فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

احوال کافران در زمان مرگ

فرمود:
و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن
این اشاره به آیه شریفه: ان الذین کذبوا بآیاتنا واستکبروا عنها لا تفتح لهم أبواب السماء و لا یدخلون الجنة حتی یلج الجمل فی سم الخیاط و کذلک نجزی المجرمین لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش و کذلک نجزی الظالمین(1537) یعنی: کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرش آن تکبر ورزیده اند درهای آسمان ها برای ایشان باز نمی شود و وارد بهشت نمی شوند مگر این که طناب در سوراخ سوزان وارد شود. و این گونه ستمگران را عقاب می کنیم. مهد ایشان از دوزخ و از بالا پرده ها ایشان را در بر گرفته، این گونه ستمگران را پاداش می دهیم.
و در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام)(1538) روایت شده است که اعمال و ارواح مومنین به سوی عالم بالا برده می شوند، و درها برای آنها باز می شود، ولی اعمال و ارواح کافران را بالا می برد تا به آسمان می رسد، از آنجا منادی ندا می دهد او را به سجین ببرید، سجین وادی است که در حضر موت واقع است و نام آن برهوت می باشد. پس مراد از آیات آل محمد (علیهم السلام) می باشد. و در این باره روایات فراوانی وارد شده و در بحار(1539) بابی در کتاب امامت منعقد شده است، پس کسانی که ایشان را تکذیب کرده و از ولایت ایشان سر باز زده اند و تکبر نموده اند، درهای آسمان ها برای ایشان باز نمی شود، یعنی اسم الله با هیچ یک از مراتب و شؤون خود برای ایشان تجلی نمی کند. چه این که آنها نوری که در ایشان نهفته است خاموش نموده اند. و مظاهرش را تکذیب کرده و خود را بزرگ تر
از این دانستند که به ولایت ایشان تن در دهند، و آتش اسماء طاغوتی مکنون در درون خود را شعله ور ساختند و به مظاهر آن ایمان آورده اند، بنابراین ایشان در جهنم مهدهایی دارند که مظاهر مراتب طاغوت بوده و بالا سر آن پرده هایی است که از مظاهر مراتب طاغوت می باشد و خداوند ایشان را با آن عذاب می کند. پروردگارا! ما از این اسماء طاغوتی به تو پناه می بریم و از بدی عاقبت به تو پناهنده می گردیم. ای کسی که بین بنده و دلش حائل می گردی!
در این که غضب را به رحمن اضافه کرده و فرمود غضب الرحمن اشاره به این است که کسانی که دشمنان ائمه (علیهم السلام) را دوستان خود گرفتند و ولایت ایشان را انکار نموده اند قابلیتی برای رحمت بر ایشان باقی نمی ماند به گونه ای که رحمت رحمانیه ای که همه اشیاء را در بر گرفته در حق ایشان به خشم مبدل می شود.

معنای معیت ائمه (علیهم السلام) با همه چیست

فرمود:
بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی
و مالی ذکرکم فی الذاکرین و أسماوکم
فی الأسماء و أجسادکم فی الأجساد
و أرواحکم فی الأرواح و أنفسکم فی النفوس
و آثارکم فی الآثار و قبورکم فی القبور
توضیح این فقره ها اقتضا می کند که در این جایگاه اندکی توقف کرده و من شعله آتش را دیدم شاید برای شما از آن خبری و یا پاره ای بیاورم. شاید شما بتوانید آتشی بیافروزید.(1540)

جذوه نخست در بیان حقیقت نبوت

حقیقت نبوت سه مرتبه دارد: مرتبه تعین آن که مرتبه تمایز معلومات در عالم حق است. در این مرتبه نمی توان به آن اشاره وجودی کرد، مگر در همان عالم الهی، لذا خدای - تعالی - فرمود: أولا یذکر الانسان أنا خلقناه من قبل و لم یکن شیئا(1541)
در کافی(1542) به اسنادش به مالک جهنی روایت شده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) از آیه أولا یذکر الانسان پرسیدم، فرمود: نه مقدر بود و نه مکنون و می گفت: از آیه هل أتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا(1543) پرسیدم، فرمود: مقدر بود ولی مذکور نبود.
و از احمد بن محمد بن خالد برقی به اسنادش(1544) به حمران روایت شده که گفت: از امام باقر (علیه السلام) از آیه هل أتی علی الانسان حین من الدهر پرسیدم، فرمود: چیزی بود که ولیکن در کتاب چیزی نبود و در علم نیز چیزی نبود.
بعد از این که به عالم وجود کلی نازل شد قابل اشاره وجودی در عالم خلق نیز گردید و در اینجا تنها به نام وجود موسوم گردید.
بعد از آن به عالم نوری تنزل پیدا کرد، این عالم ولایت کلیه نوریه است که مرتبه اسم الله است و لذا موسوم به اسم الله و نور عقل شده است.
آنگاه اسم الله به اسماء حسنی تنزل پیدا کرد، چه این که خداوند برای اسم الله چهار رکن مسخر کرد: 1. رکن موت، 2. رکن حیات 3. رکن علم 4. رکن قدرت.
هر یک از این ارکان دارای سی اسم فعلی منسوب به آن قرار داد، آنگاه هر یک از این اسماء که تعداد آن به صد و بیست اسم بالغ می شود علت و سبب اثری از آثار عالم وجود گردید، مجرای ظهورش قرار داد آنگاه این اسماء را به عالم جسم محجوب نمود و ایشان را در گور اجسام مقبور ساخت و در هر عضو از اعضای انسان اثری از آن صد و بیست اسم را قرار داد، پس اینها هفت عالم از عوالم انسانی از ابتدای تکوین انسان تا انتهاست تا به مرتبه جسم برسد، این مطلب به طور مشروح در شرح حدیث حدوث اسماء در و موضع الرسالة بیان شد. به آن مراجعه کن!