فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

معنایی لطیف از فرج امام (علیه السلام)

فرمود:
و أشرقت الأرض بنورکم
این جمله اشاره به آیه و أشرقت الأرض بنور ربها.(1520) قمی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: رب و پروردگار زمین امام آن است، گفتند: هنگامی که قیام کند چه خواهد شد؟ فرمود: مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند و از نور امام استضائه می کنند.
و در ارشاد مفید از آن حضرت روایت شده که فرمود: هنگامی که قائم ما ظهور کند زمین به نور پروردگارش روشن شود و مردم از نور خورشید بی نیاز شده و تاریکی از بین می رود.
و بیان این فقره و آیه شریفه و اخبار یاد شده این است که: مورد این آیه در ظهور حضرت حجت (علیه السلام) است و در آن زمان عصر دولت حق و اسم الله و مراتب آن است. و دانستید که مظهر کلی آن امام و مظاهر جزئی آن مومنین هستند و هنگامی که دوران دولت آن حضرت رسید، همه مراتب اسماء حسنی باید به کار گرفته شده و آثارشان از آن بروز یابد، از جمله آنها اسم علیم و قدیر و سمیع و بصیر و دیگر اسماء است. این اسماء تا سیصد و شصت اسم می رسد و هنگامی که همه مراتب الله اعمال شود مصادیق اسم الله در مومنین نیز با همه مراتب اعمال می شود لذا نیازی به دانش و قدرت و مال دیگران و نور خورشید و ماه در روز و شب ندارند، و لذا زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد.
و همین جمله معنای این سخن است که فرموده اند: اذا اخرج وضع یده علی رؤوس الخلایق فیکمل بذلک ایمانهم؛ یعنی هنگامی که آن حضرت خارج شود دست خود را بر سرهای مردم می گذارد و ایمان آنها با آن کامل می شود... لذا مردم در همه اعمال صادقانه با خدا رفتار می کنند و به او اخلاص می ورزند و زمان دولت های طاغیان به سر می آید، چه این که امام مصداق کلی اسم الله است، هنگامی که زمان دولتش برسد و مراتب آن ظهور پیدا کند کسانی که مصادیق جزئیه آن حضرت هستند نیز باید آثارشان بارز و ظاهر شود و این معنای جمله آن حضرت در دعای افتتاح است که: و ابدله من بعد خوفه امنا یعبدک لا یشرک بک شیئا؛ یعنی: به امنیتی برسد که تقیه از بین برداشته شود و از اسماء طاغوتی اثری باقی نماند و این به واسطه ظهور اسم الله و مراتب آن است.
و معنای آیه شریفه این است که بعد از بیم ایشان را ایمن نماییم، ایشان مرا عبادت کنند و هیچ شرکی نورزند، یعنی به اسم الله در زمان دولت طاغوت ها در نهان و سر عمل می کنند و در این دوره طاغوت ها آشکارا به اسماء طاغوتی عمل می کنند و در زمان ظهور حضرت حجت (علیه السلام) زمان دولت اسماء طاغوتی و مظاهر آن پایان می یابد و در عالم وجودی موثری جز اسم الله وجود ندارد و او خیر مطلق است. چگونه نشر و پخش همه امور خیر در آن زمان در کتابهای مفصل یاد شده، به آن مراجعه کنید.
امیرالمومنین (علیه السلام)(1521) فرمود: الهی من تعرف بک غیر مجهول خدایا هر کس به تو شناخته شد ناشناخته نیست. یعنی هر کس مبدأ ظهورش اسم الله باشد در همه مراتب اسماء حسنی شناخته شده است، بر خلاف کسی که مبدأ ظهورش غیر خدا از اسماء حسنی باشد. چه این که وی معروف و شناخته شده نیست مگر برای کسانی که مبدأ ظهور آنها باشد. یعنی برای اسمایی که او مبدأ ظهور آنها شده است، پس هر کس مبدأ ظهورش اسم الله بوده و جامع همه مراتب اسماء باشد قادر و عالم و سمیع و بصیر است.
و فرمود:(1522) هر کس به تو پناهنده شود هرگز تنها نمی گردد و هر کس تو به او روی آوری مملوک کسی نمی شود. پروردگارا هر کس به واسطه تو سیر کند، نورانی است و هر کس به تو چنگ زند در پناه تو خواهد بود.
و فرمود:(1523) الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة؛ یعنی: تا چشمان دل مراتب اسماء را بشکافد و به آنچه که مرآت تامه الوهیت توست برسد. آن کس که به چشیدن معرفت او دست پیدا کند چگونه کلمات وی را شیرین می یابد.

مرگ برای مومن شیرین است

فرمود:
و فاز الفائزون بولایتکم
هر کس در خود سر ایشان را بیابد و در عالمش به اسم الله برسد، اسم الله که مبدأ ظهورش از اضافه طینت شماست، (به رستگاری می رسد)، پس این اشاره به آیه شریفه ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا و فی الاخرة و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلا من غفور رحیم(1524) یعنی: کسانی که گفتند: خداوند پروردگار ماست آنگاه استوار ایستادند، فرشتگان بر ایشان فرود می آید، به این که نهراسید و غمگین نباشید و به بهشتی که به شما وعده داده شد بشارت باد!
ما در دنیا و آخرت دوستان شما هستیم و شما در بهشت هر چه دلتان بخواهد از آن شما خواهد بود و هر چه را بخواهید فراهم است، آنها از نزد خداوند بخشنده مهربان فرود می آیند.
در این که فرمود: ثم استقاموا قمی(1525) روایت کرده که مراد استقامت بر ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است.
در کافی(1526) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: ایشان بر امامان یکی بعد از دیگری پایمردی کردند. و در مجمع البیان از امام رضا (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت از استقامت پرسیدند، فرمود: استقامت همان است که شما بر آن هستید.
در فقره تتنزل علیهم الملائکة: در مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) و تفسیر قمی روایت شده که فرمود: به هنگام مرگ.
در آیه (ألا تخافوا) یعنی از سختی های مرگ که در پیش رو دارید نهراسید.
(و لا تحزنوا) یعنی بر اهل و اموالی که بر جای گذاشتید غمگین مباشید.
و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون یعنی: بشارت باد به بهشتی که در دنیا بدان وعده داده شده بودید.
نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا قمی(1527) روایت کرده که: ما شما را از شیاطین حفظ می کردیم.
و فی الاخرة فرمود: یعنی در هنگام مرگ.
در کافی(1528) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که ما اولیاء و دوستان شما در زندگی دنیا بوده ایم، یعنی شما را در دنیا حراست می کردیم و در آخر به هنگام مرگ شما را حفظ می نمودیم.
و قمی(1529) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: هیچ ولی و دوستدار ما و دشمن با دشمنان ما نمی میرد مگر این که رسول خدا و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین در کنار او حاضر می شوند و او را می بینند و به او بشارت می دهند و اگر از موالیان و دوستان آنها نباشد ایشان را می بینند به طوری که بدشان می آید. و دلیل آن سخن امیرالمومنین (علیه السلام)(1530) به حارث همدانی است:
یا حار همدان من یمت یرنی من مومن أو منافق قبلا
ای حارث همدانی هر کس از مومن و منافق به هنگام مردن مرا می بیند.
و در تفسیر امام (علیه السلام)(1531) در ضمن آیه الذین یظنون أنهم ملاقو ربهم(1532) از سوره بقره فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیوسته مومن ترسان از بدی عاقبت می باشد و یقین به وصول به رضوان خدا پیدا نمی کند تا این که هنگام گرفتن روحش برسد و ملک الموت برای او تمثل پیدا کند. چه این که ملک الموت به هنگامی نزد مومن می آید که در بیماری بسیار شدید و دلتنگی غیر قابل وصف قرار دارد، چه این که اموال خود را بر جای می گذارد و نیز از دگرگونی و اضطراب ناشی از همکاران و خانواده و حسرت های باقی مانده و آرزوهای دست نیافته ناراحت است، در این هنگام ملک الموت به او می گوید: چرا این همه غصه های فراوان را فرو می دهی؟
می گوید: احوال مضطرب مرا می بینی و می خواهی مرا قبل از رسیدن به آرزوهایم به آن سو ببری؟ فرشته مرگ می گوید: آیا خردمند از فقدان درهم های بی ارزش ناراحت و غمگین می شود در حالی که در مقابل آن هزاران هزار برابر دنیا به او داده می شود. آنگاه فرشته مرگ به او می گوید: به بالا بنگر، او می نگرد و درجات بهشت و قصرهایی را می بیند که آرزوها نمی توانند چنان صحنه هایی را در خود تصور کنند، فرشته مرگ می فرماید: آنها منزل ها و نعمت ها و اموال و اهل و خانواده و اشخاص صالح خانواده و ذریه تو هستند، ایشان در آنجا با تو هستند، آیا می خواهی این زندگی و اموال اینجا را با آنجا عوض کنی؟
می گوید: به خدا سوگند آری!
آنگاه فرشته مرگ می گوید: بنگر، وی حضرت محمد و علی و آل طاهرین (علیهم السلام) او را در اعلی علیین می بیند، و پرسد: آیا ایشان را دیده ای؟ ایشان سادات و امامان تو هستند، در آنجا همنشین ها و اهل انس تو هستند. آیا خشنود نیستی که مردم اینجا را رها کنی و با آنها همنشین و مانوس باشی؟ پاسخ می دهد: به خدا قسم آری و همین مفاد آیه شریفه است که فرمود: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا(1533) پس هر منازل هولناکی که در پیش روی شما بود خداوند آن را کفایت کرد و از آنچه بر جای می گذارید از قبیل فرزندان و خانواده غمگین نباشید. چه این که آنچه در بهشت مشاهده کرده اید به عوض آنهاست و بشارت باد به بهشتی که به شما وعده داده شد. که این منازل شما و این آقایان شما و انیس های شما و همنشین های شما هستند.
و در کافی(1534) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدند: آیا مومن قبض روحش را ناخوش دارد؟ فرمود: نه به خدا قسم، چه این که وقتی فرشته مرگ برای قبض روح وی آمد، ناله می کند ولی فرشته مرگ به او می گوید: ای ولی خدا ناله نزن. سوگند به آن کس که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث کرد من از پدر مهربان بر تو (اگر اینجا بود) نیکوکارتر و دلسوزترم. چشمان خویش را باز کن و بنگر، گفت: رسول خدا و امیرالمومنین و فاطمه و حسن و حسین و امامانی که فرزندان پاک او هستند نزد وی تمثل پیدا می کنند، به او می گویند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین و فاطمه و حسن و حسین و ائمه (علیهم السلام) رفیقان تو هستند، وی چشمان خود را باز می کند و می نگرد، به روح او از ناحیه پروردگار گرامی ندا می دهند و می گویند: ای نفس مطمئن و آرام با محمد و اهل بیت او، به سوی پروردگارت خشنود به ولایت و راضی به ثواب باز گرد، و داخل بندگانم شو، یعنی محمد و اهل بیت او (علیهم السلام) و وارد بهشت شو، هیچ چیز بهتر از دادن روح و رسیدن به منادی برای وی نیست. و قمی(1535) روایتی را در معنای همین روایت نقل کرده است. در تحقیق این اخبار گوییم: شما دانستید که در انسان نور خدا و ظلمت طاغوت مکنون است، تا حقیقت اختیار در وی شکل گیرد، هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به عروة الوثقی اختیار در وی شکل گیرد، هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به عروة الوثقی که هرگز پاره نمی شود چنگ زده. خدا ولی کسانی است که ایمان آورده اند و ایشان را از ظلمت ها به نور می آورند و اولیای کسانی که کفر ورزیده اند طاغوت است که ایشان را از نور به سوی ظلمات می کشانند.
و دانستید که نور خدا عبارت از سر آل محمد (علیهم السلام) است. لذا هنگامی که مومن به احتضار افتاد، آن نور به شکل حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه (علیهم السلام) تجلی می کند. لذا به اندازه ایمان هر کس تفاوت هایی پیش می آید، برخی ایشان را می بینند، در برخی ایشان حاضر می شوند و بر بالای سرشان و چپ و راست ایشان می نشینند، چنان که در این باره روایاتی آمده است. و همین سر در همه مواقف شفیع اوست و درباره همین اخباری وارد شده که موالیان آن حضرت با ایشان و در زمره ایشان محشور می شوند و هر کس فلان سوره و یا فلان دعا را بخواند، دارای اجر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا دیگر پیامبران است، مراد ظهور انوار ایشان در عوالم اوست که به عنوان پاداش آن سوره و آن عمل متمصل می گردند، وگرنه شأن و منزلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر انبیاء (علیهم السلام) از این برتر و بالاتر است که کسی به ایشان مشارکت کند، و همچنین درباره دیگر انبیا چنین است. چه این که می توان همه چیزی ممکن است، در حالی که ایشان به چشم بهم زدنی مشرک نشده اند و گناه صغیره و یا کبیره ای را به عمد و یا اشتباه و یا در حال فراموش که باعث آن شیطان شده باشد مرتکب نشده اند و نیز خداوند ایشان را به فراموشی نیفکنده تا گناهی کنند. بنابراین بر همه ایشان و در همه حالات زنده و یا مرده درود خداوند باد!
فرمود:

بکم یسلک الی الرضوان

اشاره به آیه شریفه وعد الله المومنین و المومنات جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و مساکن طیبة فی جنات عدن و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظیم(1536) دارد. بدان که خشنودی خداوند عبارت از آرامش جان به مشتهیات نیست. چنان که خشم و غضب خدا عبارت از تنفر از دیگران نیست. بلکه خشنودی و رضایت عبارت از حقایق اسمایی است که خداوند خود را به آن نامید، این حقایق از اسم الله و از فروع آن یعنی اسماء حسنی هستند. چنان که غضب و خشم خداوند به معنای حقایق اسمایی است که خداوند از نامیدن خود به آنها منع کرد و از آن تبری جسته است.
پس مراد این است اگر موالیان شما در دنیا به واسطه ولایت شما و آفریده شدن از زیادی طینت شما مشمول همه خیرات شده اند، و در پرتو انوار شما قرار گرفته اند، با این که چنین نعمت هایی در دنیا اتفاق افتاد، چه این که در این نشأه شیعیان مصداقی از مصادیق جزیی اسم الله هستند و ظهور آن نیز با توجه به آغشتگی به کدورت ها و تیرگی های جسمانی ناچیز و در کم ترین مرتبه ظهور قرار دارد، لذا اگر در نشأه دیگر تجلی کنید چه خواهد شد. آن تجلی که در اعلی مرتبه اش انجام خواهد شد و آن مرتبه رضوان می باشد که همه حجاب ها و تیرگی ها را برخواهد داشت، مرتبه رضوان در بهشت واقع است که نهرها در زیر آن جاری اند و دارای منازل عالی با همه آنچه که دل خواهان آن است و چشم ها را می نوازد می باشد، همه این نعمت ها ظهور و بروزهای مراتب اسم الله و حجاب های او هستند و او خدایی است که مومنین و مومنا را وعده چنین بهشت ها و رضوان داده است، این رستگاری بزرگی است و الحمد لله رب العالمین.