فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض الا باذنه و بکم ینفس الهم و یکشف الضر و عندکم ما نزلت به رسله و هبطت به ملائکته

هر یک از این فقره ها برای بیان شأنی از شؤون ایشان است، یعنی ابر باران زا مظهری از مظاهر شماست، چنان که آسمان ها و زمین و دیگر موجودات چنین هستند، زیرا هر موجودی مظهری از اسماء حسنی است و اسماء حسنی شؤون اسم خدا هستند که شما مظاهر تامه و صور کلیه او هستید و دیگر موجودات مظاهر جزئیه و صور شأنی از شؤون آن هستند. پس قوام همه موجودات به سر شماست که محیط بر همه اشیاء است و در شرح حدیث حدوث اسماء در موضع الرسالة بیان شده است، و لذا همه اشیاء در تحت طاعت ایشان است و منطق آنها را می دانند و به اوامر ایشان کار می کنند و از نواهی آنها پیروی می نمایند. مثل فرشتگان و جن و انس و وحوش و پرندگان و بهائم و گیاه و جماد و غیره، چنان که پژوهشگر در کتابهای معجزات ایشان آن را می یابد.

ائمه (علیهم السلام) ورثه علوم نبوتند

فرمود:
و الی جدکم و الی أخیک بعث
الروح الأمین
اگر زیارت امیرالمومنین باشد باید چنین گفت: و الی اخیک بعث الروح الامین مراد از روح الامین جبرئیل است چه این که فرمود: و انه لتنزیل رب العالمین نزل به الروح الأمین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین(1516) یعنی: این قرآن نازل شده از ناحیه پروردگار جهانیان است، روح الامین بر دل تو فرود آورده است تا تو از انذار کنندگان با زبان عربی روشن باشی.
اشکال نشود: از این که الی جدکم را مقدم داشته تقدیم ظرف دلالت بر حصر بعثت جبرئیل بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است و بر دیگر انبیاء جبرئیل نازل شده است، در حالی که این خلاف ضرورت و بداهت است. و ثانیا امام در مقام بیان امور ویژه به ائمه (علیهم السلام) است. لذا نام این فقره در اینجا مناسب به نظر نمی رسد چه این که پاسخ می دهیم، بعثت ابتدای ظهور شی ء بدون تعین به یکی از مراتب است و چنین مطلبی فقط ویژه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و دیگر پیامبران چنین نیستند، چه این که آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) جبرئیل را دوبار با صورت واقعی خود دید. و چنانچه گفتند: دیگر انبیاء او را این چنین ندیدند. بلکه در توحید(1517) از امیرالمومنین روایت شده که در آیه ما زاغ البصر و ما طغی لقد رأی من آیات ربه الکبری(1518) فرمود: آن حضرت دوبار جبرئیل را در شمایل واقعی خود دید، در آیه یک بار مطرح شده و نیز بار دیگر در جای دیگر. چه این که خلقت جبرئیل بسیار عظمت دارد و لذا از روحانیین است که جز خداوند جهانیان آفرینش وصف ایشان را درک نمی کند، پس مقتضای حدیث مزبور این است که بعثت جبرئیل ویژه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
بلکه دانستید که نور آن حضرت قبل از همه اشیاء حتی لوح و قلم و عرش و کرسی و فرشتگان و آسمان ها و زمین و خورشید و ماه و غیره آفریده شده. آنگاه خداوند همه اشیاء را از نور ایشان آفریده و قبلا در اخبار طینت بیان شد، پس اولین خیزش و انبعاث حقیقت جبرئیل و دیگر فرشتگان در حقیقت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و سپس برای همه پیامبران و رسولان به مرتبه ای از مراتب خود ظاهر شده است. پس انبعاث جبرئیل عبارت از ظهور به صورت اصلی است و این ویژه آن حضرت است که خاتم پیامبران می باشد، یعنی آخرین مراتب وی می باشد که بالاتر از آن مرتبه نبوت مطلقه می باشد.
و اما بیان این فقره در ضمن دیگر خصائص آل محمد (علیهم السلام) به این خاطر است که علم و دیگر کمالات حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با ائمه نیز هست، البته تنها ختمیت در نبوت اختصاص آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) است. به همین خاطر بعد از آن حضرت، ائمه (علیهم السلام) برترین خلایق هستند و همه دارایی های آن حضرت به ارث به اهل بیت (علیهم السلام) رسید، چنان که در حدیث دو اناری که جبرئیل برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) آورد بیان شد در آنجا آن حضرت تنها یکی از آن دو را خورد و دیگری را نصف کرد و نصف را خود و نصف دیگر را به علی داد و فرمود: انار خست نبوت بود و لذا تو از آن بهره ای نداری و انار دوم علم است که تو در آن شریک منی، در این باب اخبار فراوانی وجود دارد که در کافی بابی باز شده است. بنابراین این فقره در این جا می رساند که همه علومی که جبرئیل از ناحیه پروردگار گرامی برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است، خداوند به وی فرمان داده است که آن را به علی (علیه السلام) بیاموزد و آن حضرت در علم و دیگر صفات وارث آن حضرت می باشد و ائمه (علیهم السلام) وارث آن حضرت هستند.
فرمود:

آتاکم الله ما لم یؤت أحدا من العالمین

چگونه چنین نباشد در حالیکه ایشان وارثان خاتم پیامبران و سید مرسلین و عترت خیرة رب العالمین است که شرح آن در فقرات سابق بیان شد.
فرمود: