فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

مرگ برای مومن شیرین است

فرمود:
و فاز الفائزون بولایتکم
هر کس در خود سر ایشان را بیابد و در عالمش به اسم الله برسد، اسم الله که مبدأ ظهورش از اضافه طینت شماست، (به رستگاری می رسد)، پس این اشاره به آیه شریفه ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا و فی الاخرة و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلا من غفور رحیم(1524) یعنی: کسانی که گفتند: خداوند پروردگار ماست آنگاه استوار ایستادند، فرشتگان بر ایشان فرود می آید، به این که نهراسید و غمگین نباشید و به بهشتی که به شما وعده داده شد بشارت باد!
ما در دنیا و آخرت دوستان شما هستیم و شما در بهشت هر چه دلتان بخواهد از آن شما خواهد بود و هر چه را بخواهید فراهم است، آنها از نزد خداوند بخشنده مهربان فرود می آیند.
در این که فرمود: ثم استقاموا قمی(1525) روایت کرده که مراد استقامت بر ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است.
در کافی(1526) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: ایشان بر امامان یکی بعد از دیگری پایمردی کردند. و در مجمع البیان از امام رضا (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت از استقامت پرسیدند، فرمود: استقامت همان است که شما بر آن هستید.
در فقره تتنزل علیهم الملائکة: در مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) و تفسیر قمی روایت شده که فرمود: به هنگام مرگ.
در آیه (ألا تخافوا) یعنی از سختی های مرگ که در پیش رو دارید نهراسید.
(و لا تحزنوا) یعنی بر اهل و اموالی که بر جای گذاشتید غمگین مباشید.
و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون یعنی: بشارت باد به بهشتی که در دنیا بدان وعده داده شده بودید.
نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا قمی(1527) روایت کرده که: ما شما را از شیاطین حفظ می کردیم.
و فی الاخرة فرمود: یعنی در هنگام مرگ.
در کافی(1528) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که ما اولیاء و دوستان شما در زندگی دنیا بوده ایم، یعنی شما را در دنیا حراست می کردیم و در آخر به هنگام مرگ شما را حفظ می نمودیم.
و قمی(1529) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: هیچ ولی و دوستدار ما و دشمن با دشمنان ما نمی میرد مگر این که رسول خدا و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین در کنار او حاضر می شوند و او را می بینند و به او بشارت می دهند و اگر از موالیان و دوستان آنها نباشد ایشان را می بینند به طوری که بدشان می آید. و دلیل آن سخن امیرالمومنین (علیه السلام)(1530) به حارث همدانی است:
یا حار همدان من یمت یرنی من مومن أو منافق قبلا
ای حارث همدانی هر کس از مومن و منافق به هنگام مردن مرا می بیند.
و در تفسیر امام (علیه السلام)(1531) در ضمن آیه الذین یظنون أنهم ملاقو ربهم(1532) از سوره بقره فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیوسته مومن ترسان از بدی عاقبت می باشد و یقین به وصول به رضوان خدا پیدا نمی کند تا این که هنگام گرفتن روحش برسد و ملک الموت برای او تمثل پیدا کند. چه این که ملک الموت به هنگامی نزد مومن می آید که در بیماری بسیار شدید و دلتنگی غیر قابل وصف قرار دارد، چه این که اموال خود را بر جای می گذارد و نیز از دگرگونی و اضطراب ناشی از همکاران و خانواده و حسرت های باقی مانده و آرزوهای دست نیافته ناراحت است، در این هنگام ملک الموت به او می گوید: چرا این همه غصه های فراوان را فرو می دهی؟
می گوید: احوال مضطرب مرا می بینی و می خواهی مرا قبل از رسیدن به آرزوهایم به آن سو ببری؟ فرشته مرگ می گوید: آیا خردمند از فقدان درهم های بی ارزش ناراحت و غمگین می شود در حالی که در مقابل آن هزاران هزار برابر دنیا به او داده می شود. آنگاه فرشته مرگ به او می گوید: به بالا بنگر، او می نگرد و درجات بهشت و قصرهایی را می بیند که آرزوها نمی توانند چنان صحنه هایی را در خود تصور کنند، فرشته مرگ می فرماید: آنها منزل ها و نعمت ها و اموال و اهل و خانواده و اشخاص صالح خانواده و ذریه تو هستند، ایشان در آنجا با تو هستند، آیا می خواهی این زندگی و اموال اینجا را با آنجا عوض کنی؟
می گوید: به خدا سوگند آری!
آنگاه فرشته مرگ می گوید: بنگر، وی حضرت محمد و علی و آل طاهرین (علیهم السلام) او را در اعلی علیین می بیند، و پرسد: آیا ایشان را دیده ای؟ ایشان سادات و امامان تو هستند، در آنجا همنشین ها و اهل انس تو هستند. آیا خشنود نیستی که مردم اینجا را رها کنی و با آنها همنشین و مانوس باشی؟ پاسخ می دهد: به خدا قسم آری و همین مفاد آیه شریفه است که فرمود: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا(1533) پس هر منازل هولناکی که در پیش روی شما بود خداوند آن را کفایت کرد و از آنچه بر جای می گذارید از قبیل فرزندان و خانواده غمگین نباشید. چه این که آنچه در بهشت مشاهده کرده اید به عوض آنهاست و بشارت باد به بهشتی که به شما وعده داده شد. که این منازل شما و این آقایان شما و انیس های شما و همنشین های شما هستند.
و در کافی(1534) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدند: آیا مومن قبض روحش را ناخوش دارد؟ فرمود: نه به خدا قسم، چه این که وقتی فرشته مرگ برای قبض روح وی آمد، ناله می کند ولی فرشته مرگ به او می گوید: ای ولی خدا ناله نزن. سوگند به آن کس که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث کرد من از پدر مهربان بر تو (اگر اینجا بود) نیکوکارتر و دلسوزترم. چشمان خویش را باز کن و بنگر، گفت: رسول خدا و امیرالمومنین و فاطمه و حسن و حسین و امامانی که فرزندان پاک او هستند نزد وی تمثل پیدا می کنند، به او می گویند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین و فاطمه و حسن و حسین و ائمه (علیهم السلام) رفیقان تو هستند، وی چشمان خود را باز می کند و می نگرد، به روح او از ناحیه پروردگار گرامی ندا می دهند و می گویند: ای نفس مطمئن و آرام با محمد و اهل بیت او، به سوی پروردگارت خشنود به ولایت و راضی به ثواب باز گرد، و داخل بندگانم شو، یعنی محمد و اهل بیت او (علیهم السلام) و وارد بهشت شو، هیچ چیز بهتر از دادن روح و رسیدن به منادی برای وی نیست. و قمی(1535) روایتی را در معنای همین روایت نقل کرده است. در تحقیق این اخبار گوییم: شما دانستید که در انسان نور خدا و ظلمت طاغوت مکنون است، تا حقیقت اختیار در وی شکل گیرد، هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به عروة الوثقی اختیار در وی شکل گیرد، هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به عروة الوثقی که هرگز پاره نمی شود چنگ زده. خدا ولی کسانی است که ایمان آورده اند و ایشان را از ظلمت ها به نور می آورند و اولیای کسانی که کفر ورزیده اند طاغوت است که ایشان را از نور به سوی ظلمات می کشانند.
و دانستید که نور خدا عبارت از سر آل محمد (علیهم السلام) است. لذا هنگامی که مومن به احتضار افتاد، آن نور به شکل حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه (علیهم السلام) تجلی می کند. لذا به اندازه ایمان هر کس تفاوت هایی پیش می آید، برخی ایشان را می بینند، در برخی ایشان حاضر می شوند و بر بالای سرشان و چپ و راست ایشان می نشینند، چنان که در این باره روایاتی آمده است. و همین سر در همه مواقف شفیع اوست و درباره همین اخباری وارد شده که موالیان آن حضرت با ایشان و در زمره ایشان محشور می شوند و هر کس فلان سوره و یا فلان دعا را بخواند، دارای اجر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا دیگر پیامبران است، مراد ظهور انوار ایشان در عوالم اوست که به عنوان پاداش آن سوره و آن عمل متمصل می گردند، وگرنه شأن و منزلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر انبیاء (علیهم السلام) از این برتر و بالاتر است که کسی به ایشان مشارکت کند، و همچنین درباره دیگر انبیا چنین است. چه این که می توان همه چیزی ممکن است، در حالی که ایشان به چشم بهم زدنی مشرک نشده اند و گناه صغیره و یا کبیره ای را به عمد و یا اشتباه و یا در حال فراموش که باعث آن شیطان شده باشد مرتکب نشده اند و نیز خداوند ایشان را به فراموشی نیفکنده تا گناهی کنند. بنابراین بر همه ایشان و در همه حالات زنده و یا مرده درود خداوند باد!
فرمود:

بکم یسلک الی الرضوان

اشاره به آیه شریفه وعد الله المومنین و المومنات جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و مساکن طیبة فی جنات عدن و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظیم(1536) دارد. بدان که خشنودی خداوند عبارت از آرامش جان به مشتهیات نیست. چنان که خشم و غضب خدا عبارت از تنفر از دیگران نیست. بلکه خشنودی و رضایت عبارت از حقایق اسمایی است که خداوند خود را به آن نامید، این حقایق از اسم الله و از فروع آن یعنی اسماء حسنی هستند. چنان که غضب و خشم خداوند به معنای حقایق اسمایی است که خداوند از نامیدن خود به آنها منع کرد و از آن تبری جسته است.
پس مراد این است اگر موالیان شما در دنیا به واسطه ولایت شما و آفریده شدن از زیادی طینت شما مشمول همه خیرات شده اند، و در پرتو انوار شما قرار گرفته اند، با این که چنین نعمت هایی در دنیا اتفاق افتاد، چه این که در این نشأه شیعیان مصداقی از مصادیق جزیی اسم الله هستند و ظهور آن نیز با توجه به آغشتگی به کدورت ها و تیرگی های جسمانی ناچیز و در کم ترین مرتبه ظهور قرار دارد، لذا اگر در نشأه دیگر تجلی کنید چه خواهد شد. آن تجلی که در اعلی مرتبه اش انجام خواهد شد و آن مرتبه رضوان می باشد که همه حجاب ها و تیرگی ها را برخواهد داشت، مرتبه رضوان در بهشت واقع است که نهرها در زیر آن جاری اند و دارای منازل عالی با همه آنچه که دل خواهان آن است و چشم ها را می نوازد می باشد، همه این نعمت ها ظهور و بروزهای مراتب اسم الله و حجاب های او هستند و او خدایی است که مومنین و مومنا را وعده چنین بهشت ها و رضوان داده است، این رستگاری بزرگی است و الحمد لله رب العالمین.

احوال کافران در زمان مرگ

فرمود:
و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن
این اشاره به آیه شریفه: ان الذین کذبوا بآیاتنا واستکبروا عنها لا تفتح لهم أبواب السماء و لا یدخلون الجنة حتی یلج الجمل فی سم الخیاط و کذلک نجزی المجرمین لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش و کذلک نجزی الظالمین(1537) یعنی: کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرش آن تکبر ورزیده اند درهای آسمان ها برای ایشان باز نمی شود و وارد بهشت نمی شوند مگر این که طناب در سوراخ سوزان وارد شود. و این گونه ستمگران را عقاب می کنیم. مهد ایشان از دوزخ و از بالا پرده ها ایشان را در بر گرفته، این گونه ستمگران را پاداش می دهیم.
و در مجمع البیان از امام باقر (علیه السلام)(1538) روایت شده است که اعمال و ارواح مومنین به سوی عالم بالا برده می شوند، و درها برای آنها باز می شود، ولی اعمال و ارواح کافران را بالا می برد تا به آسمان می رسد، از آنجا منادی ندا می دهد او را به سجین ببرید، سجین وادی است که در حضر موت واقع است و نام آن برهوت می باشد. پس مراد از آیات آل محمد (علیهم السلام) می باشد. و در این باره روایات فراوانی وارد شده و در بحار(1539) بابی در کتاب امامت منعقد شده است، پس کسانی که ایشان را تکذیب کرده و از ولایت ایشان سر باز زده اند و تکبر نموده اند، درهای آسمان ها برای ایشان باز نمی شود، یعنی اسم الله با هیچ یک از مراتب و شؤون خود برای ایشان تجلی نمی کند. چه این که آنها نوری که در ایشان نهفته است خاموش نموده اند. و مظاهرش را تکذیب کرده و خود را بزرگ تر
از این دانستند که به ولایت ایشان تن در دهند، و آتش اسماء طاغوتی مکنون در درون خود را شعله ور ساختند و به مظاهر آن ایمان آورده اند، بنابراین ایشان در جهنم مهدهایی دارند که مظاهر مراتب طاغوت بوده و بالا سر آن پرده هایی است که از مظاهر مراتب طاغوت می باشد و خداوند ایشان را با آن عذاب می کند. پروردگارا! ما از این اسماء طاغوتی به تو پناه می بریم و از بدی عاقبت به تو پناهنده می گردیم. ای کسی که بین بنده و دلش حائل می گردی!
در این که غضب را به رحمن اضافه کرده و فرمود غضب الرحمن اشاره به این است که کسانی که دشمنان ائمه (علیهم السلام) را دوستان خود گرفتند و ولایت ایشان را انکار نموده اند قابلیتی برای رحمت بر ایشان باقی نمی ماند به گونه ای که رحمت رحمانیه ای که همه اشیاء را در بر گرفته در حق ایشان به خشم مبدل می شود.