فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در مراد از ذکر و ارواح و اجساد جذوه دوم

مراد از ذکر مرتبه نخستین تمیز حقیقت و وجود انسان در عالم تمیز معلومات در عالم حق است، در آنجا نامی دارد و جز در عالم حق به او اشاره نمی گردد، یعنی اشاره الهیه شامل حال او می شود. و علت این که به وی ذکر می گویند این است که خداوند به واسطه وی ذکر می شود و نمی توان خداوند را جز به او ذکر کرد و همین معنای اسماء است، همه اسماء به واسطه او به خدا می رسند و بلا واسطه به خدا نمی رسند.
و مراد از اسماء مرتبه وجود مطلق است، چه این که حقیقت نبوت به اسمی موسوم نمی شود مگر در عالم وجود، زیرا در بالاتر از این عالم ظهوری ندارد. لذا تنها به نام وجود نامیده می شود. و مراد از و اجسادکم مرتبه اسم الله در عالم وجود نوری است، چه این که جسد عبارت از تشخص در کنار دیگر تعینات است، این تعین به لحاظ تعین خاص تنها در همین مرحله می تواند وجود یابد. این وجود در عالم اسم الله در عرض طاغوت است، طاغوت در این مرتبه متعین به تعین ظلمت است.
و مراد از و ارواحکم مرتبه ارکان اربعه است، چه این که روح چیزی است که قوام و بنیان دیگری بر آن استوار است و از آن نیرو می گیرد، اینها ارکان چهارگانه اند. مراد از ارکان چهارگانه موت و حیوان و علم و قدرت است، مظاهر این چهار رکن در عالم حق - تعالی - عزرائیل و اسرافیل و جبرائیل و میکائیل است.
مراد از انفس مرتبه اسماء سی گانه است که هر کدام علت اثری از آثارند و نفس عبارت از چیزی است که اثر به آن مستند است و مراد همان چیزی است که اقتضای آثار می کند و مراد از و آثارکم مرتبه ادراکات و شهوات و بسط و قبض این اسماء است. و مراد از و قبورکم عالی اجسام است، چه این که قبر پوشش است و عالم جسم پوشش ایشان است، و لذا قبر را قبر نامیده اند، چه این که قبر جسم انسان را می پوشاند، زیرا خدای - تعالی - فرمود: ثم اماته فاقبره یعنی او دارای قبری قرار داد که آن را می پوشاند.

در این که نشأه دنیوی ائمه (علیهم السلام) در عرض دیگران است جذوه سوم

دانستید که حقیقت نبوت در مرتبه تعین و وصول به مرتبه معلوم تمیز می یابد. بنابراین تعین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و تعین آل پیامبر (علیهم السلام) در عرض دیگر تعینات ایشان به لحاظ کمیت در طول دیگر تعینات است، و نمی توان نسبتی بین تعینات ایشان و تعینات دیگران قائل شد. چنان که نمی توان قطره را به اقیانوس سنجید، چه این که تعینات ایشان مصداق کامل حقیقت نبوت و محیط بر همه تعینات است و دیگر تعینات مصادیق جزئیه و مثالهای مراتب جزئیه آنند، البته ممکن است این تعینات جزیی به لحاظ خودشان غیر متناهی باشند، پس مرتبه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محیط به همه مراتب نبوت است. چنان که کلی و جنس اعلی بر همه مراتب جنسی و نوعی و صنفی و جزیی احاطه دارد، گرچه خود نسبت به حقیقت نبوت جزیی باشد.

وجود ائمه در طول دیگران و در قوس صعود

ما این مباحث را در ابتدای کتاب شرح داده و بر آن برهان اقامه کردیم و ارکان آن را با عقل و نقل یعنی کتاب و سنت مزین نمودیم.
اکنون که چنین است، پس نسبت حقیقت موت به ذرات عالم خلق و عالم وجود مثل نسبت انسان به اجزاء خود و مصادیق (افراد) است، بلکه مثل نسبت اقیانوس به دریا و قطره و دیگر مقادیر بین اقیانوس و دریاست. همانطور که همه خواص آب از زلالی و مایع بودن و سرما و رطوبت و غیره در دریا موجود است. در قطره نیز این ویژگی ها موجود است. چنانکه دیگر مقادیر بین آن دو نیز این ویژگی ها را دارند، و تفاوت آنها از این لحاظ است که کمیت خواص و ویژگی های به لحاظ این که از کمیت مقادیر نشأت می گیرد با همدیگر تفاوت دارند، پس آثار دریا بودن نسبت به آثار قطره بودن غیر قابل قیاس و غیر متناهی است. گرچه آثار دریا نسبت به اقیانوس متناهی است. هر اثری که از آب صادر می شود شأنی از شؤون دریا و مرتبه ای از مراتب دریاست. بلکه کمیت قطره نیز مرتبه ای از مراتب آن است و این راست است که کمیتی از کمیت های اقیانوس در قطره و دریا و نهرها و چشمه ها و جداول است.
اکنون که این چند جذوه بیان شد و توانستی با آن چراغ خاطر خود را روشن کنی، آمادگی یافتی تا پرده از روی این جملات زیارت برداریم، پس خداوندی که بخشنده عنایت ها و نصب کننده راهنماها و راهنمای دلالت هاست را حمد و ستایش کن و بدان که مراد این است که: مبادی شما ائمه (علیهم السلام) مصادیق کامل حقیقت نبوتند. لذا آنها شأنی از شؤون و ذره ای از ذرات نعمت هایی هستند که خداوند به شما در عالم ذکر داده است، پس مراتبی غیر متناهی داشته و هر مرتبه ای دارای شؤونی بی شمار است، پس هر مرتبه و شأنی از مراتب و شؤون عالم ذکر شما را خداوند در موجودی از موجودات آشکار ساخت و هر مرتبه ای از مراتب اسمای شما را به یکی از جهانیان داد، پس هر چه در عالم ذکر و عالم اسماء و عالم اجساد و عالم ارواح و عالم انفس و عالم آثار و عالم قبور وجود دارد، مرتبه و شأنی از مراتب و شؤون شماست و لذا شما خلفای خدا بر همه کسانی شدید که در آسمان ها و زمین هستند. چه این که مبادی شما بر همه مبادی خلایق محیط است.
چگونه چنین نباشید در حال که شما اسماء حسنی و کلمات تامه خدا هستند که خداوند فرمود: ولو أنما فی الأرض من شجرد أقلان والبحر یمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله(1545) پس در هر مصداقی انسان عالم اکبر منطوی است و همه آنچه را در آسمان ها و زمین و بالا و پایین و ما بین دارد را واجد می باشد. و در اسماء شما همه کمالات افراد و مصادیق انسان و دیگر اصناف خلایق منطوی است.