فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در سر عبودیت

گویم: و سر آن این است که حقیقت عبودیت همان طور که بیان شد سپردن همه نعمت ها و دارایی هایی که خداوند از ابتدا تا انتها داده به خدای - تعالی - و آن را تحت اراده خدا در آوردن و در رضای او صرف کردن است و هنگامی که خدای - تعالی - را با امام جائری که از ناحیه خدا نباشد بپرستد، ادعای آزاد شدن از رق عبودیت کرده و در سلطنت و قدرت خدای - تعالی - شریکی قرار داده و حکمت های خدای - تعالی - را اشتباه شمرده و حکم خدا را رد کرده و شیطان را به جای خدا پرستیده است و خدا را نپرستیده است، چه این که عبادت خدا این است که آن طور که خداوند خواسته عبادت کند.
علی بن ابراهیم(1617) در آیه شریفه اسجدوا ل آدم فسجدوا الا ابلیس(1618) روایت کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: اولین کسی که قیاس کرده ابلیس بود، و او بود که قبل از همه خود را بزرگ شمرد، استکبار و خود بزرگ بینی اولین معصیتی است که به خداوند ورزید، فرمود: ابلیس گفت: پروردگارا مرا از سجده به آدم معاف دار، من به جای آن چندان عبادتی کنم که هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی نکرده است. خدای - تبارک و تعالی - فرمود: من عبدت تو را نمی خواهم، من می خواهم آن گونه که خود می خواهم عبادت شوم، لذا ابلیس از سجده شانه خالی کرد، بر خلاف کسی که ولایت امام منصوب از جانب خدا را بر عهده بگیرد، وی موحد است و با خدای - تعالی - ولی نگرفته است و اگر معصیتی کرده است از باب لهم و گناهان کوچک است که در پی آن خجلت زده و شرمگین و پشیمان است و خدای - تعالی - به خاطر احترام به ولیّی که خود نصب کرده آن را می بخشد، چه این که طاعت های چنین بنده ای به عنوان آلیت و فنا در اراده ولی منصوب از ناحیه خداست، بنابراین چنین طاعتی بر جای خود واقع شده و پذیرفته شده و مورد رضایت است، چه این که این طاعت به رضایت و دستور خدا انجام شده است و لذا خدای - تعالی - فرمود: ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء(1619) عیاشی(1620) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که آیه شریفه ان الله لا یغفر أن یشرک به یعنی: خداوند شرک را نمی بخشد، و خداوند کسی را که به ولایت علی کفر بورزد نمی بخشد ولی غیر آن را می بخشد لمن یشاء یعنی از کسانی که بخواهد می بخشد یعنی از شیعیان علی (علیه السلام) می بخشد.
و در فقیه(1621) از امیرالمومنین در حدیثی روایت شده که فرمود: من از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: اگر مومن از دنیا خارج شود و بر او همانند گناهان اهل زمین باشد مرگ کفاره آن گناهان است، آنگاه فرمود: هر کس لا اله الا الله را با اخلاص بگوید از شرک دور است و هر کس بدون شرک از دنیا بیرون رود وارد بهشت می شود. آنگاه آیه شریفه ان الله لا یغفر أن یشرک به را تلاوت کرد. و فرمود: یعنی کسانی از شیعیان و دوستان تو را که خداوند بخواهد می بخشد، ای علی! امیرالمومنین (علیه السلام) گفت: عرضه داشتم: ای رسول خدا! آیا این برای پیروانم می باشد! فرمود: سوگند به پروردگارم آری، این برای شیعیان توست!

در ین که حب علی (علیه السلام) بر همه واجب است

فرمود:
و لکم المودة الواجبة
حقیقت ود و دوستی عبارت از این است که دوست کمال محبوب خویش را به گونه ای دریابد که او را از جان خود و اموری که مربوط به آن است محق تر بداند.
حب عبارت از پرده ای است که محبوب بر حبیب می گذارد و مانع می شود که حبیب به خودش توجه کند، لذا حبیب تنها محبوب را می بیند، بنابراین حب از شؤون عقل و ود از شؤون نفس است. چه این که خدای - تعالی - فرمود: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا(1622) یعنی: کسانی که ایمان آورده و اعمال شایسته انجام داده اند، خداوند برای ایشان ود قرار می دهد.
در کافی(1623) روایت شده که: امام صادق (علیه السلام) درباره آیه یاد شده پرسیدند، فرمود: ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) ود است که خداوند بیان فرموده است.
و قمی(1624) در این آیه شبیه همین را روایت کرده است. و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: سبب نزول این آیه این است که امیرالمومنین (علیه السلام) در نزد رسول خدا نشسته بود، آن حضرت به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! بگو خدایا در دلهای مومنین ود قرار ده خداوند این آیه را نازل فرمود.
و عیاشی(1625) از آن حضرت روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخر نمازش حضرت امیرالمومنین را خواست و صدایش را طوری بلند کرد که مردم می شنیدند، فرمود: خدایا به علی مودت در دل مومنین و هیبت و عظمت در دلهای منافقان قرار ده! در این حال آیه (ان الذین آمنوا...) نازل شد.
و در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود: بگو! خدایا برای من در نزد خودت عهدی قرار ده و در دلهای مومنین برای من ود قرار ده! آیا حضرت این دو جمله را گفت، این آیه نازل شد. و نیز به دلیل آیه شریفه: قل لا أسألکم علیه أجرا الا المودة فی القربی(1626)
در قرب الاسناد(1627) از امام صادق (علیه السلام) از پدرانش روایت شده است که فرمود: هنگامی که این آیه نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برخاست و فرمود: ای مردم! خدای - تبارک و تعالی - برای شما واجبی قرار داده، آیا شما می توانید آن واجب را ادا کنید؟
گفت: هیچکس پاسخ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را نداد، آن حضرت رها کرد و منصرف شد، هنگامی که روز بعد آمد، بلند شد و همانند سخنان دیروز را بر زبان جاری کرد، (باز کسی پاسخ نداد) روز سوم نیز برخاست و همان سخنان را بیان فرمود. هیچ کس پاسخ نداد.
آن حضرت فرمود: این فریضه از طلا و نقره و غذا و نوشیدنی نیست.
پرسیدند: پس بفرمایید، فرمود: خدای - تعالی - بر من این آیه را نازل فرمود: لا أسألکم علیه أجرا الا المودة فی القربی
پاسخ دادند: این را می پذیریم.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند با این عهد جز هفت تن: سلمان و ابوذر و مقداد بن اسود کندی و جابر بن عبدالله انصاری و غلامی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به نام نسب (در یک نسخه ضبط آن ثبیت آمده است) و زید بن ارقم وفا نکرده اند و در اختصاص(1628) به اسنادش از ابوالحسن لیثی از آن حضرت همانند این را نقل کرده است.
و در کافی(1629) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: اهل بصره در این آیه قل لا أسألکم علیه أجرا... چه می گویند؟
گفتند: ایشان می گویند: آیه در فامیل های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است.
فرمود: دروغ می گویند، این آیه فقط درباره ما نازل شده، یعنی درباره علی و فاطمه و حسن و حسین که اصحاب کساء هستند.
در مجمع البیان از ابن عباس روایت شده که هنگامی که این آیه (قل لا أسألکم...) نازل شد گفتند: ای رسول خدا! این عده که ما را فرمان به موالات ایشان داده کیستند؟ فرمود: علی و فاطمه و فرزندانش.
گویم: این اخبار و آیات اتفاق دارند در این که مودت ویژه اهل بیت است و رساننده مودت ایثار نفس به ائمه است که مظاهر ولایت و نه نبوتند. بر خلاف حب که ایثار عالم عقل به پیامبر است که عقل در ظاهر است چنان که پیامبر باطنی عقل است، و بر کسانی که می فهمند این ولایت مطلق ولایت نیست، چه این که اهل سنت به جز ناصبی ها از نظر مذهب خویش به دوستی و ولایت اهل بیت به معنای مطلق معتقدند، در صورتی که امام صادق (علیه السلام) رعایت ولایت را جز از هفت تن منفی دانست.

در مراتب نبوت

فرمود:
و الدرجات الرفیعة والمقام المحمود
والمکان المعلوم عند الله عزوجل والجاه
العظیم والشأن الکبیر و الشفاعة المقبولة
در این سخن و موضع الرسالة بیان شد که حقیقت نبوت دو وجهه و روی دارد: 1. رویی به حق و به این جهت نبوت گویند، 2. رویی به خلق و از این جهت هر چه را که از حق استفاده کرده به خلق می رساند و لذا واسطه فیض است و به همین خاطر به این جهت رسالت گفته می شود.
و رسالت در عالم غیب سه مقام دارد: 1. مقام اول فنای در عالم صفات به لحاظ این که صفات مرتبط با متعلقات خویش می باشد که در آن از ذات به عالم و قادر تعبیر می کنند و این غیب اول است.
2. مقام فنای در عالم صفات به اعتبار این که برای ذات در مقابل نفی اضدادش ثابت است، مثل این که ملکات برای صاحبان آن ثابتند و از ذات به اعتبار داشتن چنین ملکاتی به مثل علیم و قدیر تعبیر می شود، و این مرحله غیب دوم است.
3. مقام فنای آن در عالم صفات و تمیز آن به نحو اجمال غیب سوم است، در این سه عالم هیچ قابلیت اشاره ای ندارد.
و در عالم شهادت نیز سه مقام دارد: 1. معلومیت در عالم تمیز معلومات و عالم مفاتیح و تعین آن در عالم حق، و در این عالم مفاتیح قابلیت اشاره وجودی ندارد مگر در عالم حق و به اشاره الهی.
2. مرتبه وجود مطلق.
3. مرتبه وجود نوری که مرتبه اسم الله است که مبدأ و مصدر همه اسماء حسنی است.
در این دو عالم قابل اشاره وجودی در عالم خلق را با اشاره خلقی دارد.