فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

زیغ انحراف از حق به سوی باطل است و علت نسبت دادن آن به خدا این است که زیغ ناشی از امتحان و یا خذلان خداست، لذا مراد این است که از خدا بخواهیم که ما را در معرض امتحان قرار ندهد و ما را با گناهان و جرایم خود به خودمان واگذار ننماید تا دل ما بعد از هدایت به سوی باطل تمایل پیدا کند، و ما را از گمراهی و شرک رهایی بخشد. چنان که دعای پیامبران(1642) این بوده است که:
اللهم و لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه أبدا اللهم و لا تکلنی الی نفسی طرفة عین أبدا
یعنی: خدایا مرا لحظه ای به خویشتن وامگذار، و هرگز مرا در آن بدی باز مگردان که مرا از آن رهایی داده ای و در فقره و ثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم بیان کرده ایم که عده ای از مومنین ایمانی مستودع و عاریه ای دارند.
و در کافی(1643) از امام کاظم (علیه السلام) در حدیث هشام روایت شده است که فرمود:
638
یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ حَکَی عَنْ قَوْمٍ صَالِحِینَ أَنَّهُمْ قَالُوا رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ حِینَ عَلِمُوا أَنَّ الْقُلُوبَ تَزِیغُ وَ تَعُودُ إِلَی عَمَاهَا وَ رَدَاهَا إِنَّهُ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ لَمْ یَعْقِدْ قَلْبَهُ عَلَی مَعْرِفَةٍ ثَابِتَةٍ یُبْصِرُهَا وَ یَجِدُ حَقِیقَتَهَا فِی قَلْبِهِ وَ لَا یَکُونُ أَحَدٌ کَذَلِکَ إِلَّا مَنْ کَانَ قَوْلُهُ لِفِعْلِهِ مُصَدِّقاً وَ سِرُّهُ لِعَلَانِیَتِهِ مُوَافِقاً لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ لَمْ یَدُلَّ عَلَی الْبَاطِنِ الْخَفِیِّ مِنَ الْعَقْلِ إِلَّا بِظَاهِرٍ مِنْهُ وَ نَاطِقٍ عَنْهُ
یعنی: خداوند از مردمی شایسته حکایت کرده که می گفتند: پروردگارا دلهای ما را بعد از هدایت منحرف و متمایل به باطل مکن و به ما رحمتی از پیشگاه خود عنایت فرما، چه این که تو بسیار بخشنده ای. چه این که فهمیدند که دلها منحرف می شود و به کوری باز می گردد.
و وارد شده که هر کس عقل و فهم خدایی دستگیرش نشود از خدا نمی ترسد و هر کس به فهم خدایی نرسد، دلش بر معرفت ثابت گرده نمی خورد و پایبند آن نمی شود. معرفتی که با آن خدا را ببیند و حقیقت آن را در دلش بچشد و هیچکس به چنین پایه ای نمی رسد مگر این که کردارش تصدیق گفتارش نماید و نهانش با آشکارش یکی شود، چه این که خداوند راهنمای باطل پنهان عقل را ظاهر و گویایی عقل قرار داده است.
عیاشی(1644) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: بسیار بگوید: ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا(1645) و از انحراف ایمن مباشید.
فرمود:

و هب لنا من لدنک رحمة انک أنت الوهاب

چون در شهادت به توحید که گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له... تا اینجا همه این اقوال را به خود نسبت داد و این از ادب عبودیت به دور است چه این که نسبت دادن نعمت های خدایی به خود و نه به پروردگار خلاف ادب است، لذا آن را جبران کرده و فرمود: و رحمة ربک خیر مما یجمعون یعنی همه این نعمت ها به هدایت و فضل توست.
آنگاه بیشتر خواسته و نعمت دیگری را تقاضا کرده که خداوند او را به حقیقت نبوت که در جانش به ودیعت گذاشته برساند. چه این که فرمود: مراد از این نبوت است چنان که در فقره و معدن الرحمة بیان شد، یعنی تو همان طور که ما را هدایت کردی و به ایمان به پیامبر موفق نمودی و توفیق دادی تا از ولی مورد نظر تو و شرایع اسلام پیروی نماییم و موفق نمودی که در همه زمینه ها از پیامبرت پیروی نماییم. پس دل ما را به نور ولایت منشرح نما و ما را به آن حقیقت نبوتی که در باطن ما به ودیعت نهادی که خانه ذکر تو و تتمه نور پیامبر توست که ما را از آن آفریدی، برسان. چه این که این کرامت پاداش اعمال ما نبود. زیرا که بدون ایمان و طاعت قبلی به ما عنایت فرمودی و چون پاداش اعمال ما نبود و فضل و عنایت تو بود لذا با گناه نیز آن را سلب نمی نمایی. بلکه بخشش تو چنین نعمتی را نصیب کرده، پس به آن کرامت نیازمندیم و تو بی نیاز از این هستی که ما را ناامید نمایی، پس ظهور آن حقایق و رساندن ما به آن مرحله را نصیب فرما. همان طور که در ابتدا به ما بخشیدی و آن را در ما به ودیعت گذاشتی، تو وهاب هستی.
فرمود:

سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا

این یادآوری و آگاهی به آیه شریفه (ادعونی أستجب لکم)(1646) و نیز آیه شریفه و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوة الداعی اذا دعانی(1647) یعنی: هنگامی که بندگانم درباره من از تو بپرسند، من به آنها نزدیکم و دعای نیایشگر را به هنگام دعا اجابت می نمایم. خدای - تعالی - خود را منزه کرده از این که دعای بنده را بدون پاسخ بگذارد و خلف وعده نماید، چه این که بنده در جایی که دعا نماید، خداوند او را اجابت می کند. لذا در اینجا این دعا قبلا بیان شد که فرمود: فثبثنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم بنابراین امام (علیه السلام) خواهان شده که وعده الهی تحقق پیدا کند. و فرمود: سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا(1648) بنابراین خداوند خود را پاکیزه تر از این دانست که خلف وعده نماید و با این بیان تحقق وعده را مورد تاکید قرار داد و فرمود: ان کان وعد ربنا لمفعولا چه این که کلمه ان مخفف از ان و لام در لمفعولا برای تاکید است.
آری، چگونه خداوند خلف وعده نماید در حالی که خداوند بی نیازی است که فقیر نمی شود و دانایی است که نادان نمی گردد و توانایی است که ناتوان نمی شود، آن ثروتمندی که فقیر می شود، خلف وعده می کند و آن کس که از امور آگاه نیست اشتباه می کند (و وعده می دهد) و یا اگر توانایی است که ناتوان می شود (خلف وعده می نماید و نمی تواند به وعده های خود جامه عمل بپوشاند) در حالی که خداوند برتر از آنهاست.