فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

عائذ بقبورکم

یعنی با بدن خود به قبور شما پناه بردم تا فطرت و جبلت و جسم خویش را به سوی شما روانه کنم و سر من موافق با ظاهر و ظاهرم موافق با سرّم گردد.

شفاعت

فرمود:
مستشفع الی الله عزوجل بکم
حقیقت شفاعت بارت از میانجی شدن در افاضه است نه این که التماس عفو و مغفرت کند، زیرا خداوند فرمود: من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم ما بین أیدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشی ء من علمه الا بما شاء(1406) یعنی: چه کسی می تواند در نزد خدا وساطت نماید، مگر وساطت با اذن خدا باشد، خداوند پیش رو و پشت سر آنها را می داند و ایشان بر هیچ علمی از علوم خدا احاطه پیدا نمی کنند مگر آنچه را خدا بخواهد.
خداوند شفاعت و وساطت شفاعت کنندگان را نفی کرده و علت آن را بیان کرده به این که خداوند پیش رو و پشت سر شفاعت کنندگان را می داند و ایشان مگر علمی را که خداوند بخواهد و این معنا با شفاعت به معنای التماس عفو نمی سازد. مگر این که شفاعت را به معنای میانجی شدن و وساطت در افاضه و گرفتن فیض بگیریم، در این صورت معنا چنین می شود: شفیعان در فیض های مربوط به آنچه در پیش و یا پشت سر آنهاست نیازمند به خدا هستند، پس چگونه توانایی دارند بر این که چیزی را بر دیگران که پایین تر از ایشان است برسانند، بدون این که خداوند اجازه دهد. یعنی بدون این که خداوند به ایشان افاضه کند.
همانند این آیه، آیه های دیگرند مثل آیه شریفه: یومئذ لا تنفع الشفاعة الا من أذن له الرحمن و رضی له قولا یعلم ما بین أیدیهم و ما خلفهم و لا یحیطو به علما(1407) و نیز فرمود: ان ربکم الله الذی خلق السموات والأرض فی ستة أیام ثم استوی علی العرش یدبر الأمر ما من شفیع الا من بعد اذنه ذلکم الله ربکم فاعبدوه أفلا تذکرون(1408) یعنی: پروردگارتان خدایی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید. آنگاه بر عرش قرار گرفت، به تدبیر امور می پردازد، هیچ شفیعی نیست مگر بعد از اذن خدا، این خدایی است که پروردگارتان است، او را عبادت نمایید، آیا یادآور نمی گردید.
بلکه آیه شریفه: أم اتخذوا من دون الله شفعاء قل أولو کانوا لا یملکون شیئا و لا یعقلون قل لله الشفاعة جمیعا له ملک السموات والأرض ثم الیه ترجعون(1409) یعنی: یا از غیر خدا شفیعانی گرفته اند، بگو اگر هم ایشان چیزی را مالک نباشند و نفهمند، بگو شفاعت تنها از خداست، او دارای ملکیت آسمان ها و زمین است، آنگاه به سوی او باز می گردید. این آیه شاهدی کافی برای مطلوب ماست. چه این که در ابتدا و انتهای آیه در مطلوب صراحت دارد، یعنی او مالک آسمان ها و زمین است و لذا هیچکس غیر از او در آنها تصرفی ندارد.
و فرمود: یتساءلون عن المجرمین ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین و کنا نکذب بیوم الدین حتی أتانا الیقین فما تنفعهم شفاعة الشافعین(1410) یعنی: از گناهکاران می پرسند چه چیز باعث شد که در آتش بیفتید؟ گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم، و به مسکین طعام و غذا نمی دادیم و با اهل باطل در گفتگوها فرو می رفتیم و... پس ایشان را شفاعت شفاعت کنندگان سودی ندارد.
در کافی(1411) از امام صادق (علیه السلام) در آیه لم نک من المصلین وارد شده که فرمود: مراد این است که ما از پیروان ائمه (علیهم السلام) نبوده ایم.
و از امام کاظم (علیه السلام)(1412) روایت شده که فرمود: ما وصی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیاء بعدی را به ولایت نگرفتیم و بر ایشان درود نفرستادیم. پس این فرموده فما تنفعهم شفاعة الشافعین مراد این نیست که شفاعت کنندگان یعنی آل محمد (علیهم السلام) از ایشان شفاعت می کنند ولی شفاعت ایشان پذیرفته نیست، چه این که شفاعت ایشان رد نمی شود. بلکه مراد این است که نوری از سر آل محمد (علیهم السلام) که خداوند در ایشان قرار داده را خاموش کرده اند. چه این که از آن اعراض نموده و از طاغوت ها پیروی کرده اند. بنابراین شفاعت آن نور سودی به حال ایشان ندارد، که بر خلاف کسانی که به سر ایشان رسیده، و به شناخت آن نور دست پیدا کرده و از مظاهر آن یعنی آل محمد (علیهم السلام) پیروی کرده اند، این شفاعت به حال ایشان منفعت دارد، آیه شریفه ای که بعد از این آیه است بر آن دلالت دارد: فما لهم عن التذکرة معرضین(1413) یعنی: چه شده که ایشان از یادآوری روی گردانند. یعنی: چرا ایشان از ولایت روی گردانند چنان که در کافی(1414) به آن تفسیر شده است و قمی(1415) روایت کرده است که: چرا از موالات امیرالمومنین که برای ایشان گفته می شود روی گردانند. و این مطلب در آیه شریفه فما تنفعهم شفاعة الشافعین و امثال آن جاری است.
هنگامی که حقیقت شفاعت را فهمیدید بدان که در انسان همان طور که دانستید، نور و ظلمت مکنون است، و لذا حقیقت اختیار در انسان به واسطه آن دو پیاده می شود. این دو همان اسم الله و طاغوت است که فرمود: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات أولئک أصحاب النار هم فیها خالدون(1416) و فرمود: و جعل الظلمات و النور و دیگر آیات که در فقره و اعلام التقی تحقیق شده و نیز بارها بیان کردیم که سر آل محمد (علیهم السلام) همان اسم الله است. پس مراد از مستشفع الی الله عزوجل بکم یعنی من به وساطت شما که همان سر شما در عالم وجود من است و نه از طاغوت که سر دشمنان شماست خواهان فیض از خدا هستم. و در این که این دو جمله را آورده خواسته بفهماند که خداوند ذاتا برتر از این است که امر خلق خود را خود مباشرت کند، بلکه با اسماء خود به همه موجودات فیض می رساند، چنان که دانستید.
فرمود:

و متقرب بکم الیه

یعنی خداوند چون به همه موجودات از همه نزدیک تر است و از هیچکس دور نیست تا کسی به او نزدیک شود، و همه به او نزدیک اند، لذا برای تقرب به خود نشانه و برای توجه به خود وجهه و رویی قرار داد و برای تقرب به خود تقرب به آن وجهه و توجه به آن را به منزلت تقرب به خویش قرار داد. فرمود: قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی(1417) یعنی مرا به این اسماء بخوانید. و شما دانستید که ایشان اسماء حسنی و وجه الله هستند که اولیاء به آن توجه می کنند و ایشان باب خدا هستند که به واسطه آن مردم به سوی خدا می روند و مردم به آن امتحان شده اند، پس به تقرب و توجه به خدای - تعالی - در سرّ و آشکار جز از طریق ایشان ممکن نیست.
فرمود: