فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

ربنا آمنا بما أنزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین

حقیقت ایمان در و ابواب الایمان بیان شد و مراد از بما انزلت سر آل محمد (علیهم السلام) است که در همه نفوس مکنون است. این سر از اسم الله است که مظاهر آن آل محمد (علیهم السلام) هستند و در آیه انما ولیئکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون(1635) بدان اشاره شده است. چنانکه در آیه شریفه أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم(1636) و نیز در آیه یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته(1637) به آن اشاره شده و درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.
و مراد از و اتبعنا الرسول و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا(1638) و نیز اشاره به آیه شریفه ان کنتم تحبون الله فاتبعونی(1639) دارد. و مراد از فاکتبنا مع الشاهدین یعنی ما را برسان و همه حجاب هایی که بین ما و بین فرقانی که به بندگان متقی خود وعده داده ای را برطرف نما یعنی در آیه یا أیها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا(1640) و نیز ما را به نوری که از این آیه شریفه یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم والله غفور رحیم(1641) که مراد از آن حقیقت ولایت است و علت این که گفتیم مراد از آن رساندن و رفع حجاب هاست که کتابت خدا یعنی نوشتن خدا احداث و آفرینش خداست و این آفرینش و احداث و تکوین در اینجا به معنای آفرینش و تکوین آن نور فرقانی در دلهای مومنین است تا این که با بخشیدن گناهان ایشان به واسطه رفع حجابهایی که بین ایشان و آن نور است، آن نور را مشاهده کنند و دلشان بدان آرام گیرد.
فرمود:

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

زیغ انحراف از حق به سوی باطل است و علت نسبت دادن آن به خدا این است که زیغ ناشی از امتحان و یا خذلان خداست، لذا مراد این است که از خدا بخواهیم که ما را در معرض امتحان قرار ندهد و ما را با گناهان و جرایم خود به خودمان واگذار ننماید تا دل ما بعد از هدایت به سوی باطل تمایل پیدا کند، و ما را از گمراهی و شرک رهایی بخشد. چنان که دعای پیامبران(1642) این بوده است که:
اللهم و لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه أبدا اللهم و لا تکلنی الی نفسی طرفة عین أبدا
یعنی: خدایا مرا لحظه ای به خویشتن وامگذار، و هرگز مرا در آن بدی باز مگردان که مرا از آن رهایی داده ای و در فقره و ثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم بیان کرده ایم که عده ای از مومنین ایمانی مستودع و عاریه ای دارند.
و در کافی(1643) از امام کاظم (علیه السلام) در حدیث هشام روایت شده است که فرمود:
638
یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ حَکَی عَنْ قَوْمٍ صَالِحِینَ أَنَّهُمْ قَالُوا رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ حِینَ عَلِمُوا أَنَّ الْقُلُوبَ تَزِیغُ وَ تَعُودُ إِلَی عَمَاهَا وَ رَدَاهَا إِنَّهُ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ لَمْ یَعْقِدْ قَلْبَهُ عَلَی مَعْرِفَةٍ ثَابِتَةٍ یُبْصِرُهَا وَ یَجِدُ حَقِیقَتَهَا فِی قَلْبِهِ وَ لَا یَکُونُ أَحَدٌ کَذَلِکَ إِلَّا مَنْ کَانَ قَوْلُهُ لِفِعْلِهِ مُصَدِّقاً وَ سِرُّهُ لِعَلَانِیَتِهِ مُوَافِقاً لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ لَمْ یَدُلَّ عَلَی الْبَاطِنِ الْخَفِیِّ مِنَ الْعَقْلِ إِلَّا بِظَاهِرٍ مِنْهُ وَ نَاطِقٍ عَنْهُ
یعنی: خداوند از مردمی شایسته حکایت کرده که می گفتند: پروردگارا دلهای ما را بعد از هدایت منحرف و متمایل به باطل مکن و به ما رحمتی از پیشگاه خود عنایت فرما، چه این که تو بسیار بخشنده ای. چه این که فهمیدند که دلها منحرف می شود و به کوری باز می گردد.
و وارد شده که هر کس عقل و فهم خدایی دستگیرش نشود از خدا نمی ترسد و هر کس به فهم خدایی نرسد، دلش بر معرفت ثابت گرده نمی خورد و پایبند آن نمی شود. معرفتی که با آن خدا را ببیند و حقیقت آن را در دلش بچشد و هیچکس به چنین پایه ای نمی رسد مگر این که کردارش تصدیق گفتارش نماید و نهانش با آشکارش یکی شود، چه این که خداوند راهنمای باطل پنهان عقل را ظاهر و گویایی عقل قرار داده است.
عیاشی(1644) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: بسیار بگوید: ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا(1645) و از انحراف ایمن مباشید.
فرمود:

و هب لنا من لدنک رحمة انک أنت الوهاب

چون در شهادت به توحید که گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له... تا اینجا همه این اقوال را به خود نسبت داد و این از ادب عبودیت به دور است چه این که نسبت دادن نعمت های خدایی به خود و نه به پروردگار خلاف ادب است، لذا آن را جبران کرده و فرمود: و رحمة ربک خیر مما یجمعون یعنی همه این نعمت ها به هدایت و فضل توست.
آنگاه بیشتر خواسته و نعمت دیگری را تقاضا کرده که خداوند او را به حقیقت نبوت که در جانش به ودیعت گذاشته برساند. چه این که فرمود: مراد از این نبوت است چنان که در فقره و معدن الرحمة بیان شد، یعنی تو همان طور که ما را هدایت کردی و به ایمان به پیامبر موفق نمودی و توفیق دادی تا از ولی مورد نظر تو و شرایع اسلام پیروی نماییم و موفق نمودی که در همه زمینه ها از پیامبرت پیروی نماییم. پس دل ما را به نور ولایت منشرح نما و ما را به آن حقیقت نبوتی که در باطن ما به ودیعت نهادی که خانه ذکر تو و تتمه نور پیامبر توست که ما را از آن آفریدی، برسان. چه این که این کرامت پاداش اعمال ما نبود. زیرا که بدون ایمان و طاعت قبلی به ما عنایت فرمودی و چون پاداش اعمال ما نبود و فضل و عنایت تو بود لذا با گناه نیز آن را سلب نمی نمایی. بلکه بخشش تو چنین نعمتی را نصیب کرده، پس به آن کرامت نیازمندیم و تو بی نیاز از این هستی که ما را ناامید نمایی، پس ظهور آن حقایق و رساندن ما به آن مرحله را نصیب فرما. همان طور که در ابتدا به ما بخشیدی و آن را در ما به ودیعت گذاشتی، تو وهاب هستی.
فرمود: