فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و قولکم حکم و حتم

حکم به ضم، قضا و حتم و وجوب است، یعنی خداوند حکم کرده و لذا باید از آن پیروی کرد. فرمود: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم(1555)
امام هادی (علیه السلام) فرمود:

و رأیکم علم و حلم و حزم

رأی اعتقاد است و مراد از آن اعتقادی است که دل با آن پیوند داشته باشد.
علم کلید معلوم است. و در خزائن العلم از آن سخن گفتیم.
حلم نگاه عقل به مراتب نازله خود می باشد و در منتهی الحلم از آن بحث کردیم.
حزم تصرف و انجام امور با اطمینان است.
مراد این است که هر چه را که دلهای شما بدان پیوند کرده و اعتقاد بدان پیدا کردید - و این اعتقاد هم ناشی از القاء روح القدس است - و سپس بدان فتوی دادید. این چنین فتوایی عقلانی است و شاخه های آن هر کجا یافت شود و به آن چنگ زده شود باعث نجات از هلاکت شده و خیر فراوان را در پی دارد.

در این که ائمه (علیهم السلام) مبدأ همه خیراتند

فرمود:
ان ذکر الخیر کنتم أوله و أصله و فرعه
و معدنه و مأواه و منتهاه
گرچه هر یک از این فقرا در ضمن مباحث گذشته بیان شده است. ولیکن آنها را دوباره بیان می کنیم تا بهتر فهمیده شود. از خداوند بزرگ کمک می گیریم و هیچ نیرویی جز از خدا نیست.
دانستید که مبدأ ظهور و جبلت آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حقیقت اسم الله است و ایشان مصادیق کلیه آنند و دیگر مردم یعنی انبیاء و صالحان و شهیدان و صدیقان و مومنان مصادیق جزئیه آنند. و در هر نفس از این سر آیه و نشانه ای موجود است. ولی در محمد و آل وی (علیهم السلام) آیات کبرای حق موجود است. و او مبدأ همه خیرات در همه نفوس است و همه خیرات فروع همین اسمند. توحید و ولایت و ملکات حسنه و عبادت های فعلی صور اسم الله مکنون در نفوسند. بلکه همه نعمت های دنیوی و برزخی و اخروی صور آن اسم مبارک در آن عوالمند، چنان که در روایات گذشته در پیدایش آفرینش محمد و آل طاهرین او (علیهم السلام) بیان شد و گفته شد که: نور آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) اولین نوری است که خداوند آفریده، آنگاه از اضافه نور او و نور اهل بیت او همه خلایق را آفرید، چنان که در المعصومون و نیز و مختلف الملائکة و صفوة المرسلین مطالب روایات این باب را آوردیم.
از جمله روایت ابو جعفر طوسی(1556) به اسنادش به فضل بن شاذان از داود بن فرقد روایت کرده که گفت: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: شما در کتاب خدا نماز و زکات و حجید.
فرمود: ای داود ما در کتاب خدا نماز و زکات و روزه و حج و شهر حرام و بلد حرام و کعبه و قبله و وجه الله و آیات و بینات هستیم و دشمن ما در کتاب الله و قرآن، فحشاء و منکر و بغی و شراب و قمار و انصاب و ازلام و اصنام و اوثان و جبت و طاغوت و میته و خون و گوشت خوک است. ای داود! خداوند ما را خلقتی گرامی کرد و ما را فضیلت و برتری داد و ما را امنا و حافظان و خزانه داران خود نمود. ما خزانه داران او بر آنچه در آسمان ها و زمین است هستیم، و برای ما اضداد و دشمنانی قرار داد، ما را در قرآن اسم برد و بهترین و محبوبترین نام ها را برای ما در قرآن گذاشت، ولی دشمنان ما را به طور کنایه ذکر کرد.
و اضداد و دشمنان ما را در کتاب خود نام برد و از اسما و ضرب المثل هایشان با مبغوض ترین اسماء در پیش خود و مومنین نام برد.
و از جمله روایت وی از فضل بن شاذان(1557) به اسنادش از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: ما اصل و ریشه همه خوبی ها و فروع و شاخه های ما خوبی ها هستند، و از خوبی ها توحید و نماز و روزه و فرو بردن خشم و عفو از بدکار و دلسوزی نسبت به فقرا و مراعات همسایه و اقرار و اعتراف به فضل و اهل فضل است، و دشمنان ما ریشه همه شرورند و از شاخه های آن همه قبایح و فاحشه هاست. ایشان دروغگو و خبرچین و بخیل و قطع کننده رحم و خورنده ربا و خورنده مال یتیم بدون حق و تجاوز از حدودی که خداوند دستور داده و اهل انجام کارهای زشت خواه ظاهر و خواه باطن از قبیل زنا و دزدی هستند، لذا هر بدی و دروغی که یاد شود مربوط به فروع دیگران است.
در بصائر الدرجات(1558) از حفص مودب آمده است که گفت: ابو عبدالله (علیه السلام) به ابی الخطاب نوشت: به من رسیده است که تو گمان می کنی که شراب مردی است و زنا مردی است و نماز مردی است، این طور نیست، ما ریشه همه خیرات هستیم و فروع و شاخه های این ریشه طاعت خداست و دشمن ما ریشه شرور و شاخه های آن معصیت خداست، آنگاه نوشت: چگونه اطاعت شود کسی که نمی داند و چگونه دانسته می شود کسی که اطاعت نمی شود.
و دانستید که حقیقت اسم الله سر آل محمد (علیهم السلام) است و بعد از این ثابت شد که در هر نفسی آیه و مصداقی از آن موجود است، و همه خیرات صادره از مراتب اسم الله است که او مبدأ آن است، بنابراین اگر کلمه خیر گفته شود، ایشان اول و ریشه فروع و معدن و جایگاه و نهایت آن هستند، چنانکه مفاد این روایات این بود.
فرمود: