فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

و مسلم فیه معکم و قلبی لکم مسلم و رأیی لکم تبع و نصرتی لکم معدة

این جمله انشاء وجوب واگذاری رعیت و سپردن همه مایملک به امام است، چه این که ایشان سروران و آقای مردمند، پس مراد این است که دلم عقد عبودیت شما را با خود بسته و نظری بر خلاف نظر شما اختیار نمی کند و هیچ اختیاری جز اختیار شما ندارد. مراد از نصرت کمک کردن است، و آن عبارت از روی نگردانیدن به جان و مال و اولاد از امام است، چنان که مقتضای ولایت ایشان است، پس این سه فقره به مراتب سه گانه ای که ایمان دارد یعنی به سپردن جان و ملکات و افعال و میراندن نفس در مسیر اراده مولی اشاره دارد.

مراد از مرگ و حیات دین

فرمود:
حتی یحیی الله تعالی دینه بکم
دین اسمی از فعل دادن یدین به معنای عزت در اینجاست. مثل ستر به پرده ای که با آن می پوشانند و غسل به کسر به آبی که با آن می شویند. مراد از دین آن است که به آن عزت می یابند و یا ذلیل می شوند. و لذا گفتند: دین، اسلام و شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله است چه این که هر کس شهادت بدان دهد، عزت می یابد و هر کس کفر بورزد ذلیل می شود.
و حقیقت اسلام رسیدن به مرتبه اسم الله و شناختن و چنگ زدن به آن است. و شهادت به لا اله الا الله و محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در عالم لفظ آن است.
اگر اقرار به این دو شهادت از شناخت آن اسم مبارک سرچشمه گرفته باشد وگرنه سودی جز حفظ خون و احکام ظاهری اسلام که فقها بیان کرده اند ندارد.
و دانستید که الله اسم برای مرتبه حیرت و حقیقت عبودیت است. چه این که الله مشتق از اله بالفتح الهة یعنی عبادت کردن است و یا از اله مثل فرح به معنای تحیر و واله شدن می آید و بنابر هر دو تقدیر لازمه آن اسلام و مرگ بین دو انگشت رحمن و فنا در دست کسی که خداوند برای خلافت خویش اختیار کرده می باشد.
و لذا در کافی(1430) به اسنادش به عبدالعظیم بن حسنی از امام باقر از پدرش از جدش (علیهم السلام) روایت شده که گفت: امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند اسلام را آفریده و برای آن محیط و نور و قلعه و ناصری قرار دارد.
محیط و عرصه آن قرآن و نور آن حکمت و قلعه آن معروف (و خوبی ها) و ناصر و یاران آن من و اهل بیتم و شیعیان ما هستند. پس اهل و شیعه و انصار ایشان را دوست بدارید، زیرا که به هنگام معراج وقتی به آسمان دنیا رسیدم جبرئیل به اهل آسمان معرفی کرد. من دوستی خود و دوستی اهل بیت و شیعیان ایشان را در دلهای ملائکه گذاشته و این حب در دل آنها تا روز قیامت ودیعه است، آن گاه مرا به سوی زمین فرود آورد و جبرئیل را به اهل زمین معرفی کرد. من دوستی خود و اهل بیت و شیعه ایشان را در دلهای مومنین امت خویش گذاشتم، بنابراین مومنین امت این ودیعه را تا روز قیامت حفظ می کنند آگاه باشید اگر احدی از امتان من خداوند را تا روز قیامت عبادت کند ولی خداوند را با بغض اهل بیت و شیعه ام ملاقات کند، خداوند سینه اش را فقط از نفاق پر کرده است.
و نیز در همان کتاب(1431) از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: من اسلام را به گونه ای انتساب دهم و نسبت آن را بیان کنم که احدی قبل از من و بعد از من نکرده است، مگر این که همانند من نسبت دهد، اسلام به معنای تسلیم است و تسلیم یعنی یقین و یقین تصدیق و تصدیق اقرار عمل و عمل ادا کردن است. مومن دین خود را از فکر و رأی خود نمی گیرد بلکه دین او از پروردگارش به او می رسد و او می گیرد. مومن یقین خود را در عمل خود می بیند و کافر انکار خود را در عمل خود می بیند، به آن کس که جانم در دست اوست کار خود را نفهمیدند، انکار منکران و منافقان را از کارهای زشت آنها بفهمید.(1432)
و در همان کتاب(1433) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که اسلام عریان و برهنه است، لباس اسلام حیاء، زینت آن حیاء (و در نسخه ای زینت آن وقار) و مروت اسلام عمل صالح و تکیه گاه و ستون آن ورع است. هر چیزی اساس و پایه ای دارد، پایه اسلام دوستی اهل بیت است.
و در همان کتاب(1434) از امام صادق (علیه السلام) همانند این حدیث نقل شده است.
و اسم الله سر آل محمد و مبدأ ظهور ایشان است که با عقل نمی توان به آن رسید و نمی توان به آن رسید مگر این که به آنچه دوست دارد، انفاق کند و لذا فرمود: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون(1435) از آنچه از عالم اجسام و غیر آن دوست دارید باید انفاق کنید تا به عالم فنا برسید و همین است که وقتی بنده بدان رسید خداوند بزرگی و جلالت و عظمت موقعیت و شأن شما را به همه خلق شناسانید. چنان که در همین زیارت جامعه فرمود: لا یبقی ملک مقرب... الا عرفهم جلالة امرکم... و او الله است که ولی مومنان و عروة الوثقی است که پاره نمی شود. چنان که بیان هر کدام از این معانی تا اینجا گذشت و گفتیم محمد و آل محمد (علیهم السلام) مظاهر کلیه آن و انبیاء و پیروان و دوستان ایشان و مومنان امت های گذشته مظاهر جزئیه ایشان هستند. و ستمگران که مظاهر طاغوتند تا بیست هزار سال او را میرانده اند و زمانی که ابتدای دولت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) شود، یعنی ظهور حضرت قائم (علیه السلام) گردد خداوند الله (اله الالهه) را با مظاهرش که محمد و آل او هستند حیات می بخشد و الله سر ایشان است و مراد از موت الله در دولت طاغوت از بین بردن آثار اوست. یعنی مراتب و شؤون او را ممانعت کردند و نگذاشتند تا به واسطه سلطنت و قدرت مظاهرش ظاهر شود و طاعت ها و خیرات فراوان گردد. و مظاهر جزیی او به حقایق خویش برسند، چه این که طاغوت ها بر ایشان چیره شد و پیامبران و ائمه در دولت ایشان مغلوب گردیدند و مراد از احیای آن غلبه و قدرت شان در زمین و پاکی از طاغوت ها و شاخه های آن از قبیل فحشا و منکر و ستم و دیگر زشتی ها و مغلوب شدن طاغوتها می باشد که ریشه همه قبایح و فحشاها و فجور است.

در این که ائمه (علیهم السلام) ایام الله هستند

فرمود:
و یردکم فی أیامه
یعنی در دوران دولت اسماء حسنی که مظاهر اسم الله هستند یعنی آل محمد (علیهم السلام) شما را باز گرداند، پس مراد از این که ایشان را به همان گونه که در حیات دنیا بودند باز گرداند و به عالم اجسام تنزیل دهد.
در خصال(1436) به اسنادش به صقر بن ابی دلف کرخی روایت شده که گفت: آن زمان که متوکل آقا امام ابوالحسن عسکری (علیه السلام) را آورد، رفتم تا از حال آن حضرت مطلع گردم...
آنگاه پرسیدم: آقای من! حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که معنای آن را نمی دانم، فرمود: آن حدیث چیست؟
گفت: لا تعادوا الأیام فتعادیکم(1437) معنایش چیست؟
فرمود: بله، ایام تا آسمان و زمین بر پا است ما هستیم.
شنبه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ یکشنبه: کنایه از امیرالمومنین (علیه السلام)، دوشنبه: امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)؛ سه شنبه: علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد (علیهم السلام)؛ چهارشنبه: موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی (علیهم السلام)؛ پنج شنبه: من و فرزندم حسن (علیه السلام) و جمعه: فرزند فرزندم که پیروان حق به دور وی جمع می شوند و زمین را بعد از ظلم و ستم پر از عدل و داد می کند می باشد، پس معنای ایام این است، بنابراین در دنیا با ایشان دشمنی نکنید. چه این که ایشان در آخرت با شما دشمنی می کنند. پس فرمود: خدا حافظی نما و بیرون رو چه این که بر تو ایمن نیستم.
فرمود: