فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در این که نشأه دنیوی ائمه (علیهم السلام) در عرض دیگران است جذوه سوم

دانستید که حقیقت نبوت در مرتبه تعین و وصول به مرتبه معلوم تمیز می یابد. بنابراین تعین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و تعین آل پیامبر (علیهم السلام) در عرض دیگر تعینات ایشان به لحاظ کمیت در طول دیگر تعینات است، و نمی توان نسبتی بین تعینات ایشان و تعینات دیگران قائل شد. چنان که نمی توان قطره را به اقیانوس سنجید، چه این که تعینات ایشان مصداق کامل حقیقت نبوت و محیط بر همه تعینات است و دیگر تعینات مصادیق جزئیه و مثالهای مراتب جزئیه آنند، البته ممکن است این تعینات جزیی به لحاظ خودشان غیر متناهی باشند، پس مرتبه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محیط به همه مراتب نبوت است. چنان که کلی و جنس اعلی بر همه مراتب جنسی و نوعی و صنفی و جزیی احاطه دارد، گرچه خود نسبت به حقیقت نبوت جزیی باشد.

وجود ائمه در طول دیگران و در قوس صعود

ما این مباحث را در ابتدای کتاب شرح داده و بر آن برهان اقامه کردیم و ارکان آن را با عقل و نقل یعنی کتاب و سنت مزین نمودیم.
اکنون که چنین است، پس نسبت حقیقت موت به ذرات عالم خلق و عالم وجود مثل نسبت انسان به اجزاء خود و مصادیق (افراد) است، بلکه مثل نسبت اقیانوس به دریا و قطره و دیگر مقادیر بین اقیانوس و دریاست. همانطور که همه خواص آب از زلالی و مایع بودن و سرما و رطوبت و غیره در دریا موجود است. در قطره نیز این ویژگی ها موجود است. چنانکه دیگر مقادیر بین آن دو نیز این ویژگی ها را دارند، و تفاوت آنها از این لحاظ است که کمیت خواص و ویژگی های به لحاظ این که از کمیت مقادیر نشأت می گیرد با همدیگر تفاوت دارند، پس آثار دریا بودن نسبت به آثار قطره بودن غیر قابل قیاس و غیر متناهی است. گرچه آثار دریا نسبت به اقیانوس متناهی است. هر اثری که از آب صادر می شود شأنی از شؤون دریا و مرتبه ای از مراتب دریاست. بلکه کمیت قطره نیز مرتبه ای از مراتب آن است و این راست است که کمیتی از کمیت های اقیانوس در قطره و دریا و نهرها و چشمه ها و جداول است.
اکنون که این چند جذوه بیان شد و توانستی با آن چراغ خاطر خود را روشن کنی، آمادگی یافتی تا پرده از روی این جملات زیارت برداریم، پس خداوندی که بخشنده عنایت ها و نصب کننده راهنماها و راهنمای دلالت هاست را حمد و ستایش کن و بدان که مراد این است که: مبادی شما ائمه (علیهم السلام) مصادیق کامل حقیقت نبوتند. لذا آنها شأنی از شؤون و ذره ای از ذرات نعمت هایی هستند که خداوند به شما در عالم ذکر داده است، پس مراتبی غیر متناهی داشته و هر مرتبه ای دارای شؤونی بی شمار است، پس هر مرتبه و شأنی از مراتب و شؤون عالم ذکر شما را خداوند در موجودی از موجودات آشکار ساخت و هر مرتبه ای از مراتب اسمای شما را به یکی از جهانیان داد، پس هر چه در عالم ذکر و عالم اسماء و عالم اجساد و عالم ارواح و عالم انفس و عالم آثار و عالم قبور وجود دارد، مرتبه و شأنی از مراتب و شؤون شماست و لذا شما خلفای خدا بر همه کسانی شدید که در آسمان ها و زمین هستند. چه این که مبادی شما بر همه مبادی خلایق محیط است.
چگونه چنین نباشید در حال که شما اسماء حسنی و کلمات تامه خدا هستند که خداوند فرمود: ولو أنما فی الأرض من شجرد أقلان والبحر یمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله(1545) پس در هر مصداقی انسان عالم اکبر منطوی است و همه آنچه را در آسمان ها و زمین و بالا و پایین و ما بین دارد را واجد می باشد. و در اسماء شما همه کمالات افراد و مصادیق انسان و دیگر اصناف خلایق منطوی است.

ولایت ائمه (علیهم السلام) باعث مضاعف شدن درجات دوستداران آنها

فرمود:
فما أحلی أسماءکم
ما احلی فعل تعجب از حلی به فتح یعنی خبری که به آن زینت می شود و مراد از اسماء ائمه (علیهم السلام) مراتب وجودی ایشان است، چنان که در جذوه دوم بیان شده است. پس معنا شگفتی است از این که این همه زیبایی در عالم وجود ایشان وجود دارد، چه این که اگر به هر نقطه از وجود ایشان نظر شود غیر متناهی است، چنان که افراد و مصادیق خارجی آن از دیگر موجودات شاهد آن است، و لذا خداوند - تبارک و تعالی - فرمود: أفمن ابتع رضوان الله کمن باء بسخط من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر هم درجات عند الله و الله بصیر بما یعملون(1546) یعنی: آیا کسی که از رضایت و خشنودی خداوند پیروی کرد همانند کسی است که خشم خدا را برای خود سازد و جایگاه او دوزخ است و بد عاقبتی است، ایشان در نزد خدا درجاتی دارند و خداوند آنچه را انجام می دهند می بیند.
در کافی(1547) از امام صادق (علیه السلام) درباره الذین اتبعوا رضوان الله
روایت شده که فرمود: ایشان ائمه (علیهم السلام) هستند و ایشان در نزد خدا درجه هایی برای مومنین دارند و مومنین به واسطه ولایت و شناخت ما اعمال ایشان مضاعف می گردد و خداوند ایشان را به درجات بلند می رساند.
و عیاشی(1548) همانند این روایت را نقل کرده و بر آن این زیاده را آورد که: والذین باووا بسخط من الله کسانی اند که حق حضرت علی و ائمه (علیهم السلام) اهل بیت را انکار کردند، به همین خاطر خشم خدا را برای خود خریدند.
و از حضرت امام رضا (علیه السلام)(1549) روایتش ده که مراد از درجه فاصله مابین آسمان و زمین است. گویم: اضافه انوار ایشان در آخرت درجه های بلندی برای موالی و شیعیان ایشان می گردد، هر چه دوستی ایشان بیشتر گردد و از ایشان بیشتر پیروی نمایند، درجات ایشان بیشتر می گردد به طوری که به پایه ای می رسند که با پیامبران و صدیقان و شهداء محشور شوند، اکنون که مقامات شیعیان و موالیان ایشان را که نسبت به ایشان قطره ای هستند و ایشان اقیانوس می باشند، پس مقامات خود ایشان در چه پایه ای است؟ حقایقی که همانند دریای بی پایان هستند، هر چه که انبیاء و مرسلین و فرشتگان و مومنین دارند، جمعا در ایشان موجود است، علاوه این که اضافه ای بر همه آنها دارند که آن اضافه ویژه ایشان است، پس چه نام های ایشان شیرین است!
فرمود: