی الله به صورت مفرد آورده است. چه این که ورود در ولایت یکی از ائمه، ورود در ولایت همه آنهاست. زیرا این ورود به عنوان ورود در ولایت است و خصوصیتی ندارد، پس مورد خطاب در یا ولی الله عنوان ولایت است و در رضاکم مخاطب عنوان خصوصیت آن ولی است. یعنی عناوین تک تک ملحوظ است.
فرمود:

فبحق من ائتمنکم علی سره واسترعاکم أمر خلقه

در فقره و حفظة سر الله بیان شد که سرّ بر دو قسم است: سری که افشای آن برای دیگران جایز نیست. دیگر سری که اظهار آن برای دوستان که به منزلت خود وی هستند که برخی از اسرار را آگاه هستند جایز است. این مطلب به طور تفصیل بیان شد، پس با فقره نخست به اول و به فقره دوم به سر به معنای دوم اشاره کرد. بنابراین فبحق فاء برای تفریع و باء برای قسم است، یعنی بعد از این که خداوند بر شما منت گذاشت و شما را بر همه خلایق برتری داد و نعمت هایی داد که به احدی نداد و شما را شفیع همه خلایق نمود، پس از شما خواهانم به حق آن کسی که شما را مؤتمن بر سرش قرار داد و کار مردم را به شما واگذار کرده و فرمود: هذا عطاؤنا فامنن أو أمسک بغیر حساب(1650) و فرمود: انا أنزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما (أراک الله)(1651) و فرمود: و ما آتاکم الرسول...(1652)
قمی(1653) به اسنادش به موسی بن اشیم روایت کرد که گفت: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم، مردی از آیه ای از کتاب خدا خبر داد، آن حضرت از آن پاسخ گفت، آنگاه مردی دیگر وارد شد و از همان آیه پرسید، آن حضرت بر خلاف پاسخ من به او پاسخ داد، وقتی چنین دیدم در دلم آشوبی بر پا شد. گویا دلم را با کارد پاره پاره می کردند و با خود می گفتم: در شام ابا قتاده را رها کردی، کسی که در واو قرآن و امثال آن اشتباه نمی کرد و به نزد این مرد آمدی که چنین اشتباهات فاحشی می کند، در همین هنگام مردی دیگر آمد و از همین آیه پرسید، باز حضرت پاسخ سومی داد که غیر از آن دو پاسخ بود که به من و آن مرد داده بود. در این هنگام آرام شدم و دانستم که آن حضرت برای تقیه چنین کرده است. آنگاه متوجه من شد و فرمود: ای پسر اشیم، خداوند به سلیمان بن داود تفویض کرد و فرمود: هذا عطاونا فامنن أو أمسک بغیر حساب(1654) و به پیامبرش تفویض کرد و فرمود: و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فاتهوا(1655) و هر چه به پیامبرش تفویض کرده به ما واگذار نمود.
مرحوم کلینی در کافی(1656) بابی در این معنا باز کرده و اخباری در این باره نقل نموده است. و در ابواب قبلی از آن سخن به میان آمده است.
فرمود: