فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

فمعکم معکم لا مع غیرکم آمنت بکم و تولیت آخرکم بما تولیت به أولکم

فاء برای تفریع است، یعنی بعد از ایمان قلبی و زبانی در سر و علانیه و انتظار فرج شما و آمادگی ام برای یاری شما در زندگی با شما هستم چه این که از اوامر و نواهی شما پیروی می کنم و نیز در رجعت با شما هستم و شما را یاری می کنم و از دشمنان شما انتقام می کشم. نه با دشمنان شما باشم، چرا که ایشان با شما مخالفت می کنند و من با ایشان دشمنم. و تولیت آخرکم یعنی آخرین فرد شما را ولی خود گرفتم بما به ولایتی که تولیت به اولکم با اولین فرد شما داشتم، یعنی همان طور که امیرالمومنین را ولی خود گرفتم، آخرین فرد شما را ولی گرفتم. ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) همان است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به آن ولایت رسانید و فرمود: الست اولی بکم من انفسکم فقالو: بلی فقال من کنت مولاه فهذا علی مولاه و ای جمله تاکید فقرات قبلی و مقدمه شرط دیگری برای ایمان است که فرمود: و برئت...

در مراد از جبت و طاغوت آیات متشابه و محکم

فرمود:
و برئت الی الله عزوجل من أعدائکم
و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم
الظالمین لکم الجاحدین لحقکم و المارقین
من ولایتکم والغاصبین لارثکم الشاکین
فیکم المنحرفین عنکم و من کل ولیجة دونکم
و کل مطاع سواکم
این فقره اشاره به آیه شریفه: هو الذی أنزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن أم الکتاب و أخر متشابهات فأما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأویله و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا أولوا الألباب(1439) یعنی: اوست که کتاب را بر تو نازل فرمود: برخی از آیات محکم هستند، این دسته ام الکتاب می باشند، برخی دیگر از آیات متشابهند، کسانی که در دلهای خود انحرافی دارند از آیات متشابه پیروی می کنند تا فتنه انگیزی کرده و آن را تأویل نمایند، در حالی که تأویل آنها را جز خدا و راسخین در علم نمی دانند، ایشان می گویند: ما ایمان آورده ایم، همه این آیات از پروردگار ماست و این مطلب را جز خردمندان در نظر نمی گیرند.
محکمات به امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) تفسیر می شود و متشابهات به فلان و فلان چنان که در کافی(1440) و تفسیر عیاشی(1441) روایت شده و خداوند راسخین در علم را ستوده به این که ایشان هر دو دسته از آیات را از ناحیه خدا می دانند، و از محکمات پیروی می نمایند، نه از متشابهات.
و عیاشی(1442) از ابی بصیر روایت کرده که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: در قرآن محکم و متشابه موجود است، به محکم ایمان می آوریم و به آن عمل کرده و اطاعت می نماییم و به متشابه ایمان می آوریم ولی بدان عمل نمی کنیم. در خود آیه دلالت روشن بر این وجود دارد که این آیات اسماء طاغوتیه ای هستند که مظاهر آن فلان و فلان هستند، نه این که معنای آیات متشابه آیاتی باشد که دلالتی مبهم و ناروشن دارند، چه این که خداوند کسانی را که متابعت و پیروی از آیات متشابه کرده اند مذمت کرده به این که در دلهای ایشان انحراف از حق است، یعنی بعد از جدایی حق از باطل برای انگیزش فتنه از آیات متشابه پیروی می کنند، مراد از فتنه کفر است و ابتغاء تأویله یعنی اسماء طاغوتیه را بعد از این که فهمیدند که نمی توان از آن پیروی کرد، پیروی می کنند چه این که می خواهند این اسماء را تأویل نمایند.
اگر متشابه عبارت از آیات ناروشن باشد، پس کسانی که در دلهای ایشان انحرافی باشد از آن پیروی نمی کنند، علاوه این که روایت عیاشی در مطلوب صراحت دارد، چه این که قرآن برای امام دلالتی ناروشن ندارد تا این که بفرماید: ما به متشابه ایمان می آوریم ولی به آن عمل نمی کنیم، بلکه همه قرآن از ظاهر و باطن برای امام روشن است و همه آیات قرآنی در نزد امام محکم است.
پس مراد از محکم آیاتی است که ظاهر و روشن کننده اسم خداست و مراد از متشابه آیاتی است که ظاهر و روشن کننده مراتب طاغوت است، پس روایتی که در کافی و تفسیر عیاشی در معنای محکم آمده است که مراد از محکم امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) هستند و در معنای متشابه آمده که مراد فلان و فلان هستند، تأویل آیه نیست بلکه موافق با ظاهر آیه می باشد و ما در این باره در کتاب التحفة الرضویة در مبحث کتاب مفصلا بحث کردیم.
پس ایمان دارای دو رکن است. ایمان به این که محکمات و متشابهات از خدای - تعالی - هستند و بعد از جدا کردن آن دو از محکمات پیروی نماید و بعد از آن ولایت مظاهر محکمات یعنی آل محمد (علیهم السلام) را بپذیرد و از فروع آن یعنی طاعات و ملکات حسنه پیروی کند و از مظاهر متشابهات یعنی دشمنان آل محمد (علیهم السلام) تبری جوید و شاخه های ایشان یعنی رذایل و منکرات را ترک کند. چه این که نازل کردن این دو دسته برای خالص کردن و امتحان بشر است چنان که فرمود: لا اکراه فی الدین...
و اخبار(1443) در این که آل محمد (علیهم السلام) عروة الوثقی و نور آل محمد (علیهم السلام) و ظلمات دشمنان ایشان هستند فراوان است و در بحار بابی بر آن باز شده است.
و دانستید که مراد از الله در آیه اسم الله است که سر آل محمد (علیهم السلام) می باشد و نمی تواند مراد از الله مسمای الله باشد، چه این که طاغوت اولیاء کافران است و در عرض این اسم قرار گرفته و لذا مانع از چنین حملی است. پس من اعدائکم یعنی در سر که اسم طاغوت است و در نفس من مکنون بوده و در عرض اسم الله می باشد که مکنون در نفس من است. چه این که این دو اسم برای تحقق حقیقت اختیار ضرورت دارد.
و اعوانه مراد شؤون اسم طاغوت مکنون در نفس است.
و من الجبت و الطاغوت فلان و فلانی اند. چه این که آن دو جبب و طاغوت این امتند در دعا آمده است: اللهم العن صنمی قریش و طاغوتیها یعنی: خداوندا دو بت و طاغوت قریش را لعنت کن.
و امام رضا (علیه السلام)(1444) در نوشته ای به مامون نوشت: بدون برائت از جبت و طاغوت که به حق آل محمد (علیهم السلام) تجاوز کرده و میراث ایشان را ربودند و خمس ایشان را گرفتند و فدک را از فاطمه غصب کردند ایمان ممکن نیست.
گویم: این دو، اسم دو بت هستند که کنایه از همه کسانی است که به جای خدا عبادت شده اند، جبت و طاغوت هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع استعمال می شود: فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله(1445) و نیز آیه: والذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت(1446) در جمع استعمال شده است و جمع آن دو بر جوابیت و طواغیت است، پس مراد مطلق کسانی اند که حقوق آل محمد (علیهم السلام) را غصب نموده گرچه استعمال آن دو در فلان و فلان بیشتر است و مراد از و الشیاطین وزرای ایشان و کسانی که سیاست به کار آورده و مردم را از دور آل محمد (علیهم السلام) پراکنده ساخته اند می باشد.
و حزبهم الظالمین لکم یاران و همکاران ایشان.
و الجاحدین لحقکم کسانی که استخلاف شما را از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدند ولی به نفع شما شهادت نداده اند.
المارقین من ولایتکم کسانی که با ائمه (علیهم السلام) بوده اند ولی از پیش ایشان رفتند و با ترک ولایت از دین خدا بیرون رفتند.
و المنحرفین عنکم کسانی که می دانند که ایشان اولیاء خدا و خلفای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند ولی با این حال منحرف از ولایت بوده و داخل آن نشده و خارج نیز نشده اند. و من کل ولیجة دونکم ولیجه به معنای بطانة (پیراهن چسبیده به بدن) است یعنی کسی که راز خود را با او می گویی و او را در امور پنهان خود وارد می کنی و بر او اعتماد می نمایی.
و کل مطاع سواکم تعمیم داده و نتیجه و خلاصه ای است از آنچه گذشته، یعنی کسانی که باید از ایشان تبری جست.
فرمود:

و من الأئمة الذین یدعون الی النار

عطف تفسیری کل مطاع سواکم است، چه این که مطاع که به ولایت ایشان دعوت می کند باید ولایت او را بر عهده گرفت و از ولایت دیگران برائت جست، چنان که در اخبار یاد شده است.
در کافی(1447) به اسناد خود به جابر از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که گفت: امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی که این آیه: یوم ندعو کل أناس بامامهم(1448) نازل شد، مسلمانان گفتند: ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا تو امام همه مردم نیستی؟ حضرت فرمود: من پیامبر خدا بر همه هستم، ولیکن بعد از من اهل بیتم ائمه مردمند و قیام می کنند، مردم ایشان را تکذیب می کنند و امامان کفر و گمراهی و پیروانشان بر ایشان ستم می کنند، هر کس با ایشان موالات و دوستی و پیروی نماید و آنها را تصدیق نماید از من است و با من محشور می گردد و به زودی مرا ملاقات می نماید، آگاه باشید هر کس بر ایشان ستم کند و آنها را تکذیب نماید، از من نیست و با من محشور نمی شود و من از او بیزارم.
و در همان کتاب(1449) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ائمه در کتاب خدا دو دسته اند، خداوند در قرآن فرمود: و جعلناهم أئمة یهدون بأمرنا(1450) یعنی: ما امامانی قرار دادیم که مردم را به دستورات ما راهنمایی می کنند. و نه به امر مردم، ایشان دستورات خدا را قبل از امر خویش قرار می دهند و حکم خدا را بر حکم خود مقدم می دارند، (و درباره دسته دوم) فرمود: و جعلناهم أئمة یدعون الی النار(1451) یعنی: ایشان را امامانی قرار دادیم که مردم را به سوی آتش می کشانند یعنی امر مردم را به امر خدا مقدم می دارند و حکم ایشان را بر حکم خدا رجحان می دهند، و از هواهای خود بر خلاف کتاب خدا پیروی می کنند.