فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در معنای درجه رفیعه و مقام محمود

از جمله این خطبه این است: أیها الناس ان الله تعالی وعد نبیه محمدا (صلی الله علیه و آله و سلم) الوسیلة و وعده الحق و لن یخلف الله وعده ألا و ان الوسیلة علی درج الجنة و ذروة ذوائب الزلفة و نهایة غایة الأمنیة لها ألف مرقاة ما بین المرقاة الی المرقاة حضر الفرس الجواد مائة عام و هو ما بین مرقاة درة... ترجمه آن به فارسی این است: ای مردم خدای - تعالی - به پیامبرش محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) وعده وسیله داده است، و پروردگار از وعده خویش تخلف نمی کند.
آگاه باشید وسیله بالاترین درجه بهشت و قله و بلندای گیسوان قرب و نهایت مقصود از آرزوهاست، دارای هزار پایه است. بین هر پایه تا پایه دیگر با دویدن اسب تیزتک، صد سال راه است (در یک نسخه هزار سال آمده است) و این مقدار فاصله از پله مروارید تا پله گوهر تا پله زبرجد تا پله لؤلؤ تا پله یاقوت تا پله زمرد تا پله مرجان تا پله کافور تا پله عنبر تا پله عود تا پله طلا تا پله نقره تا پله ابر تا پله هوا تا پله نور است که همه بهشت را غرق کرده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر این نور نشسته و دو رداء از رحمت خدا و از نور خدا بر تن کرده و تاج پیامبری و لباس رسالت بر تن کرده و با نور خود موقف را روشن نمود. و در آن روز من بر درجه ای بلند که کمتر از درجه اوست قرار دارم، و من نیز دو رداء از نور ارغوانی و کافوری پوشیده و رسولان و پیامبران در درجات ایستاده اند و بزرگان اعصار و حجت های عصر در سمت راست ما هستند. لباس های نور و کرامت بر تن دارند، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی نیست مگر این که در انوار ما مبهوت شده و از روشنایی و جلالت ما شگفت زده است. و از دست راست وسیله که در طرف راست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، ابری که تا چشم کار می کند گسترده است، از آن ندایی می آید که ای اهل موقف، خوشا به حال کسی که وصی را دوست داشته و به پیامبر امی عربی ایمان آورده باشد. و هر کس کفر بورزد جایگاهش آتش است.
در سمت راست وسیله از چپ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ابری تاریک است که از آن ندا می آید: ای اهل موقف خوشا به حال کسی که وصی را دوست داشته و به پیامبر امی و کسی که برترین سلطنت را دارد ایمان آورده باشد، هیچکس رستگار نمی شود و به راحتی و بهشت نمی رسد مگر این که آفریننده خویش را با اخلاص ملاقات کند و از ستارگان آسمان امامت پیروی نماید، پس ای اهل ولایت خدا! به سپید رویی و جایگاه شرافت آمیز و کرامتتان بشارت باد که امروز بر تخت های روبروی هم نشسته و به رستگاری رسیده اید! و ای منحرفین و کسانی که از یاد خدا و پیامبر و صراط و امامانش وامانده اید، به سیاه رویی و خشم پروردگار در عقاب اعمالتان یقین کنید.
و مراد از مقام محمود همان است که در آیه شریفه و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا(1630) یعنی: شب را به نافله زنده نماند، شاید خداوند تو را به مقام محمود مبعوث کند. این مرتبه وجود مطلق و رحمت رحمانیه ای است که همه اشیاء را شامل می شود. و مبدأ همه عوالم وجود است که در زیارت مولودیه ماه رجب به آن به الاحمد اشاره شد و با محمد به دیگر اوصاف اشاره نمود. لذا او را به اعتبار این که مظهر حقیقت وجود است، یعنی مظهر رحمت رحمانیه ای است که بر همه وجود به نحو اجمال گسترده است نامیده است. این رحمت مصدر همه صفات جمالیه است، چه این که صفت مشبهه افعل دلالت دارد بر این که مبدأ ذاتی موصوف است. بدون اعتبار این که فعلیت در نظر گرفته شود و نام محمد را به خاطر این که مصدر همه اوصاف جمالی بر او نهادند، اوصاف جمالی تنزلات و مراتب وجود است. و به اعتبار این که آفریده ای است که خداوند او را آفریده و همه حمدها را در وی پنهان کرده و مدح و ثنا در پی آن حمدها می آید به او محمود گفتند، و همین مرتبه شفاعت کبری و قاب قوسین است.
همین مطلب در ابتدای کتاب در بیان حقیقت نبوت به طور مفصل بیان شده است. و لذا عیاشی از امام باقر و یا امام صادق (علیهما السلام) در آیه عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا روایت کردند که فرمود: مراد شفاعت است.
و در توحید(1631) از امیرالمومنین (علیه السلام) در حدیثی که اهل محشر در آن ذکر شده فرمود: آنگاه ایشان در جایگاهی دیگر جمع می شوند، آن جایگاه مقام محمد است و این همان مقام محمود می باشد. لذا آن حضرت خداوند را به گونه ای ثنا می گوید که هیچکس قبل از آن خدای را ثنا نگفته است، آنگاه مردان و زنان مومن را ثنا می گوید، ابتدا از صدیقین و شهدا شروع می کند و در ادامه صالحان را مدح می کند، اهل آسمان ها و زمین نیز او را می ستایند و حمد می کنند، لذا خداوند فرمود: عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا(1632) خوشا به حال کسانی که بهر و نصیبی داشته باشند و وای بر کسانی که از آن بهره و نصیبی نداشته باشند.
و قمی(1633) روایت کرده که از امام صادق (علیه السلام) از شفاعت پیامبر در روز قیامت پرسیدند، فرمود: در روز قیامت عرق همچون لگامی بر دهان مردم زده می شود، لذا می گویند بیایید به خدمت حضرت آدم برویم تا از ما شفاعت کند، به نزد آن حضرت می آیند و می گویند: در نزد پروردگارت از ما شفاعت کن، می گوید: بر گردن من بار گناهی سنگینی می کند، به نزد نوح روید، به نزد نوح می روند، حضرت نوح ایشان را به پیامبر بعدی خود می فرستد، و هر پیامبری به پیامبر دیگر حواله می نماید تا به حضرت عیسی (علیه السلام) می رسند. ایشان می فرماید: شما به نزد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بروید، مردم خدمت او می روند و از او خواهان شفاعت می شوند. می فرماید: بروید، ایشان را به طرف در بهشت می برد و رو در روی باب الرحمن قرار می گیرد و در آنجا سجده می کند و مدتی مدید سجده اش به طول می انجامد، خدای - تعالی - می فرماید: سرت را بالا بگیر و شفاعت کن که شفاعت تو پذیرفته است و حاجت های خویش را بخواه که به تو خواهیم داد. و همین مراد از آیه عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا است.
و عیاشی از آن حضرت همین را روایت کرده، چنانکه از امام کاظم (علیه السلام) نزدیک به همین روایت شده است. مراد از ظاهر این روایات شفاعت است و مراد از مقام معلوم و یا مکان معلوم - چنان که در برخی نسخه ها این تعبیر آمده است - مرتبه تمیز آن یعنی تمیز حقیقت نبوت در عالم تمیز معلومات در عالم حق است که مرتبه او ادنی است. و لذا آن را به معلومیت در نزد خدا اختصاص داده است و این سه مرتبه به لحاظ این است که آن حضرت از خداوند استفاضه می کند و فیض می گیرد.
آنگاه در بیان مراتب سه گانه ای که نسبت به خلق دارد شروع کرد و ظهور این حقیقت در عالم شهادت و آشکار شدن موقعیت و مقام خدایی اش در نزد مردم را بیان نمود، چه این که حسابرسی و حکم خلایق به آن حضرت واگذار شده. لذا دوستان خویش را وارد بهشت کرده و دشمنان خویش را به دوزخ می فرستند. به طوری که حتی پیامبران مرسل و غیره باید به شفاعت ایشان وارد بهشت شوند. چه این که در میثاق این چنین با خدا عهد بستند و در دنیا به ولایت ایشان اعتقاد پیدا کردند، پس مراد از جاه عظیم مرتبه سوم و از شأن کبیر مرتبه دوم از مقام محمود است و مراد از شفاعت مقبوله مرتبه نخست از مرتبه اسم الله است و لذا شفاعت را با قید مقبوله تقیید کرده. زیرا مراد از مقبوله شفاعتی است که در مومنین جاری است، چه این که در آن اعمال شفاعت کبری شده و عالم وجود و عالم رحمت به رحمت رحیمیه در آنجا ظهور پیدا می کند. رحمت رحیمیه از اسماء حسنی است که برای مومنین نوشته شده است، و الا شفاعت ایشان پذیرفته شده است. چه این که حقیقت نبوت رحم واسعه ای است که در غیر مومنین به رحمت رحمانیه جاری می شود. لذا همین رحمت در کافران به خاطر اعراض از خدا و خلفایش در زمین به خشم مبدل می شود، چنانکه خدای - تعالی - فرمود: عذابی أصیب به من أشاء و رحمتی وسعت کل شی ء فسأ کتبها للذین یتقون و یؤتون الزکاة والذین هم بآیاتنا یؤمنون(1634) یعنی: هر کس را بخواهم عذاب می کنم و رحمت من شامل همه می شود، ولی این رحمت را برای کسانی که تقوا پیشه کرده و زکات داده و کسانی که به آیات ما ایمان آورده اند، می نویسم و واجب می کنم.
فرمود:

ربنا آمنا بما أنزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین

حقیقت ایمان در و ابواب الایمان بیان شد و مراد از بما انزلت سر آل محمد (علیهم السلام) است که در همه نفوس مکنون است. این سر از اسم الله است که مظاهر آن آل محمد (علیهم السلام) هستند و در آیه انما ولیئکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون(1635) بدان اشاره شده است. چنانکه در آیه شریفه أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم(1636) و نیز در آیه یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته(1637) به آن اشاره شده و درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.
و مراد از و اتبعنا الرسول و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا(1638) و نیز اشاره به آیه شریفه ان کنتم تحبون الله فاتبعونی(1639) دارد. و مراد از فاکتبنا مع الشاهدین یعنی ما را برسان و همه حجاب هایی که بین ما و بین فرقانی که به بندگان متقی خود وعده داده ای را برطرف نما یعنی در آیه یا أیها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا(1640) و نیز ما را به نوری که از این آیه شریفه یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم والله غفور رحیم(1641) که مراد از آن حقیقت ولایت است و علت این که گفتیم مراد از آن رساندن و رفع حجاب هاست که کتابت خدا یعنی نوشتن خدا احداث و آفرینش خداست و این آفرینش و احداث و تکوین در اینجا به معنای آفرینش و تکوین آن نور فرقانی در دلهای مومنین است تا این که با بخشیدن گناهان ایشان به واسطه رفع حجابهایی که بین ایشان و آن نور است، آن نور را مشاهده کنند و دلشان بدان آرام گیرد.
فرمود:

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

زیغ انحراف از حق به سوی باطل است و علت نسبت دادن آن به خدا این است که زیغ ناشی از امتحان و یا خذلان خداست، لذا مراد این است که از خدا بخواهیم که ما را در معرض امتحان قرار ندهد و ما را با گناهان و جرایم خود به خودمان واگذار ننماید تا دل ما بعد از هدایت به سوی باطل تمایل پیدا کند، و ما را از گمراهی و شرک رهایی بخشد. چنان که دعای پیامبران(1642) این بوده است که:
اللهم و لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه أبدا اللهم و لا تکلنی الی نفسی طرفة عین أبدا
یعنی: خدایا مرا لحظه ای به خویشتن وامگذار، و هرگز مرا در آن بدی باز مگردان که مرا از آن رهایی داده ای و در فقره و ثبتنی الله ابدا ما حییت علی موالاتکم بیان کرده ایم که عده ای از مومنین ایمانی مستودع و عاریه ای دارند.
و در کافی(1643) از امام کاظم (علیه السلام) در حدیث هشام روایت شده است که فرمود:
638
یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ حَکَی عَنْ قَوْمٍ صَالِحِینَ أَنَّهُمْ قَالُوا رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ حِینَ عَلِمُوا أَنَّ الْقُلُوبَ تَزِیغُ وَ تَعُودُ إِلَی عَمَاهَا وَ رَدَاهَا إِنَّهُ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ لَمْ یَعْقِدْ قَلْبَهُ عَلَی مَعْرِفَةٍ ثَابِتَةٍ یُبْصِرُهَا وَ یَجِدُ حَقِیقَتَهَا فِی قَلْبِهِ وَ لَا یَکُونُ أَحَدٌ کَذَلِکَ إِلَّا مَنْ کَانَ قَوْلُهُ لِفِعْلِهِ مُصَدِّقاً وَ سِرُّهُ لِعَلَانِیَتِهِ مُوَافِقاً لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ لَمْ یَدُلَّ عَلَی الْبَاطِنِ الْخَفِیِّ مِنَ الْعَقْلِ إِلَّا بِظَاهِرٍ مِنْهُ وَ نَاطِقٍ عَنْهُ
یعنی: خداوند از مردمی شایسته حکایت کرده که می گفتند: پروردگارا دلهای ما را بعد از هدایت منحرف و متمایل به باطل مکن و به ما رحمتی از پیشگاه خود عنایت فرما، چه این که تو بسیار بخشنده ای. چه این که فهمیدند که دلها منحرف می شود و به کوری باز می گردد.
و وارد شده که هر کس عقل و فهم خدایی دستگیرش نشود از خدا نمی ترسد و هر کس به فهم خدایی نرسد، دلش بر معرفت ثابت گرده نمی خورد و پایبند آن نمی شود. معرفتی که با آن خدا را ببیند و حقیقت آن را در دلش بچشد و هیچکس به چنین پایه ای نمی رسد مگر این که کردارش تصدیق گفتارش نماید و نهانش با آشکارش یکی شود، چه این که خداوند راهنمای باطل پنهان عقل را ظاهر و گویایی عقل قرار داده است.
عیاشی(1644) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: بسیار بگوید: ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا(1645) و از انحراف ایمن مباشید.
فرمود: