فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در این که باید با کارهای بد مومنین دشمنی کرد نه با خودشان

و در کنز کراجکی از محمد بن علی بن عثمان کراجکی به سندش به زید بن یونس شحام روایت شده که گفت: از امام ابوالحسن موسی (علیه السلام) پرسیدم: یکی از موالیان شما نافرمان است، شراب می نوشد و گناهان کبیره از او صادر می شود، آیا از او تبری جوییم؟
فرمود: از فعل وی تبری جویید ولی از افعال خیر او تبری نجویید، و با عملش دشمنی کنید. پرسیدم: آیا می توانیم بر او فاسق فاجر بگوییم؟
پاسخ فرمود: خیر، مراد از فاسق فاجر منکران ما و اولیای ما هستند، خداوند دوست ندارد که ولی ما فاسق و فاجر باشد. ولو به هر کاری دست بزند، ولیکن بگویید: عملش فسق و عملش فجور است.
نفس او مومن ولی فعل او خبیث و زشت است و روح و بدن او طیب است، نه به خدا سوگند هرگز دوست ما از دنیا بیرون نمی رود مگر این که خدا و پیامبرش و ما از او خشنودیم، خداوند او را با همه آن گناهان سپیدرو و با گناهان پوشیده محشور کرده در حالی که این اضطراب های او به امنیت بدل شده. بر او بیم و اندوهی نیست، چه این که وی از دنیا بیرون نمی رود مگر این که گناهانش پاک می شوند، زیرا یا به مصیبت مالی و یا جانی و یا مصیبت در فرزند و یا به بیماری دچار می شود و کمترین چیزی که ولی ما می بیند رویارویی هولناک است که خداوند به او نشان می دهد و صبح با اندوه از خواب بر می خیزد. همین کفاره گناهان او می شود و یا ترسی از ناحیه دولت باطل بر او وارد می شود و یا به هنگام مرگ بر او سخت گرفته می شود، در این صورت خداوند را پاک از همه گناهان در حالی که بیم او به واسطه محمد و علی امیرالمومنین (علیهما السلام) به امنیت و سلامت مبدل شده ملاقات می کند. در این صورت در پیش روی وی یکی از دو امر است: رحمت واسعه الهی که از همه زمین گسترده تر و وسیع تر است و یا شفاعت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام) دستگیر او می شود. در این هنگام رحمت واسعه الهی را که سزاوار اوست و او شایستگی آن را دارد ملاقات می نماید و خداوند به او احسان و بخشش های خاص خود را دارد.
و در کافی(1602) به اسنادش به عبدالله بن ابی یعفور روایت کرده که گفت: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: من بسیار با مردم (سنی) آمیزش دارم، از این گروه که شما را به ولایت نگرفتند و فلان و فلان را ولی خود گرفتند بسیار در شگفتم. چه این که امانتدار و راستگو و اهل وفا هستند و عده ای که شما را ولی خود گرفتند چنان امانت و وفا و راستگویی را ندارند.
حضرت امام صادق (علیه السلام) صاف نشست و به سان خشمگینان به من روی آورد و فرمود: کسی که به ولایت امام جائر که از ناحیه خدا نیست خداوند را اطاعت کرد دین ندارد، و کسی که امامت امام عادل الهی خداوند را اطاعت کرد هرگز بر وی عقابی نیست.
پرسیدم: آن عده دین ندارند و این عده عقابی ندارند؟
فرمود: بله، آنها دین ندارند و بر اینها عقابی نیست، آنگاه فرمود: مگر سخن خدای - عزوجل - را نشنیده ای که فرمود: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور(1603) یعنی ایشان را از سیاهی های گناهان به نور توبه و آمرزش می کشاند. چه این که ایشان ائمه عادل را ولی خود گرفتند. و فرمود: و الذین کفروا أولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات(1604) مراد این است که ایشان بر نور اسلام هستند و هنگامی که ائمه جائر را ولی خود گرفتند، به واسطه ولایت ایشان از نور اسلام به ظلمت ها و تاریکی های کفر بیرون آمدند، خداوند بر ایشان به همراه کفار آتش را واجب کرد، پس ایشان مصداق آیه شریفه اند که أولئک أصحاب النار هم فیها خالدون(1605)

آگاهی و موعظه و نصیحت در مغرور نشدن به موالات با اهل بیت (علیهم السلام)

ای برادر و میوه دلم، این اخبار تو را فریفته نسازد و به خدایت غره نشوی، چه این که دانستید که همه حسنات از شؤون اسم خدا و شاخه های آنند و همه گناهان از شؤون طاغوت و شاخه های آنند. بعد از این که خداوند تو را برتر کرد و طینت تو را اضافه طینت محمد و عترتش (علیهم السلام) آفرید، شایسته نیست که اعمالی که از شاخه های طاغوتند انجام دهی و از موالیان خود روی برگردانی. کسانی که دز تو و پدرت به خودت نیکوکارتر و مهربان ترند.
از طرف دیگر شرمندگی در پیشگاه خداوند را چه خواهی کرد که باید از تو شفاعت کنند و هنگامی که از کنار حوض تو را بر گردانند گریه و اضطراب را چگونه تحمل خواهی نمود؟ چنان که روایت آن در فقره و رزقنی شفاعتکم بیان شد.
علاوه این که شفاعت فقط تو را از عقوبت های معاصی نجات خواهد داد و در روزی که همه اعمال انجام شده آشکار می شود و پنهانی ها بر ملا می گردد نجات خواهی یافت. لیکن شفاعت پاداش هایی که بر طاعت مترتب می شود که مراتب اسم الله و صور آن در عالم فعل است را سودی ندارد، زیرا حضرت محمد و عترت او (علیهم السلام) همه مومنین را شفاعت می نمایند. آیا حضرت محمد و عترت وی (علیهم السلام) به تساوی امثال سلمان و ابوذر - رضی الله عنهما - با دیگر مومنین مطیع راضی می شوند، چه رسد به کسانی که گناه کرده و شفاعت شامل حال ایشان شده و بخشیده شده اند؟ هرگز چنین نیست!
بلکه تحقیق این است که انسان فرزند کردار و خصال خویشتن بوده و آنها را به زودی می بیند و پاداش کامل به او داده می شود. مثال آن این است که کسی دانه های همه خیرات به او داده شده و در آن اسم الله به ودیعت گذاشته شده باشد و نیز دانه های همه شرور به او داده که در آن طاغوت به ودیعت گذاشته شده باشد، آنگاه به او گفته باشد انسان جز با سعی و تلاش به جایی نمی رسد.(1606) و فرمود: لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت(1607) و فرمود: والوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه فأولئک هم المفلحون و من خفت موازینه فأولئک الذین خسروا أنفسهم بما کانوا بآیاتنا یظلمون(1608) بنگر برای روز برداشت خود چه ذخیره کرده ای چه این که هر چه بکاری برداشت همان است. اگر خوب بکاری خوب برداشت می کنی و اگر دانه شرور بکاری شر برداشت می کنی. بله، خداوند در برداشت پی آمدهای شرور توبه و شفاعت و دیگر اعمال و مصیبت های تلافی کننده گناهان را قرار داده، و اما خیرات باید با کاشتن دانه آن به دست آید، و خداوند توفیق می دهد.
و مراد از و ائتلفت الفرقة این است که چون خداوند انسان را در ابتدای فطرت و بهترین ساختار آفریده، آنگاه در عالم جبلت با پذیرش ولایت و طاعت جبله او را خلق نموده، آنگاه او را به اسفل سافلین عالم جسم و ابتلاء و آزمایش فرستاد، لذا آن جلالت شأن و بزرگی مقام را فراموش کرد، لذا خداوند پیامبران و کتابها را فرستاد شاید به یاد آورند، و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث کرد و نبوت را به او خاتمه داد و اوصیای او را منصوب کرد و با آنها وصایت را ختم نمود و امت او را آخرین امت ها و بهترین آها قرار داد. همه این مطالب در و عترة خیرة رب العالمین بیان شد.
بنابراین ایشان پیوسته یادآور و مبشر و منذر بوده و همچنان تا روز جزا هستند، تا همه نفوس را به مبدایی که خداوند بر آن وی را آفریده برسانند، تا کسی نگوید کاش پیامبری برای ما می فرستادی تا قبل از ذلت و خواری آیات تو را پیروی می کردیم، چه این که خداوند خواسته بر مردم رحمت آورد و در پیدایش و معاد عدالت نماید تا هدایت شدگان از روی بینه هدایت شوند و گمراهان از روی حجت و بصیرت گمراه شوند و پاداش هر انسانی را بر اساس رفتارهایش بدهد و به کسی ستم نکند.
بنابراین هر کس هر مقدار از روی فطرت الهی پرده بردارد، به همان اندازه از آن بهره مند می شود، وگرنه سود نمی برد.
فاصله بین کسانی که به تاریکی های سخت مبتلاست با کسی که جایگاهش در علیین است فراوان است، خدای - تعالی - فرمود: کتاب الأبرار لفی علیین و ما أدراک ما علیون کتاب مرقوم یشهده المقربون(1609) هر کس با آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) موالات کند با پیروی از ایشان به آن کتاب می رسد و با پیروی و متابعت از ایشان از روی آن نقاب بر می دارد و فراق را به وصال مبدل می نماید و به آرزوهای خود می رسد. و هر کس ولی دیگری غیر از ایشان بگیرد به مراد خود دست نمی یابد و در تجارت خود خسران می بیند و از جاده عدالت بیرون می رود گرچه بسیار بکوشد و چون از آن کتاب محجوب گردیده و از دلیل روی گردانیده و از راه باز می ماند.
در کافی(1610) در کتاب روضه در مناجات های موسی بن عمران (علیه السلام) با خدای - تعالی - آمده است: ای موسی! کتاب با صدای بلند به آنجایی که تو روانی فریاد زده است، چگونه این چشم ها خواب آلوده است و یا چگونه با آن عده ای می توانند لذت زندگی را دریابند، فقط فرو رفتن در غفلت و دنباله روی از شقاوت و پیروی شهوات (ایشان را از شنیدن آن باز داشته است)، در حالی که با کمتر از این فریاد هم صدیقان آه و ناله سر می دهند. چه خوش گفت:
ترا از کنگره عرش می زنند صفیر - ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
این مراد از ائتلاف الفرقه است و از فروع آن اتفاق اهل مذاهب بر دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است، ایشان از این که به دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نرسیده اند اختلاف کرده اند چون این دین قویم و ریشه دار است، و لذا با رسیدن به آن معلوم می شود که این دین تصدیق همه انبیاء کرده و کتاب وی تصدیق همه کتاب نموده و بر آن شاهد بوده و سیطره دارد، قبلا در فقره لیظهره علی الذین کله ولو کره المشرکون(1611) بیان کردیم.

در عدم پذیرش اعمال دشمنان و تبدیل سیئات مومنین به حسنات

فرمود:
و بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة
در امالی(1612) شیخ به اسنادش به هشام بن سالم از حبیب سجستانی از امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمومنین (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل از خدای - عزوجل - روایت کرد که فرمود: قسم به عزت و جلالم هر رعیت مسلمانی که ولایت امام جائر را بر گردن دارد را عذاب می کنم، گرچه کارهای او نیکو و پرهیزگارانه باشد و از هر رعیتی که به ولایت امام عادل گردن نهد، عفو می کنم، گرچه کرداری زشت و بد داشته باشد، عبدالله بن ابی یعفور گفت: از امام ابا عبدالله صادق (علیه السلام) پرسیدم: علت چیست که آن عده دین ندارند و این عده عقابی برایشان نیست؟
فرمود: چون گناهان امام جائر حسنات دوستان خود را فرو می برد و حسنات امام عادل گناهان دوستان خود را می پوشاند.
و در اعلام الدین دیلمی(1613) از ابو سعید خدری روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بود و در نزد او عده ای از یاران حضور داشتند، حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز در بین ایشان بود، حضرت فرمود: هر کس لا اله الا الله بگوید داخل بهشت می شود.
دو تن از یاران گفتند: ما لا اله الا الله می گوییم.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند شهادت لا اله الا الله را از این (علی) و شیعیانش می پذیرد و در این هنگام دست خود را بر سر علی (علیه السلام) گذاشت و به ایشان فرمود: از علامت آن این است که در جایگاه او ننشینید و گفتارش را دروغ نشمارید.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)(1614) فرمود: هر کس به ما اهل بیت کینه بورزد خدای - تعالی - او را یهودی بر می انگیزد، اگر بنده ای هزار سال در بین رکن و مقام عبادت کند ولی خداوند را بدون ولایت ما ملاقات کند خداوند او را به رو در دوزخ می اندازد، و هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است، به خدا قسم هرگز خداوند زمین را از زمان مرگ آدم بدون حجت که بدو هدایت شوند وا نگذاشته است، هر کس او را واگذارد هلاک می شود و هر کس ملازم با او شود نجات پیدا می کند. و خدای - تعالی - در برخی از کتابهای انبیاء پیشین فرمود: هر کس که امام جائر را پیروی کند گرچه خود آدمی خوب و پرهیزگار باشد عذاب نمایم و هر کسی که امام هدایت گر را پیروی کند گرچه ستمگر و بدکار باشد عفو می کنم و هر کس ادعای امامت کند ولی امام نباشد بر خدا و پیامبرش دروغ بسته است.
و در ثواب الاعمال(1615) به اسنادش به میسر بیاع الزطی روایت کرده است که گفت: خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و عرضه داشتم: فدایت شوم، من همسایه ای دارم که من با نماز او بیدار می شوم، پیوسته یا تلاوت قرآن می کند و گریه و زاری می نماید و یا دعا می کند. درباره نهان و آشکارش پرسیدم / گفتند: او از همه گناهان کبیره دوری می کند.
میسر گفت: آن حضرت فرمود: ای میسر آیا آنچه را که تو می شناسی می شناسد؟
گفت: پاسخ دادم: خدای می داند.
وی ادامه داد: من سال بعد حج کردم از او درباره ولایت پرسیدم فهمیدم که از ولایت چیزی نمی داند، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و او را از حال آن مرد آگاه ساخته، همان پرسش سال گذشته را که آیا آنچه را تو می دانی او نیز می داند پرسید، پاسخ دادم: نه.
فرمود: ای میسر! کدام سرزمین حرمتی بزرگ تر از دیگر سرزمین ها دارد؟
پاسخ دادم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبرش داناترند!
فرمود: ای میسر! مابین رکن و مقام باغی از باغ های بهشت است و نیز بین قبر و منبر باغی از باغ های بهشت است، به خدا قسم اگر بنده ای هزار سال در بین رکن و مقام و یا بین قبر و منبر خدا را عبادت کند، و سپس در بسترش همانند گوسفند ابلق کشته شود، آنگاه خداوند او را بدون ولایت ما ملاقات کند، خداوند حق دارد که او را به رو در آتش دوزخ اندازد و اخبار در این باب فراوان است. مرحوم مجلسی - ره -(1616) بابی در بحار در کتاب امامت درباره آن باز کرده است.