فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و بخع کل متکبر لطاعتکم

بجوع از بجع مثل منع بجوعا یعنی به آن اقرار کرد و خاضع شد، یعنی هر متکبری که بزرگی شأن و ذات شما را بشناسد اقرار و خضوع به طاعت شما را فخر خویش می داند و طاعت شما را باعث زیادت بزرگی خود می داند.
فرمود:

و ما انت علیهم بجبار و خضع کل جبار لفضلکم و ذل کل شی ء لکم

جبار مسلط است و لذا فرمود: و ما أنت علیهم بجبار(1519) یعنی: تو بر ایشان مسلط نیستی. مراد این است که همه سلاطین بعد از این که سلطنت خود را در کنار سلطنت او ناچیز و نابود می یابند، لذا به سلطنت و استیلای شما خاضع می شوند و همه این خضوع و خشوع در دنیا برای کسانی است که شما را از روی اختیار بشناسند و در رجعت ایشان به طوع و یا کره خاضع خواهند شد. و احتمال می رود که این جمله به معنای انشاء باشد. یعنی بر همه انسان های شریف لازم است که برای شرافت شما خم شوند و بر هر متکبری واجب است که به طاع شما اقرار نماید و بر همه جباران است که برای فضیلت شما خاضع شوند.

معنایی لطیف از فرج امام (علیه السلام)

فرمود:
و أشرقت الأرض بنورکم
این جمله اشاره به آیه و أشرقت الأرض بنور ربها.(1520) قمی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: رب و پروردگار زمین امام آن است، گفتند: هنگامی که قیام کند چه خواهد شد؟ فرمود: مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند و از نور امام استضائه می کنند.
و در ارشاد مفید از آن حضرت روایت شده که فرمود: هنگامی که قائم ما ظهور کند زمین به نور پروردگارش روشن شود و مردم از نور خورشید بی نیاز شده و تاریکی از بین می رود.
و بیان این فقره و آیه شریفه و اخبار یاد شده این است که: مورد این آیه در ظهور حضرت حجت (علیه السلام) است و در آن زمان عصر دولت حق و اسم الله و مراتب آن است. و دانستید که مظهر کلی آن امام و مظاهر جزئی آن مومنین هستند و هنگامی که دوران دولت آن حضرت رسید، همه مراتب اسماء حسنی باید به کار گرفته شده و آثارشان از آن بروز یابد، از جمله آنها اسم علیم و قدیر و سمیع و بصیر و دیگر اسماء است. این اسماء تا سیصد و شصت اسم می رسد و هنگامی که همه مراتب الله اعمال شود مصادیق اسم الله در مومنین نیز با همه مراتب اعمال می شود لذا نیازی به دانش و قدرت و مال دیگران و نور خورشید و ماه در روز و شب ندارند، و لذا زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد.
و همین جمله معنای این سخن است که فرموده اند: اذا اخرج وضع یده علی رؤوس الخلایق فیکمل بذلک ایمانهم؛ یعنی هنگامی که آن حضرت خارج شود دست خود را بر سرهای مردم می گذارد و ایمان آنها با آن کامل می شود... لذا مردم در همه اعمال صادقانه با خدا رفتار می کنند و به او اخلاص می ورزند و زمان دولت های طاغیان به سر می آید، چه این که امام مصداق کلی اسم الله است، هنگامی که زمان دولتش برسد و مراتب آن ظهور پیدا کند کسانی که مصادیق جزئیه آن حضرت هستند نیز باید آثارشان بارز و ظاهر شود و این معنای جمله آن حضرت در دعای افتتاح است که: و ابدله من بعد خوفه امنا یعبدک لا یشرک بک شیئا؛ یعنی: به امنیتی برسد که تقیه از بین برداشته شود و از اسماء طاغوتی اثری باقی نماند و این به واسطه ظهور اسم الله و مراتب آن است.
و معنای آیه شریفه این است که بعد از بیم ایشان را ایمن نماییم، ایشان مرا عبادت کنند و هیچ شرکی نورزند، یعنی به اسم الله در زمان دولت طاغوت ها در نهان و سر عمل می کنند و در این دوره طاغوت ها آشکارا به اسماء طاغوتی عمل می کنند و در زمان ظهور حضرت حجت (علیه السلام) زمان دولت اسماء طاغوتی و مظاهر آن پایان می یابد و در عالم وجودی موثری جز اسم الله وجود ندارد و او خیر مطلق است. چگونه نشر و پخش همه امور خیر در آن زمان در کتابهای مفصل یاد شده، به آن مراجعه کنید.
امیرالمومنین (علیه السلام)(1521) فرمود: الهی من تعرف بک غیر مجهول خدایا هر کس به تو شناخته شد ناشناخته نیست. یعنی هر کس مبدأ ظهورش اسم الله باشد در همه مراتب اسماء حسنی شناخته شده است، بر خلاف کسی که مبدأ ظهورش غیر خدا از اسماء حسنی باشد. چه این که وی معروف و شناخته شده نیست مگر برای کسانی که مبدأ ظهور آنها باشد. یعنی برای اسمایی که او مبدأ ظهور آنها شده است، پس هر کس مبدأ ظهورش اسم الله بوده و جامع همه مراتب اسماء باشد قادر و عالم و سمیع و بصیر است.
و فرمود:(1522) هر کس به تو پناهنده شود هرگز تنها نمی گردد و هر کس تو به او روی آوری مملوک کسی نمی شود. پروردگارا هر کس به واسطه تو سیر کند، نورانی است و هر کس به تو چنگ زند در پناه تو خواهد بود.
و فرمود:(1523) الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة؛ یعنی: تا چشمان دل مراتب اسماء را بشکافد و به آنچه که مرآت تامه الوهیت توست برسد. آن کس که به چشیدن معرفت او دست پیدا کند چگونه کلمات وی را شیرین می یابد.