فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

در شرح صدر برای ایمان

و فرمود:
و وفقنی لطاعتکم
حقیقت توفیق عبارت از فهم و بیداری بنده برای سلوک به سوی پروردگار جهانیان از راه اسم الله و مراد از آیه فمن یرد الله أن یهدیه یشرح صدره للاسلام(1459) همین است.
در توحید(1460) و تفسیر عیاشی(1461) از امام صادق (علیه السلام) روایت شد که اذا أراد بعبد خیرا نکت فی قلبه نکتة بیضاء و فتح مسامع قلبه، و وکل به ملکا یسدده، و اذا أراد الله بعبد سوءا نکت فی قلبه نکتة سوداء و سدد مسامع قلبه و وکل به شیطانا یضله، ثم تلا هذه الایة؛ یعنی: هرگاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد در دل بنده نقطه ای نورانی ایجاد می کند و گوش های دلش را باز می کند و فرشته ای بر او موکل می کند که او را محکم و تسدید کند.
و هرگاه خداوند از بنده ای خوشش نیاید در دلش نقطه ای سیاه ایجاد می کند که گوش های دلش را می بندد و شیطانی بر او می گمارد که او را گمراه نماید، آنگاه آیه مزبور را قرائت فرمود.
و در کافی(1462) از آن حضرت (علیه السلام) روایت شده که فرمود: بدانید که اگر خداوند برای بنده ای خیر بخواهد، دلش را برای اسلام منشرح می کند، هنگامی که به او شرح صدر داد، زبانش به حق گویا می شود و اعتقاد قلبی اش با آن گره می خورد و لذا به آن عمل می نماید، پس هنگامی که خداوند آنها را در وی جمع کرد، اسلام او کامل می شود و اگر بر همین حال بمیرد از مسلمانان حقیقی خواهد بود.
و اگر خداوند خیر بنده ای را نخواهد او را به خود وا می گذارد و دلش تنگ و ضیق می گردد، اگر هم از زبانش حقی جاری شود دلش معتقد با آن نمی شود و با آن گره نمی خورد و هنگامی که با دل گره نخورد عمل به آن نمی کند و اگر تا هنگام مردن چنین حالی داشته باشد در نزد خدای - تعالی - از منافقان خواهد بود، سخنان حقی که بر زبانش جاری شده و او بدان دل نبست و بدان عمل نکرد در روز قیامت حجت بر ضد او می شود، پس از خداوند پروا کنید و از او بخواهید که دلهای شما را منشرح نماید و زبان های شما را به حکمت گویا نماید تا شما در آن حال از دنیا روید.
و در مجمع البیان روایات صحیحه ای(1463) روایت شده که با نزول این آیه فمن یرد الله أن یهدیه بشرح صدره للاسلام از آن حضرت پرسیدند: مراد از شرح صدر چیست؟ فرمود: نوری است که خداوند در دل مومن می اندازد و دلش منشرح می شود و وسعت می یابد، پرسیدند: آیا نشانه ای هست که بتوان آن را شناخت؟ فرمود: آری! گرایش به دارالخلود و دل کندن از دارالغرور و آمادگی برای مرگ قبل از مردن.
گویم: هنگامی که این نور در دل قرار گرفت، لازمه آن به کار گرفتن همه اعضا و جوارح در مسیر طاعت خدا و بیزاری از معاصی است. و به همین خاطر توفیق را به همراه کردن همه اسباب به طرف مطلوب خیر معنا کرده اند. چه این که ملزوم را به لازم تفسیر نموده اند.
هنگامی که حقیقت توفیق را شناختید، حقیقت خذلان برای شما روشن می گردد و خذلان ندیدن بنده راه پروردگار را از راه اسم الله و نیز پیدایش نقطه سیاه دل دلش به گونه ای که چشم های دلش بسته گردد، چنان که روایت چنین اقتضایی دارند.

در شفاعت

فرمود:
و رزقنی شفاعتکم
حقیقت شفاعت وساطت در افاضه است، چه این که خدای - تعالی - فرمود: من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه(1464) و نیز فرمود: لا تنفع الشفاعة الا من أذن له الرحمن و رضی له قولا(1465) و قبلا در فقره مستشفع بکم این آیا و آیات دیگر بیان شد، پس شفیع نور اسم خداست که در هر نفسی مکنون است، این نور از سر آل محمد (علیهم السلام) است و هنگامی که بنده از ای راه به سوی پروردگار رود، لازمه آن التماس عفو و مغفرت از مظاهر آن یعنی آل محمد (علیهم السلام) است، خداوند شفاعت اولین و آخرین حتی پیامبران و رسولان را در روز قیامت به ایشان واگذار کرده، این افراد کسانی بوده اند که در دنیا از راه ایشان به طرف خداوند رفته بودند و لذا فرمود: لا یملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهدا(1466) یعنی: شفاعت ندارند مگر کسانی که در نزد پروردگار عهدی داشته باشند. در کافی(1467) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: الا من دان الله بولایة امیرالمومنین و الأئمة من بعده؛ یعنی مگر کسانی که خداوند را به ولایت امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) پرستش کرده باشد.
و در همان کتاب(1468) و نیز در فقیه(1469) و تهذیب(1470) و تفسیر قمی(1471) از آن حضرت از پدرش از اجدادش (علیهم السلام) روایت شده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس در هنگام مرگ خود به خوبی وصیت نکند در مروت او نقصانی هست، پرسیدند: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چگونه در هنگام مرگ وصیت کند؟
آن حضرت فرمود: هنگامی که هنگام وفات او رسید و مردم جمع شده اند، بگوید:
563
اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنَ الرَّحِیمَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْهَدُ إِلَیْکَ فِی دَارِ الدُّنْیَا أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْقَدَرَ وَ الْمِیزَانَ حَقٌّ وَ أَنَّ الدِّینَ کَمَا وَصَفْتَ وَ أَنَّ الْإِسْلَامَ کَمَا شَرَعْتَ وَ أَنَّ الْقَوْلَ کَمَا حَدَّثْتَ وَ أَنَّ الْقُرْآنَ کَمَا أَنْزَلْتَ وَ أَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِینُ جَزَی اللَّهُ مُحَمَّداً ص خَیْرَ الْجَزَاءِ وَ حَیَّا اللَّهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ بِالسَّلَامِ اللَّهُمَّ یَا عُدَّتِی عِنْدَ کُرْبَتِی وَ یَا صَاحِبِی عِنْدَ شِدَّتِی وَ یَا وَلِیَّ نِعْمَتِی إِلَهِی وَ إِلَهَ آبَائِی لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً فَإِنَّکَ إِنْ تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَقْرُبْ مِنَ الشَّرِّ وَ أَبْعُدْ مِنَ الْخَیْرِ فَ آنِسْ فِی الْقَبْرِ وَحْشَتِی وَ اجْعَلْ لِی عَهْداً یَوْمَ أَلْقَاکَ مَنْشُوراً
یعنی: خدای تو آفریننده آسمان ها و زمینی، دانا و پنهان و آشکار و رحمن و رحیمی، من با تو در دار دنیا عهد می بندم که خدا تنها تویی و شریکی نداری، و محمد بنده و پیامبر توست و بهشت و دوزخ حق است و بعثت حق و حساب حق و قبر حق و میزان حق است و این همانگونه است که تو وصف کرده ای و اسلام همان طور است که تو تشریع نموده ای و قول همان طور است که تو فرمودی و قرآن همان طور است که تو نازل کرده ای و تو خدای حق و آشکاری خداوند از جانب ما به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین پاداش ها را دهد، تحیت و سلام به او عنایت فرماید. خدایا! ای ذخیره ام به هنگام سختی و ای یاورم به هنگام شدت و ای ولی من در نعمت، خدای من و خدای پدرانم، مرا لحظه ای به خود وا مگذار، چه این که اگر مرا به خویشتن واگذاری من به بدی ها بیش از خوبی ها نزدیک می شوم، پس در وحشت گور انیس من باش و روزی که تو را ملاقات می کنم عهدی نوشته شده به من بده.
آنگاه مطالب و خواسته های خود را وصیت نماید، و این وصیت در سوره مریم آیه لا یملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهدا تصدیق شده است. این عهد میت است و وصیت حق هر مسلمانی است و بر او لازم است که این وصیت را حفظ نماید، و آن را بیاموزد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: این وصیت را رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به من آموخت و آن حضرت فرمود جبرئیل این وصیت را به من تعلیم داد. پایان.
پس این آیه در این که شفاعت وساطت در افاضه است صراحت دارد، چه این که التماس عفو و مغفرت نیازی به مؤنه ای بیش از سوال و خواست ندارد و فرمود: و کم من ملک فی السموات لا تغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی(1472) یعنی: چه بسا فرشتگانی در آسمان ها هستند که شفاعت آنها سودی نمی رساند، مگر بعد از این که خداوند کسانی را که می خواهد و به آنها رضایت دارد اجازه دهد. و فرمود: فما تنفعهم شفاعة الشافعین و در فقره مستشفع بکم همانند آیات فوق را شرح کردیم.
قمی(1473) گفت: پدرم از ابن ابی عمیر از معاویة بن عمار از ابی العباس مکبر روایت کرد که گفت: یکی از موالی همسر علی بن الحسین (علیه السلام) به نام ابو ایمن بر امام باقر (علیه السلام) وارد شد، گفت: ای ابو جعفر! مردم را می فریبید و می گویید شفاعت محمد، شفاعت محمد.
امام باقر (علیه السلام) خشمگین شد به طوری که صورتش دگرگون شد، آنگاه فرمود: وای بر تو ای ابو ایمن آیا عفت شکم و فرج تو را مغرور ساخت و فریفت، آگاه باش اگر شدت های روز قیامت را می دیدید خود را به شفاعت محمد نیازمند می دیدی، وای بر تو، آیا شفاعت جز در مواردی است که شخص مستحق دوزخ شده است. آنگاه فرمود در روز قیامت همه اولین و آخرین نیازمند به شفاعت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند و سپس فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دارای شفاعت در امت است و ما در شیعیان خویش دارای شفاعت هستیم و شیعیان می توانند در خانواده های خویش شفاعت کنند، آنگاه فرمود: مومنین به اندازه جمعیت قبائل ربیعه و مضر می توانند شفاعت نمایند، مومن حتی برای خادمش شفاعت می کند و می گوید: پروردگارا! حق خدمت مرا مراعات نما، این خادم مرا از گرما و سرما حفظ می کرد، و این فرمایش حق - تعالی - است که فرمود: لا تنفع الشفاعة الا من أذن له الرحمن و رضی له قولا
گویم: مراد از شفیعان کسانی هستند که مبدأ ایشان آن نور است و خداوند به ولایت او رضایت دارد.
و قمی(1474) به اسنادش به ابی الورد از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هنگامی که روز قیامت شود خداوند مردم را در یک جا جمع می کند، مردم پا برهنه و عاری در محشر می ایستند و چندان توقف آنها طولانی می شود که عرق فراوان کرده و نفس نفس می زنند، در این حال پنجاه سال می ایستند. چنان که خداوند فرمود: و خشعت الأصوات للرحمان فلا تسمع الا همسا(1475) یعنی: صدها برای رحمن پایین می آید و لذا جز صدای کوتاه نمی شنوی. آنگاه ندا دهنده ای از طرف عرش فریاد می زند پیامبر امی کجاست؟ مردم می گویند: شنیدیم، نام او را بگو، می گوید: پیامبر رحمت کجاست؟ محمد بن عبدالله امی کجاست؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه مردم پیشی می گیرد و به حوض می رسد، این حوض به وسعت ابله و صنعاء است، آن حضرت در کنار حوض می ایستد و امام شما شیعیان را می خواند، امیرالمومنین در جلوی مردم قرار می گیرد و با او می ایستد.
آنگاه به مردم اجازه می دهند تا بدانجا روند، عده ای وارد حوض می شوند و عده ای را باز می گردانند، هنگامی که رسول خدا برخی از دوستان ما را می بیند که ایشان را بر می گردانند، گریه می کند و می گوید: پروردگارا ایشان شیعه علی هستند، فرمود: خداوند فرشته ای به سوی او روانه می کند و می گوید: ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) چه چیز باعث گریه تو شده است؟ پاسخ می دهد: برای عده ای از شیعیان علی می گریم که ایشان را از حوض برگردانیده و به سوی جهنم می کشانند.
فرمود: فرشته به آن حضرت می گوید: خداوند می فرماید: ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) من شیعیان علی را به تو بخشیدم و از گناهان ایشان در گذشتم. چه این که ایشان تو را دوست می داشتند و آنها را به تو و به کسانی که به آنها قائل بودند ملحق می کنم، آنها را از زمره تو می نمایم، ایشان را به حوض وارد می کند.
حضرت ابو جعفر ادامه داد و فرمود: وقتی چنین دیدند چه بسیار مردمی که در آن روز گریه می کنند و صدا می زنند: یا محمدا، هیچ شیعه ای که ولایت ما را قبول کرده و ما را دوست گرفته و از دشمنان ما برائت جسته و کینه نسبت به آنها پیدا کرده نیست مگر این که در حزب ما و با ماست و در حوض ما وارد می شود.
اکنون که حقیقت شفاعت و وساطت در افاضه و استفاضه بیان شد و شفیع همان نوری است که خداوند شیعیان و دوستان آل محمد (علیهم السلام) را از آن آفریده و آن اضافه فطرت ایشان است و همین نور است که میوه ولایت و محبت ایشان را در دنیا برای وی به ارمغان می آورد. چنان که در اخبار(1476) طینت آمده است:
فرمود: ذلک القرابة بیننا و بینهم و قلوبهم تحن الینا؛ یعنی: به خاطر همین بین ما و شیعیان نزدیکی ایجاد شده و دلهای ایشان به سوی ما گرایش پیدا می کند. و بر ای نور ویژگی اذن در التماس عفو و مغفرت برای مظاهر آن متفرع می شود و به همی خاطر شفاعت به محمد و آل محمد (علیهم السلام) اختصاص یافت و نه دیگر مردم. و به همین جهت هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته و پیرو او باشد گرچه از اهل گناهان کبیره باشد و یا از امت های گذشته باشد شفاعت آنها به او می رسد و دیگران از این شفاعت نصیبی ندارند.

در گرایش اهل ایمان به ولایت ائمه (علیهم السلام) که باعث نجات و شفاعت است

تحقیق این مطلب به گونه ای که دلها استوار گردد این است که هر کس علی را دوست داشته باشد، مبدأ ظهور و طینت وی از علیین است، علیین مرتبه اسم الله است که اسماء حسنی به طور کامل فروع و شاخه های آنند، و همه خیرات از شؤون آنند، لذا هیچ شاخه ای از شاخه های طاغوت از ایشان صادر نمی شود، مگر از باب لغزش های کوچک و یا غفلت و غلیان شهوت می باشد و لذا ذاتی او نیست.
به همین خاطر از باب عناد، و انکار زشتی گناه نیست، به همین خاطر پشیمانی وجود او را می گیرد، گرچه این پشیمانی بعدها انجام گیرد، چنان که خداوند در وصف متقین فرمود: والذین اذا فعلوا فاحشة أو ظلموا أنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون أولئک جزاؤهم مغفرة من ربهم و جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و نعم أجر العالمین(1477) یعنی: و کسانی که عمل زشتی انجام داده و یا به خود ستم کردند، خداوند را به یاد آوردند و برای گناهان خویش طلب بخشش کردند و چه کسی جز خدا گناهان را می بخشد و بر آنچه انجام داده اند اصرار نمی ورزند و ایشان می دانند، پاداششان آمرزش پروردگارشان و بهشتی است که از زیر آن نهرها جاری است، در آن جاودان بمانند و پاداش خوشی برای عمل کنندگان است.
در کافی(1478) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: فواحش عبارتند از زنا، دزدی، و لمم عبارت از این است که کسی به گناه آلوده شود و از خداوند طلب بخشش کند. و از آن حضرت روایت شده(1479) که فرمود: هیچ گناهی نیست که بنده مومن با آن عادت کند و زمانی ترکش کند، و باز بدان آلوده گردد، و لذا خدای - تعالی - فرمود: الذین یجتنبون کبائر الاثم والفواحش الا اللمم(1480) فرمود: اللمام بنده ای است که به گناهی بعد از گناهی آغشته می شود ولی از طبیعت وی ناشی نشده است. و در روایتی فرمود:(1481) الهنة بعد الهنة یعنی گناهی بعد از گناه. و در روایت دیگری(1482) لمم گناهی است که بنده مرتکب می شود و دیرگاهی بدان دست نمی زند، آنگاه دوباره مرتکب آن می شود.
گویم: به همین خاطر مولای ما(1483) سید الساجدین (علیه السلام) فرمود: الهی لم أعصک حین عصیتک و أنا بربوبیتک جاحد و لا بأمرک مستخف و لا لعقوبتک متعرض و لا لو عیدک متهاون و لکن خطیئة عرضت و سولت لی نفسی و غلبنی هوای و أعاننی علیها شقوتی و غرنی سترک المرخی علی فقد عصیتک و خالفتک بجهدی یعنی: خدایا! من به هنگامی که تو را نافرمانی کردم، پرورش و ربوبیت تو را منکر نبودم و فرمان تو را سبک نشمردم و نمی خواستم خود را در معرض عقوبت تو قرار دهم و یا وعید تو به عقاب را سست بشمارم، ولیکن گناهی بر من طاری شد و نفسم مرا وسوسه کرد و هوای من بر من چیره شد و شقاوت من کمک و یاور وی شد، و پرده ای که بر من پوشیده ای مرا فریب داد و من تو را نافرمانی کردم و مخالفت...
و مولی امیرالمومنین (علیه السلام)(1484) فرمود: الهی ان کانت قطیعة و لکنی ما اردت بها قطیعة یعنی: پروردگارا! اگر گناهان قطع رحم باشد، ولیکن من نمی خواستم قطع کنم و امثال این عبارت ها از امامان (علیهم السلام) فراوان است و همه آنها دلالت دارد بر این که صدور معصیت از مومن ممکن است، ولی این معصیت ذاتی مومن نیست، بلکه از باب لمم و عارضه ای است که بر او عارض شده است، آنگاه با پشیمانی آن گناه را تدارک می کند و توبه می نماید. چنانکه خدای - تعالی - در وصف متقین فرمود: و الذین اذا فعلوا فاحشة... که دلالت دارد بر این که فواحش از مومنین صادر می شود و یا ممکن است بر گناهی اصرار داشته باشند ولی این ارتکاب با انکار نیست و با علم و سبک شمردن آن نمی باشد، بلکه چیره شدن هوی و غفلت و غیر آنهاست، این موارد با ایمان منافات ندارد، چه این که مومن بر رحمت واسعه خداوند و بخشش او توکل می کند، و امید به شفاعت دارد، بنابراین در حقیقت نافرمانی وی با این عنوان از ایمان وی پرده بر می دارد و از اعتقاد وی خبر می دهد به این که چنین گناهی نباید از او صادر شود و با آن مستحق عذاب خدا می گردد.