فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

آگاهی و موعظه و نصیحت در مغرور نشدن به موالات با اهل بیت (علیهم السلام)

ای برادر و میوه دلم، این اخبار تو را فریفته نسازد و به خدایت غره نشوی، چه این که دانستید که همه حسنات از شؤون اسم خدا و شاخه های آنند و همه گناهان از شؤون طاغوت و شاخه های آنند. بعد از این که خداوند تو را برتر کرد و طینت تو را اضافه طینت محمد و عترتش (علیهم السلام) آفرید، شایسته نیست که اعمالی که از شاخه های طاغوتند انجام دهی و از موالیان خود روی برگردانی. کسانی که دز تو و پدرت به خودت نیکوکارتر و مهربان ترند.
از طرف دیگر شرمندگی در پیشگاه خداوند را چه خواهی کرد که باید از تو شفاعت کنند و هنگامی که از کنار حوض تو را بر گردانند گریه و اضطراب را چگونه تحمل خواهی نمود؟ چنان که روایت آن در فقره و رزقنی شفاعتکم بیان شد.
علاوه این که شفاعت فقط تو را از عقوبت های معاصی نجات خواهد داد و در روزی که همه اعمال انجام شده آشکار می شود و پنهانی ها بر ملا می گردد نجات خواهی یافت. لیکن شفاعت پاداش هایی که بر طاعت مترتب می شود که مراتب اسم الله و صور آن در عالم فعل است را سودی ندارد، زیرا حضرت محمد و عترت او (علیهم السلام) همه مومنین را شفاعت می نمایند. آیا حضرت محمد و عترت وی (علیهم السلام) به تساوی امثال سلمان و ابوذر - رضی الله عنهما - با دیگر مومنین مطیع راضی می شوند، چه رسد به کسانی که گناه کرده و شفاعت شامل حال ایشان شده و بخشیده شده اند؟ هرگز چنین نیست!
بلکه تحقیق این است که انسان فرزند کردار و خصال خویشتن بوده و آنها را به زودی می بیند و پاداش کامل به او داده می شود. مثال آن این است که کسی دانه های همه خیرات به او داده شده و در آن اسم الله به ودیعت گذاشته شده باشد و نیز دانه های همه شرور به او داده که در آن طاغوت به ودیعت گذاشته شده باشد، آنگاه به او گفته باشد انسان جز با سعی و تلاش به جایی نمی رسد.(1606) و فرمود: لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت(1607) و فرمود: والوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه فأولئک هم المفلحون و من خفت موازینه فأولئک الذین خسروا أنفسهم بما کانوا بآیاتنا یظلمون(1608) بنگر برای روز برداشت خود چه ذخیره کرده ای چه این که هر چه بکاری برداشت همان است. اگر خوب بکاری خوب برداشت می کنی و اگر دانه شرور بکاری شر برداشت می کنی. بله، خداوند در برداشت پی آمدهای شرور توبه و شفاعت و دیگر اعمال و مصیبت های تلافی کننده گناهان را قرار داده، و اما خیرات باید با کاشتن دانه آن به دست آید، و خداوند توفیق می دهد.
و مراد از و ائتلفت الفرقة این است که چون خداوند انسان را در ابتدای فطرت و بهترین ساختار آفریده، آنگاه در عالم جبلت با پذیرش ولایت و طاعت جبله او را خلق نموده، آنگاه او را به اسفل سافلین عالم جسم و ابتلاء و آزمایش فرستاد، لذا آن جلالت شأن و بزرگی مقام را فراموش کرد، لذا خداوند پیامبران و کتابها را فرستاد شاید به یاد آورند، و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث کرد و نبوت را به او خاتمه داد و اوصیای او را منصوب کرد و با آنها وصایت را ختم نمود و امت او را آخرین امت ها و بهترین آها قرار داد. همه این مطالب در و عترة خیرة رب العالمین بیان شد.
بنابراین ایشان پیوسته یادآور و مبشر و منذر بوده و همچنان تا روز جزا هستند، تا همه نفوس را به مبدایی که خداوند بر آن وی را آفریده برسانند، تا کسی نگوید کاش پیامبری برای ما می فرستادی تا قبل از ذلت و خواری آیات تو را پیروی می کردیم، چه این که خداوند خواسته بر مردم رحمت آورد و در پیدایش و معاد عدالت نماید تا هدایت شدگان از روی بینه هدایت شوند و گمراهان از روی حجت و بصیرت گمراه شوند و پاداش هر انسانی را بر اساس رفتارهایش بدهد و به کسی ستم نکند.
بنابراین هر کس هر مقدار از روی فطرت الهی پرده بردارد، به همان اندازه از آن بهره مند می شود، وگرنه سود نمی برد.
فاصله بین کسانی که به تاریکی های سخت مبتلاست با کسی که جایگاهش در علیین است فراوان است، خدای - تعالی - فرمود: کتاب الأبرار لفی علیین و ما أدراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون(1609) هر کس با آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) موالات کند با پیروی از ایشان به آن کتاب می رسد و با پیروی و متابعت از ایشان از روی آن نقاب بر می دارد و فراق را به وصال مبدل می نماید و به آرزوهای خود می رسد. و هر کس ولی دیگری غیر از ایشان بگیرد به مراد خود دست نمی یابد و در تجارت خود خسران می بیند و از جاده عدالت بیرون می رود گرچه بسیار بکوشد و چون از آن کتاب محجوب گردیده و از دلیل روی گردانیده و از راه باز می ماند.
در کافی(1610) در کتاب روضه در مناجات های موسی بن عمران (علیه السلام) با خدای - تعالی - آمده است: ای موسی! کتاب با صدای بلند به آنجایی که تو روانی فریاد زده است، چگونه این چشم ها خواب آلوده است و یا چگونه با آن عده ای می توانند لذت زندگی را دریابند، فقط فرو رفتن در غفلت و دنباله روی از شقاوت و پیروی شهوات (ایشان را از شنیدن آن باز داشته است)، در حالی که با کمتر از این فریاد هم صدیقان آه و ناله سر می دهند. چه خوش گفت:
ترا از کنگره عرش می زنند صفیر - ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
این مراد از ائتلاف الفرقه است و از فروع آن اتفاق اهل مذاهب بر دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است، ایشان از این که به دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نرسیده اند اختلاف کرده اند چون این دین قویم و ریشه دار است، و لذا با رسیدن به آن معلوم می شود که این دین تصدیق همه انبیاء کرده و کتاب وی تصدیق همه کتاب نموده و بر آن شاهد بوده و سیطره دارد، قبلا در فقره لیظهره علی الذین کله ولو کره المشرکون(1611) بیان کردیم.

در عدم پذیرش اعمال دشمنان و تبدیل سیئات مومنین به حسنات

فرمود:
و بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة
در امالی(1612) شیخ به اسنادش به هشام بن سالم از حبیب سجستانی از امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمومنین (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل از خدای - عزوجل - روایت کرد که فرمود: قسم به عزت و جلالم هر رعیت مسلمانی که ولایت امام جائر را بر گردن دارد را عذاب می کنم، گرچه کارهای او نیکو و پرهیزگارانه باشد و از هر رعیتی که به ولایت امام عادل گردن نهد، عفو می کنم، گرچه کرداری زشت و بد داشته باشد، عبدالله بن ابی یعفور گفت: از امام ابا عبدالله صادق (علیه السلام) پرسیدم: علت چیست که آن عده دین ندارند و این عده عقابی برایشان نیست؟
فرمود: چون گناهان امام جائر حسنات دوستان خود را فرو می برد و حسنات امام عادل گناهان دوستان خود را می پوشاند.
و در اعلام الدین دیلمی(1613) از ابو سعید خدری روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بود و در نزد او عده ای از یاران حضور داشتند، حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز در بین ایشان بود، حضرت فرمود: هر کس لا اله الا الله بگوید داخل بهشت می شود.
دو تن از یاران گفتند: ما لا اله الا الله می گوییم.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند شهادت لا اله الا الله را از این (علی) و شیعیانش می پذیرد و در این هنگام دست خود را بر سر علی (علیه السلام) گذاشت و به ایشان فرمود: از علامت آن این است که در جایگاه او ننشینید و گفتارش را دروغ نشمارید.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)(1614) فرمود: هر کس به ما اهل بیت کینه بورزد خدای - تعالی - او را یهودی بر می انگیزد، اگر بنده ای هزار سال در بین رکن و مقام عبادت کند ولی خداوند را بدون ولایت ما ملاقات کند خداوند او را به رو در دوزخ می اندازد، و هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است، به خدا قسم هرگز خداوند زمین را از زمان مرگ آدم بدون حجت که بدو هدایت شوند وا نگذاشته است، هر کس او را واگذارد هلاک می شود و هر کس ملازم با او شود نجات پیدا می کند. و خدای - تعالی - در برخی از کتابهای انبیاء پیشین فرمود: هر کس که امام جائر را پیروی کند گرچه خود آدمی خوب و پرهیزگار باشد عذاب نمایم و هر کسی که امام هدایت گر را پیروی کند گرچه ستمگر و بدکار باشد عفو می کنم و هر کس ادعای امامت کند ولی امام نباشد بر خدا و پیامبرش دروغ بسته است.
و در ثواب الاعمال(1615) به اسنادش به میسر بیاع الزطی روایت کرده است که گفت: خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و عرضه داشتم: فدایت شوم، من همسایه ای دارم که من با نماز او بیدار می شوم، پیوسته یا تلاوت قرآن می کند و گریه و زاری می نماید و یا دعا می کند. درباره نهان و آشکارش پرسیدم / گفتند: او از همه گناهان کبیره دوری می کند.
میسر گفت: آن حضرت فرمود: ای میسر آیا آنچه را که تو می شناسی می شناسد؟
گفت: پاسخ دادم: خدای می داند.
وی ادامه داد: من سال بعد حج کردم از او درباره ولایت پرسیدم فهمیدم که از ولایت چیزی نمی داند، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و او را از حال آن مرد آگاه ساخته، همان پرسش سال گذشته را که آیا آنچه را تو می دانی او نیز می داند پرسید، پاسخ دادم: نه.
فرمود: ای میسر! کدام سرزمین حرمتی بزرگ تر از دیگر سرزمین ها دارد؟
پاسخ دادم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبرش داناترند!
فرمود: ای میسر! مابین رکن و مقام باغی از باغ های بهشت است و نیز بین قبر و منبر باغی از باغ های بهشت است، به خدا قسم اگر بنده ای هزار سال در بین رکن و مقام و یا بین قبر و منبر خدا را عبادت کند، و سپس در بسترش همانند گوسفند ابلق کشته شود، آنگاه خداوند او را بدون ولایت ما ملاقات کند، خداوند حق دارد که او را به رو در آتش دوزخ اندازد و اخبار در این باب فراوان است. مرحوم مجلسی - ره -(1616) بابی در بحار در کتاب امامت درباره آن باز کرده است.

در سر عبودیت

گویم: و سر آن این است که حقیقت عبودیت همان طور که بیان شد سپردن همه نعمت ها و دارایی هایی که خداوند از ابتدا تا انتها داده به خدای - تعالی - و آن را تحت اراده خدا در آوردن و در رضای او صرف کردن است و هنگامی که خدای - تعالی - را با امام جائری که از ناحیه خدا نباشد بپرستد، ادعای آزاد شدن از رق عبودیت کرده و در سلطنت و قدرت خدای - تعالی - شریکی قرار داده و حکمت های خدای - تعالی - را اشتباه شمرده و حکم خدا را رد کرده و شیطان را به جای خدا پرستیده است و خدا را نپرستیده است، چه این که عبادت خدا این است که آن طور که خداوند خواسته عبادت کند.
علی بن ابراهیم(1617) در آیه شریفه اسجدوا ل آدم فسجدوا الا ابلیس(1618) روایت کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: اولین کسی که قیاس کرده ابلیس بود، و او بود که قبل از همه خود را بزرگ شمرد، استکبار و خود بزرگ بینی اولین معصیتی است که به خداوند ورزید، فرمود: ابلیس گفت: پروردگارا مرا از سجده به آدم معاف دار، من به جای آن چندان عبادتی کنم که هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی نکرده است. خدای - تبارک و تعالی - فرمود: من عبدت تو را نمی خواهم، من می خواهم آن گونه که خود می خواهم عبادت شوم، لذا ابلیس از سجده شانه خالی کرد، بر خلاف کسی که ولایت امام منصوب از جانب خدا را بر عهده بگیرد، وی موحد است و با خدای - تعالی - ولی نگرفته است و اگر معصیتی کرده است از باب لهم و گناهان کوچک است که در پی آن خجلت زده و شرمگین و پشیمان است و خدای - تعالی - به خاطر احترام به ولیّی که خود نصب کرده آن را می بخشد، چه این که طاعت های چنین بنده ای به عنوان آلیت و فنا در اراده ولی منصوب از ناحیه خداست، بنابراین چنین طاعتی بر جای خود واقع شده و پذیرفته شده و مورد رضایت است، چه این که این طاعت به رضایت و دستور خدا انجام شده است و لذا خدای - تعالی - فرمود: ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء(1619) عیاشی(1620) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که آیه شریفه ان الله لا یغفر أن یشرک به یعنی: خداوند شرک را نمی بخشد، و خداوند کسی را که به ولایت علی کفر بورزد نمی بخشد ولی غیر آن را می بخشد لمن یشاء یعنی از کسانی که بخواهد می بخشد یعنی از شیعیان علی (علیه السلام) می بخشد.
و در فقیه(1621) از امیرالمومنین در حدیثی روایت شده که فرمود: من از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: اگر مومن از دنیا خارج شود و بر او همانند گناهان اهل زمین باشد مرگ کفاره آن گناهان است، آنگاه فرمود: هر کس لا اله الا الله را با اخلاص بگوید از شرک دور است و هر کس بدون شرک از دنیا بیرون رود وارد بهشت می شود. آنگاه آیه شریفه ان الله لا یغفر أن یشرک به را تلاوت کرد. و فرمود: یعنی کسانی از شیعیان و دوستان تو را که خداوند بخواهد می بخشد، ای علی! امیرالمومنین (علیه السلام) گفت: عرضه داشتم: ای رسول خدا! آیا این برای پیروانم می باشد! فرمود: سوگند به پروردگارم آری، این برای شیعیان توست!