فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و من الأئمة الذین یدعون الی النار

عطف تفسیری کل مطاع سواکم است، چه این که مطاع که به ولایت ایشان دعوت می کند باید ولایت او را بر عهده گرفت و از ولایت دیگران برائت جست، چنان که در اخبار یاد شده است.
در کافی(1447) به اسناد خود به جابر از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که گفت: امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی که این آیه: یوم ندعو کل أناس بامامهم(1448) نازل شد، مسلمانان گفتند: ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا تو امام همه مردم نیستی؟ حضرت فرمود: من پیامبر خدا بر همه هستم، ولیکن بعد از من اهل بیتم ائمه مردمند و قیام می کنند، مردم ایشان را تکذیب می کنند و امامان کفر و گمراهی و پیروانشان بر ایشان ستم می کنند، هر کس با ایشان موالات و دوستی و پیروی نماید و آنها را تصدیق نماید از من است و با من محشور می گردد و به زودی مرا ملاقات می نماید، آگاه باشید هر کس بر ایشان ستم کند و آنها را تکذیب نماید، از من نیست و با من محشور نمی شود و من از او بیزارم.
و در همان کتاب(1449) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ائمه در کتاب خدا دو دسته اند، خداوند در قرآن فرمود: و جعلناهم أئمة یهدون بأمرنا(1450) یعنی: ما امامانی قرار دادیم که مردم را به دستورات ما راهنمایی می کنند. و نه به امر مردم، ایشان دستورات خدا را قبل از امر خویش قرار می دهند و حکم خدا را بر حکم خود مقدم می دارند، (و درباره دسته دوم) فرمود: و جعلناهم أئمة یدعون الی النار(1451) یعنی: ایشان را امامانی قرار دادیم که مردم را به سوی آتش می کشانند یعنی امر مردم را به امر خدا مقدم می دارند و حکم ایشان را بر حکم خدا رجحان می دهند، و از هواهای خود بر خلاف کتاب خدا پیروی می کنند.

در ایمان مستقر و مستودع

فرمود:
فثبتنی الله أبدا ما حییت علی موالاتکم
و محبتکم و دینکم و وفقنی لطاعتکم
جمله فثبتنی الله... موالاتکم اشاره به آیه شریفه: و هو الذی أنشأکم من نفس واحدة فمستقر و مستودع(1452) یعنی: اوست که شما را از یک تن آفریده است، عده ای مستقر و عده ای مستودعند.
عیاشی(1453) از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که ابو بصیر از آن حضرت درباره این آیه پرسید. حضرت پاسخ داد اهل شهر شما درباره این آیه چه می گویند؟ ابو بصیر پاسخ داد: عده ای در رحم مستقر و ثابت می مانند و عده ای در صلب مستودند.
حضرت فرمود: نادرست گفتند. مستقر یعنی کسی که ایمان در دل وی ثابت و مستقر شده و هرگز از وی جدا نمی شود و مستودع کسی است که ایمان در وی قرار می گیرد ولی بعد از آن از او گرفته می شود و زبیر از این دسته بود.
و از امام صادق (علیه السلام)(1454) روایت شده که از این آیه از آن حضرت پرسیدند، فرمود: مستقر در رحم و مستودع در صلب، و گاه مستودع در ایمان است که از شخص گرفته می شود، و زبیر در روشنایی و نور ایمان در زمان رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت کرد به طوری که با شمشیر در مقابل ایشان ایستاد و می گفت ما جز با علی بیعت نمی کنیم. و در روایت آمده(1455) مستقر به معنای ثابت و مستودع به معنای عاریه است.
و در کافی(1456) از آن حضرت روایت شده که فرمود: خداوند پیامبران را بر نبوت آفریده لذا حتما انبیاء خواهند بود. و مومنان را بر ایمان آفریده و حتما مومن خواهند ماند. و به عده ای ایمان عاریتی داده اگر خواست کامل می کند و اگر خواست از ایشان ایمان را سلب می کند. فرمود: درباره ایشان آیه: فمستقر و مستودع پیاده شده است. و فرمود: ایمان فلانی مستودع بود. هنگامی که تکذیب کرد خداوند ایمانش را از وی سلب کرده و لذا در کافی(1457) به اسنادش به فضل بن یسار (و در برخی نسخ ابن یونس) از امام ابوالحسن (علیه السلام) روایت شده است که گفت: امام (علیه السلام) فرمود: بسیار بگو اللهم لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التقصیر یعنی: خدایا ایمان مرا ایمان عاریه ای قرار مده و مرا از تقصیر بیرون نیاور پرسیدم معنای لا تخرجنی من التقصیر چیست؟ فرمود: هر عملی که از آن خدا را خواهی خود را در آن مقصر شمار، چرا که مردم در اعمال بین خود و خدا مقصرند، مگر این که خداوند ایشان را حفظ کند.
و علامت ایمان عاریه ای آن است که در روایتی در کافی آمده است، وی به اسنادش(1458) از مفضل جعفی روایت کرده که گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حسرت و ندامت و پشیمانی از آن کسی است که از آنچه دیده سود نبرده و نفهمیده که آن امری که بر آن قرار دارد سودی به حال او دارد و یا مضر به حال اوست. گفتند: فدایت شویم، از کجا نجاست یافته از این گروه شناخته می شوند. فرمود: هر کس سخن وی با فعلش موافقت داشته باشد، می توان برای او شهادت به نجات دهی و هر کس فعل او موافق با آن نباشد ایمانی مستودع دارد.

در شرح صدر برای ایمان

و فرمود:
و وفقنی لطاعتکم
حقیقت توفیق عبارت از فهم و بیداری بنده برای سلوک به سوی پروردگار جهانیان از راه اسم الله و مراد از آیه فمن یرد الله أن یهدیه یشرح صدره للاسلام(1459) همین است.
در توحید(1460) و تفسیر عیاشی(1461) از امام صادق (علیه السلام) روایت شد که اذا أراد بعبد خیرا نکت فی قلبه نکتة بیضاء و فتح مسامع قلبه، و وکل به ملکا یسدده، و اذا أراد الله بعبد سوءا نکت فی قلبه نکتة سوداء و سدد مسامع قلبه و وکل به شیطانا یضله، ثم تلا هذه الایة؛ یعنی: هرگاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد در دل بنده نقطه ای نورانی ایجاد می کند و گوش های دلش را باز می کند و فرشته ای بر او موکل می کند که او را محکم و تسدید کند.
و هرگاه خداوند از بنده ای خوشش نیاید در دلش نقطه ای سیاه ایجاد می کند که گوش های دلش را می بندد و شیطانی بر او می گمارد که او را گمراه نماید، آنگاه آیه مزبور را قرائت فرمود.
و در کافی(1462) از آن حضرت (علیه السلام) روایت شده که فرمود: بدانید که اگر خداوند برای بنده ای خیر بخواهد، دلش را برای اسلام منشرح می کند، هنگامی که به او شرح صدر داد، زبانش به حق گویا می شود و اعتقاد قلبی اش با آن گره می خورد و لذا به آن عمل می نماید، پس هنگامی که خداوند آنها را در وی جمع کرد، اسلام او کامل می شود و اگر بر همین حال بمیرد از مسلمانان حقیقی خواهد بود.
و اگر خداوند خیر بنده ای را نخواهد او را به خود وا می گذارد و دلش تنگ و ضیق می گردد، اگر هم از زبانش حقی جاری شود دلش معتقد با آن نمی شود و با آن گره نمی خورد و هنگامی که با دل گره نخورد عمل به آن نمی کند و اگر تا هنگام مردن چنین حالی داشته باشد در نزد خدای - تعالی - از منافقان خواهد بود، سخنان حقی که بر زبانش جاری شده و او بدان دل نبست و بدان عمل نکرد در روز قیامت حجت بر ضد او می شود، پس از خداوند پروا کنید و از او بخواهید که دلهای شما را منشرح نماید و زبان های شما را به حکمت گویا نماید تا شما در آن حال از دنیا روید.
و در مجمع البیان روایات صحیحه ای(1463) روایت شده که با نزول این آیه فمن یرد الله أن یهدیه بشرح صدره للاسلام از آن حضرت پرسیدند: مراد از شرح صدر چیست؟ فرمود: نوری است که خداوند در دل مومن می اندازد و دلش منشرح می شود و وسعت می یابد، پرسیدند: آیا نشانه ای هست که بتوان آن را شناخت؟ فرمود: آری! گرایش به دارالخلود و دل کندن از دارالغرور و آمادگی برای مرگ قبل از مردن.
گویم: هنگامی که این نور در دل قرار گرفت، لازمه آن به کار گرفتن همه اعضا و جوارح در مسیر طاعت خدا و بیزاری از معاصی است. و به همین خاطر توفیق را به همراه کردن همه اسباب به طرف مطلوب خیر معنا کرده اند. چه این که ملزوم را به لازم تفسیر نموده اند.
هنگامی که حقیقت توفیق را شناختید، حقیقت خذلان برای شما روشن می گردد و خذلان ندیدن بنده راه پروردگار را از راه اسم الله و نیز پیدایش نقطه سیاه دل دلش به گونه ای که چشم های دلش بسته گردد، چنان که روایت چنین اقتضایی دارند.