فهرست کتاب


شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)

علامه سید حسین همدانی درود آبادی‏ محمد حسین نائیجی‏

آگاهی سوم: درباره کشتن ابلیس

اخباری که در کشتن ابلیس - لعنة الله - وارد شده مختلف است.
در علل(1394) از امام صادق (علیه السلام) از الوقت المعلوم پرسیده شد. فرمود: یوم الوقت المعلوم روزی است که در صور یک بار می دمند و ابلیس بین دمیدن اول و دوم می میرد.
و عیاشی(1395) از آن حضرت روایت کرده که از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: آیا می پنداری که این روز، روز حشر همه مردم است؟ خداوند ابلیس را تا روزی که قائم ما مبعوث می شود مهلت داده است. هنگامی که قائم ما در مسجد کوفه مبعوث می شود ابلیس می آید و در جلوی آن حضرت به زانوانش حرکت می کند و می گوید: وای بر او از این روز، آن حضرت پیشانی او را می گیرد و ذبحش می کند، آن روز یوم الوقت المعلوم است.
و قمی(1396) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: یوم الوقت المعلوم روزی است که رسول خدا بر صخره ای که در بیت المقدس است ابلیس را ذبح می کند.
گویم: یعنی در رجعت و روایت درباره این آیه از امام باقر (علیه السلام) در دلیل هفتم آورده شده که کشتن شیطان به دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آن حضرت با نیزه ای که بین دو کتف او فرو می کند او را می کشد. با این ضربه پیروان او نیز در فرات در سرزمین روحا هلاک می شوند.
گویم: وجه جمع بین این اخبار این است که از اختلاف این اخبار ظاهر می شود که شیطان نیز کراتی دارد، چنان که امیرالمومنین (علیه السلام) دارای کراتی است، چه این که وی مظهر کامل عالم نار است و آن حضرت مظهر کامل عالم نور است پس مظهر همه مراتب اسم الله است و ابلیس مظهر مراتب اسم مضلّ است و خداوند سر آن دو را در همه نفوس گذاشته، چه این که باید حقیقت اختیار در همه پیاده شود. در این باره گفتگوهای کاملی در فقره و اعلام التقی و فقرات قبل از آن شده و ادله آن ذکر گردیده است.
بنابراین مادامی که تکلیف باقی است باید در عالم اکبر مظهری برای این دو اسم موجود باشد. چنان که در عوالم صغری نیز باید مظاهری داشته باشند. و لذا بعد از کشته شدن شیطان توبه و تکلیفی نیست و زمین از همه مظاهر شیطان در نهان و آشکار پاک می شود و در زمین تنها خدای یگانه عبادت می شود و هیچکس به خدا شرک نمی ورزد. بنابراین خداوند با همه اسماء عبادت می شود و دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر همه ادیان چیره می شود. و الحمدلله رب العالمین.
فرمود:

منتظر لأمرکم مرتقب لدولتکم

امر به معنای حادثه است و مراد زمان دولت و رجعت و تمکن ایشان در زمین و خلافت ایشان است.
الارتقاب انتظار.
دولة به فتح دال نوبت.
گویا با این جمله انشاء استحباب این دو فقره را نموده است. (یعنی خواست بگوید انتظار امر و دولت ایشان مستحب است و این استحباب با این جمله انشاء شده است).
در کافی(1397) به اسنادش به عمار ساباطی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که از آن حضرت پرسیدم: کدام یک بهتر است آیا عبادت پنهانی با امام مستتر و پنهان در دولت باطل افضل است و یا عبادت با ظهور حق... آن حضرت فرمود: شما در ورود به دین خدا و نماز و روزه و حج و دیگر خیراتی که خداوند توفیق دده و به عبادت خدا در پنهان با دشمنان خود و با امام پنهان و مطلع او و شکیبا و منتظر دولت حق و ترسان بر امام و خویش از شاهان ستمگر از دیگران پیشی گرفتید و پیوسته به حق امام و حقوق خویش می نگرید که در دست ستمگران است و ایشان شما را منع کردند و شما را ناچار به زندگی دنیوی و طلب معاش با شکیبایی بر دین و عبادت و طاعت امام و خوف از دشمنان نموده اند، بنابراین خداوند اعمال شما را در دنیا مضاعف کرده است، پس گوارای وجود شما باد!...
و در همان کتاب(1398) به اسنادش به امیرالمومنین در خطبه ای فرمود: ایشان پیروان دانشمندانند که با اهل دنیا همراه شدند و طاعت خدا و اولیای الهی را نمودند و با تقیه در دین و ترس از دشمنان ذوب شدند لذا ارواح ایشان به محل اعلی آویخته، و علی و پیروان ایشان در دولت باطل ساکت و صامتند و منتظر دولت حق اند و خداوند حق را با همه خصوصیات محق می سازد و باطل را نابود می گرداند، خوشا به حال ایشان چه این که در حال آرامش بر دین خود شکیبا هستند. چه اشتیاق فراوانی برای دیدن ایشان در زمان ظهورشان دارم، و خداوند ما و ایشان را در بهشت عدن به همراه پدران و همسران و فرزندان ایشان جمع می کند. و اخبار برای انتظار فرج و ترغیب به آن فراوان است.
فرمود:

آخذ بقولکم

من گفتار شما را گوش می دهم چه این که حقیقت تنها از شما اهل بیت صادر می شود، چنان که در کافی(1399) به اسنادش از محمد بن مسلم روایت شده که گفت: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می گفت: در نزد هیچکس حقیقت و درستی وجود ندارد و هیچکس حکمی نمی کند مگر این که از ما صادر شده باشد، اگر در امری اختلاف پیدا شود اشتباه از مردم و درستی از آن علی (علیه السلام) است. و در آن به اسنادش(1400) از زراره روایت شده که گفت: من در نزد امام باقر (علیه السلام) بودم، مردی از اهل کوفه از وی درباره سخن امیرالمومنین (علیه السلام) سلونی عما شئتم فلا تسألونی عن شی ء الا نبأتکم یعنی: از من هر چه خواهید بپرسید، چه این که از هیچ چیز نمی پرسید مگر این که از آن شما را خبر می دهم فرمود: در نزد هیچکس علمی نیست مگر این که آن علم از امیرالمومنین (علیه السلام) به ایشان رسیده باشد. مردم هر کجا خواهند بروند، دانش جز از این خانه از جایی بر نخواهد خاست.
و در آن کتاب(1401) از امام باقر (علیه السلام) روایت شد که آن حضرت به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه فرمود: به شرق و غرب بروید. دانش صحیحی را جز آنچه از ما صادر شده باشد پیدا نمی کنید و نیز درباره آن باید فرمان خدا را برد که فرمود: فلینظر الانسان الی طعامه(1402) یعنی: انسان باید به غذای خویش بنگرد. در کافی(1403) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که مراد از آیه فلینظر الانسان... چیست؟ فرمود: بنگرد دانشی را که می گیرد از چه کسی می گیرد.
فرمود: