فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در گرایش اهل ایمان به ولایت ائمه (علیهم السلام) که باعث نجات و شفاعت است

تحقیق این مطلب به گونه ای که دلها استوار گردد این است که هر کس علی را دوست داشته باشد، مبدأ ظهور و طینت وی از علیین است، علیین مرتبه اسم الله است که اسماء حسنی به طور کامل فروع و شاخه های آنند، و همه خیرات از شؤون آنند، لذا هیچ شاخه ای از شاخه های طاغوت از ایشان صادر نمی شود، مگر از باب لغزش های کوچک و یا غفلت و غلیان شهوت می باشد و لذا ذاتی او نیست.
به همین خاطر از باب عناد، و انکار زشتی گناه نیست، به همین خاطر پشیمانی وجود او را می گیرد، گرچه این پشیمانی بعدها انجام گیرد، چنان که خداوند در وصف متقین فرمود: والذین اذا فعلوا فاحشة أو ظلموا أنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون أولئک جزاؤهم مغفرة من ربهم و جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و نعم أجر العالمین(1477) یعنی: و کسانی که عمل زشتی انجام داده و یا به خود ستم کردند، خداوند را به یاد آوردند و برای گناهان خویش طلب بخشش کردند و چه کسی جز خدا گناهان را می بخشد و بر آنچه انجام داده اند اصرار نمی ورزند و ایشان می دانند، پاداششان آمرزش پروردگارشان و بهشتی است که از زیر آن نهرها جاری است، در آن جاودان بمانند و پاداش خوشی برای عمل کنندگان است.
در کافی(1478) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: فواحش عبارتند از زنا، دزدی، و لمم عبارت از این است که کسی به گناه آلوده شود و از خداوند طلب بخشش کند. و از آن حضرت روایت شده(1479) که فرمود: هیچ گناهی نیست که بنده مومن با آن عادت کند و زمانی ترکش کند، و باز بدان آلوده گردد، و لذا خدای - تعالی - فرمود: الذین یجتنبون کبائر الاثم والفواحش الا اللمم(1480) فرمود: اللمام بنده ای است که به گناهی بعد از گناهی آغشته می شود ولی از طبیعت وی ناشی نشده است. و در روایتی فرمود:(1481) الهنة بعد الهنة یعنی گناهی بعد از گناه. و در روایت دیگری(1482) لمم گناهی است که بنده مرتکب می شود و دیرگاهی بدان دست نمی زند، آنگاه دوباره مرتکب آن می شود.
گویم: به همین خاطر مولای ما(1483) سید الساجدین (علیه السلام) فرمود: الهی لم أعصک حین عصیتک و أنا بربوبیتک جاحد و لا بأمرک مستخف و لا لعقوبتک متعرض و لا لو عیدک متهاون و لکن خطیئة عرضت و سولت لی نفسی و غلبنی هوای و أعاننی علیها شقوتی و غرنی سترک المرخی علی فقد عصیتک و خالفتک بجهدی یعنی: خدایا! من به هنگامی که تو را نافرمانی کردم، پرورش و ربوبیت تو را منکر نبودم و فرمان تو را سبک نشمردم و نمی خواستم خود را در معرض عقوبت تو قرار دهم و یا وعید تو به عقاب را سست بشمارم، ولیکن گناهی بر من طاری شد و نفسم مرا وسوسه کرد و هوای من بر من چیره شد و شقاوت من کمک و یاور وی شد، و پرده ای که بر من پوشیده ای مرا فریب داد و من تو را نافرمانی کردم و مخالفت...
و مولی امیرالمومنین (علیه السلام)(1484) فرمود: الهی ان کانت قطیعة و لکنی ما اردت بها قطیعة یعنی: پروردگارا! اگر گناهان قطع رحم باشد، ولیکن من نمی خواستم قطع کنم و امثال این عبارت ها از امامان (علیهم السلام) فراوان است و همه آنها دلالت دارد بر این که صدور معصیت از مومن ممکن است، ولی این معصیت ذاتی مومن نیست، بلکه از باب لمم و عارضه ای است که بر او عارض شده است، آنگاه با پشیمانی آن گناه را تدارک می کند و توبه می نماید. چنانکه خدای - تعالی - در وصف متقین فرمود: و الذین اذا فعلوا فاحشة... که دلالت دارد بر این که فواحش از مومنین صادر می شود و یا ممکن است بر گناهی اصرار داشته باشند ولی این ارتکاب با انکار نیست و با علم و سبک شمردن آن نمی باشد، بلکه چیره شدن هوی و غفلت و غیر آنهاست، این موارد با ایمان منافات ندارد، چه این که مومن بر رحمت واسعه خداوند و بخشش او توکل می کند، و امید به شفاعت دارد، بنابراین در حقیقت نافرمانی وی با این عنوان از ایمان وی پرده بر می دارد و از اعتقاد وی خبر می دهد به این که چنین گناهی نباید از او صادر شود و با آن مستحق عذاب خدا می گردد.

در این که زیارت و ملاقات با ائمه: باعث رقت قلب می گردد

این از حالاتی است که قلب لحظه به لحظه از آن به حالی دیگر منقلب می شود. و از امام باقر (علیه السلام) و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)(1485) به آن در این روایت کافی از سلام بن مستنیر اشاره کرده اند گفت: در خدمت امام باقر (علیه السلام) بودم، حمران بن اعین وارد شد و از چند مطلب پرسیدند، هنگامی که حمران خواست برخیزد، گفت: خداوند عمر طولانی به شما بدهد و ما را از وجود شما بهره مند سازد ما به خدمت شما می رسیم، از خدمت شما با رقت قلب خارج می شویم و دل ما از دنیا بر می خیزد و بر ما دارایی های مردم بی ارزش می شود، هنگامی که بیرون رفتیم و با مردم شدیم و با تاجران همنشین گردیم، دنیا را دوست می داریم. امام باقر (علیه السلام) فرمود: این دلها گاه چموش و گاه رام می شود.
آنگاه فرمود: یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشتند: ای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر خویشتن از نفاق بیمناکیم، فرمود: چرا از آن می هراسید؟ پاسخ دادند: هنگامی که در خدمت شما هستیم، ما را یادآور و متذکر ساخته و راغب به آخرت می نمایی، ما هراسناک شده و دنیا را فراموش می کنیم و زهد می ورزیم، به طوری که گویا آخرت و بهشت و دوزخ را با چشمان خود می بینیم و هنگامی که از خدمت شما بیرون رفتیم و به خانه های خویش در آمدیم و فرزندان را بوییدیم و همسر و خانواده را دیدیم، نزدیک است که از آن حالی که در خدمت تو بودیم کنده شویم به گونه ای که گویا اصلا آن حالت اتفاق نیفتاده، آیا بیم آن داری که ما منافق شده باشیم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان فرمود: هرگز، این خطورها و القاءات شیطان است که شما را به طرف دنیا ترغیب می کند. به خدا قسم اگر بر همان حالی که خویش را بدان وصف کردید،
باقی می ماندید، فرشتگان با شما دست می دادند و بر آب راه می رفتید، و اگر گناه نمی کردید و خدای را استغفار نمی نمودید خداوند مردمی را می آفرید که گناه کنید، آنگاه از خداوند خواهان بخشش شوند و خداوند ایشان را ببخشد. مومن فریب خورنده و توبه کننده است، آیا نشنیده ای که خداوند فرمود: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین(1486) و فرمود: استغفروا ربکم ثم توبوا الیه(1487)
در همان کتاب(1488) از ابان بن تغلب از آن حضرت روایت شده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هیچ بنده ای نیست که گناهی کند و پشیمان شود مگر این که خداوند او را می بخشد، قبل از این که طلب بخشش کند و هیچ بنده ای نیست که خداوند به او نعمت داده و دانست که این نعمت از خداست، مگر این که خداوند قبل از حمد او را می بخشد.
و فرمود:

و جعلنی من خیار موالیکم التابعین لما دعوتم الیه این فقره بیان برگزیدگان از دوستان ائمه (علیهم السلام) است و شرح آن در و دعائم الاخیار آمده است.

و فرمود: